<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xmlns:tt="http://teletype.in/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"><channel><title>Czar</title><generator>teletype.in</generator><description><![CDATA[▒▓█►─═ M ═─◄█▓▒

𝚃𝚑𝚎 𝙸𝚖𝚙𝚘𝚜𝚜𝚒𝚋𝚕𝚎 𝚒𝚜 𝚘𝚏𝚝𝚎𝚗 𝚝𝚑𝚎 𝚞𝚗𝚝𝚛𝚒𝚎𝚍]]></description><image><url>https://img1.teletype.in/files/ce/b7/ceb70b7f-a7a3-41f9-9964-5dbf490a302a.jpeg</url><title>Czar</title><link>https://teletype.in/@czar</link></image><link>https://teletype.in/@czar?utm_source=teletype&amp;utm_medium=feed_rss&amp;utm_campaign=czar</link><atom:link rel="self" type="application/rss+xml" href="https://teletype.in/rss/czar?offset=0"></atom:link><atom:link rel="next" type="application/rss+xml" href="https://teletype.in/rss/czar?offset=10"></atom:link><atom:link rel="search" type="application/opensearchdescription+xml" title="Teletype" href="https://teletype.in/opensearch.xml"></atom:link><pubDate>Sat, 04 Apr 2026 14:09:02 GMT</pubDate><lastBuildDate>Sat, 04 Apr 2026 14:09:02 GMT</lastBuildDate><item><guid isPermaLink="true">https://teletype.in/@czar/Hazrate_rab</guid><link>https://teletype.in/@czar/Hazrate_rab?utm_source=teletype&amp;utm_medium=feed_rss&amp;utm_campaign=czar</link><comments>https://teletype.in/@czar/Hazrate_rab?utm_source=teletype&amp;utm_medium=feed_rss&amp;utm_campaign=czar#comments</comments><dc:creator>czar</dc:creator><title>حضرت رب مربی عالم </title><pubDate>Fri, 14 Mar 2025 22:13:34 GMT</pubDate><media:content medium="image" url="https://img3.teletype.in/files/63/ae/63ae5082-e92e-4162-8e3b-b98e18253246.png"></media:content><description><![CDATA[<img src="https://img4.teletype.in/files/bf/55/bf559cd4-84ab-486a-a1ac-de639d27f6ed.jpeg"></img>با نام و با یاد پدرم، حضرت رب، مربی عالم، مسیحای زمان]]></description><content:encoded><![CDATA[
  <p id="hGUC"> با نام و با یاد پدرم، حضرت رب، مربی عالم، مسیحای زمان </p>
  <figure id="eFBY" class="m_original">
    <img src="https://img4.teletype.in/files/bf/55/bf559cd4-84ab-486a-a1ac-de639d27f6ed.jpeg" width="659" />
  </figure>
  <figure id="hgm6" class="m_original">
    <img src="https://img4.teletype.in/files/75/d5/75d5f3fe-f595-45b8-b589-7b2c08f74ca9.jpeg" width="920" />
  </figure>
  <h2 id="rfnJ" data-align="center">مسیحای عالم پدر بزرگوارم </h2>
  <p id="W0IK"></p>
  <p id="U0As" data-align="center">بیادت هستیم تا ابد ... و با یادت نفس میکشیم  </p>

]]></content:encoded></item><item><guid isPermaLink="true">https://teletype.in/@czar/tqM7L1GqjHJ</guid><link>https://teletype.in/@czar/tqM7L1GqjHJ?utm_source=teletype&amp;utm_medium=feed_rss&amp;utm_campaign=czar</link><comments>https://teletype.in/@czar/tqM7L1GqjHJ?utm_source=teletype&amp;utm_medium=feed_rss&amp;utm_campaign=czar#comments</comments><dc:creator>czar</dc:creator><title>یهوه </title><pubDate>Thu, 16 Nov 2023 00:15:02 GMT</pubDate><media:content medium="image" url="https://img4.teletype.in/files/3a/a4/3aa4cb23-6804-4239-9941-1239470850e3.png"></media:content><description><![CDATA[<img src="https://p-v-t.ru/img/logo.png"></img>عیسی مسیح و اسرار کتاب مقدس مالتسف نیکولای نیکیفورویچ]]></description><content:encoded><![CDATA[
  <ul id="menu-td-demo-header-menu">
    <li id="GWM2"><a href="https://p-v-t.ru/fa/" target="_blank">خانه</a></li>
    <li id="menu-item-"><a href="https://p-v-t.ru/fa/category/numerology/" target="_blank">عدد شناسی</a></li>
    <li id="menu-item-"><a href="https://p-v-t.ru/fa/category/prayers/" target="_blank">دعاها</a></li>
    <li id="menu-item-"><a href="https://p-v-t.ru/fa/category/spirituality/" target="_blank">باطنی</a></li>
    <li id="menu-item-"><a href="https://p-v-t.ru/fa/category/conspiracies/" target="_blank">توطئه ها</a></li>
    <li id="menu-item-"><a href="https://p-v-t.ru/fa/category/the-mysteries-of-women/" target="_blank">اسرار زنان</a></li>
    <li id="menu-item-"><a href="https://p-v-t.ru/fa/category/faith-and-religion/" target="_blank">ایمان و دین</a></li>
  </ul>
  <figure id="1Sc0" class="m_original">
    <img src="https://p-v-t.ru/img/logo.png" width="197" />
  </figure>
  <h2 id="FgjZ">چرا خدای عیسی یهوه نیست. خدای یهوه کیست؟ در مورد ماهیت مسیح چه می توانید بگویید؟</h2>
  <blockquote id="TmU9">عیسی مسیح و اسرار کتاب مقدس مالتسف نیکولای نیکیفورویچ</blockquote>
  <p id="kzRg">2. ماهیت ثانویه میزبانان، یهوه، یهوه و شاهزاده این جهان</p>
  <p id="40dL">سه روح عالی جهانی به تدریج به نقش خود در جهان پی بردند، فعالیت الحادی خود را متوقف کردند و به ارواح مقدس تبدیل شدند. این ارواح میزبانان، یهوه و یهوه هستند. اما روح چهارم پایین که شیطان یا شاهزاده این جهان نامیده می شود، به دلیل ماهیت جهانی خود نمی تواند قدیس شود، بلکه همیشه تا زمانی که وجود دارد، بی قانونی می آفریند و خدا ستیز است. دلیل این خاصیت این است که شیطان قدرت نامعقول ارواح جهانی اولیه را که به طور پیوسته توسط خود ماده ایجاد می شود و کوانتوم های معنوی آلوده به اطلاعات ضد الهی که عملاً ضایعات معنوی خلقت حیات مادی جهانی هستند ترکیب می کند.</p>
  <p id="qwA8">شیطان و شاهزاده این جهان نامهای یکسانی برای مرکز خلاق مدیریتی هستند که لژیون ارواح شیطانی-اهریمنی سلسله مراتب معنوی پایین را رهبری می کند. کلمه &quot;شیطان&quot; را عیسی مسیح هنگامی که در مورد ماهیت یک روح واقعی و نه مجازی که &quot;قاتل از ابتدا&quot; و &quot;پدر دروغ&quot; است صحبت کرد. به همین دلیل اعمال در این کار را در رابطه با مدیر خلاق معقول می دانم <a href="https://p-v-t.ru/fa/samyi-staryi-monastyr-v-evrope-prezentaciya-proektno-issledovatelskaya-rabota-srednevekovyi-monast/" target="_blank">مرکز معنوی</a>توسط ارواح جهانی پایین هر دو نام.</p>
  <p id="cRWg">در حالی که بشریت زمینی از سه نژاد اول مقدس و بدون گناه بود، شیطان مقدار معنوی اطلاعات ضد الهی را از سه روح عالی جهانی میزبانان، یهوه و یهوه دریافت کرد. در آغاز خلقت جهان، این ارواح نیز گناهکار و ناپاک بودند. هنگامی که ماده از مرکز جهان و مراکز کهکشان ها خارج شد، بسیاری از ارواح فرشته ای خدمتگزار پاکسازی درونی ارواح جهانی را انجام دادند که به &quot;جنگ در بهشت&quot; معروف است و بخش های ناپاک روح را به فلک آسمان پرتاب کردند. اجسام سیاره‌ای و اقمار آنها، نزدیک‌تر به پایین‌ترین سطح، ابتدا سطح روح الهی است که در مراکز سیارات متمرکز است. اقمار سیارات نیز مخزن ارواح ناپاک هستند، اما ترکیب آنها از انرژی کمتر و باهوش تر است؛ در عمل، این ارواح قسمت پایین روح یهوه را تشکیل می دهند. اقامتگاه روحانی یهوه ماه و مرکز ثقل متحرک کلی سامانه زمین-ماه است که در داخل حجم کره زمین و تقریباً دو هزار کیلومتر از سطح زمین قرار دارد. در زمان ما هیچ حیات سلولی در مریخ وجود ندارد، اما وجود داشت و شکوفا شد. با این حال، پس از آخرالزمان مریخ، پدر آسمانی کوانتات روح الهی را از سطح مریخ حذف کرد و زندگی سلولی خود به خود متوقف شد. اما این بدان معنا نیست که روح پایین مریخی از نظر ذهنی و روحی کاملاً فروپاشیده و خود ویران شده است.</p>
  <p id="5VYl">همه این آزمایشات غیر الهی محکوم به شکست کامل هستند. انسان زمانی می تواند یک انسان زنده بماند که سه بذر روح خلاق در روح انسانی او قرار گیرد که به درجه معینی از دانش و قدرت خلاقیت رسیده باشد. مدتی است که روح شیطانی شاهزاده این جهان نیز این حق را دریافت کرده است که بذر معنوی خود را در روح انسان قرار دهد. با این حال، بذر شیطان تنها در صورتی قادر به حضور در روح یک انسان زنده است که دو بذر دیگر از آن ارواح وجود داشته باشد که در روند تاریخ بشریت حق وقف روح انسان را با بذرهای معنوی خود به دست آورده باشند. آدم و حوا تا امروز. چنین ارواح میزبان، یهوه و یهوه هستند. به طور خلاصه، اگر بذر معنوی شیطان در روح انسان وارد شود، همیشه تحت کنترل بذرهای معنوی کاملتر است.</p>
  <p id="LauB"><strong>این متن یک مقدمه است.</strong>برگرفته از کتاب دستورالعمل هایی در زندگی معنوی نویسنده تئوفان منزوی</p>
  <p id="52UW">تلخی این دنیا چه بگوییم از وضعیت تلخ دنیا؟ از قدیم الایام همینطور بوده و تا پایان قرن هم همینطور خواهد بود. اما هر چقدر هم که حیله گر باشد، هر چقدر هم بدخواه باشد، نمی تواند جلوی مسیر واقعی کسانی را بگیرد که خالصانه برای نجات غیورند. زیرا بولیوس در ما وجود دارد نه در جهان. (مسأله 8، پی 1363،</p>
  <p id="hrnY">از کتاب تمثیل های بشریت نویسنده لاوسکی ویکتور ولادیمیرویچ</p>
  <p id="IhGr">بار این دنیا دو دانش آموز در مورد رساترین نماد این مفهوم بحث کردند. یکی طلا را پیشنهاد کرد، اما دیگری فکر می‌کرد که مرمر سفید بهتر است. هر دو موافق بودند که بار، به عنوان یک بار، به بهترین وجه با یک سنگ بیان می شود. اما معلم خاطرنشان کرد: &quot;کوچکترین دانه اراده می کند</p>
  <p id="YBVa">از کتاب برگزیده ها: عظمت و فقر متافیزیک توسط Maritain Jacques</p>
  <p id="cJbB">5. نفرت از این جهان ما به پوچی افراطی افسانه های یهودستیزانه اشاره کردیم و استدلال کردیم که اگر این حماقت خود معنای پنهانی نداشت، همه چیز به چنین ابلهی نمی رسید. نفرت از یهودیان و نفرت از مسیحیان از یک منبع سرچشمه می گیرد</p>
  <p id="kR3B">برگرفته از کتاب گفتگوهای معنوی نویسنده قدیس ماکاریوس مصری</p>
  <p id="iVit">گفتگو 5. تفاوت بین مسیحیان و مردم این جهان بسیار است. برخی با داشتن روح جهان در خود، در دل و ذهن خود به پیوندهای زمینی گره خورده اند. در حالی که دیگران مشتاق محبت پدر آسمانی هستند و او را به عنوان هدف همه آرزوهای خود تنها می دانند.</p>
  <p id="NxQv">از کتاب انجیل توضیحی. جلد 5 نویسنده لوپوخین اسکندر</p>
  <p id="ByI3">مکالمه 49. اگر انسان در سعادت دنیای دیگر شرکت نکند، دلیل کافی برای امتناع از لذت های دنیا وجود ندارد.</p>
  <p id="tU28">از کتاب انجیل توضیحی. جلد 10 نویسنده لوپوخین اسکندر</p>
  <p id="8xs7">13. به همین دلیل آسمان را می لرزانم و زمین از غضب پروردگار صبایوت در روز غضب سوزان او از جای خود حرکت خواهد کرد. انبیا اغلب تحولات سیاسی را به عنوان تحولات طبیعی نشان می دهند (اشعیا 24: 19؛ 34: 4؛ ار 4: 23، 26؛ یوئیل را ببینید.</p>
  <p id="ZI4N">از کتاب عیسی مسیح و اسرار کتاب مقدس نویسنده مالتسف نیکولای نیکیفروویچ</p>
  <p id="qFmc">23. به آنها گفت: شما از پایین هستید، من از بالا هستم. تو اهل این دنیا هستی، من اهل این دنیا نیستم. مسیح مستقیماً پاسخ دشمنان خود را به تمسخر آنها نمی دهد، بلکه به تضاد شدید بین خود و آنها اشاره می کند: او از بالا است و آنها از پایین. با این کار مسیح عمیق ترین پایه آنها را آشکار می کند</p>
  <p id="ISC6">از کتاب غسل تعمید روسیه - برکت یا نفرین؟ نویسنده ساربوچف میخائیل میخائیلوویچ</p>
  <p id="cOe5">36. عیسی پاسخ داد: پادشاهی من از این جهان نیست. اگر پادشاهی من از این دنیا بود، بندگانم برای من می جنگیدند تا به دست یهودیان تسلیم نشوم. اما اکنون پادشاهی من از اینجا نیست. مسیح به پیلاطس پاسخ می دهد که او به عنوان نماینده مقامات رومی، این اختیار را دارد</p>
  <p id="oL7H">از کتاب سنت زندگی قرن بیستم. درباره اولیا و زاهدان زمان ما نویسنده نیکیفوروا الکساندرا یوریونا</p>
  <p id="HNtC">فصل اول <a href="https://p-v-t.ru/fa/marlo-tragicheskaya-istoriya-doktora-fausta-kratkoe-soderzhanie/" target="_blank">داستان کوتاه</a>سیر تکاملی. انسان الهی و ارواح بعل، لشکریان، یهوه و</p>
  <p id="3h0r">از کتاب نویسنده</p>
  <p id="sXDN">4. نقشه های شاهزاده این جهان و یهوه در مورد قبیله ابراهیم <a href="https://p-v-t.ru/fa/myths-about-ancient-people-in-history-legends-and-myths-of-the-ancient-world/" target="_blank">دنیای باستان</a>و به ساکنانش اجازه داد تا محصول برنج را تغذیه کنند و</p>
  <p id="5E3m">از کتاب نویسنده</p>
  <p id="j6yV">6. جنگ یهوه و شاهزاده این جهان. قربانیان و پیامدها شیطان یک جنگ خونین را علیه یهوه اعلام کرد و دوباره با استفاده از آن بر سر او ریخت. <a href="https://p-v-t.ru/fa/evrei-v-nkvd-molitva-lozhnym-bogam-ili-genocid-russkogo-naroda-genocid-v/" target="_blank">قوم یهود</a>و مردمان گوی امپراتوری روم با تمام نفرت و کینه توزی خود. این از طبیعت آزادیخواه یهودیان نیست</p>
  <p id="HGIs">از کتاب نویسنده</p>
  <p id="44i1">7. روح شاهزاده این جهان و حواریون عیسی من تا حدودی در مورد مخالفت رسولان صحبت می کنم، زیرا برای اولین بار پس از قیام با آنها ملاقات کردم و از درهای بسته عبور کردم (تاکید کردم). ، عیسی مسیح ناخودآگاه آنها را از روح فریسیان پاک کرد</p>
  <p id="F6zv">از کتاب نویسنده</p>
  <p id="d7mv">10. پیش از تاریخ معبد مصری شاهزاده این جهان این عمل شیطان نیاز به توضیح دارد. واقعیت این است که نسخه ای شیطانی از معبد اورشلیم از سال 401 قبل از میلاد در جنوب مصر، در جزیره الفانتین، در مجاورت اسوان وجود داشته است. ه. متعاقباً، زمانی که</p>
  <p id="nCyD">از کتاب نویسنده</p>
  <p id="jBWr">فصل نهم یهودیان و روح شاهزاده این جهان در تاریخ جهان</p>
  <p id="SNIT">از کتاب نویسنده</p>
  <p id="kSaw">پادشاهی از این دنیا نیست... من که یک فرد سکولار هستم، نمی توانم درک کنم که روند قدیس کردن یک &quot;امتیاز&quot; مکانیکی برای خدمات به میهن نیست. این یک فرآیند چند بعدی است که شامل انواع تجسم ها - اخلاقی، معنوی، صمیمی است</p>
  <p id="MBkl">از کتاب نویسنده</p>
  <p id="cPfv">ارشماندریت سرافیم (تیاپوکین): نه از این دنیا، در سال 1980 با ارشماندریت سرافیم (تیاپوکین) آشنا شدم. ارشماندریت جان (کرستیانکین) به خاطر این آشنایی به من برکت داد. او همچنین به من برکت داد تا به پدر سرافیم که اعتراف کننده اسقف بود اعتراف کنم.</p>
  <p id="MyaG"><strong>ریشه نام یهوه</strong></p>
  <p id="vxSX">یهوه نام خدا در یهودیت و مسیحیت است که در عهد عتیق (تناخ) به کار رفته است. طبق کتاب مقدس، از طریق موسی به قوم یهود نازل شد. در روسی مدرن، تلفظ با لهجه در هجای اول پذیرفته شده است، اما برای زبان عبری، لهجه در آخرین هجا معمولی است.<br />آوانویسی چهار گرامر (YHVH) به روسی <a href="https://p-v-t.ru/fa/derevenskie-znahari-znaharka-iz-sela-kuchki-gadaet-lechit-rak-i-vodit-druzhbu-s/" target="_blank">نام خدا</a>، چهار صامت - יהוה. یهوه تلفظ احتمالی پذیرفته شده فعلی نام خدای کتاب مقدس است. تلفظ نام خدا در یهودیت تابو است، که به ویژه بر اساس دستور کتاب مقدس &quot;اسم یهوه خدای خود را بیهوده تلفظ مکن&quot; (خروج 20: 7) است، بنابراین فقط کاهن اعظم می دانست تلفظ واقعی (مخفی) نام <a href="https://p-v-t.ru/fa/krasivye-legendy-i-predaniya-o-cvetah-mify-i-legendy-o-rasteniyah-s-drevnih-vremen/" target="_blank">معبد اورشلیم</a>، و در دعاها از توسل Adonai (عبری، &quot;خداوند&quot;، &quot;خداوند&quot;، &quot;قادر متعال&quot;) استفاده می شود، در زندگی روزمره - هاشم (عبری &quot;نام&quot;).<br />از آنجایی که حروف صدادار در نوشته‌های باستانی (عبری) مشخص نشده‌اند، تلفظ واقعی نام خدا همچنان موضوع فرضیه‌ها است، فقط حروف Yod-Hei-Vav-Hei (در رونویسی لاتین YHWH) به طور قابل اعتماد شناخته شده است. نام تحت اللفظی این نام عبری تتراگرامتون است. سامریان تلفظ یهوه یا یهوه را تا به امروز حفظ کرده اند. تلفظ یهوه با انواع یهوه، یهوه نیز از منابع مستقل سامی باستان بازسازی شده است.</p>
  <p id="IKuL">صدای تتراگرام &quot;یهووا&quot; (در سنت روسی - یهوه) گسترده است و بخشی از تعدادی از زبان های اروپایی شده است. ایلیا شیفمن، باستان شناس و شرق شناس معروف، در مورد استفاده از کلمه یهوه می نویسد: هنگامی که حافظان سنت یهودیان عهد عتیق علائم خاصی را برای نشان دادن مصوت ها اختراع کردند، مصوت هایی از کلمه آدونایی به صامت های نام یهوه اضافه کردند. نتیجه یَهُوَه (به املای سنتی: یهوه) بود که هرگز واقعاً وجود نداشت یا خوانده نشد. یعنی یهوه نام خدا نیست، مشتق از کلمات دیگری است که نسبتاً اخیراً ظاهر شده است.</p>
  <p id="RzQb">او اینجا است. یهوه فرضی (راست).</p>
  <p id="tQ9V"><strong>یهوه در اساطیر سامی غربی</strong></p>
  <p id="6GF0">همسر یهوه برخی منابع می گویند که خداوند یک همسر و حتی دو همسر داشت. آنات و عاشرا. به عقیده برخی از محققین، در دوران گذار به توحید در میان یهودیان باستان، خداوند تنها خدا محسوب می شد، اما داشتن همسر. طبق برخی منابع (به عنوان مثال، پاپیروس های فیل)، آنات، به گفته دیگران - آشرا بود. عهد عتیق از پرستش یهودیان باستان به &quot;ملکه آسمان&quot; یاد می کند که ارمیا نبی علیه آن می جنگید. شواهد باستان‌شناختی (یافت‌شده‌های مکرر مجسمه‌های اشره) نیز حاکی از وجود یک آیین گسترده از او در فلسطین، حداقل تا قرن ششم قبل از میلاد است. ه. با این حال، در میان محققان بین نام‌های الهه‌های آشرا (همسر خدای ال) و آشتورت (ایشتر-آستارت) که در اساطیر اوگاریتی تفاوت دارند، سردرگمی وجود دارد. همانطور که یهوه در دوران باستان را میتوان با ال یا پسر ال یکی دانست.</p>
  <p id="v3W0">در اوایل قرن بیستم اسنادی که بر روی پاپیروس به زبان آرامی نوشته شده بود در مصر یافت شد. معلوم شد که در الفانتین، جزیره کوچکی در مقابل اسوان، مستعمره ای از مزدوران یهودی از ابتدای حکومت پارسیان (525 قبل از میلاد) تا آغاز عصر ما در آنجا زندگی می کردند. مهاجران معبد مخصوص به خود داشتند، آنها از دخالت خود با یهودیان آگاه بودند و کاهنان آنها با کاهنان اورشلیم مکاتبه می کردند. یهودیان الفانتین چه کسی را می پرستیدند؟ البته خدای یهود که او را یهوه می نامیدند ( <a href="https://p-v-t.ru/fa/nataliya-umenshitelno-laskatelnoe-znachenie-imeni-nataliya/" target="_blank">شکل مختصر</a>یهوه). اما همراه با او در همان معبد، دو الهه را پرستش کردند - آشام از بیتل (بیتل شهر اصلی در شمال است. <a href="https://p-v-t.ru/fa/izrailskoe-gosudarstvo-obrazovanie-razvitie-i-raspad-istoriya-izrailskogo-i-iudeiskogo-carstv-v/" target="_blank">پادشاهی اسرائیل</a>; خود الهه ممکن است با اشمات سامره، که توسط آموس، 8:14 ذکر شده است) و آنات از بیتل (الهه سامی عشق و جنگ معروف) مرتبط باشد.</p>
  <p id="0niu">مشخص شد که شناسایی YHW Elephantine و یهوه عبری رایج بسیار آسان است، اگرچه اولی دارای دو همسر الهی است. محققین مذهب آن ناحیه را یهودی و نه هنجاری می دانند. برای این انحرافات از شریعت توحیدی توضیحات متعددی ارائه شده است. اولین مورد به این دلیل است که مذهب فیل، به گفته شالیت، یک شخصیت عامیانه بود. یهودیان فیل مذهب عامیانه ای را که پیامبران اولیه و ارمیا اندکی قبل از تخریب اولین معبد با آن مبارزه می کردند، با خود به مصر آوردند. البته دین عامه نیز خدای یهودیان - یهوه - را در وهله اول قرار داده است.</p>
  <p id="kLFv">سایر محققان دلیل را در دوری از یهودیت هنجاری دوران معبد دوم و / یا تأثیر یک محیط بت پرستان می دانند. با این حال، یافته های اخیر در قلمرو اسرائیل این پدیده را به شیوه ای جدید توضیح می دهد. نقوشی روی یک ظرف شکسته که در کونتیلت آجرود در شمال شرقی سینا یافت شده و مربوط به آغاز قرن هجدهم است. قبل از میلاد مسیح ه.، سه چهره را به تصویر می کشد: مردی که در پیش زمینه ایستاده، زنی مستقیماً پشت سر او، و یک نوازنده نشسته در پس زمینه. روی کتیبه نوشته شده است: «تو را به نام یهوه سامره و اشره او برکت می‌دهم». کتیبه تدفین از مقبره ای در ال کوم (یهودیه) که قدمت آن به قرن هجدهم بازمی گردد. قبل از میلاد نیز با نامهای یهوه و آشرا به پایان می رسد. آشرا نیز مانند آنات، الهه معروف و بنا به اسناد بسیاری از پانتئون سامی شمال غربی است. به یاد داریم که خود کتاب مقدس از احترام رسمی آن در اسرائیل در قرن نهم صحبت می کند. قبل از میلاد مسیح.؛ فرقه او توسط جچبل و آتالیا تأیید شد که احتمالاً آن را از فنیقی ها به عاریت گرفته بودند. در منابع دیگر کتاب مقدس، نویسندگان یا از احترام او ابراز تاسف می کنند (دوم پادشاهان 14:13، برای مثال، جایی که از بانوی دیگری صحبت می کند)، یا او را به نقش یک درخت یا تیرک در نزدیکی محراب تقلیل می دهند (دوم پادشاهان 13:6، 17:16؛ تثنیه 16 -21 و بعد.). محکومیت ها و جنجال های تلخی که علیه او صورت می گیرد، نشانه محبوبیت و احترام اشره است. مارگالیت ادعا می کند که این نام به معنای &quot;رفتن به پشت&quot; است - این نام نشان دهنده نقش او به عنوان یک همسر است <a href="https://p-v-t.ru/fa/slavyanskii-bog-kryshen-ego-simvoly-kryshen-verhovnyi-bog/" target="_blank">خدای برتر</a>که برای نقاشی روی ظرف از کونتیلت آجرود بسیار مناسب است. بنابراین، با در نظر گرفتن نشانه‌های کتاب مقدس و یافته‌های باستان‌شناسی، می‌توان به این نتیجه رسید: آیین الهه، همسر ادعایی یهوه، در دوران معبد اول، و همچنین در میان مردم، در سراسر کشور رواج داشت. <a href="https://p-v-t.ru/fa/kak-v-narode-nazyvayut-palestinu-palestincy-kto-takie/" target="_blank">جمعیت یهودی</a>فیل ها&quot;.</p>
  <p id="6bAl"><strong>مکاتبات با خدایان دیگر</strong></p>
  <p id="b9yd">ظاهراً تکریم یهوه نه تنها در میان یهودیان باستان، بلکه در میان سایر قبایل سامی غربی نیز رواج داشت. در میان فنیقی ها او را به نام یوو و در بیبلوس به نام یحی (یهاوی) می شناختند. او مسئول عنصر دریا بود و حامی شهر بیروت در نظر گرفته می شد، جایی که متون اختصاص داده شده به یوو کشف شد، بدون شک تحت تأثیر افسانه های بعل حداد، خدای رعد، پسر ایلو اوگاریتی، ایجاد شده است. نام دومی در یک اسم رایج به عبری به معنای &quot;خدا&quot; منتقل شد و کارکردهای ایلو (ال) توسط یهوه جذب شد. در فلسطین، او حامی اتحادیه قبایل اسرائیل باستان و احتمالاً حامی ادوم به حساب می آمد. با یامو (دریا) و لویاتان مبارزه می کند و پیروز می شود. در اوگاریت و کنعان، یهوه (جاوا) یامو - خدای دریا، شکست خورده در مبارزه با بعل نامیده می شد. علاوه بر این، در دعاهای آیینی اوگاریتی، یهوه با ال یکی می شود یا او را پسر ال می نامند. فرض بر این است که در پانتئون رایج سامی غربی، یهوه/یوو ارباب عنصر آب بوده است، که احتمالاً با خدای ایا در اساطیر سومرو-اکدی مطابقت دارد (که البته مشکوک است، زیرا ایا مخالف انلیل مهیب بود. بعداً در کتاب مقدس، احتمالاً یهوه نامیده می شود)، که <a href="https://p-v-t.ru/fa/mify-drevnei-grecii-vsemirnyi-potop-mif-o-vsemirnom-potope/" target="_blank">سیل جهانی</a>. با این حال، چنین سردرگمی برای اساطیر مرتبط، اما همزمان نیست، اورانوس / زئوس را در میان یونانیان و دیائوس / ایندرا در میان هندوآریایی ها مقایسه کنید.</p>
  <p id="Rsas"><strong>یهوه در عهد عتیق</strong></p>
  <p id="O6Gk">در عهد عتیق، یهوه (که معمولاً در ترجمه سینودال به عنوان «خداوند» یا «خداوند» نامیده می‌شود) خدای یکتاپرست شخصی قوم اسرائیل است که یهودیان را از مصر خارج کرد و شریعت الهی را به موسی داد. کیش یهوه در عهد عتیق با فرقه های دیگر خدایان سامی که به شدت مورد ارزیابی منفی قرار گرفته اند، مقایسه می شود. تاریخچه رابطه قوم اسرائیل با یهوه طرح اصلی عهد عتیق است. یهوه در کتاب مقدس به طور فعال در سرنوشت اسرائیل و سایر ملل شرکت می کند، خود را به پیامبران نشان می دهد، دستور می دهد و نافرمانی را مجازات می کند. درک شخصیت خدای عهد عتیق در مذاهب مختلف متفاوت بود <a href="https://p-v-t.ru/fa/uchenie-o-zhizni-lva-tolstogo-filosofskie-ucheniya-lva-tolstogo-ekonomicheskie/" target="_blank">آموزه های فلسفی</a>. بنابراین، از دیدگاه مسیحی، هم بر تداوم آن در مقایسه با مفهوم خدا در عهد جدید و هم بر تفاوت بین آنها تأکید شد.</p>
  <p id="5msP"><strong>مسیحیت</strong></p>
  <p id="eiXz">در مسیحیت ارتدکس، نام یهوه برای هر سه شخص الوهیت مناسب است. تحت نام یهوه، پسر خدا (عیسی قبل از تجسم) بر موسی و پیامبران ظاهر شد. یَهُوَه او خالق، قانونگذار، حافظ، معبود، خداوند متعال و قدرتمند است. ترجمه سینودال، به عنوان یک قاعده، تتراگرام (YHWH) را با کلمه &quot;خداوند&quot; ترجمه می کند. تلفظ &quot;یهوه&quot; در <a href="https://p-v-t.ru/fa/samyi-bolshoi-hram-v-mire-samye-vysokie-sobory-mira-samyi/" target="_blank">دنیای مسیحی</a>برای بیش از 200 سال، اما در اکثر ترجمه های کتاب مقدس به روسی بسیار نادر است (مثلاً 6: 3، پاورقی، پیش 15: 3) و با نام های دیگری (عمدتاً خداوند) جایگزین شده است.</p>
  <p id="2qPM">اگر خدا نباشد این یهوه کیست؟ اگر نسخه منشأ الهی او را کنار بگذاریم، چندین نسخه داریم: یهوه یا یک شخصیت خیالی (مثل بابانوئل)، یهوه یک بیگانه است، یهوه نماینده نیروهای تاریک است. بیایید این نسخه ها را با جزئیات بیشتری تجزیه و تحلیل کنیم.</p>
  <p id="9HfW">ریچارد داوکینز، یکی از شخصیت‌های مشهور در «الحاد جدید»، معتقد است که یهوه «ناخوشایندترین شخصیت در تمام داستان‌های داستانی است: حسود و به آن افتخار می‌کند. کوچک، ناعادلانه، انتقامجوی despot; یک قاتل شوونیست انتقام جو و تشنه به خون. عدم تحمل همجنس گرایان، زن ستیز، نژادپرست، قاتل کودکان، مردم، برادران، مگالومان ظالم، سادومازوخیست، دمدمی مزاج، مجرم شرور. یهوه، که توسط یهودیان پرستش می شد - کسی جز مجموعه مصر باستان، خدای تاریک صحرا، که توسط پسر اوزیریس هوروس برای انتقام از مرگ پدرش اخته شد - نمونه اولیه شیطان. به هر حال، در عهد جدید، مسیح به یهودیان چنین می گوید: «پدر شما شیطان است. و می خواهی خواسته های پدرت را انجام دهی» (یوحنا 8:44). در مسیحیت، مانند یهودیت، شیطان با مار (یک موجود خزنده) شناسایی شد. آخر چگونه ممکن است. یهوه هم آفریدگار هستی، خدای تاریک هم هست؟ او خودش خوردن میوه درخت علم به خیر و شر را منع کرد، خودش حوا را به این کار اغوا کرد و آنها را مجازات کرد؟ چرا که نه؟ اول، بیایید دریابیم که یهوه نمی تواند خالق یکتای آسمان و زمین باشد. او بیش از حد شخصی است، اعتیادهای خود را دارد، حسود، عصبانی و ویژگی های مشابه است. در کتاب مقدس، به هر حال، این به او نسبت داده نشده است. یَهُوَه - به هر طریقی خوانده می‌شود، جز خداوند، خداوند خدای ابراهیم و نسل او. قبلاً یهودا بود که کاهنان مسیحی شروع به نسبت دادن آنچه خالق آفریده به این جوهر کردند، زیرا آنها را شناسایی کردند. پلوتارک، مورخ یونان باستان، می نویسد: «کسانی که می گویند تایفون (ست) پس از نبرد هفت روز بر روی الاغی فرار کرد، فرار کرد و پدر اورشلیم و یهودیه شد، کاملاً آشکار و آشکار سنت یهودی را جذب می کنند. اسطوره&quot; &quot;درباره ایسیس و اوزیریس.&quot; این تأیید می کند که خدای یهودی یهوه یک دیو وحشتناک و تشنه به خون است که فقط شب ها بیرون می آید و از روز دوری می کند، یعنی خدای تاریک ست. چرا مسیح به یهودیان می گوید: &quot;زیرا هنگامی که از مردگان برخیزند، نه ازدواج می کنند و نه ازدواج می کنند، بلکه مانند فرشتگان در آسمان خواهند بود&quot; (مرقس 12:25)؟ چرا این فرشتگان در مسیحیت به صورت موجودات بی جنس (آمیب)، یعنی مردان اخته شده و بدون اندام تناسلی به تصویر کشیده نشدند؟ از این گذشته، همانطور که ست، خدای تاریکی، انزجار شد، خداوند نیز نمی‌توانست چیزی که یادآور این واقعیت باشد که مردم لذت‌هایی دارند که برای او غیرقابل دسترس است، تحمل کند. این تنها «خدا»ی است که از شادی های نفسانی بیزار است. او سختگیر و کسل کننده است. هر شادی با او در تضاد است. شب زمانی است که همه یهودا در آن نگهداری می شوند <a href="https://p-v-t.ru/fa/stihi-i-deklamacii-dlya-detei-na-prazdnik-zhatvy-stihi-i-deklamacii-dlya-detei/" target="_blank">تعطیلات مسیحی</a>، مانند عید پاک (پصح یهودیان) - همچنین از جوهر تاریک خدای یهوه (مجموعه) صحبت می کند. و موسی بر سرداران لشکر، فرماندهان هزار و صدها که از جنگ آمده بودند، خشمگین شد، 31:15 و موسی به آنها گفت: چرا همه زنان را زنده گذاشتید؟ 31:17 پس همه پسران را بکشید و تمام زنانی را که مردی را می شناسند در بستر مرد بکشید. 31:18 و همه دختر بچه‌هایی که تخت مرد را نمی‌شناختند، برای خودتان زنده بمانید. 31:28 و از سربازانی که به جنگ رفتند، یک نفر از پانصد نفر، از مردم و از چهارپایان، و از الاغ و گله، برای خداوند خراج بگیرید. 31:29 این را از نیمی از آنها بگیرید و به العازار کاهن در خداوند خداوند بدهید. 31:31 و موسی و الازار کاهن چنان کردند که خداوند به موسی امر فرمود. 31:40 شانزده هزار نفر هستند و خراج آنها برای خداوند سی و دو نفر است. 31:41 و موسی هدایای خداوند را به العازار کاهن خراج داد، چنانکه خداوند به موسی امر فرمود. آیا پس از گوش دادن به سخنرانی‌های کاهنان مهربان، فکر کردید که «خدای یهوه به قربانی‌های خونین انسان نیاز ندارد و این با خدایان بت پرست متفاوت است؟» این نقل قول به ما چه می گوید؟</p>
  <p id="38UI">پس از خواندن عهد عتیق، در واقع، ممکن است این عقیده به دست آید که خدای عهد عتیق، یهوه، حاصل تخیل یهودیان باستان نیست. در واقع، نوع بسیار خارق العاده ای حدود سه هزار سال پیش در خاورمیانه ظاهر شد. و نه تنها، بلکه با تیمی مشابه او، اما زیردست او. من می خواهم فوراً به خواننده هشدار دهم - به تحقیق من از منشور دینداری یا چیزی شبیه به آن نگاه نکنید. من از نظر اعتقاد به خدا بی طرف هستم. من یک تحلیل خشک و بی‌طرفانه از متن و مؤلفه روان‌شناختی کتاب مقدس انجام می‌دهم. پس اول - خدای یهوه و تیمش ممکن است زمینی نباشند. یعنی بیگانگان دنیای دیگری هستند. از این یافته ها تعجب نکنید. به نحوه خطاب کردن هم خود یهوه و هم اعضای تیمش به مردم توجه کنید. تعبیر «پسر انسان» که آنها از زبان روانشناسان استفاده می کنند، فاصله گذاری معروفی است. نه یهوه و نه هیچکدام از رفقای او، آنطور که آنها توصیف شده اند، خود را با مردم مرتبط نمی دانند. یعنی خودشان پسر انسان نیستند. ثانیاً برای شما عجیب نیست که یهوه در آن زمان های دور دارای دانش و توانایی های سطح مدرن بود. کسانی که با متن عهد عتیق آشنا هستند باید در مورد آن بدانند. یهوه با ویروس شناسی، باکتریولوژی، پزشکی، تحقیقات ژن آشناست. از تاثیر تغذیه بر بدن انسان آگاه است. او همچنین در جامعه شناسی و امور نظامی قوی است. این امر مستلزم رعایت هنجارهای رفتاری ذاتی در جامعه مدرن با برخی تفاوت های ظریف است. اما بعداً در مورد آن بیشتر…</p>
  <p id="x6F8">علاوه بر این، او یک هواپیمای نسبتاً چشمگیر در اندازه و چندین هواپیمای کوچکتر در اختیار دارد. علاوه بر این، او در یک بالن پرواز نمی کند، بلکه بر روی دستگاه دیسک مانند ساخته شده از فلز به اندازه یک سینما، و حتی با سلاح های پرتو در هواپیما پرواز می کند. این دستگاه می تواند به طور مستقل با استفاده از اصل جت پرواز کند. و با کمک چهار ناو مجهز به ملخ مانند هلیکوپتر و همچنین تاشو حرکت کنید. ناوها دارای پایه های فرود مانند فضاپیماهای مدرن هستند و به چرخ های بخش اصلی مجهز هستند. مجهز به دستکاری در زیر پیچ ها، که در عهد حزقیال نبی آن را شبیه دست انسان نامیده است. کتاب حزقیال نبی در عهد عتیق را فقط با دقت بخوانید. شما از طرح شگفت زده خواهید شد. این کتاب «جلال خداوند» را توصیف می‌کند که پیش از این در کتاب مقدس آمده است. برای اولین بار در Exodus. با این حال، تنها پس از خواندن حزقیال می توانید بفهمید که چیست.</p>
  <p id="cXyE">جلال برای پروردگار. هواپیمای واقعی</p>
  <figure id="8MGJ" class="m_custom">
    <img src="https://i1.wp.com/zdravomisliye.files.wordpress.com/2013/11/d181d0bbd0b0d0b2d0b0-d0b3d0bed181d0bfd0bed0b4d0bdd18f.jpg" width="328" />
  </figure>
  <p id="91IO">تعداد کمی از مردم می دانند که متخصص برجسته، مهندس ناسا جوزف بلومریچ، در عهد عتیق &quot;جلال خداوند&quot; مشغول بوده است. او &quot;جلال خداوند&quot; را کاملاً دقیق در نقاشی بازتولید کرد. و دستگاه چرخهای بخش این شکوه پرواز خداوند را باز کرد. او همچنین این اختراع را به ثبت رساند. اگرچه برای دیدن یک دیسکت با سلاح در جلال خداوند لازم نیست متخصص ناسا باشید. فقط متن کتاب مقدس را با دقت بخوانید و آنچه را که پیامبر توصیف می کند تصور کنید. خواننده مدرن یک مزیت نسبت به خواننده گذشته دارد - دانش و توانایی مقایسه با فناوری های مدرن هوافضا. واضح است که برای یهودیان باستان پدیده ای مانند سفینه فضایی و کسی که آن را کنترل می کند کسی جز خدا نیست. سلاحی بی سابقه که یهوه با آن ده ها هزار نفر را در عرض چند دقیقه نابود می کند. پرواز می کند و با سر و صدا و غرش پرواز می کند، در حالی که ابری را که پر از نور شعله است، برمی خیزد. گاهی اوقات خواندن انسان شگفت زده می شود - اصلاً چگونه می توان چنین چیزی را در کتاب مقدس توصیف کرد. اما موضوع دیسکت در کل جریان دارد <a href="https://p-v-t.ru/fa/chto-takoe-antisemitizm-opredelenie-kto-takie-antisemity-antievreiskaya/" target="_blank">کتاب عهد عتیق</a>. به همین دلیل است که خداوند برای همه مردم خاورمیانه وحشت ایجاد می کند. و یهودیان از هر کسی که حمله کنند می ترسند. قربانی ها را با آتشی می سوزاند که از ناکجاآباد می آید. سنگ را می شکافد و زمین را باز می کند. این بیماری بر افراد مبتلا به زخم و سایر بیماری ها تأثیر می گذارد - همه اینها برای مردم آن زمان ناشناخته بود. البته از نظر آنها او خداست. اما چیزی که من را شگفت زده کرد «طبیعت زمینی» او بود. علاوه بر این، شخصیت او شیطانی است. با همه تفاوتش با مردم، مثل چیزی زمینی و انسانی رفتار می کند. بیگانگان به زبان قابل فهم برای مردم صحبت می کنند. آنها شبیه مردم هستند که در وصیت نامه نیز کاملاً توضیح داده شده است. مثل انسان می خورند و می نوشند. آنها لباس می پوشند، اگرچه شبیه لباس های مردم باستان نیست. حزقیال نبی در ورودی آشیانه دیسکت مورد استقبال مردی قرار گرفت که شبیه برنج درخشان بود. (حزقیال فصل 40) یافتن دلیلی برای چنین تفاوتی با افراد دیگر دشوار است. لباس های ظاهرا فلزی. در دستانش یک چوب اندازه گیری و یک طناب بود. او حزقیال را به مدت طولانی و به تفصیل با ساختار آشیانه و کل مجموعه ساختمان های اطراف آن آشنا می کند. به پیامبر دستور داده شد که همه چیز را به تفصیل مستند کند و به مردم برساند. با این حال، تنبیه کنندگان شهر با سلاح های مخرب در دست، با پوشش خود متمایز می شوند. آنها توسط خداوند فرستاده شدند تا ساکنان شهر اورشلیم را به دلیل پرستش خدایان دیگر نابود کنند. اما در اینجا روش استثنا را در توضیحات می بینیم. آنها شش نفر بودند، اما یکی با لباس کتانی همراه با ساز کاتبان بود. لباس بقیه با اسلحه شرح داده نشده است. اما بدیهی است که آنها در کتان پیچیده نشده بودند، اگر آنها در سکوت و به طور مؤثر اکثر ساکنان اورشلیم را نابود کردند. آنچه را که مرد لباس کتانی در پایان عملیات به خود یهوه گزارش داد. آنها چه کسانی هستند؟ اندازه این سلاح به وضوح کوچک است، زیرا گفته می شود همه آن را در دست دارند. اهالی از سر و صدا و فریاد فرار نکردند. عقیده ای وجود دارد که یهوه یک درجه نظامی خاص از بیگانگان است که روی زمین از نیروهای قدرتمندتر پنهان شده اند. شاید پس از جنگ خدایان که در سالنامه ها و افسانه های دوران باستان شرح داده شده است. مکان برای او آشناست. مردم زمین هم همینطور. و ظاهراً در انتظار کمک خود او و تیمش منتظر کشتی بودند که آنها را سوار کند. و برای اینکه وقت را تلف نکند، چند نفر را برای منافع شخصی «رام کرد».</p>
  <p id="7wVL">یک واقعیت جالب، بدوی بودن برخی از نیازهای یهوه است. مثلاً مراسم قربانی برای یهودیان واجب است. تکنولوژی بالا و فداکاری به نوعی با یکدیگر جور در نمی آیند. گوشت قربانی یهوه با لیزر می سوزد و باعث هیبت مردم می شود. اما در اینجا واضح است - شما باید غافلگیر شوید و بزرگان را مجبور کنید به خود ایمان داشته باشند. اما چرا او حتی با چنین بدوی در سطح خود دست و پنجه نرم می کند؟ آیا نیازهای تیم و کل مجموعه مستلزم مشارکت کل مردم بود؟ یهوه خیلی حریصانه یهودیان را غارت می کند. بهترین آذوقه، پوست و پارچه، روغن و فلزات گرانبها. سرب هم لازم بود که خیلی جالبه. ظاهراً یهوه همه اینها را به خاطر سود پس انداز نکرده است. به احتمال زیاد نیاز به تغییر طلا و نقره برای مواد مصرفی برای تعمیر و نگهداری هواپیما وجود داشت. اما او با چه کسی تغییر کرد؟ می توان فرض کرد که تجهیزات لازم در پایگاه بوده است. بعد یهوه از یکی برای طلا و نقره فقط مواد خام خرید. به عنوان مثال فلز. اما تولید سوخت، ذوب فولاد و سایر کارهای با فناوری پیشرفته در حال حاضر یک شرکت کامل است. و ظاهراً بر اساس همه اینها بود. کارگران باید آموزش ببینند و تغذیه شوند. مسکن فراهم کند. این طمع او را توضیح می دهد. کارکنانی که در این پایگاه خدمت می کردند بسیار زیاد بودند. ظاهراً آنها لاویانی بودند که توسط بیگانگان آموزش دیده بودند. آموزش مشابهی را در ساخت تابوت عهد می بینیم. خود یهوه به موسی می‌گوید که او حکمت و مهارت را در اربابان یهودی قرار داده است. قلمرو اطراف مجموعه ده ها کیلومتر مربع را در بر می گرفت. و در عید فصح، یهودیان پنجاه لاشه گوساله را به پایگاه آوردند، بدون احتساب گاوهای کوچکتر برای ذبح. شراب، نان و غیره به طور کلی، همه اینها به بهترین وجه در کتاب حزقیال نبی بیان شده است. بلکه یهوه خود را صرفاً به دلایل سودگرایانه با مردمی بدوی و عموماً کوچک مرتبط می‌دانست. او را تامین کردند. و از آنجایی که یهودیان نسبتاً کمی بودند و هیچ جایی برای فرار در بیابان وجود نداشت، خداوند به راحتی می توانست بردگان خود را کنترل کند و در صورت شورش آنها را مجازات کند. کاری که او به طور دوره ای با کمک سلاح های روی دیسکت خود انجام می داد. پانزده هزار یهودی در عرض چند دقیقه با لیزر بریدند. آنها قیام کردند و شروع به تحت فشار قرار دادن موسی کردند. علاوه بر این، یهوه قوم یهود را از بردگی مصر آزاد کرد. الان مدیون او هستند.</p>
  <p id="zAj8">اما اصلاً یهوه و همراهانش از کجا آمده اند؟ آنها چه هستند؟ آنها قرن ها بدون مرگ زندگی می کنند، حداقل خود یهوه. سخنان او &quot;به نیاکان شما - ابراهیم، ​​اسحاق، یعقوب در وفاداری به شما سوگند یاد کردم.&quot; اما حداقل سه نسل است. در این دوره چنین تمدن های بسیار پیشرفته ای روی زمین وجود نداشت. و با قضاوت بر اساس متن عهد عتیق، یهوه برای مدت طولانی در نزدیکی زمین می چرخد. بله، آنها شبیه مردم هستند. چگونه فناوری پیشرفته را با زمان دو تا سه هزار سال پیش پیوند دهیم؟ یک نسخه باقی مانده است - بیگانگان فضایی که زمین و ساکنان آن را به خوبی می شناسند. آنها شبیه ما نیستند، اما ما شبیه آنها هستیم. ظاهراً چندان دور نیست <a href="https://p-v-t.ru/fa/astronomical-sign-of-the-earth-planets-of-the-solar-system-and-their-symbols/" target="_blank">منظومه شمسی</a>تمدن پیشرفته تری وجود دارد. پرواز از آن به زمین چند صد سال طول می کشد. نمایندگان آن به طور دوره ای به سمت ما پرواز می کنند و مانند میزبان رفتار می کنند. به احتمال زیاد این سازندگان ما هستند. فقط گاهی خوب و مهربانند و گاهی مثل یهویی. و بعد زمینی ها هزاران سال است که دین بازی می کنند. خیلی خوبه که الان می تونی اینقدر با آرامش همه چیز رو حل کنی. زمان نتیجه گیری بدون خدا فرا رسیده است.</p>
  <p id="WBvL">چه چیز دیگری در مورد روانشناسی یهویی جالب است؟ او قادر به دوستی است، دوستی واقعی انسانی. مثلا با موسی. حضرت موسی به قدری مورد محبت خداوند قرار گرفت که خداوند به نظر موسی گوش فرا داد و غالباً به درخواست موسی امتیازاتی داد. خداوند به خاطر موسی پانزده هزار یهودی را کشت. یعنی جان موسی بالاتر از جان قوم یهود ارزش داشت. تمام لشکر یهودیان دیدند که چگونه موسی به دور از همه مردم به خیمه رفت و در آنجا مانند یک دوست با خدا صحبت کرد. در همان زمان، ستونی از ابر لزوماً از آسمان فرود آمد. گاهی می نویسند که جلال خداوند سقوط کرد. هر چند نزدیکترین اقوام موسی نیز به یهوه نزدیک بودند. برادر هارون، خواهر مریم و فرزندانشان. یعنی باز هم نشانه های صرفا انسانی در رفتار وجود دارد. نمی توانم تحمل کنم که مومنان از یهوه واهی آسمانی بسازند. موجودی انتزاعی که برای هیچکس قابل دسترسی نیست و همه چیز روی زمین را کنترل می کند، اما شما نمی توانید آن را لمس کنید. اما انگیزه آنها برای من روشن است. اما کتاب عهد عتیق بسیار صادق است و مانند آن در آنجا وجود ندارد. یهوه مدام با مردم در ارتباط است. فقط از طریق واسطه. او در صورت تقصیر کاملاً واقعی از او دیده می شود، شنیده می شود و تحمل می شود. و هیچ کجای عهد نمی گوید که یهوه جایی در ابرهاست. به خصوص زیردستانش از تیم. چگونه به زمین آمدند؟ و حتی چهره هایی مثل یهوه هم پنهان نیست. و البته منحصر به فرد ترین مخاطب موسی است. در کتاب اعداد در فصل 12 می بینیم که جلال خداوند از آسمان نازل شد و خود یهوه در تحلیل رسوایی موسی با برادرش هارون و خواهرش مریم می گوید: «اگر در رؤیا یا در رؤیا به کسی ظاهر شوم. خواب ببین، پس در مورد بنده ام موسی چنین نیست. او در تمام خانه من وفادار است. دهان به دهان با او سخن می گویم و آشکارا و نه فال، و او تصویر خداوند را می بیند. و چرا از سرزنش بنده من موسی نترسیدی؟ و مریم را مانند برف جذام زد. و جلال خداوند از خیمه جلسه خارج شد - هواپیمای دیسکی پرواز کرد. سپس موسی از خداوند التماس کرد که خواهرش را شفا دهد. یهوه آرام گرفت و خواسته موسی را برآورد. خوب، واهی آسمانی چه ربطی به آن دارد؟</p>
  <p id="vqGW">و اکنون در مورد تفاوت ظریفی که کمی پیشتر در مورد آن صحبت کردم. چنین شگفتی می کند <a href="https://p-v-t.ru/fa/interesnye-fakty-o-evreyah-kto-takie-evrei-russkie-evrei-znamenitye-evrei/" target="_blank">حقیقت جالب</a>- خداوند به اجرای ده فرمان و بسیاری از احکام خوب دیگر که به طور کلی بد نیستند، وادار می کند. با معیارهای اخلاقی انسانی کاملاً شایسته است. اما این زمانی است که نوبت به خود یهودیان می رسد. در جامعه یهودی اما در رابطه با افراد دیگری که متعلق به او نیستند، می توانید هر کاری که می خواهید انجام دهید. یهودیان مجاز به کشتن، دزدی و تجاوز هستند. نفرت مستقیم از نمایندگان بشریت که او را نمی پرستند و تابع او نیستند. در کتاب اعداد چ. 31 به طرز جالبی رفتار یهودیان را در رابطه با مدیانیان شکست خورده توصیف می کند. همه کشته شدند، سوزانده شدند و شهر را غارت کردند. زنان و کودکان مدیان را به اسارت گرفتند. اما موسی و الیازار که به استقبال آنها رفتند، فریاد زدند - همه کودکان و زنان ذکور را بکشید. و تمام بچه های اناث که بستر مرد را نشناخته اند برای خودت زنده بمان. و چرا؟ بالاخره یهوه دستور داد و موسی فقط اجراش کرد. به چه حقی مردم زمین را به دو دسته خود و نه آنها تقسیم می کنید؟ چرا چنین تشنگی برای جنگ و کشتار؟ تازه از سربازی خارج شده عدم تعادل در شخصیت، عصبانیت، کینه توزی. آیا این خدایی است که همه چیز را آفریده است؟ خیلی ابتدایی او در خاورمیانه غوغا کرد، بین اعراب و یهودیان نزاع کرد و هیچ چیز شایسته ای را پشت سر نگذاشت. با اهرام مصر مقایسه کنید. مقایسه با Theo Tihuacan در مکزیک، با پلت فرم Baalbek در لبنان. اینجاست که «خدایان» کار کرده اند! اینجاست که عجایب تکنولوژی است. مورخان جهان هنوز در گیجی هستند. چه کسی می توانست آن را انجام دهد؟ چه ماشین ها و ابزارهایی برای بریدن سنگ ها به قطعات صدها هزار تنی استفاده شد. بله، چگونه آن را برش دادند - در یک هواپیما. نصب شده در هر نقطه بر روی یک صخره محض. در تمام قاره ها به ارث رسیده است. اینها خدایان بودند! و آنها ده ها هزار نفر را نکشتند. و مجبور به پرستش خود نشدند. آنها علوم، پزشکی، کشاورزی تدریس می کردند. و یهوه به دلایلی از آن خدایان دیگر متنفر بود. او احتمالاً می ترسید، زیرا مصر ویران نکرد. پس او به هم ریخت و در بیابان پنهان شد. و با این حال یهوه غریبه است. اگر واقعاً قادر مطلق بود به صحرای عربستان و یهودیان محدود نمی شد. در حال حاضر مردم و فرهنگ های کاملاً توسعه یافته در سراسر زمین وجود دارد. او حتی به آنها دست نزد! من چنین باری را حمل نمی کنم. محدود به خاورمیانه است. اگرچه او به موسی مباهات کرد - تمام زمین مال من است! بهتر است بگوییم کل صحرای عربستان - صادقانه تر است.</p>
  <p id="svuH">رفتار او به مقام پایین او در میان خدایان واقعاً قادر مطلق خیانت کرد. اما یک بار روی زمین و بدون رقابت، خودش را به نهایت رساند. ظاهراً فواصل کیهانی و تأثیرات نسبیتی زمان در طول پروازهای فضایی به او این امکان را داد که به نحوی از همراهی خداوند متعال که سیاره ما را بازدید کرده بود خارج شود. و در حالی که آنها به خانه پرواز کردند، او به زمین بازگشت. یا «برگردانده شد». واقعیت ناپدید شدن او جالب است. او با تیم کجا رفت؟ او به صورت دوره ای ظاهر می شود. یهوه کاملاً آشکارا و به صورت نمادین پس از اتمام ساخت خانه خداوند توسط سلیمان پادشاه ظاهر شد. یعنی با توجه به مدت سلطنت سلیمان می توان ظهور یهوه را در یک منطقه معین محاسبه کرد. «وقتی سلیمان از دعا به پایان رسید، آتشی از آسمان نازل شد و قربانی سوختنی و قربانی‌ها را گرفت. و جلال خداوند تمام خانه را پر کرد. و کاهنان نتوانستند وارد خانه شوند زیرا خانه از درخشش جلال خداوند پر شده بود. و جمیع بنی‌اسرائیل چون دیدند که چگونه آتش از آسمان نازل شد و جلال خداوند بر خانه نازل شد، با صورت بر زمین و بر سکو افتادند و تعظیم کردند. و سلیمان پادشاه بیست و دو هزار گاو و یکصد و بیست هزار گوسفند قربانی کرد. هیچ چیز آنچنان که یهودیان خوشحال شدند. ما برای افتخار راه افتادیم. جالب است - این عبارت از متن عهد متولد شد؟ بنابراین من در زمان‌شناسی قوی نیستم، اما واقعیت آشکار است - در پایان لحظه‌ای در تاریخ اسرائیل فرا رسید که یهوه دیگر ظاهر نمی‌شود. و چرا؟ برای این شاید چندین دلیل وجود داشته باشد. او می توانست به خانه برود. بیگانگان رفته اند. اما این یهوه به هیچ یک از پیامبران - واسطه ها نگفته است. بالاخره می توانست پیر شود و بمیرد. بالاخره هیچ چیز برای همیشه ماندگار نیست. او می توانست در یک سانحه هواپیمای دیسکی بمیرد - همچنین یک نسخه. هواپیما گاهی اوقات سقوط می کند. بنابراین مسئله ناپدید شدن او به طور کلی باز باقی می ماند. پایگاه او در کوه تا کنون پیدا نشده است. حتی اگر اصلاً دنبال آن نباشند. و بالاخره زمان زیادی نگذشته است. و ساختمان نمایان بود. تراس مانند. ابعاد 250 در 250 متر. همچنین بسیار هوشمندانه طراحی شده است. و در سمت جنوب، همانطور که بود، ساختمان های شهر (حزقیال فصل 40). شاید پرواز کردن همه چیز را خراب کرد. او ردهای خود را برای هر موردی پوشانده بود. تنها چیزی که از یهوه باقی مانده داستان عهد عتیق است. اما نه توسط خود یهوه بلکه توسط شاهدان عینی آن وقایع نوشته شده است. بنابراین، شما باید متن را به طور جدی فیلتر کنید. جهل یهودیان باستان را در نظر بگیرید. در مورد نگرش خاص آنها نسبت به آنچه برای آنها اتفاق افتاده است. روی تصویر توضیحات. هر چند که عالی هستند. دقت توضیحات برای تحلیل متن کافی است.</p>
  <p id="5lo4">به طور کلی، بسیاری حتی گمان نمی کنند که جدا کردن عهد عتیق چقدر جالب است. این یک فعالیت بسیار جالب است. با تجزیه و تحلیل متون متوجه می شوید که خداوند مهم نیست که چه کسی بوده است، قطعا او خالق قادر مطلق نبوده است.</p>
  <p id="3C1y"><strong>سوال:</strong></p>
  <p id="hiKu"><em>لطفا به من بگویید، کارگردان ایوانف - آیا &quot;کارگردان&quot; یک نام یا موقعیت است؟ و آقای ایوانف - &quot;آقا&quot; این یک عنوان است یا یک نام؟ پس چگونه می گویید خدا و خداوند نام است؟ خدا یک نام دارد، و شما به چهار دستور YHWH استناد می کنید که بیش از 7000 بار در کتاب مقدس آمده است. در سراسر جهان، قرائت او به عنوان یهوه یا یهوه گزارش شده است، پس چرا این را در پاسخ خود تمام نمی کنید و خروج 3:15 را نقل نمی کنید؟ بیایید صادقانه این تتراگرام را در همه جاهایی در کتاب مقدس که در متون اصلی آمده است درج کنیم. من به پاسخ شما امیدوار نیستم، اما خوشحالم که هنوز افرادی هستند که کتاب مقدس را می خوانند و مراقبه می کنند. خداحافظ.</em></p>
  <p id="Rd4l"><em>بوریس</em></p>
  <p id="A3pz"><strong>کشیش آفاناسی گومروف، یکی از ساکنان صومعه سرتنسکی، پاسخ می دهد:</strong></p>
  <p id="AVNN">مسئله اسماء الله در قدیم حل شده است و <a href="https://p-v-t.ru/fa/ekstaticheskoe-poznanie-boga-pozdnyaya-grecheskaya-patristika-o/" target="_blank">دیر پاتریستیک</a>و همچنین در علم کتاب مقدس. هم نمایندگان الهیات پدری و هم دانشمندان در زمینه علم کتاب مقدس بر این عقیده هستند که کتاب مقدس چندین نام الهی را بر ما نازل می کند. این تنها توسط نمایندگان برخی از فرقه ها، به ویژه، &quot;شاهدان یهوه&quot; مورد مناقشه است. آنها ادعا می کنند که تنها یک نام پنهان (یَهُوَه) وجود دارد که به آن احترام می گذارند. هر چیز دیگر، آنها می گویند، عنوان. این گفته کاملاً مغایر با متون مقدس است.</p>
  <p id="1xIR">نویسندگان مقدس از کلمه شم (نام) استفاده می کنند. این نه تنها برای خدا، بلکه در مورد مردم نیز صدق می کند. در کتاب خروج (3: 13-15) وجود دارد. حضرت موسی می پرسد: و به من می گویند: نام او چیست؟ خداوند به موسی فرمود: من همانی هستم که هستم. متن عبری شامل یک کلمه چهار حرفی است: yod، r(x)e، vav، r(x)e (YHWH). این کلمه تتراگرامتون (تترا - چهار؛ گراما - حرف) نامیده می شد. مدتی است که یهودیان این نام را تلفظ نکرده اند. یکی از سنت های یهودی شروع این ممنوعیت را به زمان کشیش اعظم سیمون عادل (قرن 3 قبل از میلاد) می رساند که پس از مرگ وی کاهنان استفاده از تتراگرام را حتی در عبادت متوقف کردند. بنابراین نام دیگری در کنار تتراگرام قرار گرفت که آن نیز از چهار حرف الف، دالت، نون، ید تشکیل شده است. به جای تتراگرام - Adonai تلفظ می شد. برخلاف عنوان سلطنتی آدونی (ارباب، استاد)، آدونای (خداوند من) در کتاب مقدس فقط به خدا اشاره می کند. در تعدادی از جاها، این نام به عنوان یک جذابیت قبلاً در متون باستانی یافت می شود:; ; سه شنبه 9:26; الفبای عبری فقط از 22 صامت تشکیل شده است. در حدود قرن ششم ق. سیستمی از صداها (nekudot)، masoretes (عبری mazar - افسانه) ظاهر شد، یعنی. نگهبانان افسانه، به طور عمدی صداهای مصوت را از نام آدونای به تتراگرام منتقل کردند. دانشمندان اروپایی قرون وسطی متوجه این قرارداد نشدند و املای این حروف صدادار را با حروف صدادار تتراگرام خود اشتباه گرفتند. بنابراین، برای چندین قرن، تتراگرام به اشتباه تلفظ می شد - یهوه. با این حال، در قرون 16 - 17، تعدادی از دانشمندان برجسته عبری (Buxtrophy، Drusius، Capell، Althingius) به چنین قرائتی اعتراض کردند. از آنجایی که تلفظ دقیق در ازای آن ارائه نشد، همچنان به همان صورت بود - یهوه. در نیمه اول قرن نوزدهم، محقق آلمانی ایوالد، قرائت دیگری را پیشنهاد کرد - جهوه (یاهوه). این پیشنهاد بلافاصله پذیرفته نشد، اما تنها پس از حمایت محققان برجسته ای مانند Genstenberg و Reinke. قرائتی که ایوالد پیشنهاد کرده است، کشف نام واقعی نیست. با روش فیلولوژیکی به دست آمد. بنابراین دو گزینه ممکن است: جهوه و جهوه. بر اساس داده های تاریخی، محقق برجسته ما اسقف اعظم، تلفظ جهوه (یهوه) را قابل قبول ترین دانسته است.</p>
  <p id="5g4u">علیرغم داده های دقیق علم کتاب مقدس، نمایندگان فرقه &quot;شاهدان یهوه&quot; &quot;دگماتیک&quot; خود را بر اساس خواندن اشتباه تتراگرام ساختند. نویسنده نامه در مورد تعلقات مذهبی خود صحبتی نمی کند، اما ترحم او تصادفی نیست. &quot;در سراسر جهان، خواندن او به عنوان یهوه یا یهوه منتقل می شود.&quot; اول از همه باید بپرسیم: نام چیست؟ یهوه یا یهوه؟ پس از همه، آنها کاملا متفاوت هستند. ثانیاً، آیا &quot;خواندن به عنوان یهوه&quot; در سراسر جهان یا در میان اعضای یک فرقه انجام می شود؟ من نظر نه یک الهیدان ارتدوکس، بلکه یک استاد عبرییست مدرن در دانشگاه هاروارد، توماس او. لمبدین، در مورد نام موجود در تتراگرام را ذکر خواهم کرد: «در ابتدا، به احتمال زیاد به عنوان یهوه تلفظ می شد. سپس از سر تقوا از گفتن آن منصرف شدند و هنگام خواندن با صدای بلند، عدونی را جایگزین آن کردند. این رسم که چندین قرن قبل از میلاد به وجود آمد. و ماسوریت ها را در علائم نگارشی خود منعکس کردند و آواز کلمه Adonay را به ایستادن در <a href="https://p-v-t.ru/fa/bibleiskii-urok-voskresenie-iisusa-hrista-hristianskie-resursy-bibleiskie/" target="_blank">متن کتاب مقدس</a>حروف [در متن نویسنده، تتراگرام به خط عبری آمده است - yod، r(x)e، vav، r(x)e]. بنابراین یک املای ترکیبی متولد شد که هیچ تلفظ واقعی را منعکس نمی کرد. بعداً ، املای مشروط مازورتی به معنای واقعی کلمه توسط دانشمندان اروپایی خوانده شد - از این رو شکل نادرست &quot;یهوه&quot; که با خواندن سنتی قدیمی یا متأخر مطابقت ندارد &quot;(توماس او. لامبدین. کتاب درسی زبان عبری ، ترجمه شده از انگلیسی ، M. ، 1998، ص 117). در مورد تلفظ یَهُوَه، عبریای دانشمند تنها به احتمال زیاد می نویسد: «به احتمال زیاد به صورت یهوه تلفظ می شد». در ادبیات الهیات مدرن غرب، یهوه بسیار زیاد دیده می‌شود، اما آیا می‌توان اسمی را دعا کرد که برای ما آشکار نشده، بلکه از طریق تحقیقات زبان‌شناختی به دست آمده باشد. اگر خود دانشمندان به صحت آن اطمینان کامل نداشته باشند، آیا می توان آن را در نماز گنجاند؟</p>
  <p id="zZIh">مسیحیان ارتدکس چگونه طرح کلی کتاب مقدس تتراگرام را تلفظ می کنند؟ در توافق کامل با سنت معبد عهد عتیق. از آنجایی که آدونای (خداوند) در معبد خوانده شد، 72 مترجم یهودی در قرن سوم قبل از میلاد به یونانی ترجمه شدند. Curios (خداوند) به جای تتراگرام قرار گرفت. رسولان مقدس به کتاب مقدس یونانی روی آوردند. این را تجزیه و تحلیل متن انجیل ثابت می کند. به دنبال آنها، ما تلفظ می کنیم - خداوند.</p>
  <p id="PnBE">اجازه دهید یک سؤال اساسی دیگر را بررسی کنیم: آیا یک نام خدا وجود دارد یا چندین نام وجود دارد؟ بیایید به کتاب مقدس بپردازیم.</p>
  <p id="dUbl"><strong>1. </strong>همان کلمه شم (نام)، مانند خروج (3: 13-15)، در مکانهایی که هیچ تتراگرافی وجود ندارد، وجود دارد: «نباید خدایی غیر از خداوند را پرستش کنید. زیرا نام او حسادت است. او خدای حسود است &quot;(). در کتاب مقدس عبری آمده است: Shemo El-Kanna (نام خدا حسود است).</p>
  <p id="inod"><strong>2. </strong>در کتاب اشعیا می خوانیم: &quot;نجات دهنده ما خداوند صبایوت است، نام او قدوس اسرائیل است&quot; (). به زبان عبری متن: Shemo Kedosh Yisrael. آیا باید به عقاید از پیش تعیین شده خود اعتماد کنیم یا به اشعیا نبی؟ در کتاب او، نام خدا، قدوس اسرائیل، 25 بار آمده است (1:4؛ 5:19، 24؛ 10:20؛ 12:6؛ 17:7؛ 29:19؛ 30:11-12. ، 15؛ ​​31:1؛ 37:23؛ 41:14، 16، 20؛ 43:3، 14؛ 45:11؛ 47:4؛ 48:17؛ 49:7؛ 54:5؛ 60:9، 14 ). از متن کاملاً واضح است که مقدس اسرائیل به عنوان نام خدا استفاده می شود. کافی است آن جاهایی را بگیرید که کاملاً مترادف با تتراگرام است. به عنوان مثال، &quot;آنها از صمیم قلب به خداوند، قدوس اسرائیل اعتماد خواهند کرد&quot; (10:20). در قسمت اول این آیه یک تتراگرام وجود دارد.</p>
  <p id="kDfn"><strong>3. </strong>«فقط تو پدر ما هستی. زیرا ابراهیم ما را نمی شناسد و اسرائیل ما را از آن خود نمی شناسد. تو ای خداوند، پدر ما، از قدیم الایام نام تو: &quot;نجات دهنده ما&quot; &quot;(). دوباره در متن عبری همان کلمه ای وجود دارد که در خروج 3: 13-15) - شمو (نام). گوئل (نجات دهنده) به عنوان نام خدا در جاهای دیگر یافت می شود <a href="https://p-v-t.ru/fa/episkop-saratovskii-i-volskii-longin-vladyka-longin-borec/" target="_blank">کتاب مقدس</a>.</p>
  <p id="p5nu"><strong>4. </strong>پروردگار صبایوت نام اوست &quot;(). نام دیگری در اینجا نشان داده شده است - Sabaoth (Heb. Tsevaot؛ از موجودات. Tsava - ارتش). ما همچنین با پیامبران دیگری در این مورد ملاقات می کنیم: &quot;یهوه خدای صبایوت نام اوست&quot; (); &quot;نام تو بر من خوانده می شود، خداوند، خدای صبایوت&quot; ().</p>
  <p id="RO40"><strong>5. </strong>اسامی دیگر نیز استفاده شد: ال (قوی، قوی)، الوهیم (در کتاب مقدس یونانی - تئوس؛ در اسلاوی و روسی - خدا)، الشادای (در کتاب مقدس یونانی - پانتوکراتور؛ در انجیل اسلاو و روسی - قادر مطلق. ذکر دعای هر یک از آنها به معنای ذکر نام پروردگار بود.</p>
  <p id="i8uG">این عقیده که چندین نام الهی در عهد عتیق وجود دارد، تنها نظر الهیات ارتدکس نیست، همانطور که نویسنده نامه ادعا می کند. من مجدداً به نظر یک عبری دانشمند غیر ارتدوکس استناد می کنم. توماس او. لمبدین در کتاب درسی عبری پاراگراف ویژه ای را با عنوان &quot;Excursus: نام های خدا در عهد عتیق&quot; برجسته کرد: &quot;بیشتر اوقات خدا در عهد عتیق با نام های Elohim و YHWH نامیده می شود ... اضافه کردن حروف اضافه باشد. , le و ke به نام های Elohim و Adonay یک ویژگی دارد: الف ابتدایی در تلفظ همراه با مصوت پس از آن گم می شود» (ص 117-18).</p>
  <p id="TsoE">بحث ما یک بحث کلامی دانشگاهی نیست، بلکه از اهمیت اساسی برخوردار است. موضع بیان شده در نامه مخالف دکترین است <a href="https://p-v-t.ru/fa/predvechnyi-sovet-proishozhdenie-ponyatiya-predvechnyi-sovet-o/" target="_blank">تثلیث مقدس</a>. برای این منظور، الوهیت عیسی مسیح و روح القدس انکار می شود. برای پرهیز از اشتباهات و هذیان های خطرناک، باید از عقاید تنگ نظری که ذهن و چشم روحی را به هم می بندد، خلاص شد. مکاشفه در مورد تثلیث مقدس در عهد جدید آمده است. در انجیل متی، خداوند ما عیسی مسیح با فرستادن شاگردان می گوید: &quot;بروید و همه امت ها را شاگرد سازید و آنها را به نام پدر و پسر و روح القدس تعمید دهید&quot; (28:19). شناخت پدر بدون اعتقاد به الوهیت پسر غیرممکن است: «ما همچنین می دانیم که پسر خدا آمد و به ما نور و فهم داد تا خدای حقیقی را بشناسیم و در پسر واقعی او عیسی مسیح باشیم. این خدای حقیقی و حیات جاودانی است.</p>
  <p id="5COx">این منتخب از نقل قول‌ها از کتاب مقدس برای نشان دادن این است که مسیح، یهوه (یَهُوَه) تجسد یافته است.</p>
  <p id="bSaE">در ارتباط با نمایندگان شاهدان یهوه، مسئله الوهیت مسیح و استفاده از نام خداوند &quot;یهوه&quot; اغلب مطرح می شود.</p>
  <p id="4JGg">برای <a href="https://p-v-t.ru/fa/kak-krasivo-po-pravoslavnomu-privetstvovat-vladyku-vhodya-v-dom-nado/" target="_blank">مسیحی ارتدکس</a>این ایده که عیسی مسیح خدای واقعی و خالق جهان است بدیهی است. با این حال، برای یکی از پیروان شاهدان یهوه، عیسی مسیح یک فرشته، &quot;خدا&quot; و &quot;خداوند&quot; است که به زمین آمده است، اما در عین حال فقط مخلوق یهوه است.</p>
  <p id="GbBS">در عین حال، به نظر ما بحث در مورد واژه های «خدا» و «رب» نابجاست. با تمام استدلال های ما، شاهدان یهوه استدلال های متقابل خواهند داشت، زیرا درست مانند روزهای اول <a href="https://p-v-t.ru/fa/chto-byl-izmenen-bible-5-vselenskom-sobore-pyatyi-vselenskii-sobor-i-osuzhdenie/" target="_blank">شورای جهانی</a>آریایی ها به دنبال کتاب مقدس برای حمایت از بدعت خود بودند.</p>
  <p id="qPE5">بیایید سعی کنیم آن را بفهمیم: موضوع اینجا چیست؟</p>
  <p id="IzAV">برای شروع، اجازه دهید به استدلال معمول مسیحیان به نفع الوهیت پسر خدا بپردازیم تا منطق استدلال طرفداران شاهدان یهوه را درک کنیم و استدلال هایی را به آنها ارائه دهیم که درک آنها از ما را در نظر بگیرد. کلمات</p>
  <p id="Dt2k">متون کتاب مقدس حاوی تعداد کافی نشانه هایی است که به فرد اجازه می دهد به این نتیجه برسد که عیسی مسیح واقعاً خدای واقعی است. اینها عبارتند از به اصطلاح. &quot;رژه ای از القاب&quot; که او را به عنوان پسر خدا، خداوند و حتی خدا توصیف می کند. با این حال، نباید فراموش کرد که در طول زندگی زمینی عیسی مسیح، این مفاهیم به طور بی چون و چرا به خدای واقعی اشاره نمی کردند، بلکه دارای طیف گسترده ای از معانی بودند که لبه پایینی آن حتی در مورد مردم عادی نیز صدق می کرد.</p>
  <p id="IJEh">به ویژه، تفکر یهودی و بت پرستان به خوبی می تواند اعتراف کند که یک یا <a href="https://p-v-t.ru/fa/aforizmy-i-citaty-o-nauke-interesnye-vyskazyvaniya-velikih-lyudei-ob/" target="_blank">شخص بزرگ</a>ممکن است پسر خدا خوانده شود و در هر دو جامعه تعبیر «پسر خدا» می تواند دلالت بر الوهیت داشته باشد.</p>
  <p id="ZgeG">یک یهودی ارتدکس در طول زندگی زمینی خداوند عیسی مسیح دریافت که &quot;به اصطلاح خدایان وجود دارند ... زیرا خدایان بسیار و اربابان بسیار هستند&quot; (اول قرنتیان 8: 5)، اما اساس ایمان او این بود. که «هیچ خدای دیگری جز یکی نیست» (اول قرنتیان 8:4). این خدا خود را در عهد عتیق با نام منحصر به فرد یهوه آشکار کرد که (برخلاف القاب «خدا»، «ادونای=خداوند» و غیره) فقط به خدای واقعی و موجود تعلق داشت که در مقایسه با آن «همه خدایان اقوام بت هستند» (مزمور 95:5).</p>
  <p id="Fx6Q">به همین ترتیب، کلمه یونانی Κυριος (خداوند/استاد) می‌تواند به معنای طیف وسیعی از درجات کرامت باشد - از شکل احترام آمیز خطاب به معلم یا قاضی تا عنوان خود خدا. در واقع، در کولس 4: 1 این اصطلاح به خدا و همانجا به مردم اشاره شده است: &quot;خداوندا (κυριοι)، بندگان خود را عدالت کنید، زیرا می دانید که شما نیز در بهشت ​​یک پروردگار (κυριον) دارید.&quot; در متون عهد جدید حدود 663 بار مسیح را خداوند نامیده اند، اما منظور چه بخشی از این طیف معانی بود؟</p>
  <p id="FR1B">خیلی کمتر مسیح را مستقیماً در کتاب مقدس خدا می نامند، که می توان آن را با تمایل به تمایز افراد در تثلیث توضیح داد: «خدا» معمولاً پدر نامیده می شد، همانطور که عنوان «خداوند» اغلب به عیسی مسیح اشاره می کند: «ما یک خدای پدر داشته باشید... و یک خداوند عیسی مسیح» (اول قرنتیان 8:6). در اینجا باید به اعتراف توماس نیز توجه داشت که برای اولین بار برخاسته را خداوند و خدا نامید (یوحنا 20:28) و همچنین نامهای عیسی مسیح به عنوان &quot;خدای واقعی&quot; (اول یوحنا 5:20). &quot;خدای بزرگ&quot; (Tit. 2:13)، &quot;خدای توانا&quot; (Is. 9:6)، یا به طور خلاصه &quot;خدا&quot; (عبرانیان 1:8)، &quot;خدای ما&quot; (2 Pet.1:1)، &quot;خدا&quot; (افس.5:5، یوحنا 1:1) به گفته پولس رسول، &quot;تمام پری الوهیت در مسیح ساکن است&quot; (کولسیان 2:9).</p>
  <p id="wv42">همانطور که از In مشاهده می شود. (10:34-36)، این عنوان (خدا) می تواند به موجودات روحانی مختلف و حتی افراد دارای قدرت و قدرت اشاره داشته باشد، زیرا کلمات El، Eloah و Elohim که معمولاً به عنوان &quot;خدا&quot; ترجمه می شوند، به معنای واقعی کلمه به معنای &quot;قادر&quot; است. یا «شایسته پرستش». به همین ترتیب، کلمه یونانی باستان Θεος می تواند به خدای واحد، خدای معینی اشاره کند یا بیان کند. <a href="https://p-v-t.ru/fa/gumanizm-v-novoe-vremya-evropa-vozrozhdenie-gumanizma-v-zapadnoi/" target="_blank">مفهوم کلی</a>در مورد خدا</p>
  <p id="mmsm">به همین دلیل، برای استدلال ما کافی نیست که به شک کنندگان نشان دهیم که پسر خدا در کتاب مقدس «خدا» و «رب» نامیده شده است. ذکر نشانه های کتاب مقدس مبنی بر اینکه لوگوس ماهیت یهوه عهد عتیق را دارد، مفیدتر است و این نام را می توان در رابطه با مسیح به کار برد.</p>
  <p id="jP1f">به عنوان مثال، اگر به هر نماد متعارف ارتدکس منجی نگاه کنید، می بینید که نام خدا &quot;یهوه&quot; بر روی هاله صلیبی شکل حک شده است - به زبان یونانی &quot;Ο ΩΝ&quot; یا &quot;ὁ ὠ ̀ν&quot;، که تأکید می کند. اعتقاد ارتدوکس ها به اینکه این خدا بود که تجسم یافت که در عهد عتیق یَهُوَه (یَهُوَه) نام داشت. نام خود انسان خدا نیز به این موضوع اشاره می کند: عیسی در زبان عبری شبیه یوشوا است که به معنای &quot;یهوه نجات می دهد&quot;.</p>
  <p id="kqm5">ما سعی خواهیم کرد همین ایده را با کمک متون کتاب مقدس به تصویر بکشیم.</p>
  <p id="Et2v">در عین حال، به یاد داشته باشیم که کتاب مقدس عهد جدید فقط برای <a href="https://p-v-t.ru/fa/episkop-illarion-alfeev-lyubopytnaya-informaciya-o-mitropolite-ilarione/" target="_blank">یونانی</a>بنابراین، نام عهد عتیق یهوه دیگر در آنها یافت نمی شود. با این حال، این متون اغلب حاوی نقل قول های عهد عتیق هستند که به یهوه در رابطه با خداوند عیسی مسیح اشاره می کنند. علاوه بر این، متون عهد عتیق در بیشتر موارد بر اساس ترجمه یونانی باستان عهد عتیق (به اصطلاح Septuagint) آورده شده است، که امکان ردیابی حتی به طور کلمه منطبق را در جمله بندی ممکن می کند.</p>
  <h2 id="gx0S">مثال 1:</h2>
  <p id="KohO">کتاب عهد عتیق:</p>
  <p id="zQaY">&quot;خدا به موسی گفت: من همانی هستم که هستم (ἐ γώ εἰ μι ὁ ὤ ν). و او گفت: به بنی اسرائیل چنین بگویید: یهوه (ὁ ὠ ̀ν، یهوه) مرا نزد شما فرستاده است&quot; (خروج 3). :14).</p>
  <p id="zLGu">خداوند می‌گوید: «و شاهدان من، خداوند (κύριος ὁ θεός)... تا مرا بشناسید و به من ایمان بیاورید و بفهمید که من هستم. نباش&quot; (اشعیا 43:10).</p>
  <p id="9dn9"><a href="https://p-v-t.ru/fa/chto-znachit-vethii-i-novyi-zavet-chem-vethii-zavet-otlichaetsya-ot/" target="_blank">عهد جدید</a>:</p>
  <p id="5a36">&quot;بنابراین به شما گفتم که در گناهان خود خواهید مرد، زیرا اگر باور نکنید که من هستم (γὰρ μὴ πιστεύσητε ὅ τι ἐ γώ εἰ μι)، در گناهان خود خواهید مرد&quot; (یوحنا 8:24).</p>
  <p id="Guvx">&quot;پس عیسی به آنها گفت: هنگامی که پسر انسان را بلند کنید، آنگاه خواهید دانست که من هستم (τότε γνώσεσθε ὅ τι ἐ γώ εἰ μι)&quot; (یوحنا 8:28).</p>
  <p id="RKuk">&quot;عیسی به آنها گفت: &quot;به راستی، به راستی به شما می گویم، قبل از اینکه ابراهیم باشد، من هستم (ἐ γώ εἰ μι)&quot; (یوحنا 8:58).</p>
  <p id="0Auy">&quot;اکنون به شما می گویم، قبل از اینکه [این] اتفاق بیفتد، تا وقتی اتفاق افتاد، باور کنید که من هستم (ινὰ πιστεύσητε ταν γενηται ὅ τι ἐ γώ εἰ μι)&quot; (یوحنا 13:19).</p>
  <p id="dEx2">&quot;آنها به او پاسخ دادند: عیسی ناصری. عیسی به آنها گفت: من هستم (ἐ γώ εἰ μι). یهودا خیانت كننده او نیز با آنها ایستاد و چون به آنها گفت: من هستم (ἐ γώ εἰ μι) آنها عقب نشینی کردند و به خشکی افتادند. دوباره از آنها پرسید: دنبال چه کسی می گردید؟ گفتند: عیسی ناصری. عیسی پاسخ داد: به شما گفتم که من هستم (ἐ γώ εἰ μι)&quot; (یوحنا 18:5- 9).</p>
  <h2 id="URlY">مثال دوم:</h2>
  <p id="3D0w">کتاب عهد عتیق:</p>
  <p id="iF5k">«... شکوفا و شادی خواهد کرد، پیروز و شادمان خواهد شد، جلال لبنان به آن عطا خواهد شد، شکوه کارمل و شارون، جلال خداوند (یَهُوَه)، عظمت خدای ما را خواهند دید. نترس، اینک خدای تو، انتقام خواهد آمد، پاداش خدا؛ او خواهد آمد و تو را نجات خواهد داد. آنگاه چشمان نابینا و گوش ناشنوایان گشوده خواهد شد.» (اشعیا 35:2- 10).</p>
  <p id="jD0E">عهد جدید:</p>
  <p id="C5Xx">اما یحیی چون در زندان از اعمال مسیح شنید، دو تن از شاگردان خود را فرستاد تا به او بگویند: آیا تو آن کسی هستی که قرار است بیاید یا ما منتظر دیگری هستیم؟ یوحنا آنچه می شنوید و می بینید: نابینا می بینند و لنگ راه می رود، جذامیان پاک می شوند و ناشنوایان می شنوند، مردگان زنده می شوند و فقرا انجیل را موعظه می کنند، و خوشا به حال کسی که از من رنجیده نشود.» (متی) . 11:2-6).</p>
  <h2 id="lOtA">مثال سوم:</h2>
  <p id="I9Re">کتاب عهد عتیق:</p>
  <p id="vnDT">«.. زیرا خداوند (یَهُوَه)، خدای شما، خدای خدایان و خداوند اربابان است، خدای بزرگ، نیرومند و وحشتناک، که به چهره ها نگاه نمی کند و هدایایی نمی گیرد» (تثنیه 10:17). -22).</p>
  <p id="TDT5">«خدای خدایان را ستایش کنید، زیرا رحمت او تا ابدالاباد است، خداوند (یَهُوَه) فرمانروایان را ستایش کنید، زیرا رحمت او تا ابدالاباد است. زیرا رحمت او جاودانه است» (مزمور 135: 2-5).</p>
  <p id="32Cp">عهد جدید:</p>
  <p id="vF8S">&quot;...و از عیسی مسیح که شاهد وفادار، نخست زاده از مردگان، و فرمانروای پادشاهان زمین است. به او که ما را دوست داشت و ما را از گناهان ما در خون خود شست&quot; (مکاشفه 1). : 5-20).</p>
  <p id="hw0e">«بر جامه و روی ران او نام نوشته شده است: «پادشاه پادشاهان و خداوند سروران»» (مکاشفه 19:16-21).</p>
  <h2 id="00QB">مثال چهارم:</h2>
  <p id="9Ynu">کتاب عهد عتیق:</p>
  <p id="Sauq">«اینک خداوند (یَهُوَه) خدا با قدرت و بازوی او با قدرت می‌آید. اینک پاداش او با اوست و پاداش او در پیشگاه اوست و شیرفروشان را رهبری کنید» (اشعیا 40:10-11).</p>
  <p id="UfFX">عهد جدید:</p>
  <p id="CYTv">&quot;من شبان نیکو هستم، شبان خوب جان خود را در راه گوسفندان فدا می کند&quot; (یوحنا 10:11-42).</p>
  <h2 id="ULeF">مثال پنجم:</h2>
  <p id="EzJx">کتاب عهد عتیق:</p>
  <p id="mMYk">«کلام نبوی خداوند در مورد اسرائیل خداوند (یَهُوَه) که آسمان را گستراند و زمین را بنیان نهاد و روح انسان را در آن شکل داد، می‌گوید: و در آن روز واقع خواهد شد، من همه را نابود خواهم کرد. ملت‌هایی که به اورشلیم حمله می‌کنند. و بر خاندان داوود و بر ساکنان اورشلیم روح فیض و خصومت خواهم ریخت و آنها به او نگاه خواهند کرد (به‌طور دقیق‌تر، «بر من»، به ترجمه NASB مراجعه کنید: «نگاه کن. بر من که او را سوراخ کرده اند»)، که او را سوراخ کرده اند، و برای او گریه خواهند کرد، همانطور که برای پسر یگانه می گریند، و همانطور که برای نخست زاده سوگواری می کنند» (زک. 12:1-12).</p>
  <p id="szAC">عهد جدید:</p>
  <p id="bKjZ">«همچنین در [جایی] دیگر کتاب مقدس می گوید: به کسی که او را سوراخ کردند نگاه خواهند کرد» (یوحنا 19: 37-42).</p>
  <h2 id="24gJ">مثال ششم:</h2>
  <p id="Uruo">کتاب عهد عتیق:</p>
  <p id="fZv8">«مثل پرندگان - جوجه‌ها، خداوند (یَهُوَه) لشکریان اورشلیم را می‌پوشاند، محافظت می‌کند و نجات می‌دهد، امان می‌دهد و نجات می‌دهد» (اشس. 31:5-9).</p>
  <p id="qgvS">«همانطور که عقاب لانه خود را برافراشته، روی جوجه‌های خود شناور می‌شود، بال‌های خود را باز می‌کند، آنها را می‌گیرد و بر پرهای خود می‌برد، خداوند (یَهُوَه) تنها او را رهبری کرد و خدای بیگانه با او نبود» (تثنیه 32). : 11-12).</p>
  <p id="JehB">عهد جدید:</p>
  <p id="S0AN">اورشلیم ای اورشلیم که پیامبران را می کشد و فرستادگان را سنگسار می کند، چند بار خواستم فرزندانت را جمع کنم، چنانکه پرنده ای جوجه های خود را زیر بال های خود جمع می کند و تو نخواستی! (متی 23:37-39)</p>
  <h2 id="ZWBS">مثال هفتم:</h2>
  <p id="AK79">کتاب عهد عتیق:</p>
  <p id="CLTZ">&quot;چه کسی این کار را کرد و کرد؟ او که از ابتدا باعث زایمان شد، من خداوند (یَهُوَه) اول هستم و در آخر - من همان هستم&quot; (Is. 41:4).</p>
  <p id="TlZ2">«خداوند (یهوه)، پادشاه اسرائیل، و نجات دهنده او، خداوند صبایوت (یهوه) چنین می‌گوید: من اولین هستم و من آخرین هستم و غیر از من خدایی نیست» (Is. 44:6). -28)</p>
  <p id="nUX6">&quot;من همان هستم، من اول هستم و من آخرین هستم&quot; (اشعیا 48: 8-22).</p>
  <h2 id="azgB">عهد جدید:</h2>
  <p id="obtC">«و چون او را دیدم مثل مرده بر پاهایش افتادم و دست راست خود را بر من نهاد و به من گفت نترس که من اول و آخر هستم و زنده هستم و مرده بودم. و اینک من زنده هستم تا ابدالاباد آمین؛ و کلیدهای جهنم و مرگ را در اختیار دارم» (مکاشفه 1: 17-18).</p>
  <p id="3iBh">«و به فرشته کلیسای اسمیرنا بنویس: اولین و آخرین که مرده بود و اینک او زنده است، چنین می گوید» (مکاشفه 2: 8-29).</p>
  <p id="oWxf">&quot;اینک من به زودی می آیم و پاداش من با من است تا به هر کس مطابق اعمالش بدهم. من آلفا و امگا هستم، آغاز و پایان، اولین و آخرین. من، عیسی، فرشته خود را به این را در کلیساها به شما شهادت بدهم» (مکاشفه 22:12-20)</p>
  <h2 id="2JTS">8-مثال:</h2>
  <p id="IQ2s">کتاب عهد عتیق:</p>
  <p id="c8tz">خداوند (یَهُوَه) می گوید: «من با شما هستم» (هاگ 1:13).</p>
  <p id="7mOU">عهد جدید:</p>
  <p id="mY6J">&quot;... و اینک من همیشه تا آخر الزمان با شما هستم. آمین&quot; (متی 28:20).</p>
  <h2 id="UzjQ">مثال نهم:</h2>
  <p id="q52y">کتاب عهد عتیق:</p>
  <p id="cRln">صدای کسی که در بیابان فریاد می زند: راه خداوند (یَهُوَه) را آماده کنید، در استپ برای خدای ما راه های مستقیم بسازید؛ ... جلال خداوند ظاهر خواهد شد و همه انسان ها [نجات خدا را] خواهند دید. به شهرهای یهودا بگویید: اینک خدای شما! اینک خداوند (یَهُوَه) خدا با قدرت و بازوی او با سلطنت می‌آید، اینک پاداش او با او و پاداش او در حضور او است. 31).</p>
  <p id="oExZ">عهد جدید:</p>
  <p id="mHp5">&quot;و تو ای فرزند، نبی اعلی خوانده خواهی شد، زیرا به حضور خداوند خواهی رفت تا راههای او را آماده کنی&quot; (لوقا 1:76).</p>
  <p id="yaRw">«شما خود شاهدان من در این هستید که گفتم: من مسیح نیستم، بلکه به حضور او فرستاده شده‌ام» (یوحنا 3: 28-36،</p>
  <p id="v7UI">&quot;یوحنا با تعمید توبه تعمید داد و به مردم گفت که به کسی که پس از او خواهد آمد، یعنی به مسیح عیسی ایمان بیاورند&quot; (اعمال رسولان 19: 4-40).</p>
  <p id="JrQx">«مردی از جانب خدا فرستاده شد، نام او یحیی بود، او برای شهادت آمد تا بر نور شهادت دهد، یحیی عیسی نزد او آمد و گفت: من او را نشناختم، اما برای این آمدم تا در آب تعمید دهم. تا او بر اسرائیل ظاهر شود.» (N. 1: 6-31).</p>
  <h2 id="ygB8">مثال دهم:</h2>
  <p id="vF61">کتاب عهد عتیق:</p>
  <p id="8KTg">«من خداوند (یَهُوَه) قلب را سوراخ می‌کنم و باطن را می‌آزمم تا هر کس را برحسب راه و بر اساس ثمره اعمالش پاداش دهم» (ارم. 17:10-27).</p>
  <p id="BTDR">عهد جدید:</p>
  <p id="lrso">«... و همه کلیساها خواهند فهمید که من کسی هستم که دلها و باطنها را جستجو می کنم و به هر یک از شما برحسب اعمالتان خواهم داد» (مکاشفه 2:23).</p>
  <h2 id="hd1c">مثال یازدهم:</h2>
  <p id="Qo7e">کتاب عهد عتیق:</p>
  <p id="kuUa">&quot;خداوند (یهوه) صبایوت - او را مقدس گرامی بدارید و او ترس شماست و او لرزه شماست! توری برای ساکنان اورشلیم و بسیاری از آنها می لغزند و سقوط می کنند و شکسته می شوند و در توری گیر می کنند و گرفتار می شوند.» (اشعیا 8:13-16).</p>
  <p id="B4rm">عهد جدید:</p>
  <p id="G7zi">«بنابراین او برای شما که ایمان آورده‌اید جواهر است، اما برای کسانی که ایمان نمی‌آورند، سنگی است که سازندگان آن را رد کردند، اما سر گوشه‌ای شد، سنگ لغزش و سنگ گناه، که بر آن لغزش می کنند و از کلامی که به آن مانده بودند اطاعت نمی کنند» (اول پطرس 2:2-16).</p>
  <h2 id="V9U5">مثال دوازدهم:</h2>
  <p id="UBOI">کتاب عهد عتیق:</p>
  <p id="Qdnl">پس از مشورت با یکدیگر بگویید: چه کسی از قدیم الایام این را اعلام کرده و قبلاً گفته است؟ آیا من خداوند (یَهُوَه) نبودم؟ و غیر از من خدای دیگری وجود ندارد و غیر از من خدای عادل و نجات دهنده نیست. به سوی من بگرد تا همه اقصی نقاط جهان نجات خواهی یافت، زیرا من خدا هستم و دیگری وجود ندارد، به من سوگند، عدالت از دهان من بیرون می‌آید، سخنی تغییر ناپذیر که هر زانویی در برابر آن خم خواهد شد. من، هر زبانی به من سوگند یاد خواهد کرد» (اشعیا 45:21-23)</p>
  <p id="mY3i">عهد جدید:</p>
  <p id="NmeK">&quot;... تا به نام عیسی هر زانویی در آسمان و زمین و زیر زمین تعظیم کند و هر زبانی اعتراف کند که عیسی مسیح خداوند است، برای جلال خدای پدر&quot; (فیل. 2: 10-11)</p>
  <h2 id="6FHl">مثال سیزدهم:</h2>
  <p id="1qGQ">کتاب عهد عتیق:</p>
  <p id="YyFW">«کوه‌ها از حضور خداوند (یَهُوَه)، از حضور خداوند تمام زمین، مانند موم ذوب می‌شوند. آسمان‌ها عدالت او را اعلام می‌کنند، و همه قوم‌ها جلال او را می‌بینند. تمام کسانی که بت‌ها را خدمت می‌کنند و به بت‌ها می‌بالند. شرمنده شوید، ای همه خدایان در برابر او تعظیم کنید» (مزمور 96:5-12).</p>
  <p id="vScG">عهد جدید:</p>
  <p id="iCO5">«همچنین هنگامی که نخست زاده را به جهان می آورد، می گوید: همه فرشتگان خدا به او تعظیم کنند» (عبرانیان 1: 6-14).</p>
  <h2 id="tFDt">مثال چهاردهم:</h2>
  <p id="Wpfl">کتاب عهد عتیق:</p>
  <p id="9sQl" data-align="right">«... خداوند را دیدم که بر تختی نشسته است... سرافیم دور او ایستاد... و یکدیگر را صدا زدند و گفتند: قدوس، قدوس، قدوس خداوند (یهوه) صبایوت! تمام زمین پر است. از جلال او!... و گفتم: وای بر من، گم شدم، زیرا من مردی هستم با لب های ناپاک، و در میان مردم نیز با لب های ناپاک زندگی می کنم - و چشمان من پادشاه، خداوند را دیده است. یَهُوَه) از لشکریان... و او گفت: بروید و به این قوم بگویید: با گوش های خود بشنوید - و نخواهید فهمید و با چشمان خود نگاه خواهید کرد و نخواهید دید. آنها را شفا داد.» (اشعیا 6:1). -13)</p>
  <h2 id="1IhU">عهد جدید:</h2>
  <p id="cMAk">«... این قوم چشمان خود را کور کردند و دلهای خود را سخت کردند تا با چشمان خود نبینند و با دل نفهمند و به من روی نیاورند که آنها را شفا دهم. اشعیا این را گفت وقتی جلال او را دید و از او سخن گفت» (یوحنا 12:39-47).</p>
  <h2 id="bGal">مثال پانزدهم:</h2>
  <p id="t8Cv">کتاب عهد عتیق:</p>
  <p id="ksoJ">«من نهان و نه در تاریکی زمین سخنی نگفتم، به قبیله یعقوب نگفتم که بیهوده مرا می‌جویید.</p>
  <p id="sUJL">در واقع، نوع بسیار خارق العاده ای حدود سه هزار سال پیش در خاورمیانه ظاهر شد. و نه تنها، بلکه با تیمی مشابه او، اما تابع او. من می خواهم فوراً به خواننده هشدار دهم - به تحقیق من از منشور دینداری یا چیزی شبیه به آن نگاه نکنید. من از نظر اعتقاد به خدا بی طرف هستم. من یک تحلیل خشک و بی‌طرفانه از متن و مؤلفه روان‌شناختی کتاب مقدس انجام می‌دهم.</p>
  <p id="aHLw">پس اولی - خدای یهوه و تیمش زمینی نیستند. یعنی بیگانگان دنیای دیگری هستند. از این یافته ها تعجب نکنید. به نحوه خطاب کردن هم خود یهوه و هم اعضای تیمش به مردم توجه کنید. تعبیر «پسر انسان» که آنها از زبان روانشناسان استفاده می کنند، فاصله گذاری معروفی است. نه یهوه و نه هیچکدام از رفقای او، آنطور که توصیف می شود، خود را با مردم مرتبط نمی دانند. یعنی خودشان پسر انسان نیستند.</p>
  <p id="cHEc">ثانیاً برای شما عجیب نیست که یهوه در آن زمان های دور دارای دانش و توانایی های سطح مدرن بود. کسانی که با متن عهد عتیق آشنا هستند باید در مورد آن بدانند. یهوه با ویروس شناسی، باکتریولوژی، پزشکی، تحقیقات ژن آشناست. از تاثیر تغذیه بر بدن انسان آگاه است. او همچنین در جامعه شناسی و امور نظامی قوی است. این امر مستلزم رعایت هنجارهای رفتاری ذاتی در جامعه مدرن است ، اگرچه با تفاوت های ظریف - که بعداً مورد بحث قرار خواهد گرفت ...</p>
  <p id="WOrJ">علاوه بر این، او یک هواپیمای نسبتاً چشمگیر و چندین هواپیمای کوچکتر در اختیار دارد. علاوه بر این، او در یک بالن پرواز نمی کند، بلکه بر روی دستگاه دیسک مانند ساخته شده از فلز به اندازه یک سینما، و حتی با سلاح های پرتو در هواپیما پرواز می کند. این دستگاه می تواند به طور مستقل با استفاده از اصل جت پرواز کند. و با کمک چهار ناو مجهز به ملخ مانند هلیکوپتر و همچنین تاشو حرکت کنید. ناوها دارای پایه های فرود مانند فضاپیماهای مدرن هستند و به چرخ های بخش اصلی مجهز هستند. مجهز به دستکاری در زیر پیچ ها، که در عهد حزقیال نبی آن را شبیه دست انسان نامیده است. و من چیزی اختراع نکردم و متوجه آن هم نشدم. بسیاری از افراد برای مدت طولانی این کار را انجام می دهند. از اواسط قرن گذشته. و برای کاملا <a href="https://p-v-t.ru/fa/baltazar---demon-vysshego-urovnya-kak-vyzvat-baltazara-i/" target="_blank">سطح بالا</a>. کتاب حزقیال نبی را در عهد عتیق بخوانید، فقط با دقت! شما از طرح شگفت زده خواهید شد. این کتاب «جلال خداوند» را توصیف می‌کند که پیش از این در کتاب مقدس آمده است. برای اولین بار در Exodus. با این حال، تنها پس از خواندن حزقیال می توانید بفهمید که چیست.</p>
  <p id="rIr6">تعداد کمی از مردم می دانند که متخصص برجسته، مهندس ناسا جوزف بلومریچ، در عهد عتیق &quot;جلال خداوند&quot; مشغول بوده است. او &quot;جلال خداوند&quot; را کاملاً دقیق در نقاشی بازتولید کرد. و دستگاه چرخهای بخش این شکوه پرواز خداوند را باز کرد. او همچنین این اختراع را به ثبت رساند. هر کسی که او را در بازسازی ببیند بلافاصله فریاد می زند - &quot;اوه ... یک بشقاب پرنده!&quot; اگرچه برای دیدن یک دیسکت با سلاح در جلال خداوند لازم نیست متخصص ناسا باشید. فقط متن کتاب مقدس را با دقت بخوانید و آنچه را که پیامبر توصیف می کند تصور کنید. خواننده مدرن یک مزیت نسبت به خواننده گذشته دارد - دانش و توانایی مقایسه با فناوری های مدرن هوافضا.</p>
  <p id="ClUT">واضح است که برای یهودیان باستان پدیده ای مانند سفینه فضایی و کسی که آن را کنترل می کند کسی جز خدا نیست. سلاحی بی سابقه که یهوه با آن ده ها هزار نفر را در عرض چند دقیقه نابود می کند. پرواز می کند و با سر و صدا و غرش پرواز می کند، در حالی که ابری را که پر از نور شعله است، برمی خیزد. گاهی اوقات خواندن انسان شگفت زده می شود - اصلاً چگونه می توان چنین چیزی را در کتاب مقدس توصیف کرد. اما موضوع دیسکت در کل عهد عتیق جریان دارد. به همین دلیل است که خداوند برای همه مردم خاورمیانه وحشت ایجاد می کند. و یهودیان از هر کسی که حمله کنند می ترسند. قربانی ها را با آتشی می سوزاند که از ناکجاآباد می آید. سنگ را می شکافد و زمین را باز می کند. این بیماری بر افراد مبتلا به زخم و سایر بیماری ها تأثیر می گذارد - همه اینها برای مردم آن زمان ناشناخته بود. <strong>البته از نظر آنها او خداست!</strong></p>
  <p id="LdKd">اما چیزی که من را شگفت زده کرد «طبیعت زمینی» او بود. و او بدخلقی دارد! با همه تفاوتش با مردم، مثل یک چیز زمینی، مثل یک انسان رفتار می کند! اینجا یک راز است، پس یک راز. بیگانگان به زبان قابل فهم برای مردم صحبت می کنند. آنها شبیه مردم هستند که در وصیت نامه نیز کاملاً توضیح داده شده است. مثل انسان می خورند و می نوشند. آنها لباس می پوشند، اگرچه شبیه لباس های مردم باستان نیست. حزقیال نبی در نزدیکی ورودی آشیانه برای دیسکت توسط مردی که شبیه مس براق به نظر می رسید ملاقات کرد... (حزقیال فصل 40). فکر کردن دلیلی برای چنین تفاوتی با افراد دیگر دشوار است. لباس های ظاهرا فلزی. در دستانش یک چوب اندازه گیری و یک طناب بود. او حزقیال را به مدت طولانی و به تفصیل با ساختار آشیانه و کل مجموعه ساختمان های اطراف آن آشنا می کند.</p>
  <h4 id="dm9P">محبوب</h4>
  <h3 id="zGnY"><a href="https://p-v-t.ru/fa/immanuil-kant-i-ego-filosofiya-immanuil-kant-biografiya-gde-rodilsya-immanuil/" target="_blank">بیوگرافی امانوئل کانت امانوئل کانت کجا متولد شد</a></h3>
  <p id="og1A"><a href="https://p-v-t.ru/fa/category/mascots/" target="_blank">طلسم ها</a> 2022-07-13 03:16:55</p>
  <h3 id="56EJ"><a href="https://p-v-t.ru/fa/iz-za-chego-nachalsya-holokost-chto-takoe-holokost-fashistskie/" target="_blank">چه چیزی هولوکاست را آغاز کرد</a></h3>
  <p id="sTi2"><a href="https://p-v-t.ru/fa/category/numerology/" target="_blank">عدد شناسی</a> 2022-07-13 03:16:55</p>
  <h3 id="TiLT"><a href="https://p-v-t.ru/fa/sozvezdiya-goroskopa-po-mesyacam-kak-znaki-zodiaka/" target="_blank">نحوه توزیع علائم زودیاک بر اساس ماه و تاریخ</a></h3>
  <p id="oEDm"><a href="https://p-v-t.ru/fa/category/feng-shui/" target="_blank">فنگ شویی</a> 2022-07-13 03:16:55</p>
  <h3 id="tsj3"><a href="https://p-v-t.ru/fa/sozvezdiya-goroskopa-po-mesyacam-znaki-zodiaka-po-mesyacam-i-chislam/" target="_blank">علائم زودیاک بر اساس ماه ها و تاریخ ها: چگونه صورت های فلکی که در آنها متولد می شوند بر شخصیت افراد تأثیر می گذارد</a></h3>
  <p id="lHfa"><a href="https://p-v-t.ru/fa/category/spirituality/" target="_blank">باطنی</a> 2022-07-13 03:16:55</p>
  <h3 id="ta4b"><a href="https://p-v-t.ru/fa/istoriya-nazvaniya-sozvezdii-drevnegrecheskie-mify-i-legendy/" target="_blank">(افسانه ها و افسانه های یونان باستان)</a></h3>
  <p id="V7yX"><a href="https://p-v-t.ru/fa/category/folk-omens/" target="_blank">فال عامیانه</a> 2022-07-13 03:16:55</p>
  <h3 id="N1Km"><a href="https://p-v-t.ru/fa/matematicheskii-fokus-s-ugadyvaniem-chisla-na-kartochke-matematicheskie-fokusy/" target="_blank">ترفند ریاضی با حدس زدن عدد روی کارت</a></h3>
  <p id="MtnT"><a href="https://p-v-t.ru/fa/category/horoscope-for-the-month/" target="_blank">طالع بینی برای یک ماه</a> 2022-06-12 20:25:22</p>
  <h3 id="1CZy"><a href="https://p-v-t.ru/fa/otkroveniya-lyudyam-novogo-veka-poslanie-duhovnyh-uchitelei-otkroveniya-za-god/" target="_blank">پیام معلمان معنوی وحی برای سال لئونید ماسلوف</a></h3>
  <p id="wxYJ"><a href="https://p-v-t.ru/fa/category/prayers/" target="_blank">دعاها</a> 2022-06-12 20:25:22</p>
  <h4 id="HFUB">انتخاب سردبیر</h4>
  <figure id="iyUy" class="m_custom">
    <img src="https://p-v-t.ru/uploads/9d7864ce22c2aa4038f189452b65900b.jpg" width="100" />
  </figure>
  <h3 id="LblP"><a href="https://p-v-t.ru/fa/kak-pravilno-kupatsya-na-kreshchenie-muzhchine-kak-pravilno-okunatsya-na/" target="_blank">نحوه صحیح غوطه ور شدن در EPIPHANY: توصیه پزشکان، کشیشان و علاقه مندان به شنا در زمستان</a></h3>
  <p id="8wkP">2022-06-02 11:39:54</p>
  <figure id="Pxay" class="m_custom">
    <img src="https://p-v-t.ru/uploads/471bace0a7d5829e2ebe564c41b0fb21.jpg" width="100" />
  </figure>
  <h3 id="OiXE"><a href="https://p-v-t.ru/fa/top-10-samyh-strashnyh-orudii-pytok-samye-uzhasnye-pytki-v-istorii-chelovechestva-21-foto-rastvoreni/" target="_blank">وحشتناک ترین شکنجه تاریخ بشریت (21 عکس)</a></h3>
  <p id="Fh3r">2022-06-02 11:39:54</p>
  <figure id="Beye" class="m_custom">
    <img src="https://p-v-t.ru/uploads/3191161dd3295385fcef9a7f8b7b5826.jpg" width="100" />
  </figure>
  <h3 id="2GSK"><a href="https://p-v-t.ru/fa/v-chem-nuzhno-kupatsya-na-kreshchenie-devushke-kak-pravilno-kupatsya-na/" target="_blank">نحوه شنا در EPIPHANY: نکات، علائم، موارد منع مصرف</a></h3>
  <p id="v6xC">2022-06-02 11:39:54</p>
  <h4 id="ftxv">پست های محبوب</h4>
  <figure id="nA3U" class="m_custom">
    <img src="https://p-v-t.ru/uploads/20db395171c1cdc9ade674a4c06e31aa.jpg" width="100" />
  </figure>
  <h3 id="7Drz"><a href="https://p-v-t.ru/fa/v-chem-nado-kupatsya-na-kreshchenie-kupanie-v-prorubi-na-kreshchenie---istoriya-i/" target="_blank">حمام کردن در سوراخ برای غسل تعمید - تاریخچه و قوانین مراسم</a></h3>
  <p id="g4lv">2022-06-02 11:39:54</p>
  <figure id="AbQF" class="m_custom">
    <img src="https://p-v-t.ru/uploads/aa6e0514fc5acd12a3b63aa569351742.jpg" width="100" />
  </figure>
  <h3 id="qnsW"><a href="https://p-v-t.ru/fa/monahinya-nikolaya-o-strashnom-18-gode-pismo-devyati-igumenii-osobennosti/" target="_blank">راهبه نیکلاس در مورد هجدهمین سال وحشتناک</a></h3>
  <p id="mj1v">2022-05-21 05:34:33</p>
  <figure id="qCW2" class="m_custom">
    <img src="https://p-v-t.ru/uploads/45d0960e834c314440eeef2ba547978c.jpg" width="100" />
  </figure>
  <h3 id="SZJi"><a href="https://p-v-t.ru/fa/protoierei-oleg-stenyaev-biografiya-lichnaya-zhizn-i-lekcii-svyashchennika/" target="_blank">تفسیر کتاب مقدس (کتاب مقدس) تفسیر انجیل ب</a></h3>
  <p id="Ukif">2022-05-21 05:34:33</p>
  <h4 id="zYBU">دسته بندی محبوب</h4>
  <ul id="6Xsn">
    <li id="SykC"><a href="https://p-v-t.ru/fa/category/numerology/" target="_blank">عدد شناسی</a></li>
    <li id="8vNC"><a href="https://p-v-t.ru/fa/category/prayers/" target="_blank">دعاها</a></li>
    <li id="BRgL"><a href="https://p-v-t.ru/fa/category/spirituality/" target="_blank">باطنی</a></li>
    <li id="WxQs"><a href="https://p-v-t.ru/fa/category/conspiracies/" target="_blank">توطئه ها</a></li>
    <li id="ECTD"><a href="https://p-v-t.ru/fa/category/the-mysteries-of-women/" target="_blank">اسرار زنان</a></li>
    <li id="XUqv"><a href="https://p-v-t.ru/fa/category/faith-and-religion/" target="_blank">ایمان و دین</a></li>
    <li id="ICZC"><a href="https://p-v-t.ru/fa/category/love-spell/" target="_blank">طلسم های عشق</a></li>
    <li id="BUST"><a href="https://p-v-t.ru/fa/category/the-planets-in-the-horoscope/" target="_blank">سیارات در طالع بینی</a></li>
  </ul>
  <figure id="B0PN" class="m_original">
    <img src="https://p-v-t.ru/img/logo.png" width="197" />
  </figure>
  <p id="bSvV">درباره ما</p>
  <p id="smOo">p-v-t.ru - طالع بینی. باطنی. تعطیلات. اسرار زنان</p>
  <p id="QjfM">اشتراک در</p>
  <ul id="menu-td-demo-footer-menu">
    <li id="YUYe"><a href="https://p-v-t.ru/fa/sitemap.xml" target="_blank">نقشه سایت</a></li>
  </ul>
  <p id="0FRP">2022 p-v-t.ru - طالع بینی. باطنی. تعطیلات. اسرار زنان</p>

]]></content:encoded></item><item><guid isPermaLink="true">https://teletype.in/@czar/DFVVWtL5HP4</guid><link>https://teletype.in/@czar/DFVVWtL5HP4?utm_source=teletype&amp;utm_medium=feed_rss&amp;utm_campaign=czar</link><comments>https://teletype.in/@czar/DFVVWtL5HP4?utm_source=teletype&amp;utm_medium=feed_rss&amp;utm_campaign=czar#comments</comments><dc:creator>czar</dc:creator><title>وتتتت</title><pubDate>Thu, 28 Jul 2022 13:04:51 GMT</pubDate><media:content medium="image" url="https://img1.teletype.in/files/08/38/08385783-c644-4098-b61c-69aa04b57142.png"></media:content><description><![CDATA[<img src="https://img4.teletype.in/files/3f/25/3f25fe34-7a07-43ca-bf83-e74db5caef76.jpeg"></img>آیین بودا یا آیین بودایی، بوداگرایی یا بودیسم  یکی از دین‌های هندی با ۵۰۰ میلیون پیرو در سراسر جهان است.]]></description><content:encoded><![CDATA[
  <section style="background-color:hsl(hsl(24,  24%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="kAdk" data-align="right"><strong>آیین بودا </strong>یا <strong>آیین بودایی</strong>، <strong>بوداگرایی</strong> یا <strong>بودیسم</strong>  یکی از دین‌های هندی با ۵۰۰ میلیون پیرو در سراسر جهان است.</p>
    <p id="D0uW" data-align="right"> این دین برپایه فلسفه‌ای مبتنی بر آموزه‌های سیدارتا گوتاما که در حدود ۵۶۶ (پیش از میلاد) تا ۴۸۶ (پیش از میلاد) می‌زیسته، بنیان‌گذاری شده است</p>
    <blockquote id="MUIB">(به انگلیسی: Buddhism)</blockquote>
  </section>
  <section style="background-color:hsl(hsl(34,  84%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <figure id="F6yv" class="m_original" data-caption-align="center">
      <img src="https://img4.teletype.in/files/3f/25/3f25fe34-7a07-43ca-bf83-e74db5caef76.jpeg" width="1280" />
      <figcaption><strong>دیوی</strong> بنام <strong>ماره</strong> سوار بر فیلی میرود تا <strong>بودا </strong>را از دستیابی به<strong> بیداری روحانی</strong> باز دارد </figcaption>
    </figure>
  </section>
  <section>
    <figure id="kIFK" class="m_custom" data-caption-align="center">
      <img src="https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/e/e9/Potala_palace21.jpg/300px-Potala_palace21.jpg" width="287.54486398598584" />
      <figcaption><strong>دورنمایی از صومعه مقدس قصر پوتالا </strong></figcaption>
    </figure>
  </section>
  <p id="nhRQ" data-align="right">آیین بودا به تدریج از هندوستان به سراسر آسیا، آسیای میانه، تبت، سریلانکا، یمن، آسیای جنوب شرقی و نیز کشورهای خاور دور مانند چین، مغولستان، کره و ژاپن راه یافت. آیین بودایی به عنوان دین پاکان در نظر گرفته می‌شود و با ۵۰۰ میلیون پیرو یکی از ادیان اصلی جهان به‌شمار می‌آید. آیین بودا بیشتر بر کردار نیک، پرهیز از کردار بد و ورزیدگی ذهنی تأکید دارد.</p>
  <p id="odgz" data-align="right">آماج این ورزیدگی‌ها پایان دادن به چرخه تولد مجدد یا سمساره است که از طریق بیداری یا درک واقعیت راستین، رسیدن به رهایی یا نیروانا صورت می‌گیرد. اخلاقیات بودا گرایانه بر دو اصل بی‌گزندی و رواداری برپا شده‌است. آثار نوشتاری بوداگرایی بسیارند و بخش ارزنده‌ای از ادبیات دینی جهان به‌شمار می‌روند.</p>
  <h2 id="jbSs" data-align="right">خاستگاه اندیشه‌های بودا</h2>
  <p id="aG5t" data-align="right">پیرامون سه هزار سال پیش، شاخه‌هایی از ریاییان ایران، از بقیه جدا شده و به سرزمین هند کوچ کردند. پیش از ورود آن‌ها به شبه جزیرهٔ هند، قوم دیگری در آنجا نشیمن داشت که به نام دراویدی معروف است. آریایی‌ها پیرامون ۲۵۰۰ سال پیش یعنی به هنگام زایش بودا در بیشتر سامان‌های  شمالی هند جایگزین شده و بر آن نواحی چیره گشته‌بودند</p>
  <p id="edVC" data-align="right">جامعه هندوستان در زمان بودا به چهار طبقه یا (کاست) بخش می‌شد: راهب‌ها (روحانیان)، کشتریاها (شهریاران و جنگاوران)، وایسیاها (کشاورزان و بازرگانان) و شودراها (خدمتکاران برده). بودا خود به رده کشتریا تعلق داشت ولی اعلام داشت که از دید او همه مردم برابر و پاکزادند</p>
  <p id="wLki"></p>
  <p id="lkWp"></p>
  <section>
    <p id="m2Gr"><a href="https://fa.m.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%A7" target="_blank">کشتریاها</a> (شهریاران و جنگاوران)، <a href="https://fa.m.wikipedia.org/wiki/%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C%D8%A7" target="_blank">وایسیاها</a> (کشاورزان و بازرگانان) و <a href="https://fa.m.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%B4%D9%88%D8%AF%D8%B1%D8%A7&action=edit&redlink=1" target="_blank">شودراها</a> (خدمتکاران برده). <a href="https://fa.m.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D9%88%D8%AF%D8%A7" target="_blank">بودا</a> خود به رد ه کشتریا تعلق داشت<a href="https://fa.m.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D9%88%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C#cite_note-6" target="_blank">[۶]</a> ولی اعلام داشت که از دید او همه مردم برابر و پا کزادند. <a href="https://fa.m.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D9%88%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C#cite_note-7" target="_blank">[۷]</a></p>
  </section>
  <p id="D4C0"> </p>
  <section>
    <p id="s7cL">چکیدهٔ آم وزهٔ بودا  این است:</p>
    <blockquote id="BIwh">ما پس از مرگ در پیکری دیگر باز زاییده می‌شویم. این <a href="https://fa.m.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%B2%D8%A7%DB%8C%DB%8C_(%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D9%88%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C)" target="_blank">باززایی</a> ما بارها و بارها تکرار می‌شود. این را <a href="https://fa.m.wikipedia.org/w/index.php?title=%DA%86%D8%B1%D8%AE%D9%87_%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C&action=edit&redlink=1" target="_blank">چرخه هستی</a> یا زاد و مرگ می‌نامیم. هستی رنج است. زایش رنج است. پیری رنج است. بیماری رنج است. غم و اندوه، ماتم و ناامیدی رنج است. پیوند با آنچه نادلخواه است، رنج است. دوری از آنچه دلخواه است، رنج است؛ و خلاصه این‌که دل بستن رنج‌آور است.</blockquote>
    <p id="t3df">از دیدگاه بودا ما اگر خواسته باشیم که از چرخهٔ زاد و مرگ رهایی یابیم (در صورتی که به آن چرخه باور داشته باشیم) باید گرایش‌های نفسانی را کنار بگذاریم، درستکار باشیم، به حالات <a href="https://fa.m.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%AE%D9%84%D8%B3%D9%87_%D8%B1%D9%88%D8%AD%DB%8C&action=edit&redlink=1" target="_blank">خلسه روحی</a> دست پیدا کنیم که این تجربیات باعث مهرورزی ما به همهٔ موجودات و بوندگان می‌شود و سپس از راه این درک‌ها و تمرکزهای ژرف به روشنی و بیداری می‌رسیم و از این دور باطل خارج می‌شویم.</p>
    <p id="cMQQ">این آموزه‌ها، آیین بودا را تشکیل می‌دهند. بودا خود، آیین خود را مانند قایقی می‌نامد که برای <a href="https://fa.m.wikipedia.org/wiki/%DA%86%D8%B1%D8%AE%D9%87%E2%80%8C%D8%B4%DA%A9%D9%86%DB%8C" target="_blank">چرخه‌شکنی</a> و رسیدن ب </p>
    <p id="068X">ه ساحل رستگاری به آن نیاز است؛ ولی پس از رسیدن به رستگاری دیگر به این قایق نیز نیازی نخواهد بود. رسیدن به ساحل رستگاری آدمی را به آرامش و توازن مطلق می‌رساند. آن‌جاست که شمع تمامی خواهش‌ها و دلبستگی‌ها خاموش می‌شود. به این روی، این پدیده را در <a href="https://fa.m.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D8%AA" target="_blank">سانسکریت</a> <a href="https://fa.m.wikipedia.org/wiki/%D9%86%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7" target="_blank">نیروانا</a> یعنی خاموشی می‌نامند.[<em><a href="https://fa.m.wikipedia.org/wiki/%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C%E2%80%8C%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7:%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D9%85%D9%86%D8%AF_%D9%85%D9%86%D8%A8%D8%B9" target="_blank">نیازمند </a></em>]</p>
    <h3 id="T34Q">چهار حقیقت شریف<a href="https://fa.m.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D9%88%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C&action=edit&section=3" target="_blank">ویرایش</a></h3>
    <p id="TgnN">آدمی بیمار است. بودا راه درمان این بیماری را <a href="https://fa.m.wikipedia.org/wiki/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1_%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA_%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%81" target="_blank">درک آن چهار حقیقت</a> می‌داند: حقیقت نخست از <a href="https://fa.m.wikipedia.org/wiki/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1_%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA_%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%81" target="_blank">چهار حقیقت شریف</a>، تشخیص این بیماری به‌عنوان بیماری رنج در انسان‌هاست. به رسمیت شناختن وجود رنج اهمیت کلیدی دارد. هیچ موجود زنده نمی‌تواند از رنج بگریزد. زایش، بیماری و مرگ همه باعث رنج هستند. رنج می‌تواند جسمانی یا روانی باشد. حقیقت دوم، دلبستگی‌ها را به‌عنوان باعث و بانی این بیماری باز می‌شناسد. سومین حقیقت، شرایط را سنجیده و اعلام می‌کند که بهبود امکان‌پذیر است. حقیقت چهارم، تجویز دارو برای دست یافتن به سلامت است. درک این حقایق و اصول، به تمرکز و مراقبه نیاز دارد. این درک باعث احساس مهرورزی نسبت به همهٔ موجودات می‌گردد.</p>
    <p id="crJ3">درک چهار حقیقت شریف، هسته اصلی آموزه بودا را تشکیل می‌دهد. این چهار حقیقت شریف عبارتند از:<a href="https://fa.m.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D9%88%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C#cite_note-8" target="_blank">[۸]</a></p>
    <p id="sSun">ویژگی رنج، یکی از <a href="https://fa.m.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D9%87_%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86_%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C" target="_blank">سه نشان هستی</a> trilakṣaṇa است. دوکَه، نه تنها بر رنج به معنای احساس‌های ناخوشایند دلالت دارد، بلکه اشاره است به هر چیزی، چه مادی و چه روانی، که مشروط است، و دستخوش پیدایش و از میان رفتن است، و شامل پنج <a href="https://fa.m.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%86%D8%A8%D9%88%D9%87%D9%87&action=edit&redlink=1" target="_blank">انبوهه</a> skandha است، و حالت رهایی نیست. پس هر لذت معرفتی رنج است زیرا دستخوش پایان‌یافتگی است.</p>
  </section>
  <h2 id="anhw"></h2>
  <p id="XRpJ">‌</p>

]]></content:encoded></item><item><guid isPermaLink="true">https://teletype.in/@czar/11razeghanounejazbAbraham</guid><link>https://teletype.in/@czar/11razeghanounejazbAbraham?utm_source=teletype&amp;utm_medium=feed_rss&amp;utm_campaign=czar</link><comments>https://teletype.in/@czar/11razeghanounejazbAbraham?utm_source=teletype&amp;utm_medium=feed_rss&amp;utm_campaign=czar#comments</comments><dc:creator>czar</dc:creator><title>یازده راز مهم قانون جذب</title><pubDate>Thu, 28 Jul 2022 05:02:57 GMT</pubDate><description><![CDATA[روانشناسان، متفکران عصر جدید و رهبران مذهبی سال های متمادی است که حول مسئله ” راز و قانون جذب کائنات ” صحبت می کنند، اما در واقع این قانون پس از انتشار کتاب “راز” در سال ۲۰۰۶ محبوبیت خود را در میان عموم مردم بازیافت. قانون جذب بسادگی در این جمله خلاصه می شود: “ما هر آنچه را که به آن فکر کرده، چه خوب چه بد، جذب خود می کنیم.” باور کنید یا نکنید، امروزه پژوهش های علمی ثابت کرده که افکار مثبت، زندگی ما را تحت تأثیر همه جانبه خود قرار می دهند.در زیر به یکی از محبوب ترین کتاب های موجود در این موضوع یعنی قانون جذب اشاره می کنیم: کتاب “مبانی تعالیم ابراهیم، استر و جری هیکس”]]></description><content:encoded><![CDATA[
  <h2 id="yw5J" data-align="right">راز قانون جذب کائنات</h2>
  <p id="lOuY" data-align="right">روانشناسان، متفکران عصر جدید و رهبران مذهبی سال های متمادی است که حول مسئله ” راز و قانون جذب کائنات ” صحبت می کنند، اما در واقع این قانون پس از انتشار کتاب “راز” در سال ۲۰۰۶ محبوبیت خود را در میان عموم مردم بازیافت. قانون جذب بسادگی در این جمله خلاصه می شود: “ما هر آنچه را که به آن فکر کرده، چه خوب چه بد، جذب خود می کنیم.” باور کنید یا نکنید، امروزه پژوهش های علمی ثابت کرده که افکار مثبت، زندگی ما را تحت تأثیر همه جانبه خود قرار می دهند.در زیر به یکی از محبوب ترین کتاب های موجود در این موضوع یعنی قانون جذب اشاره می کنیم: کتاب “مبانی تعالیم ابراهیم، استر و جری هیکس”</p>
  <p id="8QrL"></p>
  <p id="SjkZ"></p>
  <h2 id="yYB2" data-align="right"><strong>اولین راز قانون جذب کائنات &gt;&gt;&gt; شما اتفاقات خوب یا بد را براساس تفکراتتان تجربه می کنید.</strong></h2>
  <p id="JL3j" data-align="right">“کسی که همیشه در مورد بیماری صحبت می کند، بیمار می شود و کسی که به طور مداوم در مورد رفاه صحبت کند، در رفاه و آسایش به سر خواهد برد.” استر و جری هیکس در این کتاب اشاره می کنند که “شما همه ی این ها را براساس تفکرات تان جذب می کنید.” با تمرکز بر روی چیزی، باعث می شوید آن مسئله برایتان اتفاق افتد.</p>
  <h2 id="gzQv" data-align="right"><strong>دومین راز قانون جذب کائنات &gt;&gt;&gt; شما با فکر کردن به چیزی آن را به سمت خود جذب می کنید، حتی اگر آن را نخواهید.</strong></h2>
  <p id="c91o" data-align="right">بر اساس این کتاب “شما با فکر کردن به چیزی از طریق قانون جذب، آن را بزرگ و بزرگتر و قویترخواهید کرد.” بنابراین سعی کنید افکار خود را مثبت نگه دارید.</p>
  <h3 id="gSSJ" data-align="right"><strong>سومین راز قانون جذب کائنات &gt;&gt;&gt; هر چه بیشتر بر روی مسئله ای تمرکز کنید، قویتر می گردد.</strong></h3>
  <p id="c5JP" data-align="right">مورد مذکور این قابلیت را به شما می دهد که حقیقت زندگی خود را با افکارتان ساخته و مسائلی که دوست داشته تجربه کنید، روزی به آنان دست خواهید یافت. شما با نگرانی های خود باعث می شوید اتفاقات بدی برایتان رخ دهد.</p>
  <h3 id="1bXv" data-align="right"><strong>چهارمین راز قانون جذب کائنات &gt;&gt;&gt; بهتر است به احساسات خود اعتماد کنید تا آن که بیش از حد به تصمیماتتان فکر کنید.</strong></h3>
  <p id="JrK2" data-align="right">به بیان دیگر: به ندای قلب خود گوش فرا دهید. به جای فکر بیش از حد به انتخابهایتان اجازه دهید احساساتتان، شما را به سمت درست هدایت کند. با این کار زندگی رضایتمندانه تری را تجربه خواهید کرد.</p>
  <h3 id="126Q" data-align="right"><strong>پنجمین راز قانون جذب کائنات &gt;&gt;&gt; شما با تفکر مثبت خود می توانید باعث گردید اتفاقات خوب با سرعت بیشتری برایتان رقم خورد.</strong></h3>
  <p id="uSuS" data-align="right">برادران هیکس در این کتاب می نویسند: “خواستن و تمایل” شامل تمرکز به یک موضوع آن هم به صورت کاملأ مثبت می باشد. وقتی که به موضوعی با دقت نظر کامل به گونه ای مثبت می نگرید، آن مسئله بسرعت برایتان به وقوع خواهد پیوست . . . شک نکنید.”</p>
  <h3 id="8OVQ" data-align="right"><strong>ششمین راز قانون جذب کائنات &gt;&gt;&gt; برای ایجاد یک تغییر، باید به مسائل آن گونه که آرزو دارید باشند، بنگرید نه آن گونه که در واقع هستند.</strong></h3>
  <p id="JqhH" data-align="right">این رازی است که تنها افراد موفق می دانند و در کتاب های علمی با عنوان “تجسم دیداری” از آن یاد می شود. مایکل فلپس هر شب قبل از خواب خود را برنده تجسم می کرد. همان گونه که می بینید وی در حال حاضر پرافتخارترین قهرمان تاریخ بازی‌های المپیک و دارنده ۲۲ مدال شنا است. در این کتاب می خوانید: “به منظور تأثیر هر چه بیشترِ تفکرات مثبت بر روی اتفاقات، بایستی نادیده بگیرید که چه کارهای دشواری هستند- و هم چنین به این که دیگران شما را چگونه می بینند کاملاً بی توجه باشید. و تنها تمام تمرکز خود را حول این محور بگنجانید که دوست دارید چه اتفاقاتی برایتان به وقوع بپیوندند.</p>
  <h3 id="GUbz" data-align="right"><strong>هفتمین راز قانون جذب کائنات &gt;&gt;&gt; شما می توانید قدرت مغناطیسی جذب اتفاقات خوب خود را با اختصاص دادن زمان روزانه به “افکار قدرتمند” افزایش دهید.</strong></h3>
  <p id="ii1E" data-align="right">۱۵ دقیقه از روزتان را به طور جدی به فکر کردن در مورد اهداف، رؤیاهایتان و آن چه از زندگی می خواهید اختصاص دهید. برادران هیکس می گویند این عمل شانس شما را برای رسیدن به موفقیت بسیار افزایش می دهد.</p>
  <h2 id="Y4z7" data-align="right"><strong>هشتمین راز قانون جذب کائنات &gt;&gt;&gt; موفقیت یک منبع تمام نشدنی است. هر کس می تواند از آن بهره برد.</strong></h2>
  <p id="oSCT" data-align="right">فراموش نکنید که موفقیت دیگران، موفقیت شما را محدود نمی کند. از آن طرف براساس آنچه که در کتاب نوشته شده، شما با جذب موفقیت، موفقیت دیگران را محدود نخواهید کرد.</p>
  <h3 id="gx7d" data-align="right"><strong>نهمین راز قانون جذب کائنات &gt;&gt;&gt; به خودتان اجازه ندهید در ناامیدی ها غرق شوید.</strong></h3>
  <p id="MaUx" data-align="right">ناامیدی تنها باعث جذب اتفاقاتی است که ناراحتی شما را بیشتر خواهند کرد و تنها نشانه آن است که شما به هدفی که در زندگی آرزویش را داشته اید، نرسیده اید. بنابراین به جای حسرت خوردن برای از دست دادن آرزوهایتان، تنها به آنچه دوست دارید و می خواهید، فکر کنید.</p>
  <h3 id="lQYf" data-align="right"><strong>دهمین راز قانون جذب کائنات &gt;&gt;&gt; از تماشای برنامه های تلویزیونی همانند جنایت و بیماری که انرژی های منفی را به شما منتقل می کنند، اجتناب کنید.</strong></h3>
  <p id="7I9C" data-align="right">با دیدن این برنامه ها تنها موجب می گردید به آنان بیشتر فکر کرده و شانس اتفاق افتادنشان را افزایش دهید. باز هم یادآوری می کنیم که: “با توجه شما به هر چیزی، آن مورد بیشتر و بیشتر به سمت شما کشیده می شود.”</p>
  <h3 id="glhE" data-align="right"><strong>یازدهمین راز قانون جذب کائنات &gt;&gt;&gt; بدانید اگر روابط تان با دیگران بد است، تنها خودتان موجب آن گشته اید. </strong></h3>
  <p id="EvCC" data-align="right">توجه به مسائل منفی هم چون گرفتن انتقام می تواند موجب ویرانی روابط شخصیتان باشد. با این ذهنیت که “هیچ چیز به وقوع نخواهد پیوست مگر آن که شخصاً آن را جذب کرده باشید”، می توانید از روابط بد با همسر و بستگان تان رهایی یابید.</p>

]]></content:encoded></item><item><guid isPermaLink="true">https://teletype.in/@czar/Haft_vadi</guid><link>https://teletype.in/@czar/Haft_vadi?utm_source=teletype&amp;utm_medium=feed_rss&amp;utm_campaign=czar</link><comments>https://teletype.in/@czar/Haft_vadi?utm_source=teletype&amp;utm_medium=feed_rss&amp;utm_campaign=czar#comments</comments><dc:creator>czar</dc:creator><title>هفت وادی</title><pubDate>Fri, 17 Jun 2022 04:12:41 GMT</pubDate><media:content medium="image" url="https://img2.teletype.in/files/dc/27/dc27fd80-9948-4b50-ab1a-a0a6bc931d66.png"></media:content><description><![CDATA[<img src="https://img3.teletype.in/files/20/fa/20fae193-7fc2-4375-aa2c-9a43770b5da2.png"></img>وادی در لغت به معنی رودخانه و رهگذر آب سیل؛ یعنی زمین نشیب هموار کم درخت که جای گذشتن آب سیل باشد و هیمنطور به معنی صحرای مطلق آمده است (لطایف الغات)]]></description><content:encoded><![CDATA[
  <h1 id="58qc" data-align="center">هفت وادی عرفان وشرح آنها</h1>
  <p id="1k3G"></p>
  <figure id="FHQj" class="m_original">
    <img src="https://img3.teletype.in/files/20/fa/20fae193-7fc2-4375-aa2c-9a43770b5da2.png" width="1080" />
  </figure>
  <p id="p1iM" data-align="right">وادی در لغت به معنی رودخانه و رهگذر آب سیل؛ یعنی زمین نشیب هموار کم درخت که جای گذشتن آب سیل باشد و هیمنطور به معنی صحرای مطلق آمده است (لطایف الغات)</p>
  <p id="RkY5" data-align="right">در اصطلاح شیخ عطار مراحلی است که سالک طریقت باید طی کند و طی این مراحل را به بیابانهای بی زینهاری تشبیه کرده است که منتهی به کوههای بلند و بی فریادی می شود که سالک برای رسیدن بمقصود از عبور از این بیابانهای مخوف و گردنه های مهلک ناگزیر است و آنرا به وادیها و عقبات سلوک تعبیر کرده است.</p>
  <p id="xIeR" data-align="right">به طوریکه. صوفیان مقدم در تصوف <strong>هفت مقام</strong> تصور کرده اند از این قرار:</p>
  <p id="jd87" data-align="right">1- <strong>مقام توبه 2- ورع 3- زهد 4- فقر 5- صبر 6- رضا 7- توکل</strong>.</p>
  <p id="G3Gu" data-align="right"><strong>و ده &quot;حال&quot; از این قرار:</strong></p>
  <p id="bLnA" data-align="right"><strong>1- مراقبه 2- قرب 3- محبت 4- خوف 5- رجا 6- شوق 7- انس 8- اطمینان 9- مشاهده 10- یقین</strong></p>
  <p id="gEJD" data-align="right"> (اللمع ص 42)- اما صوفیان قرون بعد بر این تعداد افزوده اند از جمله ابوعبدالله انصاری به ده وادی معتقد است (شرح منازل السائرین ص 198)- بیان این وادیها و اختلافات صوفیه از حوصله این شرح که بنایش بر اختصار است خارج است (جهت مزید اطلاع ر. ک. : بحث در آثار و افکار و احوال حافظ تالیف دکتر غنی ص 207 تا 227 و کتب معتبر صوفیان از قبیل رساله قشیریه و هجویری و غیره)-</p>
  <p id="A0E9" data-align="right">عطار در مصیبت نامه پنج وادی تصور کرده است و<strong> در منطق</strong> <strong>الطیر هفت وادی. از این قرار :</strong></p>
  <p id="7iJu" data-align="right"><strong>1- طلب 2- عشق 3- معرفت 4- استغنا 5- توحید 6- حیرت 7- فقر و فنا</strong></p>
  <p id="4vCJ"> و برای هر یک شرحی بسیار شیوا و دل انگیز آورده است.</p>
  <h2 id="cdPJ" data-align="right">طلب</h2>
  <p id="OBbQ" data-align="right">: در لغت بمعنی جستن است (المصادر) و در اصطلاح صوفیان &quot;طالب&quot; سالکی است که از شهوت طبیعی و لذات نفسانی عبور نماید و پرده پندار از روی حقیقت براندازد و از کثرت به وحدت رود تا انسان کاملی گردد (لطایف) – آنرا گویند که شب و روز به یاد خدایتعالی باشد در هر حالی (کشف المحجوب)- در حقیقت «طلب» اولین قدم در تصوف است و آن حالتی است که در دل سالک پیدا می شود تا او را به جستجوی معرفت و تفحص در کار حقیقت و امیدارد. «طالب» صاحب این حالتست و مطلوب هدف و غایت و مقصود سالک است.</p>
  <h2 id="YmFw" data-align="right">عشق</h2>
  <p id="fxRs" data-align="right">: بزرگترین و سهمناک ترین وادی است که صوفی در آن قدم می گذارد. معیار سنجش و مهمترین رکن طریقت است. عشق در تصوف مقابل عقل در فلسفه است به همین مناسبت تعریف کاملی از آن نمی توان کرد چنانکه مولانا گوید:</p>
  <p id="3fox" data-align="right">عقل در شرحش چو خر در گل بخفت شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت</p>
  <p id="t3FN" data-align="right">صوفیان در توصیف آن داد معنی داده اند و نقل گفتار آنان در اینجا میسر نیست، فقط به نکته ای از آن اشاره می شود و برای توجه به کیفیت آن می توان به مراجعی که در ذیل می آید مراجعه نمود. سهروردی گوید: «عشق را از عشقه گرفته اند و عشقه آن گیاهیست که در باغ پدید آید. در بن درخت. اول، بیخ در زمینی سخت کند، پس سر برآورد و خود را در درخت می پیچد و همچنان می رود تا جمله درخت را فرا گیرد و چنانش در شکنجه کند که نم در میان رگ درخت نماند و هر غذا که بواسطه آب و هوا بدرخت می رسد بتاراج می برد تا آنگاه که درخت خشک شود.</p>
  <p id="h528" data-align="right">همچنان در عالم انسانیت که خلاصه موجوداتست، درختیست منتصف القامه که آن بحبة- القلب پیوسته است وحبةالقلب در زمین ملکوت روید... و چون این شجره طیبه بالیدن آغاز کند و نزدیک کمال رسد عشق از گوشه ای سر بردارد و خود را در او پیچید تا بجایی برسد که هیچ نم بشریت در او نگذارد و چندانکه پیچ عشق بر تن شجره زیادتر می شود آن شجره منتصف القامه زردتر و ضعیف تر می شود تا بیکبارگی علاقه منقطع گردد. پس آن شجره روان مطلق گردد و شایسته آن شود که در باغ الهی جای گیرد.» (رسالة فی حقیقة العشق ص 13) «محبت چون بغایت رسد آنرا عشق خوانند و کویند که &quot;العشق محبة مفرطه&quot; و عشق خاص تر از محبت است زیرا که همه عشق محبت باشد اما همه محبت عشق نباشد و محبت خاص تر از معرفت است زیرا که همه محبتی معرفت است. اما همه معرفتی محبت نباشد...</p>
  <p id="zJLP" data-align="right">پس اول پایه معرفت است و دوم پایه محبت و سیم پایه عشق. و بعالم عشق که بالای همه است نتوان رسید تا از معرفت و محبت دو پایه نردبان نسازد» (رسالة فی حقیقة العشق ص 12).</p>
  <p id="2gVh" data-align="right">عطار در الهی نامه آورده است:</p>
  <p id="wpMO" data-align="right">ز شهوت نیست خلوت هیچ مطلوب کسی کین سر ندارد هست معیوب</p>
  <p id="KBEJ" data-align="right">ولیکن چون رسد شهوت بغایت ز شهوت عشق زاید بی نهایت</p>
  <p id="65Av" data-align="right">ولی چون عشق گردد سخت بسیار محبت از میان آید پدیدار</p>
  <p id="cftb" data-align="right">محبت چون بحد خود رسد نیز شود جان تو در محبوب ناچیز</p>
  <p id="ygZo" data-align="right">ز شهوت در گذر چون نیست مطلوب که اصل جمله محبوبست محبوب</p>
  <p id="pCLi" data-align="right">(الهی نامه ص 48)</p>
  <p id="HtqD" data-align="right">بطوریکه گفته شد صوفیان را در توصیف عشق و محبت و محبوب و تقدیم و تأخیر آنها و کیفیت این عشق و تاثیر آن در سالک و لزوم عشق در طریقت بسیار سخن رانده اند و شرح آنهمه در اینجا میسر نیست (جهت مزید اطلاع ر. ک. اللمع ص 57 و رساله قشیریه ص 143 و هجویری ص 392 و منازل السائرین قسم سابع و احیاء العلوم الدین ج 4 ص 251 تا 275 و فتوحات المکیه ج 2 ص 220 و سوانح غزالی و رساله فی حقیقة العشق سهروردی واشعة اللمعات، لمعه هفتم ص 87 و مصباح الهدایه ص 404 و حواشی نگارنده بر اسرارنامه ص 276 و 280).</p>
  <h2 id="ZO80" data-align="right">معرفت</h2>
  <p id="AIhK" data-align="right">: معرفت نزد علما همان علم است و هر عالم به خدایتعالی عارف است و هر عارفی عالم. ولی در نزد این قوم معرفت صفت کسی است که خدای را به اسماء و صفاتش شناسد و تصدیق او در تمام معاملات کند و نفی اخلاق رذیله و آفات آن نماید و او را در جمیع احوال ناظر داند و از هوا جس نفس و آفات آن دوری گزیند و همیشه در سروعلن با خدای باشد و باو رجوع کند. (رساله قشیریه ص 141) جهت مزید اطلاع بر این اصطلاح ر. ک. مصباح الهدایه ص 90 ببعد و هجویری ص 341 ببعد و منازل السائرین قسم دهم و کیمیای سعادت ص 41 ببعد و فرهنگ مصطلحات عرفاء ذیل کلمه معرفت.</p>
  <h2 id="0GXg" data-align="right">توحید</h2>
  <p id="NwTr" data-align="right">: در لغت حکم است بر اینکه چیزی یکی است و علم داشتن به یکی بودن آنست و در اصطلاح اهل حقیقت تجرید ذات الهی است از آنچه در تصور یا فهم یا خیال یا وهم و یا ذهن آید (تعریفات) (و نیز ر. ک. رساله قشیریه ص 134 و مصباح الهدایه ص 17 ببعد و هجویری ص 356).</p>
  <p id="wKVZ" data-align="right">تفرید: نفی اضافت اعمال است بنفس خود و غیبت از رویت آن بمطالعه نعمت و منت حق تعالی (مصباح الهدایه ص 143)- و قوفک بالحق معک (ابن عربی)</p>
  <p id="xrLv" data-align="right">عطار گوید:</p>
  <p id="omSL" data-align="right">تو در او گم گرد توحید این بود گم شدن کم کن تو تفرید این بود</p>
  <p id="NlnV" data-align="right">(ص 210 س 3761 منطق الطیر عطار)</p>
  <p id="XNn6" data-align="right">شیخ ما (بوسعید) گفت حق تعالی فرد است او را بتفرید باید جستن تو او را بمداد و کاغذ جویی کی یابی (اسرار التوحید ص 201).</p>
  <p id="I46G" data-align="right">تجرید: ترک اعراض دنیوی است ظاهراً و نفی اعراض اخروی و دنیوی باطناً و تفصیل این جمله آنست که مجرد حقیقی آن کسی بود که بر تجرد از دنیا طالب عوض نباشد بلکه باعث بر آن تقرب بر حضرت الهی بود (مصباح الهدایه ص 143)- خالی شدن قلب و سر سالک است از ماسوی الله و بحکم &quot;فاخلع نعلیک&quot; باید آنچه موجب بُعد (دوری) بنده است از حق از خود دور کند (فرهنگ مصطلحات عرفا).</p>
  <h2 id="aa55" data-align="right">حیرت</h2>
  <p id="s7fK" data-align="right">: یعنی سرگردانی و در اصطلاح اهل الله امریست که وارد می شود بر قلوب عارفین در موقع تامل و حضور و تفکر آنها را از تامل و تفکر حاجب گردد.</p>
  <p id="DUZN" data-align="right">(فرهنگ مصطلحات عرفا).</p>
  <h2 id="99p0" data-align="right">فقر و فنا</h2>
  <p id="b5W5" data-align="right">:</p>
  <p id="W1zl" data-align="right"><strong>فقر</strong>: در اصطلاح صوفیان عبارتست از فقد مایحتاج الیه (تعریفات)- ابوتراب نخشبی گفت: حقیقت غنا آنست که مستغنی باشی از هر که مثل تست و حقیقت فقر آنست که محتاج باشی بهر که مثل تست (تذکرة الاولیاء ج 1 ص297 و طبقات الصوفیه ص 250- جهت مزید اطلاع بر این اصطلاح صوفیان ر. ک. شرح تعرف ج 3 ص 118 تا120).</p>
  <p id="oqv2" data-align="right">اما <strong>فنا</strong>: در اصطلاح صوفان سقوط اوصاف مذمومه است از سالک و آن بوسیله کثرت ریاضات حاصل شود و نوع دیگر فنا عدم احساس سالک است بعالم ملک و ملکوت و استغراق اوست در عظت باریتعالی و مشاهده حق. از این جهت است که مشایخ این قوم گفته اند «الفقر سواد الوجه فی الدارین» قشریه ص 36 و هجویری ص 311 و فتوحات المکیه ج 2 ص 512 و مصباح الهدایه ص 426).</p>
  <p id="YYT8" data-align="right"><strong>منابع</strong>:</p>
  <p id="kfAm" data-align="right">لطایف الغات- فرهنگ مثنوی ملای روم، تدوین مولوی عبداللطیف</p>
  <p id="8wwf" data-align="right">منطق الطیر مقامات طیور عطار نیشابوری به اهتمام سید صادق گوهرین</p>
  <p id="Wn84" data-align="right">فرهنگ مصطلحات عرفاء- تالیف سید جعفر سجادی، چاپ تهران</p>

]]></content:encoded></item><item><guid isPermaLink="true">https://teletype.in/@czar/DariusH</guid><link>https://teletype.in/@czar/DariusH?utm_source=teletype&amp;utm_medium=feed_rss&amp;utm_campaign=czar</link><comments>https://teletype.in/@czar/DariusH?utm_source=teletype&amp;utm_medium=feed_rss&amp;utm_campaign=czar#comments</comments><dc:creator>czar</dc:creator><title>داریوش | تفسیر چند ترانه</title><pubDate>Sun, 22 May 2022 13:54:15 GMT</pubDate><media:content medium="image" url="https://img1.teletype.in/files/c5/91/c5917dbd-f244-4cad-8812-0cd46f12408b.png"></media:content><description><![CDATA[<img src="https://img3.teletype.in/files/a3/fb/a3fbe9ee-b8a1-4bba-832c-b02772c8ba83.png"></img>شرح زندگی نامه داریوش]]></description><content:encoded><![CDATA[
  <section style="background-color:hsl(hsl(55,  86%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <h1 id="TM4c" data-align="center">صدایجاودان </h1>
    <p id="rY8J"></p>
    <p id="EuhK">شرح زندگی نامه داریوش</p>
  </section>
  <p id="tEes"></p>
  <figure id="1eYQ" class="m_original">
    <img src="https://img3.teletype.in/files/a3/fb/a3fbe9ee-b8a1-4bba-832c-b02772c8ba83.png" width="1080" />
  </figure>
  <section style="background-color:hsl(hsl(199, 50%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <h2 id="Qpe4" data-align="center">تفاسیری از آهنگ های داریوش</h2>
  </section>
  <p id="S7m0" data-align="right">داریوش سالهاست داره میخونه تو این مدت اهنگای زیادی خونده که در دسترس مردمه اهنگای زیادی هم خونده که کسی نداره و قرار بوده به بازار بیاد که نیومده . در بعضی از اهنگا داریوش نشان داده که دنبال چیزی میگرده و منتظر یه شخصه که داره براش میخونه. حالا اون شخص کی میتونه باشه؟ ((امام زمان؟ گشتاسب؟ زردتشت؟ ...)) یکی از دوستان ثابت کرده بود که داریوش زردتشتی بوده که الان مسلمان شده. من دلیل و اثبات اون دوست رو براتون مینویسم قضاوت با شما.</p>
  <p id="Di1l" data-align="right">داریوش در ترانه <strong>ندیم</strong> میگه:</p>
  <p id="4VE4" data-align="right">در ذهن من تنها تويي بالاتر از پندار من<br />اي تكيه گاه هستي ام اي برتر از گفتار من<br />اي مايه كردار من</p>
  <p id="7gEn" data-align="right">این سه کلمه مثلث زردتشت است که زردتشت میفرماید هر کس این ۳ را داشته باشه یعنی فکر خوب گفتار خوب و عمل خوب همیشه در زندگیش موفق است . و داریوش در ندیم از این ۳ عنصر میگه. شاید بگید خوب داریوش از حضرت علی هم گفته پس مسلمانه ولی ببنید دوستان حضرت علی یه شخص است نه دین و داریوش از شخص حضرت علی خوشش میاد و الگوشه اما دلیل نمیشه مسلمان باشه مثل دوسته من که مسیحیه او هم حضرت علی رو دوست داره . اما داریوش در این ترانه داره از ایین و از دین زردتشت حرف میزنه از مثلث و سخت زردتشت پس احتمالش بیشتره که زردتشتی بوده.و هر دینی یه ناجی داره . ممکنه داریوش داشته برای ناجی خودش میخونده که شاید گشتاسب بوده. من هیچی رو مطمین نیستم فقط حرف است اینها.</p>
  <p id="HtoV" data-align="right">برای کسانی که خیال میکنند ندیم عاشقانست:</p>
  <p id="tWhv" data-align="right">اي نديم روز و شبم اي همدم ديرين من (( ایا ندیم روز و شب داریوش میتونه یه دختر باشه؟))<br />اي نشان عشق و وفا اي مايه ي تسكين من ((ایا نشان عشق و وفا و تسکین دهنده ی داریوش یه دختریه؟))<br />عاشقتر از عاشق تويي اي باني آسايشم<br />دل داده ي لايق تويي اي مايه ي آرامشم<br />اي ناجي عشق آفرين تو محرم راز مني ((باز هم داریوش از ناجی میگه کسی میتونه محرم راز داریوش باشه که از نادیده ها خبر داشته باشه پس در حال حاظر نمیتونه تو این دنیا باشه))<br />اي آشنابا درد من تو شعر آواز مني (( اشنا با درد داریوش کسی نیست جز اون شخص که داریوش میگه تو شعر اوازه منی نه تنها این اواز بلکه اوازهای دیگه که در ادامه تفسیر میکنم اهنگا رو))<br />سوز مني ساز مني عاشق تر از عاشق تويي<br />اي باني آسايشم<br />دلداده لايق تويي اي مايهء آرامشم<br />در حريم انديشه ام پروانه ي خوشبال مني<br />اي هميشه مقصود من تو كعبهء آمال مني (( این ترانه یه ترانه عرفانی است داریوش میگه تو کعبه امال منی یعنی هدف و اینده من تویی از تو میخونم مقصودم تویی کعبه من تویی))<br />عاشقتر از عاشق تويي اي باني آسايشم<br />دل داده ي لايق تويي اي مايه ي آرامشم<br />در ذهن من تنها تويي بالاتر از پندار من (( و در پایان نشان و مثلث زردتشت رو میگه یعنی همه ی این حرفا رو به اون ناجی از دین زردتشت داره میگه))<br />اي تكيه گاه هستي ام اي برتر از گفتار من<br />اي مايه كردار من<br />عاشقتر از عاشق تويي اي باني آسايشم<br />دل داده ي لايق تويي اي مايه ي آرامشم<br />عاشقتر از عاشق تويي اي باني آسايشم<br />دل داده ي لايق تويي اي مايه ي آرامشم</p>
  <p id="UqqB" data-align="right">اما ۲ ترانه دیگری که داریوش خونده و ربط به زردتشت داره به خود رسیدن و حادثه است . زردتشت یه معلم بوده نه پیامبر بوده نه چیزی اما از اولین کسانی بود که از خدا میگه زردتشت در مورد خدایی که بهش ایمان داشته میگه که خدای من در این جمله است .</p>
  <p id="jM70" data-align="right">گر به خود ایی به خدایی رسی</p>
  <p id="Y1Pl" data-align="right">این حرف زردتشت در مورد خدای دینشه. داریوش ترانهای به خود رسیدن و حادثه رو به این دلیل خونده .<br />ترانه به خود رسیدن که از اسمش معلومه و تفسیر شدست (( از تو به خود رسیده ام این که سفر نمیشود )) ولی در مورد ترانه حادثه. اردلان سرفراز میگه بزرگترین حادثه برای هر انسان رسیدن به وجود خوشه رسیدن خویش به خویشتن است که این ترانه رو سرودم یعنی حرفای زردتشت.</p>
  <p id="63Iv" data-align="right">صحبت داریوش با خویشتن خود:</p>
  <p id="jYAr" data-align="right">گفتم تو چرا دور تر از خواب و سرابی ((گفتم تو چرا دور از دسترس منی و نمیتونم بهت برسم؟))<br />گفتی که منم با تو ولیکن تو نقابی اما تو نقابی (( گفتی که من با تو هستم ولی تو در خواب هستی و نمیبینی))<br />فریاد کشیدم تو کجایی تو کجایی (( گفتم پس کجایی و چطور میتونم بهت برسم؟))<br />گفتی که طلب کن تو مرا تا که بیابی (( گفتی که مرا بخواه و تصمیم بگیر تا بتونی به من برسی))<br />چون همسفر عشق شدی مرد سفر باش ((اگه تصمیم گرفتی باید رو تصمیمت بمونی و از سختی ها عبور کنی))<br />هم منتظر حادثه هم فکر خطر باش (( بدون که در این راه حادثه های زیادی در راهته )) .....<br />هر منزل این راه بیابان هلاک است<br />هر چشمه سرابیست که بر سینه خاک است<br />در سایه هر سنگ اگر گل به زمین است<br />نقش تن ماریست که در خواب کمین است<br />در هر قدمت خار هر شاخه سر دار<br />در هر نفس آزار هر ثانیه صد بار<br />گفتم که عطش می کشدم در تب صحرا<br />گفتی که مجوی آب و عطش باش سراپا<br />گفتم که نشانم بده گر چمشه ای انجا ست<br />گفتی چو شدی تشنه ترین قلب تو دریاست<br />گفتم که در این راه کو نقطه ی آغاز<br />گفتی که تویی تو خود پاسخ این راز</p>
  <p id="ttN1" data-align="right">دیدیم که داریوش در این ترانه هم نشانه هایی از حرف زردتشت رو داره میخونه . داریوش در اهنگی به نام کفر نامه میگه:</p>
  <p id="kkRZ" data-align="right">من زه زاده مسلمانمو هیهات چنین سر نیزه ی کفار بدیدم که به قرانم رفت.</p>
  <p id="kiCe" data-align="right">بدون شک داریوش وقتی به دنیا اومد مسلمان به دنیا اومد و بعد دینشو عوض کرد و زردتشتی شد(( البته همه ی اینا حدس است و نظرات هست)) و از این بیت بالا میشه این جمله رو فهمید.</p>
  <p id="A8ka" data-align="right">داریوش از اون ناجی میگه تو اهنگاش ولی من نمیدونم اون ناجی کیه اگه از طرف زردتشته پس الان که داریوش مسلمانه(( مسلمان شدن داریوش هم در جلوتر تفسیر میکنم و نظر دوستمو میگم)) ناجیش کیه؟ اما حالا الان ترانهایی رو میگم که داریوش داره از اون ناجی میگه و دنبالشه.(( الان کافی نت اینجا داره میبنده اگه دیدید ننوشتم بدونید فردا ادامشو مینویسم))</p>
  <p id="9TVj" data-align="right">ترانه <strong>همیشه غایب</strong> : یه نفر میاد که من منتظر دیدنشم یه نفر میاد که من تشنه بوییدنشم. این ترانه به صورت مستقیم به اون ناجی اشاره شده و اصل این ترانه برای خوندن داریوش ساخته شد که به خاطر زندان رفتن داریوش فریدون فروغی این ترانه رو میخونه ولی چون داریوش هدف و راهش مشخص بود و اصلا این ترانه ربط داشت به ذهن داریوش داریوش بعد این ترانه رو میخونه.</p>
  <p id="vGOB" data-align="right">ترانه ندیم : ای ندیم روز و شبم ای همدم دیرین من. که در بالا تفسیرش کردم که برای زردتشت خونده.</p>
  <p id="VDiU" data-align="right">ترانه نشانی از تو میبینم: نشانی از تو میگیرم سراغی از تو میگیرم. میتونید در بند زیر این ترانه ببنید که باز هم داریوش مستقیما به این موضوع اشاره میکنه و سراغ اون ناجی رو میگیه راستش داریوش داره برای کی میخونه؟:</p>
  <p id="dsYK" data-align="right">من اينك در رواق كهكشانها در آوای حزین كاروانها<br />درآن رنگین كمان پیرو خسته در آن اشكی كه بر مژگان نشسته<br />درآن جامی كه خالی مانده از می در آوایی كه برمی خیزد از نی<br />نشانی از تو می بینم سراغی از تو می گیرم<br />نشانی از تو می بینم سراغی از تو می گیرم<br />نا تمام من: تمام نا تمام من با تو تمام میشود(( ۱۰۰٪ نمیتونه عاشقانه باشه و نا تمام داریوش با یه دختر تموم بشه پس از همون ناجی داره میگه. ))</p>
  <p id="R4gT" data-align="right"><strong>چکاوک</strong>: این ترانه سالهای پس از اون ترانها منتشر میشه و داریوش از اون ناجی خوندن نامید میشه و اینطور میگه:</p>
  <p id="3nvi" data-align="right"> کـجــاي ايـن جــنـگـل شــب (( کجای این دنیا پنهون شدی و نمیای ))<br />پنهون مي شي خورشيدکم<br />پشـت کدوم ســد ســکـوت <br />پـر مـي کــشــي چــکـاوکم</p>
  <p id="WSkQ" data-align="right">چرا بـه من شک مي کنی ((من که سالها برای تو خوندم چرا نمیای من که عشقم تو هستی و مقصدم تویی پس چرا نمیای))<br />مـن کـه مـنـــم بـرای تــو<br />لبـریـزم از عـشــق تــو و<br />سـرشــارم از هــوای تــو</p>
  <p id="VuNL" data-align="right">نزار که عشق من وتو (( و داریوش در ادامه میگه نزار که عشق من تو اینجا به اخر برسه اگه نمیخوای بیای))<br />اینجا به اخر برسه</p>
  <p id="D4TQ" data-align="right">معجزه خاموش: ای معجزه خاموش یه حادثه روشن شو.</p>
  <p id="SMHZ" data-align="right">من دنبال ان کس هستم که ان کس تو باشی</p>
  <p id="eY89" data-align="right">رازه پروازه من از من چاره ی مبهس تو باشی:این بیتی از اهنگه جدید داریوش در البوم جدید هست که داریوش داره باز هم مستقیما میگه من دنبال ان کس هستم.</p>
  <p id="lFZr" data-align="right">در مورد نا تمام بالا گفتم اما داریوش در ترانه راهی میاد میگه :</p>
  <p id="53jF" data-align="right">به این همیشه نا تمام زمان اگر امان نداد</p>
  <p id="1jNc" data-align="right">یعنی داریوش میگه من به هدفم که اون ناجیه نرسیدم و میگه اون ناجی هیچوقت نمیاد . به این همیشه نا تمام . یعنی تمام نا تمام داریوش تمام نمیشه با اون شخص که تو شعرای داریوش بود حالا یا امام زمان یا زردتشت یا گشتاسب یا ... کسی نمیدونه.</p>
  <p id="eybv" data-align="right">اما گفتم داریوش مسلمان شد از کجا البته خود من به شخصه زیاد این مطلب رو قبول ندارم اما نظر اون دوست رو مینویسم بعد قضاوت با شما. میگوید داریوش از وقتی ترانه صبح بهار میخونه مسلمان میشه . حالا من شعر این ترانه رو مینویسم و بعد در موردش کمی توضیح میدم.</p>
  <p id="jRZa" data-align="right">ببار ای ابر باران بار ، باران را<br />بيار ای شرشر باران ، بهاران را<br />رها کن رود عاشق ، تن سوي دريا<br />بجوش اي چشمه ي پاک ، از دل صحرا<br />زمين بشکاف از هم ، باغ برپا شو<br />جوانه سر براور ، غنچه گل وا شو<br />نسيم از ره بياور عطر فردا را<br />پرنده ، صبح شد ، بيدار کن ما را<br />مؤذن ، بانگ برکش ، خلق برخيزد<br />بخوان نام خدا ، تا ديو بگريزد<br />شهادت ده ، گواهي کن ، گواهي خواه<br />بگو اين ، اين و آن ، آن ؛ هر چه خواهي ، خواه<br />بگو شب رفت و خط فاصله پيداست<br />به چشم باز بيداري که بر فرداست<br />سپيدی رو به بالا مي رود در کوه<br />سياهي رو به بستر هاي خواب آلود<br />کنون ؛ صف در صف هم خيل بيداران<br />کنون ؛ بستر به بستر ها ، سبک باران<br />گواهي کن ، گواهي کن ، گواهي کن<br />مرا از خويشتن تا خويش راهي کن<br />من ام ابر و , ببارانم ، ببارانم<br />برويانم ، برويانم , بهاران ام<br />روانم کن به دريا ، رودبارام من<br />بجوشانم به صحرا ، چشمه سارام من<br />زمين ام ، مي شکافم ، باغ برپاي ام<br />نسيم ام ، گل فشان ام ، عطر فرداي ام<br />پرنده ، خود من ام ؛ پرواز ده من را<br />خود صبح ام ؛ صفاي ذات ده من را<br />ببر نام خدا ؛ ره توشه بردارم<br />گواهي مي دهم عزم گذر دارم</p>
  <p id="d3RF" data-align="right">دوستان اگه شعر رو بخونن بهتر میتونن قضاوت کنن. اما اصل شعر در دو قسمت است یه قسمت اونجا که میگه:</p>
  <p id="NHfr" data-align="right">مؤذن ، بانگ برکش ، خلق برخيزد<br />بخوان نام خدا ، تا ديو بگريزد<br />شهادت ده ، گواهي کن ، گواهي خواه<br />و قسمت دیگه که داریوش بسیار التماس امیز و با لحنی ارام و طلب بخشش میگه:</p>
  <p id="RbEr" data-align="right">گواهي مي دهم عزم گذر دارم</p>
  <p id="uxYi" data-align="right">شاید داریوش چون اول مسلمان بود و بعد زردتشتی شد و بعد مسلمان شد به این صورت طلب بخشش میکنه و حتی یه اهنگم میخونه در این مورد. ممکنه همه ی این حرفا درست باشه ممکنه هم نباشه اما ما از روی شعرایی که داریوش خونده داریم میگید اگه داریوش دوست نداشت این حرفا گفته بشه این اهنگا رو نمیخوند.قضاوت با شما</p>
  <p id="iY0F" data-align="right">بدون شک داریوش تنها خواننده ای که ترانهایی که به هم خونده به هم ربط داره و سر سری شعر انتخاب نکرده . به قول یکی از دوستان مهمترین شخص کسیه که شعر میگه اما مهمتر از اون کسیه که شعر رو انتخاب میکنه از بین ۱۰۰۰۰ تا شعر و مهمتر از اون کسیه که شعر رو میفهمه .داریوش شعرای زیادی رو گفته که به هم ربط داره و ممکن بوده که داریوش مثلا شعری رو بگه و ۱۰ سال بعد نظرش عوض بشه و یه اهنگ دیگه بخونه که به همون اهنگ ربط داشته باشه اما داره نظرشو به نوعی دیگه میگه و حتی ممکن بوده داریوش یه اهنگی رو بخونه و اهنگه دیگه ای هم بخونه برای تکمیل اون اهنگ . مثلا ترانهایی که به هم ربط دارن کل اهنگ به هم ربط داره میشه این ترانها رو مثال اورد:</p>
  <p id="SPCz" data-align="right">سال ۲۰۰۰ و سال صفر - شقایق و وعده ما لب دریا (( اینو خود داریوش در کنسرت ۱۳۸۵ دبی که منم بودم گفت)) - حادثه و به خود رسیدن و .... .</p>
  <p id="IslI" data-align="right">اما اینها ترانه هایی بودن که کل اهنگ به هم ربط داشت اما داریوش خیلی ترانهاش اکثرش بیت بیت به هم ربط دارن مثل خوبی دوستم امیرحسین اورد :</p>
  <p id="jHvW" data-align="right">پرنده مهاجر - حریق دریا - جنگل:</p>
  <p id="siit" data-align="right">جنگل:</p>
  <p id="QrSt" data-align="right">جغدا تو گوش هم مي گن<br />پلنگ زخمي مي ميره</p>
  <p id="ir8h" data-align="right">پرنده مهاجر:</p>
  <p id="mDZ3" data-align="right">مثل يك پلنگ زخمي پر وحشته نگاهم</p>
  <p id="2eg8" data-align="right">حریق دریا:</p>
  <p id="HR93" data-align="right">بذار پلنگ زخمی هم<br />برای یک بار که شده<br />قاب بگیره مهتاب تو</p>
  <p id="Ff3v" data-align="right">که وقتی از داریوش سوال شد داریوش گفت منظور شما جوانهای زخم خورده اید . اما منظور اینه که ترانها به هم ربط دارن.نمیاد کفتر کاکل به سر بخونه واسه پول .</p>
  <p id="Uj79" data-align="right">دوستان تعدادی از این مطالب حرفای من نیست مثل این که داریوش قبل انقلاب دوست داشت خمینی بیاد اینها حرفای یکی دیگست که الان مینویسم .</p>
  <p id="TWOK" data-align="right">ایا داریوش وقتی از ایران خارج شد پشیمون شد؟ فکر میکرد که طوری دیگه ای میشه و نشد؟ و ایا فکر میکرد با دوستانی و همکارانی که از ایران خارج شد میتونه کاری کنه و همبسته بشه و دلش به اونا خوش بود؟ در شعر نازنین ببنید داریوش میگه:<br />هجرت سرابی بود و بس خوابی كه تعبیری نداشت<br />هر كس كه روزی یار بود اینجا مرا تنها گذاشتر</p>
  <p id="KYST" data-align="right">داریوش فکر میکرد که اون کسانی که در ایران با داریوش یار بودند هم در بعد انقلاب هم با داریوش خواهند بود ولی داریوش رو تنها گذاشتند و هر کس به جایی رفت :<br />در غربت من مثل من هرگز كسی تنها نبود</p>
  <p id="2OSD" data-align="right">فکر کنم داریوش پشیمون شد که از ایران خارج شد(( البته اون موفق رو میگم)):<br />اینجا بجز درد و دروغ هم خانه ای با ما نبود/<br />داریوش بعد انقلاب اعتیادش به اوج رسید تو غربتم بود و به نظر هم پشیمون میومد و اعتیادش روز افزود شد:<br />به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم</p>
  <p id="60gd" data-align="right">منظور داریوش به خود فرو رفتن ایا اعتیاد هست؟<br />.<br />اما یه مطلب ایا داریوش قبل انقلاب خمینی رو قبول داشت؟ داریوش در ترانه گل زیره میگه:<br />رهایی ریشه ما بود<br />همه اندیشه مابود<br />یعنی همه اندیشه داریوش رهایی بود اما رهایی به دست کی فکر کنم منتظر خمینی بودن اما بعدش:<br />ولی در ان روی سکه تبر بر ریشه ما بود<br />گلو گلدونو گلخونه شده امروز یه ویرونه<br />سر فواره ها خونه ببین مردن چه اسونه</p>
  <p id="ECHE" data-align="right">ولی در ان روی سکه یعنی انطور میخواستند اما نشد .</p>
  <p id="wCj3" data-align="right">در کلیپ یاور از ره رسیده با من از ایران بگو نگاه کنید اولش داریوش وقتی ترانه شروع میشه و میگه:</p>
  <p id="3YsY" data-align="right">یاور از ره رسیده با من از ایران بگو<br />از فلات غوطه ور در خون بسیاران بگو<br />باد شبگرد سخن چین پشت گوش پرده هاست<br />تا جهان آگه شود بی پرده از یاران بگو<br />با من از ایران بگو؟<br /> تا اینجا داریوش لب نمیزنه و فقط گوش میده و بعدش که میگه:<br />شب سیاهی می زند بر خانه های سوگوار...</p>
  <p id="gumr" data-align="right">داریوش از اینجا شروع میکنه به لب زدم و خوندن . به نظر من علتش اینه که تا اونجایی که میگه با من از ایران بگو چون به صورت سواله نمیخونه و انگار دلش داره این سوال رو میکنه ولی بعد از اینکه جواب میده: شب سیاهی میزند... این جواب سوال با من از ایران بگو است جوابشو داریوش داره به دلش میگه و لب میزنه . الان شاید خیلی ها نفهمن من چی میگم اما وقتی کلیپو ببنید متوجه میشید کلیپ در یوتوب هم هست.</p>
  <p id="QuuJ" data-align="right">بر نارفیقان شرم باد= رفیقان یک به یک رفتند مرا در خود رها کردند = ما ظاهراً رفیقان بس نارفیق بودیم هر پشه اعتمادی زخمی به خنجر کردیم<br />داریوش یه جا داره از نارفیق گله میکنه یه جا هم خودش رو نارفیق میدونه .</p>
  <p id="XsZf" data-align="right">در مورد کلیپها:</p>
  <p id="sbR7" data-align="right">عجیبترین کلیپها کلیپهای داریوش است مثلا داریوش در کلیپ نا تمام من چرا یقهش پاره میشه و چرا وقتی از اسمون مایع به زمین میریزه و داریوش کاغذی رو پرتاب میکنه رو زمین اون کاغذ اتش میگیره . یا در کلیپ اجازه داریوش شمع ها رو لقد میکنه و رد میشه . یا در کلیپ حادثه زمانی که بهمن مفید میخواد مشروب رو بده به داریوش و داریوش دستش رو دراز میکنه روی انگشت شست داریوش و انگشت کوچیکه داریوش انگار چس زخمه یا انگار دور انگشتشو بسته ولی وقتی مشروب رو به دست میگیره اون دو پارچه دور دسته داریوش نیست؟!!!. واقعا کار داریوش درسته.</p>
  <p id="KM0T" data-align="right">ترانه دیوار من از این ترانه این رو فهمیدم که داریوش خودش نبود هر کاری میخواست کنه باید از کسی اجازه میگرفت و بقیه واسه داریوش تصمیم میگرفتند یه چیزی شبیه اینکه ازادی نداشت. مثلا ترانه سیاسی که خوند و رفت زندان بعدش برای داریوش تصمیم میگرفتند که چی بخونه و داریوش رو مجبور کردند که رسول رستاخیز و طلایه دار رو بخونه و داریوش در ترانه دیوار از این میگه که نفهمید چه بود و چه کار میتونست بکنه که نزاشتن و حسرت میخوره که میتونست خیلی بیشتر از ذات و نفسه خودش استفاده کنه اما حیف که نزاشتن:<br />هنگامه حیرانی است خود را به كه بسپاریم؟<br />تشویش هزار آیا وسواس هزار اما<br />یك عمر نمی‌دیدم در خویش چه‌ها داریم<br />دردا كه هدر دادیم آن ذات گرامی را<br />ما خویش ندانستیم بیداریمان است خواب<br />گفتند كه بیدارید گفتیم كه بیداریم</p>
  <p id="pq5m" data-align="right">این ربط ۳ بیت رو از ۳ اهنگ داریوش ببنید:</p>
  <p id="9EWK" data-align="right">نه پشت سر راهی دارم ، نه راهی پیش رومه</p>
  <p id="qUPt" data-align="right">پشت سر پشت سر پشت سر جهنمه رو به رو رو به رو قتل گاهه ادمه.</p>
  <p id="ddB0" data-align="right">پشت سر پلها شكسته پیش رو نقش سرابی</p>
  <p id="Z9PZ" data-align="right">وقتی داریوش میخواست از ایران خارج بشه فکر میکرد میتونه با همکاران خود همبسته باشه و به زودی به ایران بر گرده اما نشد:<br />که آن عهد که بستیم رفیقان بشکستند.<br />رفیقان یک به یک رفتند مرا در خود رها کردند همه خود درد من بودند گمان کردم که همدردند.<br />ما ظاهرا رفیقان بس نارفیق بودیم.<br />بر نارفیقان شرم باد.<br />الهی در شب فقرم بسوزان ولی محتاج نامردان نگردان.</p>
  <p id="ydJx" data-align="right">هر كسی همنفسم شد دست آخر قفسم شد<br />من ساده به خیالم كه همه كار و كسم شد.</p>
  <p id="697b" data-align="right">ولی داریوش فکر میکرد میتونه برگرده که میگه:<br /> پشت سر پلها شكسته پیش رو نقش سرابی</p>
  <p id="6zih" data-align="right">آواز خون كوچه ها شعراش و از یاد برده بود (( اواز خان کوچه ها یا میتونه داریوش باشه یا ایرج ))</p>
  <p id="OlsK" data-align="right">میون این همه كوچه كه به هم پیوسته کوچه قدیمی ما((داریوش و ایرج)) کوچه بن بسته</p>
  <p id="Xu8U" data-align="right">در مصاحبه داریوش با شهرام همایون شهرام میپرسه داریوش چرا ما تلوزیونها و گروهای سیاسی با هم هماهنگ نمیشیم و یه گروه قوی تشکیل بدیم . داریوش میگه کلمه من هر کس دوست داره خودش باشه و بگه من . و سالهای پیش در ترانه ام گفتم :</p>
  <p id="Fl9Q" data-align="right">کی میشه که من و تو ما بشیم و رها بشیم (( ترانه رهایی و شهرک تهران جلوس که ... بعدا سرش بحث میکنیم))</p>
  <p id="WBUC" data-align="right">ولی داریوش رهایی رو قبل انقلاب خوند و آینه رو بعد انقلاب . داریوش قبل انقلاب که رهایی خوند واسه ترانه رهایی در سال 1353 به زندان افتاد شاعر مسعود امینی .و ترانه کاملا سیاسی و حرف از ازادی و رهایی میزنه که مردم دست به دست هم بدن و به خیابونا بیان (( همچین منظوری هست تو ترانه رهایی و در این بیت)) و سال 1357 این اتفاق رو دیدیم ولی بعد انقلاب داریوش میگه من و ما کم شده ایم خسته از هم شده ایم. به روز ما چی اومده من و تو خیلی کم شدیم.</p>
  <p id="8RZ1" data-align="right">من و ما کم شده ایم٫ خسته از هم شده ایم<br /> روز ما چی اومده ٫من و تو خیلی کم شدیم</p>
  <p id="uWQY" data-align="right">داریم میبینید که چقدر ترانهای داریوش به هم ربط داره کلی مثال زدم و اثبات من از این حرف اینه که اژه این ربطها شانسیه چرا در ترانهای ابی معین سیاوش و ...؟ این ربطها رو نمیبینیم؟ فقط در ترانهای داریوش میشه این ربطها رو دید پس اینها شانسی نیست و داریوش هدفش از خوانندگی عینه بقیه خوش گذرونی و پول در اوردن نبوده هدفش این بوده حرفش رو بزنه و کلامش رو به گوش مردم برسونه.</p>
  <p id="bJPK" data-align="right">رسیده ام به نا کجا خسته از این حال و هوا ....</p>
  <p id="Xxy5" data-align="right">رسیده ام به ناکجا مرا به خانه ام ببر .</p>
  <p id="oet9" data-align="right">دوست خوبم امیر احمدی در مورد شعر سرود افرینش مثالی اورد که شاعر تورج نگهبان شعر یه بیت شعر رو به یه بیت شعر مولانا ربط میده . ببینید اکثر ربطهای شعر ها به هم تو 1 بیت یا 2 بیت گفته میشه و نمیشه گفت اینها اتفاقیه . همون حرف من که ربط شعرها بیشتر بیت بیتی هست و داریوش خیلی اهنگ داره که کل شعر ربط داده بشه به شعر دیگه اما 90% بیت بیتی به هم ربط داده میشن . مولانا میگه(( اگه اشتباه شعر رو مینویسم لطفا بهم بگید که درستش کنم)) :</p>
  <p id="4BLI" data-align="right">دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر<br /> کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست</p>
  <p id="Y8RB" data-align="right">و در سرود افرینش این بیت به مولانا ربط داده میشه:</p>
  <p id="GSAt" data-align="right">چراغ شیخ شد خاموشو این افسانه روشن شد که در شهره ددان میراثی از انسان نمیابی</p>
  <p id="zMA5" data-align="right">نظر یکی از دوستانم به نام ابراهیم در مورد ربط ۲ ترانه:</p>
  <p id="84Dt" data-align="right">ما ظاهراً رفیقان بس نارفیق بودیم<br />هر پشت اعتمادی زخمی به خنجر كردیم<br />هر سینه رفیقی با تیغ كین دریدیم<br />خودكرده‌ها چه آسان نسبت به داور كردیم<br />هر جایی هوس را تا خواهشی برآریم<br />اسكندران مُلكی صحرای محشر كردیم<br />با زورقی شكسته پارو به آب دادیم<br />چشمان مادران را دریای احمر كردیم<br />حالا چه مانده بر جا جز مشت خاطراتی<br />در خاطری شكسته اسمی كه از بر كردیم<br />ما خون عاشقان را در لاله‌ها شكستیم<br />بر حجله‌های آنان آلاله زیور كردیم<br />با خون آن دلیران آسان وضو گرفتیم<br />در جام شهد دوستان زهر مكرر كردیم</p>
  <p id="focA" data-align="right">تفسیر راستش بلد نیستم بنویسم اما نظر و برداشت 100 درصد شخصی خودم رو میگم:</p>
  <p id="C95S" data-align="right">در اوایل انقلاب اکثر ترانه سراهای بزرگ ما (مثل جنتی عطایی یا اردلان سرفراز) به نوعی به بلندگوهای هنری مبارزات کمونیستی تبدیل شده بودن. جنتی عطایی که رسما در نشریه مقاومت فعالیت می کرد و اردلان سرفراز هم با ترانه هایی مثل ترانه ایران که ابی در آلبوم طپش خونده. اما بعدها اکثرا کمابیش از این سازمان بریدند از جمله اردلان سرفراز در ترانه لالایی و مخصوصا در بیت:<br />به نام عشق و آزادی غم این خلق می خوردند<br />ولی با دست خود ما را به قربانگاه می بردند<br />که اشاره به این داره که سران سازمان همیشه با شعارهای زیبا، پشت جوونهای عضو قایم می شدن و اونا را به عنوان مبارز جلو میفرستادن و به کشتن می دادن.</p>
  <p id="MfQA" data-align="right">ترانه نارفیق سروده هما میرافشار هم اشاره به این سازمان داره. کمونیست ها همدیگه رو رفیق خطاب می کنن و اینجا هم در همون بیت اول این مسئله اومده. در ادامه اشاره می کنه که سران سازمان به دنبال امیال شخصی خودشون بودن و اون مسائل رو در داخل ایران به راه انداختند. مادران بسیاری رو در غم فرزندان خودشون داغدار کردن، و در آخر هم جز خاطرات پراکنده، چیزی از این مبارزات بر جا نموند. در پایان هم اشاره ای به این داره که در سازمانی که ادعای &quot;رفاقت&quot; دارند حقیقت اینه که رفقا رو تشویق به خوردن سیانور می کنن تا مبادا اسیر بشن.</p>
  <p id="rsd0" data-align="right">این برداشت شخصی من بود، تا نظر شما چی باشه</p>

]]></content:encoded></item><item><guid isPermaLink="true">https://teletype.in/@czar/Chashme_Sevom</guid><link>https://teletype.in/@czar/Chashme_Sevom?utm_source=teletype&amp;utm_medium=feed_rss&amp;utm_campaign=czar</link><comments>https://teletype.in/@czar/Chashme_Sevom?utm_source=teletype&amp;utm_medium=feed_rss&amp;utm_campaign=czar#comments</comments><dc:creator>czar</dc:creator><title>چشم سوم</title><pubDate>Mon, 09 May 2022 17:28:41 GMT</pubDate><media:content medium="image" url="https://img2.teletype.in/files/d6/93/d693b002-0b50-4be4-b65b-01237d9a86a1.png"></media:content><description><![CDATA[<img src="https://1jazb.com/wp-content/uploads/2021/11/%DA%86%D8%B4%D9%85-%D8%B3%D9%88%D9%85-780x470.jpg"></img>چشم سوم یا همان چاکرای ششم، یکی از هفت چاکرای اصلی است که در بدن انسان ها وجود دارد. هر انسان از هفت چاکرا برخوردار است که در ادامه این مقاله هر کدام را به صورت خلاصه توضیح داده ایم. هر یک از این چاکراها با قسمتی از زندگی روزمره انسان در ارتباط بوده و تقویت آن ها قابلیت های منحصر به فردی در آن زمینه در اختیار انسان قرار می دهد. چشم سوم ششمین چاکرایی است که در بدن انسان وجود داشته و مکان آن بین دو ابرو و روی پیشانی است.]]></description><content:encoded><![CDATA[
  <figure id="a2Ta" class="m_custom">
    <img src="https://1jazb.com/wp-content/uploads/2021/11/%DA%86%D8%B4%D9%85-%D8%B3%D9%88%D9%85-780x470.jpg" width="780" />
  </figure>
  <p id="BbNB" data-align="right"><strong>چشم سوم</strong> یا همان چاکرای ششم، یکی از هفت چاکرای اصلی است که در بدن انسان ها وجود دارد. هر انسان از هفت چاکرا برخوردار است که در ادامه این مقاله هر کدام را به صورت خلاصه توضیح داده ایم. هر یک از این چاکراها با قسمتی از زندگی روزمره انسان در ارتباط بوده و تقویت آن ها قابلیت های منحصر به فردی در آن زمینه در اختیار انسان قرار می دهد. چشم سوم ششمین چاکرایی است که در بدن انسان وجود داشته و مکان آن بین دو ابرو و روی پیشانی است.</p>
  <p id="12OH" data-align="right">چاکرا ششم به طور مستقیم با فهم و ادراک انسان ارتباط دارد و اگر فردی بتواند آن را در حالت متعادل و فعال نگه دارد، خواهد توانست با کائنات ارتباط برقرار کرده و دنیای ماوراء الطبیعه را احساس کند. باز کردن چشم سوم از گذشته تاکنون در بسیاری از جوامع قدیمی مطرح بوده و گذشتگان ما از این پدیده به عنوان یک موهبت الهی بزرگ یاد کرده اند</p>
  <p id="SWEU" data-align="right">چشم سوم به افراد قدرت روشن بینی، پیش بینی آینده، درک حقیقت پدیده ها و فهم چیزهایی را می دهد که انسان در حالت عادی قادر به تشخیص آن ها نیست. به همین خاطر، امروزه در میان کسانی که علاقه خاصی به دنیای فراطبیعی داشته و دوست دارند قدرتی بالاتر از آن چه در اختیارشان است داشته باشند، چشم سوم یا همان چاکرا ششم به یک موضوع بسیار جذاب و هیجان انگیز تبدیل شده است. اگر شما هم مایل به آشنایی بیشتر با چشم سوم بوده و کنجاوید درباره چگونگی باز شدن آن و جنبه های دیگر این موضوع اطلاعات بیشتری کسب کنید، در ادامه این مطلب همراه ما بمانید.</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(55,  86%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="2Mb9" data-align="center"><strong>!پنج نشانه باز بودن چشم سوم که نمیخواهند شما بدانید</strong></p>
  </section>
  <p id="g4ok"> </p>
  <h2 id="pwYH" data-align="center">-•——------°•°•°------——•-</h2>
  <h2 id="DOlt" data-align="right">چشم سوم (چاکرا ششم) چیست؟</h2>
  <p id="Bp4v" data-align="right">چاکرای ششم مشهور ترین و معروف ترین چاکرایی است که در بدن انسان وجود دارد. محبوبیت و یا بهتر است بگوییم شهرت این چاکرا به دلیل قابلیت هایی است که فعال شدن آن در فرد ایجاد می کند. از گذشته تاکنون این پدیده را با اسم های مختلفی می شناختند. عناوینی مثل چاکرا ششم، چشم سوم، چاکرا آجنا، چاکرا پیشانی، چاکرا نور، چاکرا بصیرت، چشم دل، چشم درون و غیره جزو مواردی هستند که همگی به یک چیز اشاره می کنند.</p>
  <p id="rSBi" data-align="right">این پدیده به صورت فیزیکی نیست و شاید خیلی ها تصور کنند منظور از <strong>چشم سوم</strong>، چشمی است که در میان دو ابرو ظاهر می شود. در حالی که این طور نبوده و آن چه در تصاویر وجود دارد، تنها سمبل و نمادی از چشم سوم و مکان آن می باشد. چشم سوم یک حالت و یک نیروی درونی است که در قالب پدیده های فیزیکی و مادی گنجانده نمی شود. تمامی چاکراها به صورت متافیزیکی هستند و وجود خارجی ندارند و چاکرا ششم نیز به همین شکل می باشد.</p>
  <p id="lGN6" data-align="right">این چاکرا به عنوان مرکز فرماندهی دیگر چاکراها عمل کرده و وظیفه نظارت بر ذهن و روح فرد را برعهده دارد. به بیان دیگر می توان گفت مسئولیت چشم سوم برقراری ارتباط بین جنبه مادی و معنوی انسان است. این یعنی فعال کردن چشم سوم در واقع ایجاد پل ارتباطی بین بعد فیزیکی و متافیزیکی افراد است.</p>
  <p id="d0A0" data-align="right">در ادیان مختلف از جمله اسلام، به صورت مستقیم و غیرمستقیم به چشم سوم اشاره شده است. حتی برخی معتقدند نماز خواندن مسلمانان نیز در هر شبانه روز به نوعی با چاکرا ششم در ارتباط است. چرا که هر مسلمان در طول شبانه روز هفده رکعت نماز می خواند و در هر رکعت دوبار پیشانی اش را در حالت سجده به روی مهر فشار می دهد. این کار یکی از فعالیت هایی است که باعث تحریک چشم سوم می شود. در دین اسلام و نماز خواندن نیز سجده مومن با عروج وی به عالم معنا همراه است و می توان از این موارد این نتیجه را استنباط کرد که نماز و سجده هایی که در آن انجام می شود، به نوعی با فعال شدن چشم سوم و ادراک بیشتر فرد نسبت به حقیقت عالم ارتباط نزدیکی دارد.</p>
  <p id="wyXW" data-align="right">در ادامه راجع به ادیان دیگری که در آن به صورت مستقیم و غیرمستقیم به چشم سوم اشاره شده است توضیحات خوبی را داده ایم که خواندن آن ها خالی از لطف نیست.</p>
  <h2 id="8eUl" data-align="right">چشم سوم در اسلام</h2>
  <figure id="SGvR" class="m_custom" data-caption-align="right">
    <img src="https://1jazb.com/wp-content/uploads/2021/11/%DA%86%D8%B4%D9%85-%D8%B3%D9%88%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85.jpg" width="1195" />
  </figure>
  <p id="CkF4" data-align="right">برای خیلی ها این سوال مطرح است که چشم سوم در اسلام نیز وجود دارد یا خیر؟ همان طور که می دانید در اسلام نیز آمده که نماز خواندن و عبادت خداوند می تواند در طولانی مدت باعث باز شدن چشم بصیرت یا همان چشم سوم در افراد شود. در هنگام سجده نماز، به قسمت پیشانی ما که آجنا نیز نام دارد فشار وارد شده و این قسمت دقیقاً همان بخشی است که چاکرا ششم در آن قرار دارد.</p>
  <p id="KZxT" data-align="right">در هنگام نماز و پس از سجده اگر با چشمان تان نگاهی به بینی تان کنید، فشار بیشتری به چشم سوم خود وارد کرده و این کار در دراز مدت می تواند چشم سوم یا همان چاکرا ششم فرد را تقویت کرده و باز کند. اگر قصد دارید بدانید که حکم چشم سوم در اسلام چیست و در چه مواردی به صورت مستقیم یا غیرمستقیم به این پدیده اشاره شده است، به مواردی که در ادامه این بخش به آن ها اشاره کردیم توجه نمایید.</p>
  <h3 id="cSu7" data-align="right">اشاره مستقیم و غیرمستقیم به چاکرا ششم در دین اسلام</h3>
  <p id="nfzt" data-align="right">از نظر دین مبین اسلام، افرادی که اقدام به باز کردن چشم سوم و استفاده از چاکرای ششم خود می کنند در دو گروه تقسیم بندی می شوند. گروه اول افرادی اند که این کار را با اهداف خوب و نیت خیر انجام داده و استفاده بدی از این توانایی ویژه نمی کنند و گروه دوم نیز افرادی هستند که با امیال شیطانی و نفسانی در مسیر باز کردن چشم سوم قدم برداشته و استفاده مناسبی از آن نمی کنند. طبیعی است اگر فردی از قابلیت چشم سوم یا همان چاکرا ششم (یا دیگر چاکراها) در مسیر مناسبی استفاده کرده و دل به هوس و امیال پلید نسپارد، هیچ گونه مشکلی وجود نخواهد داشت.</p>
  <p id="lnFy" data-align="right">جالب است بدانید در قرآن نیز به صورت مستقیم به چشم سوم اشاره شده است. به طوری که خداوند در آیه ۲۲ سوره قاف می فرماید: «تو در غلفت از این بودی پس ما پرده را برداشتیم و چشمانت تیزبین شد.» اگر بخواهیم نگاهی عمقی تر به این مسئله داشته باشیم، می توان گفت خداوند در این آیه به پرده ای اشاره می کند که سد راه دید بیشتر انسان هاست. این پرده سدی است که مانع دیدن بهشت و جهنم، خوبی و بدی ها و حقیقت توسط انسان ها می شود. این پرده اگر کنار برود، انسان می تواند از تمام حواس خود به نحو احسن استفاده کرده و از گذشته و آینده خود با صورت کامل باخبر باشد.</p>
  <p id="rMHQ" data-align="right">علاوه بر این آیه، خداوند در بخشی دیگر در قرآن کریم می فرماید: «ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا / هر کس تقوا پیشه کند خداوند به او فرقان عطا مى ‏کند.» جالب است بدانید منظور از فرقان قدرتی است که اگر فردی از آن بهره مند شود، قابلیت ایجاد تمایز بین حق و باطل را به دست خواهد آورد.</p>
  <p id="kK0V" data-align="right">از این آیه می توان این موضوع را برداشت کرد که دو چشم انسان تنها قابلیت دیدن مادیات و پدیده های طبیعی را داشته و درک عمیقی از اتفاقات را ندارند. در مقابل چشم دنیایی انسان، چشم دیگری هم وجود دارد که به چشم سوم معروف است و انسان با استفاده از آن می تواند همه چیز را، از گذشته تا آینده ببیند و پدیده های مختلف را آن طور که حقیقت دارند درک کنند. این قابلیت و توانایی با استفاده از تقوا پیشه کردن و اطاعت از خداوند تبارک و تعالی در افرادی که به مرحله بالایی از ادراک رسیده باشند ایجاد شده و به آن ها قدرتی ماورای قدرت دنیوی شان می دهد.</p>
  <h2 id="AQEk" data-align="right">چشم سوم در مذاهب و ادیان دیگر</h2>
  <figure id="O2Io" class="m_custom" data-caption-align="right">
    <img src="https://1jazb.com/wp-content/uploads/2021/11/%DA%86%D8%B4%D9%85-%D8%B3%D9%88%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B0%D8%A7%D9%87%D8%A8.jpg" width="1024" />
  </figure>
  <p id="SESh" data-align="right">حال که با جایگاه چشم سوم و وجود آن در آیات و روایات دین اسلام آشنا شدیم، نوبت به آن است که جایگاه چاکرا ششم را در دیگر ادیان نیز بررسی نماییم. علاوه بر اسلام، در روایات معنوی دارمیک از هند نیز به چشم سوم یا همان چاکرای آجنا اشاره شده است. بر اساس این روایات، چشم سوم همانند دروازه ای است که با عبور از آن می توان به قلمروهای درونی و فضاهایی که آگاهی فرد بسیار بالاتر از حالت معمولی است ورود پیدا کرد. اگر این روایات را در کنار نتایج علمی بدست آمده از چشم سوم بگذاریم، می توان گفت منظور از قلمرو درونی همان احساسات و ادراک هایی است که افراد با بازکردن چشم سوم به آن ها دست پیدا می کنند. قدرت ادراکی که پس از این اتفاق در افراد ایجاد می شود، باعث درک حقیقی افراد از پدیده های پیرامون می شود.</p>
  <p id="9Uva" data-align="right">در معنویت عصر نو نیز چشم سوم به عنوان نمادی مطرح است که نشان از روشنگری یا بیرون کشیدن تصاویر ذهنی با اهمیت معنوی یا روانی عمیق شخصی می باشد. چشم سوم غالباً با دیدگاه های مذهبی، شفافیت و واقع بینی، توانایی مشاهده پدیده های ماورا الطبیعه و همچنین پیش بینی اتفاقات در آینده همراه است. همچنین تجربه های جدیدی که خارج از کالبد جسم انسان رخ می دهد با باز شدن چشم سوم اتفاق می افتد. در روایات دارمیک، افرادی که ادعای استفاده از چشم سوم خود را دارند با عنوان بیننده شناخته می شوند. در هندوئیسم و بودیسم نیز به مکان چشم سوم اشاره شده است. به طوری که روایات این ادیان چاکرا ششم را در حوالی وسط پیشانی و اندکی بالاتر از محل اتصال ابروها دانسته و آن را نمایانگر روشنگری و واقع بینی می داند.</p>
  <p id="ZIyf" data-align="right">براساس این ادیان، باز کردن چشم سوم از طریق مدیتیشن به دست آمده و برای رسیدن به این توانایی بایستی ذهن فرد آماده باشد. جالب است بدانید خال مشهوری که در میان ابروی هندیان مرسوم است، با همین دیدگاه به وجود آمده و هندوها آن را با عنوان تیلاکا مطرح می کنند. تیلاکا در واقع بازنمایی از چشم سوم است که در مکان چاکرا ششم قرار می گیرد. بودایی ها نیز چشم سوم را چشم آگاهی دانسته و آن را عامل برتری افراد می کدانند. براساس اعتقادات بوداییان، چشم سوم موجب ایجاد روشنگری فراتر از دید جسمی در فرد شده و قدرت ادراک وی را به طرز چشمگیری افزایش می دهد.</p>
  <h2 id="iZUu" data-align="right">نشانه های باز شدن چشم سوم</h2>
  <p id="9cj2" data-align="right">چشم سوم یا همان چاکرا ششم پدیده ای است که در فرد تغییرات گسترده ای ایجاد می کند. در واقع اصلی ترین عاملی که باعث می شود فردی به دنبال باز کردن چشم سوم برود، رسیدن به همین تغییرات است. حال فرض کنید شما به عنوان یک فرد علاقه مند که قصد باز کردن چشم سوم خود را دارد، مدت های زیادی درگیر این مسئله بوده و وقت و انرژی زیادی را برای باز کردن چاکرا ششم تان هزینه کردید. در این وضعیت شما از کجا باید بفهمید که چشم سوم تان باز شده یا نه؟ آیا با نشانه ها و علائمی که به شما می گوید چاکرا ششم تان قابل دسترس شده آشنا هستید؟ اگر جواب تان خیر است، در ادامه این بخش همراه ما باشید تا شما را با علائم باز شدن چشم سوم و تغییراتی که پس از این اتفاق در فرد رخ می دهد آشنا کنیم.</p>
  <h3 id="inhy" data-align="right">توانایی خواندن ذهن افراد</h3>
  <p id="svQc" data-align="right">جالب است بدانید یکی از قابلیت هایی که باز شدن چشم سوم برای افراد در پی دارد، توانایی خواندن ذهن افراد و فهمیدن تصمیمات آتی آن هاست. شاید این موضوع کمی عجیب و باورنکردنی به نظر برسد اما با تقویت چشم سوم می توان تا حدودی ذهن کسانی که با آن ها معاشرت می کنید را خواند و قبل از آن که فرد تصمیم به انجام کاری بگیرد یا قصد گفتن چیزی را داشته باشد، شما متوجه آن بشوید.</p>
  <p id="S6Aq" data-align="right">خیلی از افراد با علم به این موضوع به دنبال پروسه باز کردن چشم سوم می روند. افرادی که از این قابلیت آگاه اند به دو دسته تقسیم می شوند؛ دسته اول کسانی هستند که با ذهن خوانی افراد در مسیر کارهای نیک و صالح قدم برداشته و از رخ دادن اتفاقات ناگوار جلوگیری می کنند و گروهی که این قابلیت را ابزاری برای رسیدن به اهداف شوم خود دانسته و استفاده مناسبی از آن نمی کنند.</p>
  <p id="e0t8" data-align="right">فراموش نکنید چاکرا ششم کلیدی برای افزایش توانایی های ذهنی و روحی افراد است و چنانچه از آن برای اعمال شیطانی و ناپسند استفاده شود، قبل از آن که اثرات آن متوجه افراد دیگر شود، گریبان گیر شخصی که چشم سوم وی باز شده است می شود. پس اگر با حالاتی روبرو شدید که براساس آن می توانستید از تصمیمات دیگران مطلع شده و به نوعی ذهن شان را بخوانید، هوشیار باشید که چشم سوم تان فعال شده است.</p>
  <h3 id="hWUj" data-align="right">پیش بینی آینده و دوراندیشی</h3>
  <p id="EJpC" data-align="right">جالب است بدانید فردی که چاکرا ششم وی باز شده است، توانایی پیش بینی آینده را داشته و می تواند از قدرت دوراندیشی خود استفاده کند. به طوری که با فعال شدن چشم سوم افراد می ‌تواند تا حدودی از اتفاقاتی که قرار است در آینده رخ دهد باخبر شده و قبل از این‌ که این اتفاقات رخ داده و مشکلی برایشان مطرح شود، با استفاده از قدرت دور اندیشی که نسیب شان شده از بروز مشکل جلوگیری نمایند. در واقع این افراد قدرت تجزیه و تحلیل بسیار بالایی پیدا کرده و علاوه بر بهره مندی از قدرت پیش بینی و دور اندیشی، توانایی بی نظیری در حل مشکلات و رفع موانع پیدا خواهند کرد.</p>
  <p id="Gc54" data-align="right">طبیعی است این ویژگی ها یک شبه در فرد ایجاد نشده و شکل گیری این قدرت و توانایی همانند پروسه ای می باشد که ممکن است چندین ماه و سال به طول بیانجامد. با گذر از این موضوع فراموش نکنید که دور اندیشی و آینده نگری (آینده نگری که براساس پیش بینی و تجزیه و تحلیل های درست رخ دهد) جزو ویژگی های فردی است که چشم سوم وی باز شده است. البته هر گونه آینده نگری را نباید به چشم سوم نسبت داد و این حالت وقتی با حالات دیگری که در ادامه ذکر خواهیم کرد همراه شود، حاکی از فعال شدن چاکرا ششم دارد.</p>
  <h3 id="OZ2H" data-align="right">توانایی خواندن ذهن افراد</h3>
  <p id="4Aul" data-align="right">جالب است بدانید یکی از قابلیت هایی که باز شدن چشم سوم برای افراد در پی دارد، توانایی خواندن ذهن افراد و فهمیدن تصمیمات آتی آن هاست. شاید این موضوع کمی عجیب و باورنکردنی به نظر برسد اما با تقویت چشم سوم می توان تا حدودی ذهن کسانی که با آن ها معاشرت می کنید را خواند و قبل از آن که فرد تصمیم به انجام کاری بگیرد یا قصد گفتن چیزی را داشته باشد، شما متوجه آن بشوید.</p>
  <p id="HxmM" data-align="right">خیلی از افراد با علم به این موضوع به دنبال پروسه باز کردن چشم سوم می روند. افرادی که از این قابلیت آگاه اند به دو دسته تقسیم می شوند؛ دسته اول کسانی هستند که با ذهن خوانی افراد در مسیر کارهای نیک و صالح قدم برداشته و از رخ دادن اتفاقات ناگوار جلوگیری می کنند و گروهی که این قابلیت را ابزاری برای رسیدن به اهداف شوم خود دانسته و استفاده مناسبی از آن نمی کنند.</p>
  <p id="bvMy" data-align="right">فراموش نکنید چاکرا ششم کلیدی برای افزایش توانایی های ذهنی و روحی افراد است و چنانچه از آن برای اعمال شیطانی و ناپسند استفاده شود، قبل از آن که اثرات آن متوجه افراد دیگر شود، گریبان گیر شخصی که چشم سوم وی باز شده است می شود. پس اگر با حالاتی روبرو شدید که براساس آن می توانستید از تصمیمات دیگران مطلع شده و به نوعی ذهن شان را بخوانید، هوشیار باشید که چشم سوم تان فعال شده است.</p>
  <h3 id="LxT5" data-align="right">حساسیت عجیب نسبت به نور</h3>
  <p id="ofzz" data-align="right">چاکرا ششم قابلیتی را به شما ارائه می کند که براساس آن نسبت به نور حساسیت ویژه ای پیدا می کنید. به همین خاطر، وقتی چاکرا ششم شما فعال می شود، شما قادر خواهید بود نورها را بیشتر و بهتر درک کرده و عمق نور را به شکل واضح تری ببینید. باز شدن چشم سوم باعث می شود رنگ ‌هایی که در اطراف تان وجود دارد برای شما شکل خاص تری پیدا کند. به طوری که رنگ ها را به صورت ستاره ای و مدور خواهید دید. همچنین در بسیاری از مواقع می توانید نورهایی که در پشت ابرها وجود دارد را به صورت واضح مشاهده نمایید. با توجه به این موارد، باز شدن چشم سوم حساسیت ویژه ای به نور در افراد ایجاد کرده و چشم آن ها را به نور حساس می کند.</p>
  <h3 id="Hbrm" data-align="right">تغییر احساسات و تقویت فکر و اندیشه</h3>
  <p id="djtY" data-align="right">باز شدن چاکراهای مختلف، احساسات گوناگونی را در فرد ایجاد می کند. به همین خاطر، اگر چاکرا ششم شما باز شود، احساسات متفاوت و نیاز به تغییرات در شما احساس خواهد شد. باز شدن چشم و چاکرا ششم باعث تقویت فکر و اندیشه شما شده و روی ذهن تان اثر مثبت می گذارد. به همین خاطر پس از باز شدن چشم سوم می توان تغییرات واضحی را در رفتار و اخلاق فرد مشاهده کرد.</p>
  <p id="iKrN" data-align="right">مثلاً اگر قبلا نسبت به حضور در یک فضا یا خوردن یک غذا احساس شادی و ذوق داشتید، پس از باز شدن چشم سوم این کار برای تان عادی شده و جلوه جذابی نخواهد داشت. یا اگر قبلاً رفتار تندی با اشخاص خاصی داشتید، فعال شدن چاکرا ششم این نوع رفتارها را در شما اصلاح می کند. تا به حال کسی نتوانسته علت بروز این تغییرات در افرادی که چشم سوم در آن ها فعال می شود را پیدا کند اما چیزی که مشخص و واضح است، تحولاتی است که روح فرد با آن روبرو می شود.</p>
  <h3 id="KeuO" data-align="right">ایجاد تغییرات در رژیم غذایی</h3>
  <p id="KcN8" data-align="right">برای رسیدن به چاکرا ششم نیاز به تغذیه مناسب و پیروی از اصول تغذیه استاندارد است. این وضعیت پیش از باز شدن چشم سوم وجود دارد و بعد از باز شدن چشم سوم نیز تغییراتی در تغذیه افراد رخ می دهد. به طوری که شخصی که دارای چشم سوم است می تواند از تمام جزئیات غذایی که می‌ خورد اطلاعات کامل داشته باشد. در واقع با این توانایی، فرد خواهد توانست بهترین تغذیه ای که مناسب جسم و ذهن اوست پیدا کرده و با استفاده از یک برنامه غذایی ایده آل، به سلامت کامل جسم و ذهن برسد. بنابراین اگر در عادات غذایی تان نیز تغییرات ناگهانی رخ داد، این تغییرات ممکن است ناشی از باز شدن چشم سوم باشد.</p>
  <h3 id="iw6D" data-align="right">سردردهای مکرر و شدید</h3>
  <p id="rc8M" data-align="right">همان طور که گفته شد، چاکرا ششم بین دو ابرو و روی پیشانی افراد قرار دارد. به همین خاطر افرادی که به تازگی در این مرحله قرار ‌گرفته و با فعال شدن چاکرا ششم شان روبرو هستند، سردردهای عجیب و شدیدی را در روزها اول احساس خواهند کرد. البته این احساس سردرد پس از مدت زمان کوتاهی از بین می رود اما در همین زمان کوتاه می تواند فرد را خیلی اذیت کند. اگر شما هم جزو افرادی هستید که اقدام به باز شدن چاکرا ششم شان نموده اند، برای رهایی از این حالت می توانید در هوای آزاد پیاده روی کرده و قدم بزنید تا فشار سردردتان کمتر شود. همچنین تمریناتی که مربوط به افزایش تمرکز و آزادسازی ذهن است نیز جزو مواردی است که باعث بهبود سردرد و این گونه مشکلات احتمالی می شود.</p>
  <h2 id="n7lf" data-align="right">باز شدن چشم سوم چقدر زمان می برد؟</h2>
  <figure id="ceMD" class="m_custom">
    <img src="https://1jazb.com/wp-content/uploads/2021/11/%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%DA%86%D8%B4%D9%85-%D8%B3%D9%88%D9%85-768x484-1.jpg" width="768" />
  </figure>
  <p id="ts0q" data-align="right">اگر به باز شدن چشم سوم تان فکر می کنید، حتماً دوست دارید بدانید که فعال شدن چاکرا ششم یا همان چشم سوم چقدر زمان می برد؟ این سوال، سوالی است که برای خیلی ها سوتفاهم ایجاد کرده و آن ها را درگیر خود کرده است. بسیاری از افراد فکر می کنند اگر برای مدت زمان کوتاهی اقدام به ماساژ دادن پیشانی شان نموده و تمرینات مربوط به مدیتیشن را انجام دهند، خواهند توانست چشم سوم شان را باز نمایند. در صورتی که اصلاً این طور نبوده و فرایند باز شدن چشم سوم بسیار پیچیده، سخت و زمان بر است.</p>
  <p id="yQjF" data-align="right">به همین خاطر اگر فکر می کنید به همین راحتی ها می توان در کوتاه مدت چشم سوم را باز کرد، سخت در اشتباهید چرا که شما هرگز نمی توانید با یکی دو هفته تمرین و تمرکز و انجام کارهای مبتدی مثل ماساژ و گوش دادن به سابلیمینال، چشم سوم خود را فعال نمایید. باز کردن چشم سوم پروسه ای است که به ثمر رسیدن آن ممکن است تا چندین سال نیز به طول بیانجامد. برخی ها با زیادی روی در ماساژ دادن پیشانی خود، وقتی درد و خارش را در این ناحیه احساس می کنند به این نتیجه می رسند که چشم سوم آن ها فعال شده! در صورتی که این طور نبوده و این درد و خارش تنها به دلیل حساسیت هایی است که زیاده روی آن ها در ماساژ دادن پوست شان ایجاد شده است.</p>
  <p id="otXk" data-align="right">بنابراین اگر بخواهیم به طور حدودی بگوییم که چقدر زمان لازم است تا چشم سوم فرد باز شود، می توان گفت این پروسه هرگز در کوتاه مدت رخ نداده و باز شدن چاکرا ششم (و البته دیگر چاکراها) فرآیندی است که گاهاً به سال ها زمان نیاز دارد. تعیین مدت زمان باز شدن چشم سوم به ویژگی های فردی که قصد انجام این کار را دارد نیز بستگی داشته و ممکن است در یک فرد این اتفاق خیلی زود رخ دهد و در افراد دیگر چند ده سال به طول بیانجامد.</p>
  <h2 id="KqTI" data-align="right">آشنایی با هفت چاکرا بدن انسان</h2>
  <figure id="CN83" class="m_custom" data-caption-align="right">
    <img src="https://1jazb.com/wp-content/uploads/2021/11/chakra.jpg" width="846" />
  </figure>
  <p id="jdCa" data-align="right">در بدن هر انسان هفت چاکرا وجود دارد. هر یک از این چاکراها کنترل ارگان های خاصی را برعهده داشته و بر روی جنبه خاصی از رفتار و کنش انسان تاثیر می گذارد. در این قسمت به صورت خلاصه به معرفی این هفت چاکرا پرداخته ایم.</p>
  <h3 id="dVGa" data-align="right">چاکرا اول – چاکرا اصلی (ریشه)</h3>
  <p id="myq4" data-align="right">اولین چاکرایی که در بدن انسان وجود دارد، چاکرای اصلی نام داشته و رنگ آن قرمز است. این چاکرا در راس دنبالچه فرد قرار داشته و به روده بزرگ، راست روده، کلیه ‌ها و همچنین غدد فوق کلیوی مربوط می ‌شود. چاکرای اصلی روی نیازهای اساسی فرد مثل غذا و خانه تاثیرگذار بوده و تقویت آن موجب بهبود زندگی روزمره افراد می شود. شما با کمک این چاکرا می توانید امنیت بیشتری داشته و زندگی را بهتر احساس کنید. چاکرای اصلی باعث می شود حاضر بودن شما در زمان و مکان پررنگ تر شده و زندگی واقعی تری داشته باشید.</p>
  <p id="nNci" data-align="right">همچنین مشکلاتی که به این چاکرا مربوط می ‌شود مواردی مثل مشکلات روده، درد‌های شدید کمر، رگ ‌های واریسی و مسائل احساسی مربوط به احساس امنیت جانی و مالی می باشد. اگر این چاکرا بسته باشد، فرد با احساس ناامنی و ضعف روبرو شده و نمی تواند تعادل را در زندگی خود داشته باشد.</p>
  <p id="nNHi" data-align="right">به طور کلی برای باز کردن و تقویت چاکرا اصلی می توان کارهای ساده ای مثل اصلاح ساختار زندگی، درست راه رفتن و توجه به ویژگی های ظاهری، خوردن غذاهای سالم و پیروی از رژیم غذایی مناسب و همچنین قرار گرفتن در معرض بوهای خوب مثل میخک، نعنا هندی یا سدر را انجام داد. فعال بودن این چاکرا فرد را شاداب و پرانگیزه می کند.</p>
  <h3 id="EnXm" data-align="right">چاکرا دوم – چاکرا ساکرال (خارجی)</h3>
  <p id="bT3F" data-align="right">چاکرای ساکرال، دومین چاکرایی است که با رنگ نارنجی نشان داده شده و دو اینچ پایین‌ تر از ناف قرار دارد. این چاکرا به صورت مستقیم با دستگاه تناسلی افراد مرتبط بوده و روی آن ها تاثیر می گذارد. به طوری که اندام هایی مثل بیضه‌ها، رحم و تخمدان‌ها و همچنین مثانه در راس این چاکرا قرار دارند. چاکرای دوم محل قدرت خلاقیت بوده و عواطف جنسی افراد در آن قرار می گیرد.</p>
  <p id="vlW3" data-align="right">همچنین مشکلاتی که به این چاکرا مربوط می‌شوند عبارتند از ناباروری و مشکلات جنسی، درد در ناحیه باسن و پشت بدن، عدم تعادل احساسی و ایجاد مشکلات متعدد در خلاقیت فردی. برای تقویت این چاکرا راهکارهای زیادی وجود دارد که یکی از آن ها مصرف مواد غذایی مغذی است.</p>
  <p id="gjjy" data-align="right">شما می توانید از انواع دانه‌های مغذی و خوراکی، آجیل و میوه‌ها و سبزیجات نارنجی مثل پرتقال، هویج و کدو حلوایی استفاده کرده و آن ها را در وعده های غذایی تان جای دهید. در واقع این چاکرا مرکز میل جنسی و خلاقیت بوده و از علائم بسته بودن آن می توان به ناباروری فرد، یبوست، افسردگی و درد کمر اشاره کرد. برای باز کردن چاکرا ساکرال به تعادل رساندن این چاکرا کارهایی مثل <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D8%B4%D9%86" target="_blank"><strong>مدیتیشن</strong></a> و دعا کردن، قرار دادن سنگ و کریستال‌هایی مثل عقیق، سیترین یا کلسیت در قسمت های یاد شده و همچنین مشارکت در کارهای خلاقانه مثل موسیقی، هنر و نوشتن توصیه می شود. فراموش نکنید در زندگی جوامع امروز، چاکرای ساکرال به عنوان یک ابزار کاربردی واقع شده و اگر فردی بتواند این چاکرا را با تقویت همراه سازد، در بسیاری از زمینه ها موفق خواهد بود.</p>
  <h3 id="vMV1" data-align="right">چاکرا سوم – چاکرا شبکه خورشیدی</h3>
  <p id="la3B" data-align="right">سومین چاکرا در بدن انسان، چاکرای شبکه خورشیدی می باشد که رنگ زرد نمایانگر آن است. این چاکرا در محل ناف قرار داشته و با اندام‌های گوارشی بدن مثل کبد، روده و معده، کیسه صفرا، لوزالمعده، طحال و … در ارتباط است. این چاکرا در تعیین و تقویت هویت فردی، عزت نفس و اعتماد به نفس، انگیزه افراد، قدرت اراده و تصمیم گیری، بلندپروازی و مواردی از این دست نقش داشته و تقویت آن باعث می شود شما فردی موفق و کاریزماتیک باشید.</p>
  <p id="NOpt" data-align="right">مسائل و مشکلاتی که به عدم تعادل این چاکرا مرتبط می شود مسائلی مثل نفخ معده، زخم معده، مشکلات کبدی، اختلالات غذایی، کند بودن و از همه مهم تر عدم اعتماد به نفس می باشد. برای کمک کردن به تعادل بیشتر چاکرای شبکه خورشیدی بهتر است از انواع میوه‌ها و سبزیجات زرد مثل فلفل‌ زرد، لپه، سیب، و کدوی زرد در وعده های غذایی استفاده نمود. همچنین مصرف کربوهیدرات‌های پیچیده ای مثل جو دوسر و گندم نیز برای تقویت چاکرای شبکه خورشیدی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.</p>
  <p id="xeOO" data-align="right">در این بین به یاد داشته باشید شکر سفید یکی از عناصر مضری است که روی تعادل این چاکرا اثر منفی داشته و به همین خاطر بایستی از مصرف آن پرهیز کنید. این چاکرا به عنوان مرکز آگاهی فرد نسبت به خویش عمل کرده و تقویت آن در شکل گیری شخصیت، بهبود قدرت تصمیم گیری و مسئولیت‌پذیری و همچنین اعتمادبه‌نفس موثر است. اگر فردی بی انگیزه و تنبل هستید، احتمالاً با مشکل بسته بودن چاکرای شبکه خورشیدی روبرو بوده و بایستی برای باز کردن آن اقدام کنید.</p>
  <p id="KMhO" data-align="right">باز بودن بیش ‌از حد این چاکرا نیز باعث بروز استرس های روزانه و فروپاشی احساسی فرد شده و شرایط خوبی را برای وی ایجاد نمی کند. برای به تعادل رساندن این چاکرا می توانید کارهایی مثل تمرینات یوگا، عشق ورزیدن، با انگیزه بودن، حضور در روابط سالم و البته استفاده از روغن‌های خالص مثل <a href="https://arakmu.ac.ir/vcfd/fa/news/7703/%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B5-%D8%A7%D8%B3%D8%B7%D9%88%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%88%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%D8%B7%D8%A8-%D8%B3%D9%86%D8%AA%DB%8C" target="_blank"><strong>اسطوخودوس</strong></a>، رز ماری و ماندرین را در دستور کار خود قرار دهید.</p>
  <h3 id="NB9G" data-align="right">چاکرا چهارم – چاکرا قلب</h3>
  <p id="7geg" data-align="right">چهارمین چاکرایی که در بدن انسان وجود دارد، چاکرای قلب می باشد. این چاکرا به رنگ سبز بوده و در قفسه سینه واقع شده است. چاکرای قلب به اندام هایی مثل قلب، بازو‌ها، ریه‌ و همچنین غده تیموس مربوط شده و روی احساسات عشق و محبت تاثیر می گذارد. وجود اختلال و مشکل در این چاکرا می تواند باعث بروز مشکلات قلبی، مشکلات تنفسی، بیماری آسم، انواع آلرژی‌ها و البته ترس از صمیمیت شود.</p>
  <p id="vZjF" data-align="right">اگر فردی چاکرای قلب خود را تقویت نماید خواهد توانست در روابط عاشقانه خود به خوبی عمل کرده و از نیروی عشق مثل یک نیروی شفا دهنده استفاده کند. همان طور که می دانید، عشق در میان تمام احساسات از بیشترین انرژی برخوردار است و چاکرای چهارم می‌تواند با بیان و ابراز عشق به همه چیز، تعادل و تقویت را به چاکراهای دیگر هدیه دهد. برای بهبود عملکرد این چاکرا استفاده از مواد غذایی سبز رنگ مثل کلم بروکلی، کلم پیچ، برگ چغندر به شدت توصیه می شود. همچنین سایر گیاهانی که دارای برگ‌های سبز هستند نیز بهتر است در وعده های غذایی شما جهت تعدیل چاکرا قلب قرار داشته باشند.</p>
  <p id="HBX3" data-align="right">این چاکرا در مرکز بدن قرار دارد و مکان آن را می توان بین چاکراهای بالا و پایین مشخص کرد. همچنین بسته شدن این چاکرا باعث فروکش شدن حس اعتماد به ‌نفس در افراد شده و تأثیرات روحی و روانی شدیدی روی وی می گذارد. به طوری که فرد با احساس تنهایی روبرو شده و خود را فردی بی حس و بدون عشق تلقی می کند. این حالت در اثر توجه نکردن به این چاکرا رخ می دهد و اگر به چاکرا قلب توجه زیادی شود، انرژی بیش‌ از حد تولید شده و مشکلاتی مثل وابستگی شدید به اشخاص، حسادت بیش ‌از اندازه، قضاوت زیاد و این گونه موارد رخ خواهد داد.</p>
  <p id="4NAZ" data-align="right">برای حفظ تعادل این چاکرا بهتر است از نشان دادن احساسات شخصی تان به دیگران دریغ نکرده و به آن ها حس خوب داشته باشید. همچنین دیگران را بپذیرید تا آن ها نیز با شما ارتباط صمیمی داشته باشند. انجام تمرینات یوگا و تمرینات هوازی هم در تعدیل این چاکرا موثر می باشد.</p>
  <h3 id="zn7W" data-align="right">چاکرا پنجم – چاکرا گلو</h3>
  <p id="3CNs" data-align="right">چاکرای پنجم چاکرای گلو نام داشته و رنگ آن آبی می باشد. مکان این چاکرا در حلق انسان بوده و به دهان، گلو، تیروئید، غده تیروئید و مری مرتبط است. چاکرای پنجم به عنوان یک رابط و یک واسطه بین قلب و ذهن فرد عمل می کند. این چاکرا اگر به خوبی تعدیل و تقویت شود، باعث شناخت حقیقی بهتر فرد توسط خود شده و می تواند نمایانگر حقیقت افراد شود. مشکلاتی که به چاکرای گلو مرتبط هستند عبارتند از بیماری تیروئید، گلودردهای شدید و مشکلاتی که در بیان احساسات برای فرد رخ می دهد.</p>
  <p id="iCAI" data-align="right">این چاکرا در واقع احساسات، افکار و عواطف دیگر چاکراها را توسط کلمات به طریقی حقیقی و معتبر بیان کرده و بروز آن چه درون انسان رخ می دهد را برعهده دارد. به همین خاطر اگر کسی بتواند چاکرا پنجم خود را به خوبی تقویت نماید، در روابط اجتماعی و احساسی خود تا حدود زیادی موفق خواهد بود. مواد غذایی که متمایل به رنگ آبی مانند بلوبری و جلبک دریایی، جزو موادی هستند که مصرف آن ها باعث تعادل چاکرای گلو شده و در بهبود این چاکرا اثر مثبت می گذارند. این چاکرا نیز حد تعادلی داشته و اگر کمتر یا بیشتر از مقدار مشخص به آن توجه شود، فرد را با حالات بدی روبرو می کند. به همین خاطر فعالیت بیش‌ از حد این چاکرا باعث مشکلاتی همچون انتقادهای مکرر، قضاوت های پیاپی، تسلط و صحبت کردن با صدای بلند و … خواهد شد.</p>
  <p id="ZH2v" data-align="right">عدم فعالیت این چاکرا در فرد نیز صدای وی را کم کرده و باعث می‌شود که فرد نتواند عقاید و احساسات خود را آن طور که واقعاً حس می کند مطرح نماید. برای حفظ تعادل این چاکرا می توان به انجام کارهای هنری مثل آواز خواندن، نقاشی کشیدن و فعالیت‌های خلاقانه دیگر مشغول شد. همچنین استفاده از سنگ‌های لاجورد، فیروزه و آکوآمارین نیز در تقویت چاکرا گلو موثر می باشد. مصرف بیشتر آب، میوه، سبزیجات و دم نوش های گیاهی نیز باعث نشان دادن احساسات و شناخت بیشتر خود شده و روی تعدیل این چاکرا موثر هستند.</p>
  <h3 id="BbhL" data-align="right">چاکرا ششم – چاکرا آجنا</h3>
  <p id="SMQk" data-align="right">چاکرا ششم یا همان چشم سوم که موضوع مورد بحث ما در این مقاله است، به رنگ نیلی بوده و در وسط پیشانی فرد قرار دارد. این چاکرا به طور مستقیم با ذهن، غده هیپوفیز، چشم‌ها، هوش و بصیرت فرد ارتباط داشته و نقش مهمی در ادراک و تصور فرد از دنیای بیرونی دارد. چنانچه چاکرا ششم با وضعیت مناسبی همراه نباشد، مشکلاتی مثل عدم تعادل در هورمون‌های بدن فرد، ضعف در بینایی، وجود حس افسردگی و اضطراب و از همه مهم تر از بین رفتن قدرت ادراک و بصیرت برای فرد به وجود خواهد آمد.</p>
  <p id="6yk7" data-align="right">برای تقویت چاکرا ششم می توان از مواد خوراکی که رنگ نیلی دارند استفاده کرد. به همین خاطر مواد غذایی مثل آلو، انگور و بلوبری عملکرد چشم سوم تاثیر زیادی گذاشته و آن را متعادل می کند. چاکرا آجنا در میان چشم قرار دارد و انرژی این قسمت روی مرکز آگاهی فرد، هشیاری وی و شناخت درونی افراد از خود می باشد. بهترین راه به تعادل رسیدن این چاکرا انجام روش های مختلف مدیتیشن می باشد.</p>
  <p id="FcZ8" data-align="right">همچنین می‌توان از سنگ‌های لاجورد، آمیتیست و آزوریت نیز برای بهبود این چاکرا استفاده نمود. افرادی که قصد تقویت چاکرا ششم را دارند بایستی روی قدرت تمرکز خود کار کرده و بتوانند از ذهن خود بیشترین بازدهی را بگیرند. همچنین تکنیک های مختلف تنفسی نیز در تقویت این چاکرا فوق العاده موثر می باشد. برای آشنایی با جنبه های گوناگون چاکرا ششم یا همان چشم سوم، این مطلب را به خوبی مطالعه نمایید.</p>
  <h3 id="kO7p" data-align="right">چاکرا هفتم – چاکرا تاج سر</h3>
  <p id="Qdaq" data-align="right">چاکرای هفتم آخرین چاکرایی است که ما در این مقاله قصد معرفی آن را داریم. این چاکرا به چاکرا تاج سر مشهور بوده و رنگ آن بنفش است. جایگاه این چاکرا در بالای سر بوده و به غده صنوبری مربوط می شود. این چاکرا به عنوان مرکز فرماندهی روح و روان مطرح بوده و اختلالات آن شامل مشکلات چرخه خواب و بیداری، مشکلات تفکر و همین طور احساس جدا بودن از جسم خود یا دیگران می باشد. شایان ذکر است تمام ناراحتی‌های روحی و روانی که در فرد ایجاد می شود نیز به این چاکرا مربوط می باشد.</p>
  <p id="LPCM" data-align="right">این چاکرا با استفاده از مواد غذایی که رنگ بنفش دارند تقویت شده و بیشتر از آن که روی حالات مادی افراد تاثیرگذار باشد، روی جنبه های معنوی فرد تاثیرگذار است. برای تقویت این چاکر می توان از هوای تازه، نور خورشید و در طبیعت بودن استفاده کرد. این چاکرا در شادی و اعتماد به نفس افراد نیز تاثیرگذار است. این یعنی اگر بتوانید چاکرا هفتم را به خوبی تقویت کنید، زندگی شاد و پر روحیه ای در پیش خواهید داشت. این چاکرا به غدد درون‌ریز متصل بوده و در ادراک ماورایی فرد تعادل ایجاد می نماید. فعالیت بیش‌ازحد این چاکرای تاج سر موجب ناتوانی فرد در ارتباطات ادراکی اش شده و از قدرت ذهن او کم می کند.</p>
  <p id="Nfrc" data-align="right">همچنین فعالیت کم این <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%86%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D8%A7" target="_blank"><strong>چاکرا</strong></a> و بسته بودن آن نیز باعث تنهایی بیش از اندازه، کناره‌گیری فرد از اجتماع، طرد شدن، ناتوانی در ایجاد ارتباطات درونی و ادراکی، آلزایمر و فراموشی، سردردهای شدید در برخی موارد، بی‌خوابی و افسردگی می شود. راهکارهایی که باعث بهبود این چاکرا می شود راهکارهایی مثل مدیتیشن، سنگ درمانی، یوگا و تمرینات تنفسی می باشند.</p>
  <h2 id="L81a" data-align="right">روش های باز کردن چشم سوم</h2>
  <p id="Ajcp" data-align="right">باز کردن چشم سوم پروسه ای طولانی است که نیاز به پیگیری های زیادی از سمت افرادی دارد که قصد انجام آن را دارند. چاکرای ششم موجب تقویت قدرت ادراک انسان از پدیده های اطراف خود شده و به فرد قدرتی اعطا می کند که با استفاده از آن می تواند پیش بینی های درستی از اتفاقات آینده رقم زند. پیشنهاد ما صرفاً کسب اطلاعات کامل در این زمینه و افزایش آگاهی تان است و هیچ توصیه ای برای باز کردن چاکرا ششم نداریم.</p>
  <figure id="mqsP" class="m_custom" data-caption-align="right">
    <img src="https://1jazb.com/wp-content/uploads/2021/11/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%DA%86%D8%B4%D9%85-%D8%B3%D9%88%D9%85.jpg" width="900" />
  </figure>
  <p id="LeFL" data-align="right">در هر صورت در ادامه این قسمت قصد داریم نکاتی را به شما بگوییم که در نظر گرفتن آن ها به باز شدن چشم سوم در انسان کمک زیادی می کند. پیش از انجام دادن این راهکارها، حتماً بخش مربوط به مخاطرات باز کردن چشم سوم که در بندهای بعدی به آن اشاره شده را مطالعه کنید تا دیدگاه کامل تری از این مسئله داشته باشید.</p>
  <h3 id="L9IN" data-align="right">انجام مدیتیشن و مراقبه گری</h3>
  <p id="4B0u" data-align="right">مدیتیشن و مراقبه عمل دیگری است که موجب ارتقاء قدرت تمرکزتان شده و فکرتان را از چیزهای منفی آزاد و رها می کند. خیلی از افرادی که در تمرکز کردن مشکل داشته و به دنبال آزاد کردن فکرشان هستند با انجام مدیتیشن به این هدف می رسند. به همین خاطر انجام عمل مدیتیشن به تقویت چاکرا ششم و باز شدن چشم سوم کمک می کند. اگر قصد انجام این کار را دارید، در وهله اول به خودتان تقلین کنید که این کار باعث باز شدن چاکرا ششم شما می شود. به طور کلی هرکاری که در پروسه باز شدن چشم سوم انجام می دهید بایستی با هدف و نیت اصلی این کار انجام شود.</p>
  <p id="E0eM" data-align="right">به همین خاطر برای تلقین بیشتر می توانید نور بنفش مایل به آبی را میان ابروهایتان تصور کنید که این نور نشان از فعال بودن چشم سومتان دارد. اگر تازه کار بوده و تاکنون عمل مدیتیشن را انجام ندادید، ممکن است در ابتدای انجام این کار ذهن شما به بیراهه رفته و تمرکز لازم را نداشته باشید. در این وضعیت اصلاً عصبی نشوید و با حفظ روحیه خود، با افکارتان همراه شده و به آن سمت و سوی مشخص بدهید.</p>
  <h3 id="Als6" data-align="right">انجام ورزش های آرامش بخش مثل یوگا</h3>
  <p id="ERtd" data-align="right">انجام ورزش هایی که شما را به سمت آرامش و حس خوب می برد یکی از بهترین راهکارهای باز کردن چشم سوم می باشد. در همین راستا، ما برای تقویت چاکرا ششم و باز کردن چشم سوم انجام ورزش یوگا را پیشنهاد می کنیم. این ورزش به عنوان یک ورزش سبک و فوق العاده موثر در آزادسازی ذهن شناخته شده و باعث بهبود قدرت تمرکز و فرآیند تفکر افراد می شود. علاوه بر یوگا، ورزش های دیگری هم هستند که هدف اصلی آن ها تقویت غده های مغزی مثل هیپوفیز و کاجی می باشد.</p>
  <p id="A3oX" data-align="right">این غده ها در واقع فرمان عملیاتی بدن هستند و چنانچه وضعیت خوبی داشته باشند، جسم و ذهن فرد نیز در وضعیت مناسبی قرار خواهد گرفت. بنابراین علاوه بر در نظر گرفتن مواردی همچون تغذیه مناسب و تنفس استاندارد، حتماً به طور مرتب یوگا کنید تا از اثرات بی نظیر آن روی چاکرا ششم بی بهره نمانید.</p>
  <h3 id="PQ5H" data-align="right">رویاهایتان را جدی بگیرید</h3>
  <p id="oIIB" data-align="right">رویا، همان چیزی که برای خیلی ها الهام بخش بوده و نظر بسیاری از محققان علمی را به خود جلب کرده است. رویاهایی که در خواب می بینید، رویاهایی هستند که می‌توانند گسسته، گیج کننده، خنده دار و یا ترسناک باشند. بخشی از این رویاها معنی و مفهوم خاصی نداشته و تعبیر مشخصی نیز ندارند اما بخش اعظمی از رویاهای شبانه، همانند کلیدهایی هستند که به اتفاقات گذشته، حال یا حتی آینده اشاره می کنند.</p>
  <p id="1gWU" data-align="right">چاکرا ششم قدرتی است که باعث پیش بینی آینده توسط افراد می شود و از این نظر با رویاهای شبانه در یک گروه قرار می گیرد. به همین خاطر سعی کنید رویاهای شبانه تان را به محض بیدار شدن از خواب یادداشت کرده و در طول روز به آن ها فکر کنید. همان طور که گفتیم این رویاها بعضاً خبر از اتفاقاتی می دهند که در آینده رخ خواهد داد و به همین خاطر فکر کردن به آن ها و گره گشایی از چگونگی شان تاثیرات مثبتی در مسیر باز کردن چشم سوم خواهد داشت.</p>
  <h3 id="158K" data-align="right">گوش کردن به صداهای دلنواز</h3>
  <p id="Wtoa" data-align="right">باز کردن چشم سوم بیشتر از فکر و باور افراد استفاده می کند تا از جسم آن ها. به همین خاطر اگر در حین مدیتیشن از صداهای دلنواز و دلنشین که به آن ها علاقه مند هستید استفاده کرده و لذت ببرید، مطمئناً نتیجه بهتر و سریع تری خواهید گرفت. جالب است بدانید یکی از کارهایی که فکر و ذهن افراد را بازتر می کند، آواز خواندن است. پس شما می توانید با صدای خودتان آوازی خوانده و فکرتان را آزاد کنید.</p>
  <p id="7SkA" data-align="right">دقت نمایید که صحبت کردن به هیچ عنوان نتیجه آواز را نخواهد داشت. پس به جای آن که صحبت کنید، حتماً آواز بخوانید. شاید انجام این کار کمی عجیب به نظر برسد اما نتیجه فوق‌العاده ای داشته و به شما در ادراک قوی تر و شناخت بهتر خودتان کمک زیادی می کند. اگر تمایلی به آواز خواندن ندارید، گفتن جملات انگیزشی و تکرار کردن این جملات با خود نیز یک قدم رو به جلو در باز کردن چشم سوم و چاکرا ششم است.</p>
  <p id="xqLi" data-align="right">در نهایت به یاد داشته باشید که یکی از موثرترین روش ها برای باز کردن چاکراهای بدن، انجام عمل مدیتیشن است. بنابراین سعی کنید به صورت روزانه عمل <a href="https://www.chetor.com/2681-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D8%B4%D9%86/" target="_blank"><strong>مدیتیشن</strong></a> را انجام دهید تا از اثرات فوق العاده آن بهره مند شوید.</p>
  <h3 id="yTeA" data-align="right">روی تنفس خود تمرکز کنید</h3>
  <p id="Naa1" data-align="right">تنفس، یکی از مهم ترین کارهایی است که خیلی بیشتر از آن چه عموم مردم تصور می کنند اهمیت دارد. اگر تنفس فردی درست و اصولی باشد، نه تنها جسم او سالم و شاداب خواهد بود بلکه تاثیرات مثبتی نیز روی فکر و عقیده وی خواهد گذاشت. به همین خاطر برای تقویت ذهن و باز کردن چشم سوم، حتماً باید تنفس صحیح و کاملی داشته باشید.</p>
  <figure id="3XK2" class="m_custom">
    <img src="https://1jazb.com/wp-content/uploads/2021/11/Meditation-for-the-third-eyes.jpg" width="626" />
  </figure>
  <p id="PAMR" data-align="right">به همین خاطر تمرکز کافی بر روی نفس کشیدن را فراموش نکرده و برای افزایش اثرگذاری این کار روی باز شدن چشم سوم، تجسم ورود اکسیژن به قسمت های مختلف بدن تان در حین مدیتیشن و را انجام دهید. مدیتیشن و تنفس دو موردی هستند که به عنوان مکمل عمل کرده و برای تاثیرگذاری حداکثری روی باز شدن چشم سوم بایستی به درستی انجام شوند.</p>
  <h3 id="kQ82" data-align="right">استفاده از برنامه و رژیم غذایی مناسب</h3>
  <p id="f50n" data-align="right">رژیم غذایی و هر آنچه در وعده های روزانه خود مصرف می کنید تاثیر بسزایی در شکل گیری لایف استایل شما دارد. به همین خاطر بهتر است از یک رژیم صحیح و اصولی پیروی کنید تا علاوه بر سلامت جسمی، از نظر فکری نیز در سطح خوبی قرار بگیرید. پیشنهاد می کنیم قبل از آن که رژیم غذاییتان را اصلاح کنید، حواستان به برنامه ریزی غذایی تان باشد. چرا که خوردن بعضی چیزها در برخی زمان ها ممکن است از لحاظ روحی و جسمی ضررات زیادی را برای فرد به همراه داشته باشد.</p>
  <p id="Bbki" data-align="right">به همین خاطر سعی کنید برنامه ای مکتوب و مدون برای وعده های غذایی خود داشته باشید. پس از تنظیم یک رژیم غذایی مشخص، حال نوبت به مشخص کردن نوع مواد غذایی است. سعی کنید تا حد امکان از مصرف مواد شیمیایی و مضر خودداری نموده و هر چیز را به اندازه مصرف کنید. تغذیه غلط باعث برهم خوردن نظم بدن شده و بالطبع در پروسه باز کردن چشم سوم وقفه ایجاد می کند.</p>
  <h3 id="UT3P" data-align="right">انجام تمرینات تنفسی</h3>
  <p id="KPvt" data-align="right">همان طور که اشاره کردیم، تنفس نقش بسزایی در بهبود عملکرد بدن و باز شدن چشم سوم دارد. به همین خاطر انجام تمرینات تنفسی به ویژه تمرین تنفس هولوتراپیک برای باز کردن چشم سوم یک تمرین بسیار مناسب و کارآمد است. اگر با نحوه تنفس صحیح و تمرینات مختلفی که در این زمینه وجود دارد آشنا نیستید، پیشنهاد می کنیم از افرادی که اقدام به انجام یوگا و نرمش های هوازی می کنند کمک بگیرید.</p>
  <h3 id="lrv8" data-align="right">استفاده از گیاهان طبیعی</h3>
  <p id="r9LT" data-align="right">طبیعت، کلید راه حل تمام مشکلات است و هر چه بخواهید و به آن نیاز داشته باشید را می توانید در طبیعت پیدا کنید. به همین خاطر یکی از راهکارهایی که برای تقویت چشم سوم مطرح است، استفاده از عصاره و رایحه گیاهان طبیعی مثل اسطوخودوس، چوب صندل، کندر، مریم گلی سفید و کاج می باشد. این گیاهان نه تنها فواید دارویی بی شماری دارند، بلکه با تاثیرات مثبتی که روی غده کاجی می گذارند این غده را به آرامی تحریک کرده و به نوعی تقویت می کنند.</p>
  <p id="U16m" data-align="right">شما عزیزان می توانید عصاره این گیاهان را در حمام یا دستگاه های عصاره پخش کن استفاده کرده و همیشه در نزدیکی خود احساس شان کنید. علاوه بر این موارد، گیاهان دیگری هم هستند که تاثیرات فوق العاده خوبی روی فکر و ذهن می گذارند اما چون تهیه و دسترسی به آن ها کمی دشوار بوده و به همین راحتی ها نمی توان در عطاری یا فروشگاه گیاهان دارویی آن ها را پیدا نمود، از معرفی آن ها صرف نظر کردیم.</p>
  <h2 id="vOsK" data-align="right">تاثیر سابلیمینال در فعال کردن چاکرا ششم</h2>
  <p id="gWM0" data-align="right">یکی از راه هایی که به کمک آن می توانید چشم سوم یا همان چاکرای ششم خود را باز کنید، استفاده از سابلیمینال است. سابلیمینال ها فایل های صوتی هستند که دارای امواج خاصی از نت های موسیقی بوده و تاثیرات عمیقی روی فکر و ذهن افراد می گذراند. از جمله فواید استفاده از سابلیمینال برای باز کردن چاکرا ششم می توان به موارد زیر اشاره نمود:</p>
  <ul id="j7fj">
    <li id="6nMu">تسهیل پروسه باز کردن چشم سوم تنها با گوش دادن به موسیقی</li>
    <li id="AccW">بهبود قدرت بینایی و شنوایی و تقویت احساس پنج گانه افراد</li>
    <li id="HMQ7">تقویت توانایی های متافیزیکی فرد و تقویت ادراک وی</li>
    <li id="KO3x">دریافت الهامات و شهود از اتفاقات خارجی و قدم گذاشتن در ورای محدودیت های مادی دنیا</li>
    <li id="n2d5">تقویت عملکرد غده هیپوفیر و غدد وابسته به آن در مغز</li>
    <li id="hT8S">رهایی از احساسات شدید و نگرانی های بی مورد</li>
    <li id="rREC">درک بهتر زندگی و کاهش زود رنجی در افراد</li>
    <li id="lDOW">تقویت سیستم ایمنی بدن و بهبود وضعیت اعصاب</li>
    <li id="B7jf">بهبود قدرت حافظه و ارتقاء سطح فکری افراد</li>
    <li id="qRgH">باز کردن چاکرا ششم با صرف هزینه اندک</li>
    <li id="nikG">امکان استفاده از این روش در تمام مکان ها</li>
    <li id="zFtF">سهولت در انجام کار و نداشتن دستور العمل های پیچیده</li>
    <li id="khxM">و …</li>
  </ul>
  <p id="JZiy" data-align="right">این موارد بخشی از مزایای استفاده از فایل های سابلیمینال بود که خدمت شما عزیزان عرض کردیم. این فایل ها به صورت گسترده در اینترنت وجود دارد اما از آن جایی که بخش زیادی از آن ها فیک و تقلبی می باشد، برای پیدا کردن سابلیمینال اصلی مربوط به چشم سوم حتماً باید از مراجع معتبر و افراد شناخته شده در این زمینه کمک بگیرید.</p>
  <h2 id="2sEF" data-align="right">کاربردهای چشم سوم</h2>
  <figure id="rmhS" class="m_custom">
    <img src="https://1jazb.com/wp-content/uploads/2021/11/Third-eyes-usage.jpg" width="976" />
  </figure>
  <p id="BkVc" data-align="right">بسیاری از مخاطبان عزیز سایت ما از کاربردهایی که فعال شدن چشم سوم برای آن ها به همراه دارد از ما سوال می کنند. در همین راستا، اگر بخواهیم به گوشه ای از کاربردهای فوق العاده گسترده چشم سوم اشاره نماییم، می توان به موارد زیر اشاره کرد.</p>
  <h3 id="LCXI" data-align="right">سفر در زمان و مکان</h3>
  <p id="QDCZ" data-align="right">چشم سوم قابلیتی است که به کمک آن می توان در زمان و مکان سفر کرد. همان طور که می دانید، جسم انسان بسیار محدود بوده و کاملاً به زمان و مکان وابسته است. در مقابل، روح انسان هیچگونه وابستگی به زمان و مکان نداشته و می تواند در طول آن سفر کند. به طوری که جسم ما نمی تواند به صورت همزمان در دو مکان و زمان حضور داشته باشد اما این وضعیت برای روح وجود نداشته و روح هیچ گونه وابستگی به این دو بعد ندارد.</p>
  <p id="AHgb" data-align="right">به همین خاطر اگر چشم سوم شما فعال شود، در واقع دسترسی شما نسبت به روح تان تا حدودی ممکن شده و به این شکل می توانید کارهای خارق العاده ای انجام دهید. فردی که چشم سوم فعال دارد می تواند به جهان ماورائی قدم گذاشته و با ارواحی که در اطراف ما حضور دارند ارتباط برقرار کند. این ارتباط در قالب جسم و مادیات نبوده و از طریق انرژی هایی است که فرد دریافت و ارسال می کند. بنابراین ارتباط با دنیای ماورا الطبیعه اولین کاربردی است که باز شدن چشم سوم برای فرد به همراه دارد.</p>
  <h3 id="832q" data-align="right">پیش گویی و پیش بینی آینده</h3>
  <p id="ELcj" data-align="right">افرادی که چاکرا ششم آن ها فعال شده است، از یک توانایی خارق العاده برخوردارند و این توانایی پیش بینی آینده است. این افراد با استفاده از قدرت ادراک شان می توانند بخش زیادی از اتفاقاتی که قرار است در آینده رخ دهد را پیش بینی و پیش گویی کنند. این افراد به دلیل قدرتی که به واسطه افزایش درک و فهم شان پیدا کرده اند، در تجزیه و تحلیل اطلاعات بسیار عالی عمل کرده و رخدادهای گوناگون را با دقت بسیار بالایی پیش بینی می کنند. این مزیت و کاربرد چشم سوم به هیچ وجه در افراد عادی وجود نداشته و صرفاً در کسانی وجود دارد که چشم سوم فعال دارند.</p>
  <h3 id="n4gU" data-align="right">توانایی کشف و شهود</h3>
  <p id="XDeC" data-align="right">کشف و شهود، قابلیت دیگری است که با استفاده از چشم سوم در افراد ایجاد می شود. حال شاید بپرسید منظور از کشف و شهود چیست؟ در جواب این سوال می توان گفت موجودات جهان در دو گروه دسته بندی می شوند. گروه اول را موجوداتى تشکیل می دهند که با حس معمولی افراد قابل مشاهده و درک هستند. این موجودات را می توانید به سادگی در اطراف تان ببینید. انسان ها، حیوانات، گیاهان و … جزو این گروه هستند.</p>
  <p id="p9US" data-align="right">در مقابل، دسته دوم را موجوداتى تشکیل می دهند كه از حس ما پنهان بوده و برای مشاهده و درک آن ها بایستی پا را یک قدم فراتر قرار داد. یکی از قابلیت های چشم سوم، درک این موجودات و احساس کردن دنیای آن هاست. در واقع با باز شدن چاکرا ششم، انسان درک و فهم تازه اى از جهان هستی پيدا مى كند و با قابلیت های این چاکرا مى تواند با ديده خود به جهان غيب راه پیدا کند. به این حالت مكاشفه يا همان شهود مى گويند. در واقع چشم سوم کلید راهیابی به عالم ماوراى حس فیزیکی بوده و به کمک آن می توان حقايق عالم را با چشم روح درک کرد.</p>
  <h3 id="z5F8" data-align="right">ادراک انرژی های پیرامون</h3>
  <p id="Y71y" data-align="right">چشم سوم به افراد انرژی زیادی می دهد و این انرژی می تواند به فرد در تشخیص اتفاقات پیرامونی اش کمک کند. کسانی که در رابطه با انرژی فعالیت می کنند به خوبی می توانند انرژی های اطراف خود را احساس کرده و آن ها را کنترل نمایند. این یعنی کسانی که چاکرا ششم شان فعال است، در جذب انرژی های اطراف بسیار خوب عمل کرده و می توانند آن ها را کنترل نمایند. چشم سوم را می توان تا حدودی به حس ششم انسان نیز ربط داد. چرا که دقیقا عملکردی مشابه داشته و درست مثل کسانی که حس ششم دارند، افرادی که چشم سوم شان باز شده نیز می توانند وقایع و رخدادهایی که به زودی اتفاق می افتد را احساس کنند.</p>
  <h3 id="LNa8" data-align="right">ارتباط چشم سوم با چاکراها</h3>
  <p id="puuZ" data-align="right">چشم سوم که خیلی ها آن را با نام چاکرای ششم می شناسند، چیزی است که براساس گفته ها بین دو ابرو قرار داشته و به انسان ها کمک می کند تا به شکلی خاص و نوگرایانه، توانایی کشف و درک برخی از مسائل را داشته باشند. آن طور که می گویند، چشم سوم از زمانی که انسان به وجود می آید همراه اوست اما این موضوع دلیل مناسبی برای این که اطلاعات زیادی را راجع به چاکرای ششم بدانیم نیست. یکی از مسائلی که از گذشته تاکنون مطرح بوده، این است که چشم سوم دقیقاً چیست و چرا اصلاً وجود دارد؟ همچنین چگونگی باز کردن آن نیز همواره مورد پرسش نسل های مختلف بوده است.</p>
  <p id="FuWD" data-align="right">چشم سوم یکی از مهم ترین مراکز انرژی در بدن انسان است. این مراکز انرژی که به چاکرا معروف هستند، شکل فیزیکی خاصی نداشته و عده ای آن را با غده های کاجی و هیپوفیز که در مغز انسان وجود دارد مرتبط می دانند. در واقع اگر بخواهیم سیستم چاکرا را به شکل ساده تری شرح دهیم، می توان گفت چاکرا درست مثل سیستم های پیچیده ای است که در اندام های مختلف بدن وجود دارد. همان طور که این اندام ها وظایف مختلفی داشته و با اهداف گوناگونی فعالیت می کنند، هر چاکرا نیز کارکرد یا هدف خاصی داشته و به حوزه معینی مربوط است. به طور کلی هفت چاکرا در بدن انسان وجود دارد که ما در این قسمت به بررسی کارکرد چاکرای ششم یا همان چشم سوم پرداخته ایم.</p>
  <p id="4KLZ" data-align="right">اصلی ترین کارکرد و هدف چاکرای ششم، رسیدن به شفافیت و بینشی است که در نهایت بصیرت انسان ها را در پی دارد. فعال شدن چاکرای ششم این توانایی را در افراد به وجود می آورد تا همه چیز را فراتر از آن چه در حالت فیزیکی شان وجود دارد ببینند و درک کنند. برای رسیدن به این ادراک، لازم است تا چشم سوم فرد باز شود. البته باز شدن چشم سوم به همین راحتی ها نیست و اگر فردی قصد انجام آن را داشته باشد نمی تواند یک شبه آن را یاد گرفته و عملی کند.</p>
  <p id="TGGW" data-align="right">برای باز کردن چشم سوم نه تنها زمان و تلاش زیادی باید صرف شود بلکه انرژی زیاد و اراده بسیار قوی نیز مستلزم انجام این کار است. همچنین قبل از باز کردن چاکرای ششم، باید روی پنج چاکرای اول کار کرد و به همین خاطر نمی توان به یکباره به سراغ چشم سوم رفت و آن را تحریک نمود.</p>
  <p id="CwaJ" data-align="right">علاوه بر این موضوع، باز کردن اشتباه و بد موقع چشم سوم نیز می تواند باعث ایجاد مشکلات بسیار وحشتناکی برای افراد شود. این مشکلات هم از لحاظ روحی و هم از لحاظ فکری افراد را با اختلالات شدیدی روبرو می کند. بسیاری از افرادی که اقدام به باز کردن چشم سوم خود در مواقع اشتباه کرده اند، پس از این اتفاق دچار بیماری های روانی شدیدی شده و دیگر نتوانسته اند به زندگی عادی خود بازگردند. به همین خاطر پیشنهاد می کنیم اگر قصد انجام این کار را دارید، تمام جوانب و خطرات پس از آن را در نظر داشته باشید.</p>
  <p id="3YpL" data-align="right">در نهایت اگر هدف اصلی شما باز کردن چشم سوم می باشد، حتما باید روی باز کردن چاکراهای دیگر نیز کار کرده و آن ها را به تعادل برسانید. بعد از این وضعیت، شما می توانید به صورت قدم به قدم و مرحله به مرحله به هدف خود یعنی باز کردن چاکرای ششم نزدیک شوید. در نهایت به یاد داشته باشید باز کردن چشم سوم یا همان چاکرای ششم یک پروسه زمان بر است که در آن باید صبر زیادی از خود نشان دهید.</p>
  <h2 id="cA4r" data-align="right">خطرات و تهدیدات باز شدن چشم سوم</h2>
  <figure id="NhiM" class="m_custom" data-caption-align="right">
    <img src="https://1jazb.com/wp-content/uploads/2021/11/Risks-of-opening-the-third-eye.jpg" width="1185" />
  </figure>
  <p id="cqT2" data-align="right">شاید شما هم جزو افرادی باشید که پس از خواندن این مقاله و آشنایی حدودی با چشم سوم، به این فکر افتاده اید که پس از باز شدن چشم سوم چقدر زندگی بهتر و زیباتر می شود. البته فکر کردن به این موضوع چندان عجیب نیست و طبیعی است وقتی با قابلیت های چشم سوم آشنا می شوید، تصوراتی را راجع به استفاده از این قابلیت ها داشته باشید. فکر کردن به این تصورات هیچ اشکالی ندارد اما این که فکر کنید پس از فعال شدن چاکرا ششم زندگی شما بسیار زیبا و هیجان انگیز می شود یک فکر کاملاً اشتباه است و اگر چشم سوم به صورت غیراصولی و اشتباه باز شود، مشکلات زیادی را برایتان به همراه خواهد داشت.</p>
  <p id="YQZp" data-align="right">چرا که باز شدن اشتباه و غیراصولی چشم سوم بیشتر از آن که باعث خوشحالی و راحتی فرد شود، رنجش و سختی برای وی به همراه خواهد داشت. پس شما باید با استفاده از اصول و قواعد حاکم در این زمینه، اقدام به باز کردن چشم سوم خود نمایید. در غیر این صورت، چه بخواهید و چه نخواهید باید سختی های مربوط به کار اشتباه خود را قبول کرده و این سختی ها را به عنوان نتیجه باز شدن اشتباه و غیراصولی چشم سوم بپذیرید. ما در بخش های قبلی به توانایی هایی اشاره کردیم که در نگاه اول بسیار جذاب و هیجان انگیز بود و باعث می شد افراد برای فعال شدن چاکرا ششم شان اقدام نمایند.</p>
  <p id="Mpfl" data-align="right">در این بخش نیز قصد داریم به خطرات و مشکلاتی که باز شدن اشتباه و غیراصولی چشم سوم برای فرد به وجود می آورد اشاره کنیم تا ابعاد مختلف این اتفاق را پوشش داده باشیم. بدیهی است با مطالعه این بخش و قرار دادن آن در کنار مباحث قبلی، به یک جمع بندی نهایی راجع به خوب یا بد بودن چشم سوم و فواید باز کردن اصولی و صحیح آن خواهید رسید.</p>
  <h3 id="i14b" data-align="right">بروز سردردهای شدید و احساس سنگینی سر</h3>
  <p id="qMLq" data-align="right">از آن جایی که باز شدن چاکرای ششم انرژی بسیار زیادی را از قسمت های فوقانی بدن دریافت می کند، مشکلاتی همچون سردردهای شدید، میگرن و احساس سنگینی در سر در افرادی که اقدام به این کار می کنند رخ می دهد. همچنین اگر فردی با انجام تمرینات یاد شده و راهکارهای دیگر چشم سوم و چاکرا ششم خود را فعال کند، دیگر چاکراهای بدن او غیرفعال شده و وی نمی تواند به آن ها دسترسی داشته باشد.</p>
  <p id="aQeY" data-align="right">به همین خاطر پیشنهاد می کنیم قبل از فعال کردن چشم سوم، حتماً بقیه چاکراهای بدن را به ترتیب از چاکرا اول تا چاکرا هفتم پاک ‌سازی کرده و از ایجاد مشکل برایشان جلوگیری نمایید. چرا که فعال شدن هر یک از این چاکراها باعث بروز اتفاقات بسیار خوب و جذابی در روح و جسم فرد می شود.</p>
  <h3 id="7HTC" data-align="right">احساس بی لیاقتی و ناامیدی</h3>
  <p id="Dhli" data-align="right">احساس پوچ بودن و بی لیاقتی، احساسی است که بسیاری از افرادی که در مسیر اشتباه قدم برداشته اند با آن روبرو می شوند. اگر فردی روی چاکرای ششم خود کارکرده و تنها فکر و ذکر او باز کردن چاکرا ششم باشد، با گذشت زمان با حالات و پدیده هایی روبرو خواهد شد که این پدیده ها به وی احساس پوچی و بی لیاقتی می دهند. به همین خاطر کسی که واقعاً قصد دارید چشم سوم خود را با اهداف خوب و غیر شوم فعال کند، بایستی تمام تمرکز خود را روی هفت چاکرا خود بگذارد تا با استفاده از شهودی که از طریق این چاکراها بدست می آورد، شرایط مساعدی را تجربه نمایید.</p>
  <p id="npNf" data-align="right">در بسیاری از موارد چون فرد تنها روی چاکرا ششم خود کار کرده، در هنگام مواجه با برخی پدیده ها دچار شوک و ترس شده و نمی تواند واکنش خوبی از خود نشان دهد. این موضوع در حالی است که اگر همین فرد چاکراهای دیگر خود را نیز تقویت می نمود، مطمئناً وضعیت بهتری پیدا کرده و درک کامل تری از پدیده ها پیدا می کرد.</p>
  <h3 id="FAeA" data-align="right">ایجاد احساس ترس، نگرانی و دلهره</h3>
  <p id="qyCL" data-align="right">باز کردن اشتباه و غیراصولی چشم سوم در بسیاری از موارد باعث ترس و دلهره شدید در افراد می شود. اگر به زور و با پیروی نکردن از تمرینات درست و به ‌موقع و بدون آن که پروسه مشخص را طی نمایید اقدام به باز کردن چشم سوم کنید، بدون شک حالاتی برایتان رخ خواهد داد که باعث دلهره و ترس تان می شود. برای تقویت چشم سوم و باز شدن چاکرا ششم حتماً باید به دیگر چاکراهای بدن نیز توجه کنید. چرا که اگر این چاکراها بدون توجه باقی بمانند و تنها چاکرا ششم شما فعال شود، فقط قادر خواهید بود چیزهایی که کائنات برای شما تعیین ‌می کنند را ببینید و این چیزها شامل ارواح و انرژی های مختلف می شود.</p>
  <figure id="7iLj" class="m_custom">
    <img src="https://1jazb.com/wp-content/uploads/2021/11/%D9%86%D8%A7%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%DA%86%D8%B4%D9%85-%D8%B3%D9%88%D9%85.jpg" width="876" />
  </figure>
  <p id="XzOe" data-align="right">در صورتی که اگر چاکراهای دیگر شما نیز تا حدودی تقویت شوند، احساس بهتری از این اتفاقات خواهید داشت. بدون شک وقتی قابلیتی مبنی بر احساس کردن ارواح و انرژی های بد در فکر و ذهن شما ایجاد شود، ترس عجیبی سراسر وجودتان را فرا خواهد گرفت. این ترس چیزی نیست که به همین راحتی ها از بین برود و آثار آن می تواند تا سالیان سال و حتی تا آخر عمر گریبان گیر شما باشد.</p>
  <h3 id="Cj0L" data-align="right">فشار شدید روی بدن فرد</h3>
  <p id="rTBL" data-align="right">یکی از شایع ‌ترین مشکلاتی که ممکن است فرد پس از باز کردن اشتباه و غیراصولی چشم سوم دچار آن شود، فشار و انرژی بسیار زیاد است که به بدن وی وارد می شود. به طوری که این فشار می تواند موجب بروز سردردهای بسیار شدید شده و در زندگی روزمره وی را با سختی همراه کند. حتی در برخی موارد ممکن است احساسات و عواطف فرد به کلی تغییر کرده و هیچ حس مشخصی به موضوعاتی که قبلاً به آن ها علاقه داشته یا از آن ها دوری می کرده نداشته باشد.</p>
  <p id="w1U4" data-align="right">در واقع می توان گفت برخی از افرادی که اقدام به باز کردن چشم سوم بدون توجه به اصول آن می کنند، مثل نوجوانانی خواهند بود که علاقه ‌ای ای به حضور در کنار دوستان و هم دوره ای های خود نداشته و تمام روز را در تنهایی و گوشه گیری سپری می کنند. این افراد شاید از تنهایی لذت نبرند اما به طور واضح از حضور در کنار هم سن و سالان شان نیز لذت نخواهند برد. در موارد شدیدتری که فرد دچار ناامیدی می شود، زندگی اجتماعی وی با خانواده اش نیز دچار اختلال شده و او نمی تواند ارتباط سالم و موثری با اطرافیانش برقرار کند.</p>
  <h3 id="9f2a" data-align="right">عدم توانایی پذیرش توانایی های جدید</h3>
  <p id="IiUR" data-align="right">اگر شما زمینه های استفاده از یک قابلیت خاص و جدید را نداشته باشید، اگر آن قابلیت و توانایی در شما ایجاد شود بدون شک با مشکل روبرو خواهید شد. چرا که قدرت درک و پذیرش بسیاری از پدیده هایی که به واسطه آن قابلیت رخ می دهند را نداشته و این یعنی زندگی روزمره تان همواره با سختی همراه خواهد بود.</p>
  <figure id="m4Ek" class="m_custom" data-caption-align="right">
    <img src="https://1jazb.com/wp-content/uploads/2021/11/thirdeyes.jpg" width="813" />
  </figure>
  <p id="yYMR" data-align="right">همان طور که می دانید، شخصی که دارای چشم سوم است قادر به درک حقیقت هستی بوده و می تواند از باطن مردمی که با وی در ارتباط هستند مطلع باشد. این فرد حتی می تواند چیزهایی که دیگران نمی‌ توانند با چشم عادی ببینند را به راحتی ‌دیده و درک کند. این یعنی فعال شدن چاکرا ششم فرد را تبدیل به یک انسان جدید با قابلیت های ویژه می کند و اگر این فرد از ظرفیت بالایی برخوردار نباشد، مطمئناً برایش خیلی خطرناک خواهد بود. چرا که چیزهایی را می بینید که قبلاً ندیده و پدیده هایی را درک می کند که قبلاً حتی تصوری هم از آن ها نداشته است. بنابراین اگر می خواهید از این خطر دور بمانید، زمینه های باز کردن چشم سوم را در خود تقویت نموده و سپس اقدام به انجام این کار کنید.</p>
  <h3 id="Bzlu" data-align="right">کاهش اعتماد به نفس و پوچ گرایی</h3>
  <p id="eUrt" data-align="right">اگر نسبت به همه چیز دیدگاه واقعی تر و کامل تری داشته باشید، چه احساسی به شما دست می دهد؟ تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که اگر چشم سوم شما باز ‌شود و شما درک واقعی تری از دنیای پیرامون تان کسب نمایید، چه دیدگاهی نسبت به خود و زندگی پیدا می کنید؟ شاید این جنبه از فعال شدن چشم سوم برای خیلی ها مطرح نباشد اما منفی ترین اتفاقی که با فعال شدن چاکرا ششم برای فرد رخ می دهد، احساس پوچی و ناامیدی است. چرا که دیگر می توانید جهان و اطراف خود را به طور واقعی دیده و حقیقت خیلی از پدیده ها را درک کنید.</p>
  <p id="pOnp" data-align="right">در این صورت اگر نتوانید با این موضوع به درستی کنار آمده و به قولی خودتان را جمع و جور کنید، روحیه تان به شدت آسیب دیده و دیدگاهتان به همه چیز نسبت به قبل تغییر می‌ کند. این تغییر دیدگاه تا جایی پیش می رود که خودتان را بی ارزش شمرده و وقتی خود را بدون این چاکرا تصور می کنید، دیگر دنیا برایتان هیچ ‌ارزشی نخواهد داشت. اتفاقات ناگواری مثل افسردگی، پوچ گرایی و حتی خودکشی از جمله خطراتی می باشد که ممکن است برای افرادی که نمی توانند با تغییرات پس از باز شدن چشم سوم کنار بیایند رخ می دهد.</p>
  <h3 id="W9Su" data-align="right">احساس ناامیدی و کاهش انگیزه</h3>
  <p id="f6Ys" data-align="right">چاکرا ششم قابلیتی است که اگر فردی به مرحله دریافت و استفاده از آن نرسیده باشد و این قابلیت برای وی فعال شود بدون شک دچار مشکل خواهد شد. کسانی که به طور اصولی و با پیروی از قواعد مشخص شده نتوانسته ‌اند به این موهبت الهی برسند، نباید دیگر در این مسیر قدم بگذارند و اگر در این موضوع پیگیری زیادی داشته و تمام سعی و تلاش خود را باز باز کردن چشم سوم به کار بگیرند، در نهایت با حالتی روبرو خواهند شد که به جای قرار گرفتن در مسیر درست، اطلاعات غلط و ناامید کننده ای از محیط پیرامون در اختیار آن ها قرار می گیرد و به همین خاطر فرد دچار ناامیدی می ‌شود.</p>
  <p id="Nwao" data-align="right">پس اگر فکر می کنید نمی توانید تسلط کافی را در استفاده از چشم سوم داشته باشید و به نوعی توانایی استفاده از این موهبت الهی را ندارید، هرگز برای باز کردن چشم سوم اقدام نکنید چرا که در نهایت خودتان اسیر و درگیر وضعیت بدی خواهید شد.</p>
  <h3 id="uNIk" data-align="right">شنیدن صداهای عجیب و آزاردهنده</h3>
  <p id="DoiR" data-align="right">فرض کنید صداهایی را بشنوید که در حالت عادی و پیش از باز شدن چشم سوم آن ها را نمی شنیدید. چه حسی به شما دست می دهد؟ هر احساسی که باشد، بدون شک با حس ترس درآمیخته خواهد بود. وقتی چاکرا ششم یک فرد فعال می شود، قدرت وی به حدی زیاد و فراوان خواهد شد که این قدرت را نمی ‌توان با دو چشم جسمی مقایسه کرد و حتی برای خیلی ها قابل درک هم نیست. در واقع یکی از این قابلیت ها شنیدن صداهای عجیب و غریب است.</p>
  <p id="lxnx" data-align="right">به طوری که در زمان فعال بودن چشم سوم، شما قادر خواهید بود تصویرسازی و رویاپردازی را به شکلی واقعی تر دنبال کرده و صداهایی که قبلاً نمی شنیدید را بشنوید. پس اگر قصد فعال کردن چاکرا ششم را دارید، این را بدانید این صداها که صداهای عادی و معمول نیستند همواره همراه شما بوده و شاید در مواردی نیز برایتان بسیار آزاردهنده باشند.</p>
  <h3 id="SMIE">تخلیه انرژی و احساس خستگی</h3>
  <figure id="1y4X" class="m_custom">
    <img src="https://1jazb.com/wp-content/uploads/2021/11/Fatigue-due-to-the-third-eye.jpg" width="900" />
  </figure>
  <p id="vG0y" data-align="right">برای باز شدن چشم سوم نیاز به انرژی بسیار زیادی دارید. این انرژی پس از فعال شدن چشم سوم نیز لازم است و اگر نتوانید راه درست و اصولی کنترل قدرت خود را پیدا کنید، ارواح شرور به سراغ شما آمده و برای تامین انرژی خود از انرژی شما استفاده می کنند. شاید در ابتدا این موضوع چندان برایتان اهمیت نداشته باشد اما اگر عمقی تر به مسئله نگاه کنید، می بینید که باز شدن چشم سوم اگر به شکل اصولی نباشد، تمام زندگی تان را خواهد گرفت.</p>
  <p id="aY0d" data-align="right">چرا که زندگی و موفقیت شما بستگی به انرژی دارد که صرف انجام کارها می کنید. حال اگر بخش اعظمی از این انرژی برای تامین نیروی ارواح شرور استفاده شود، نه تنها همواره احساس کوفتگی و بدن درد می کنید، بلکه پس از مدتی از وضعیت به وجود آمده خسته شده و دیگر رمقی برای ادامه کار نخواهید داشت. این پروسه در نهایت باعث مشکلاتی مثل افسردگی و پریشانی تان خواهد شد.</p>
  <h3 id="i4VB" data-align="right">برهم خوردن خواب شبانه فرد</h3>
  <p id="OBDX" data-align="right">براساس تجربیاتی که از افراد مختلف بدست آمده، کسانی که دارای چشم سوم هستند در انتهای شب با صداهای بسیار بلند و عجیبی روبرو می شوند که این صداها برای افراد عادی قابل درک و قابل شنیدن نیست. چنانچه فردی ظرفیت و گنجایش کافی را جهت درک این صداها و کنار آمدن با آن ها نداشته باشد، با حالات پریشانی شدیدی روبرو خواهد شد. در واقع اگر چاکرای ششم فرد به خوبی تقویت نشود، این صداها باعث آزار او شده و خواب شب را از وی خواهد گرفت.</p>
  <h3 id="VHE8" data-align="right">ایجاد مشکلات روحی</h3>
  <figure id="L6j3" class="m_custom" data-caption-align="right">
    <img src="https://1jazb.com/wp-content/uploads/2021/11/mental-problems.jpg" width="660" />
  </figure>
  <p id="SHkM" data-align="right">وقتی شما قدرتی فراتر از افراد عادی داشته باشید، در هنگام معاشرت با آن ها مطمئناً با مشکل روبرو خواهید شد. به طوری که اگر فردی دارای چشم سوم باشد، با توجه به میزان علم و آگاهی که وی از این راه کسب کرده است، با دریایی از اطلاعات روبرو شده و این حجم عظیم اطلاعات و ادراک قدرتمند موجب می شود وی در هنگام مراوده و هم ‌صحبتی با دیگران دچار مشکلات زیادی شود. تغییر حالات پیاپی و پریشانی فرد توسط اطرافیان نیز احساس شده و این وضعیت مطمئناً در طولانی مدت خسته کننده خواهد بود.</p>
  <h3 id="qK7r" data-align="right">احساس ناامنی و اضطراب</h3>
  <p id="zaEx" data-align="right">وقتی یک اتفاق قرار نیست رخ بدهد، نباید در انجام آن اصرار داشته باشید. در واقع کسانی که می خواهند با عجله و شتاب چشم سوم خود را باز کرده و از آن استفاده نمایند، بهتر است این را بدانند که باز کردن عجله ای چشم سوم و طی کردن این پروسه ‌با شتاب زدگی، کاری می کند تا انرژی‌ های منفی و حتی ارواح خبیث اطراف شما را احاطه کنند. شاید باور این موضوع برای خیلی ها سخت باشد اما بر اساس گفته های کسانی که با این وضعیت روبرو شده اند، باز کردن زوری و عجله ای چاکرا ششم احساس ناامنی و ترس شدیدی در افراد ایجاد کرده و کاری می کند ارواح خبیث و انرژی های منفی در اطراف تان حضور دائم داشته باشند.</p>
  <p id="72xE" data-align="right">این وضعیت در نهایت باعث ضربه زدن به زندگی شما شده و شما را به فردی دیوانه و مضطرب تبدیل می کند. حتی در بسیاری از موارد، فردی که دچار این وضعیت شده برای رهایی از آن دست به انجام کارهای وحشتناکی زده و فکر و ذهن وی به صورت کامل درگیر این موضوع می شود. شایان ذکر است این اتفاق زمانی رخ می دهد که تنها یکی از چاکراهای بدن شما فعال باشد. اگر صرفاً قصد فعال کردن چاکرا ششم را داشته باشید، صرفاً یک وجه از کلیاتی که در اطراف تان رخ می دهد را خواهید دید و این یعنی شما آمادگی صد در صد برای پذیرش برخی چیزها را نخواهید داشت.</p>
  <p id="Ovjs" data-align="right">طبیعی است این اتفاق صدمات روحی را برای شما در پی داشته و زندگی تان را نابود می کند. اما اگر برای باز کردن <a href="https://thirdeyes.ir/" target="_blank">چشم سوم</a>، عجله ای نداشته و به صورت مرحله به مرحله پیش بروید، از خطر دور خواهید بود و می‌ توانید قدرت هایی که در اختیارتان قرار می گیرد را به خوبی کنترل نمایید.</p>
  <h2 id="vBJC" data-align="right">بستن چشم سوم</h2>
  <figure id="zouY" class="m_custom" data-caption-align="right">
    <img src="https://1jazb.com/wp-content/uploads/2021/11/Close-the-third-eye.jpg" width="950" />
  </figure>
  <p id="VmFA" data-align="right">با خواندن این مقاله و کسب اطلاعات از جنبه های مختلف چشم سوم، حتماً این سوال هم برای شما مطرح شده که وقتی چشم سوم باز شد، چگونه می توان آن را بست؟ برای پاسخ دادن به این سوال، بایستی در ابتدا بدانید که نظر افراد درباره این قابلیت در دو گروه تقسیم بندی می شود. به طوری که گروه اول معتقدند این قابلیت یک دانش معنوی و فوق العاده کاربردی بوده و چون به حقیقت واقعی منجر می شود، چشم سوم را یک نعمت بزرگ و یک موهبت می‌دانند که هرگز نباید آن را از دست داد.</p>
  <p id="10HY" data-align="right">علاوه بر این گروه، عده ای نیز معتقدند که کاوش در سطوح بالاتر از چیزی که در واقع همگان می بینند چندان منطقی و عاقلانه نبوده و به همین خاطر مدتی پس از آن که چشم سوم شان باز شد، ترجیح دهند آن را غیر فعال کرده و ببندند. اگر شما جزو گروه اول باشید که هیچ گونه مشکلی با فعال شدن چاکرا ششم تان نداشته و از کاربردهای آن برای همیشه استفاده می کنید. اما اگر جزو گروه دوم و کسانی که معتقدند چشم سوم بایستی پس از مدتی بسته شود باشید، حتماً به دنبال راهکارهایی هستید که چشم سوم شما را غیرفعال می کند.</p>
  <p id="uAPU" data-align="right">قبل از همه چیز، بایستی یک موضوع بسیار مهم را بدانید. این موضوع این است که بسته شدن چشم سوم بسیار سخت‌تر و پیچیده تر از باز کردن آن است. به همین خاطر بسیاری از کارشناسان و متخصصین این حوزه معتقدند اگر فردی چشم سوم خود را فعال نماید، برای بستن چاکرا ششم خود بایستی مدت زمان بسیار زیادی را تلاش کرده تا شاید در انتها به نتیجه دلخواه برسد. البته در این بین ممکن است راهکارهایی که انجام می دهید و مسیری که طی می کنید شما را هرگز به نتیجه دلخواه و مقصد نرسانند. پس بستن چشم سوم نیز درست مثل فعال کردن آن، یک پروسه طولانی است که هیچ تضمینی برای به نتیجه رسیدن آن وجود ندارد.</p>
  <p id="5nNz" data-align="right">حال برای غیرفعال کردن چشم سوم چه باید کرد؟ شاید ساده ترین راهی که به شما کمک می کند از این قابلیت دور شوید، عدم توجه به آن است. به طوری که بایستی این نیرو را نادیده گرفته و به هر آن چه از این قابلیت بازتاب پیدا می کند توجه نکنید. همان طور که می دانید با فعال شدن چاکرا ششم ممکن است صداهای عجیب و انرژی های مختلفی که قبلاً و در شرایط عادی آن ها را احساس نمی کردید دریافت نمایید. برای بستن چشم سوم به این صداها و انرژی ها بی تفاوت باشید. از آن جایی که باز کردن چشم سوم با استفاده از روش های دارویی ممکن نیست، برای بستن آن نیز هیچ گونه دارو و درمان خاصی وجود ندارد. پس نباید انتظار داشته باشید راهکار گفته شده حتماً باعث غیرفعال شدن چشم سوم در شما شود.</p>
  <p id="f6y9" data-align="right">بهترین ایده ای که برای بستن چشم سوم می توان انجام داد، مراجعه به متخصصین و روانشناسانی است که اطلاعات کافی در این زمینه دارند. این افراد با تجاربی که در اختیار دارند، به شما در بستن چشم سوم یا کمرنگ کردن آثار آن کمک خواهند کرد. روش هایی که این متخصصین پیشنهاد می کنند برای هر شخص متفاوت بوده و قاعده مشخصی برای بستن چشم سوم در تمام افراد وجود ندارد.</p>
  <h2 id="Hwtv" data-align="right">جمع بندی نهایی</h2>
  <p id="BAuh" data-align="right">در این مقاله به صورت جامع و کامل به مقوله چشم سوم اشاره کردیم. چشم سوم یا همان چاکرا ششم یکی از هفت چاکرایی است که در بدن انسان وجود دارد. هر یک از این چاکراها به جنبه های خاصی از زندگی و جهان انسان اشاره دارد و در این بین چاکرا ششم به ابعاد ذهنی و روحی انسان دلالت می کند. اگر مباحث گفته شده در این بخش را دنبال کرده باشید، حتماً متوجه این امر شده اید که چشم سوم حقیقتی فوق العاده و بسیار مرموز است که حتی با علم امروز نیز نمی توان اطلاعات موثق زیادی را در مورد مکانیسم آن بدست آورد. چشم سوم پدیده ای متافیزیکی است که در قالب جسم و مادیات دیده نمی شود.</p>
  <p id="BRt2" data-align="right">این پدیده یک انرژی خاص و عجیب است که مثل دستگاه های فرستنده و گیرنده عمل کرده و انرژی های مختلف را از جهان اطراف شما دریافت می کند. باور آن چه توسط چشم سوم و چاکرای ششم رخ می دهد، هنوز هم برای خیلی ها سخت و غیرقابل تصور است اما چه قبول کنیم چه نه، چشم سوم وجود دارد و افرادی بوده و هستند که از این قابلیت استفاده می کنند. ما در این مقاله ابتدا به تعریف چشم سوم پرداخته و سپس اشاره کوتاهی به کاربردهای این چاکرا کردیم. همچنین راهکارهایی که باعث فعال شدن چشم سوم در افراد می شود را بررسی کرده و از خطرات باز شدن چشم سوم به شما گفتیم.</p>
  <p id="j8R1" data-align="right"></p>
  <p id="K3IV" data-align="right">همچنین با ارائه توضیحات کوتاهی درباره هفت چاکرای بدن انسان، تلاش کردیم با چاکراهای هفت گانه و ویژگی های آن ها آشنا شوید. جایگاه چشم سوم در ادیان مختلف از جمله دین اسلام نیز مبحث دیگری بود که در این مقاله به آن اشاره شد. در نهایت، از این که نگاه های زیبایتان را به ما هدیه کرده و تا پایان این مقاله همراه مان بودید، از شما صمیمانه متشکریم. نظرات، سوالات و انتقادات خود را از طریق بخش نظرات به اطلاع ما برسانید. راستی، اگر در رابطه با اینکه <a href="https://1jazb.com/law-of-attraction/" target="_blank"><strong>قانون جذب</strong></a> چیست سوالی داشتید می توانید از سایت <a href="https://1jazb.com/" target="_blank"><strong>وان جذب</strong></a> استفاده کنید.</p>
  <p id="UJrB" data-align="right"></p>
  <p id="IXoQ" data-align="right"></p>
  <p id="dswV" data-align="right"></p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(34,  84%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <h3 id="X6cZ" data-align="center"> ۴دیدگاه :۱</h3>
  </section>
  <p id="Blfa"></p>
  <ol id="3xom">
    <li id="comment-1093"><strong>خبات فتاحی</strong>گفت:<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1093" target="_blank">9 آذر 1400 در 5:23 ب.ظ</a>سلام وعرض ادب حدمت دوست عزیز وارجمند سواد انچانای ندارم اما ازاول بچگیم بااین اتعات بزرگ شده ام منظور حرفم ازاین دست بدی ازآن یکی دست خواهید گرفت هرچی سخن گوید چه خوب چه بد بازخوردش راخواهید دید پس یاد گرفتم همیشه مًبت بیندیشم ودرحال زندگی کنم گذشته رو تجربه والدین خواهم کرد وحال که هستم استفاده خواهم کرد وآینده رو خوب میبینم استاد گرامی خیلی ممنون میشم کمکم کنید یک سری قدرت‌ها دروجودم هست نمیتوانم برای همه کس تعریف کنم وبازگو کنم چون یا برچسپ دیوانه بهم میدن یا میگن مستم یا نشه پس همیشه ندای ازدرونم بهم گفته حرف نزنم ازشما درخواست میکنم که به هم نوع خودت کمک کنید واین حاکستره درحال خاموشی را فعال کنیم وخداوند آرزو میکنم که مرا لیاقتی اهدا بفرمایید تامنم جبران کنم شب تون خوش وفردای وروز زیبای داشته باشید منتظرم؟؟؟؟؟؟<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1093" target="_blank">پاسخ</a></li>
    <ol id="VS6R">
      <li id="comment-1129"><strong>Zahra</strong>گفت:<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1129" target="_blank">27 بهمن 1400 در 5:33 ب.ظ</a>سلام من راستش این نشانه هارو ۳ تا شو داشتم و یکبار لوسید دریم دیدم آیا برای من فعاله؟ و موقع خواب نمیتونم درست بخوابم سردرد دارم و وسط چشمام درد میاد<br />و اینکه تا حالا هم دنبال چشم سوم و فعال کردنش نرفتم<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1129" target="_blank">پاسخ</a></li>
    </ol>
    <li id="comment-1094"><strong>هومن</strong>گفت:<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1094" target="_blank">9 آذر 1400 در 5:23 ب.ظ</a>سلام من كودكي عجيب داشتم و اتفاقات ماورايي برام اتفاق افتاده كه قادر به توضيحش نيستم من جند سال پيش آينده چند سال بعدمو تو خواب ديدم و همين يك سال پيش برام اتفاق افتاد من ديدم در يك دشت بسيار تاريك دارم حركت ميكنم خيلي تاريك بود و اصلا انتها نداشت به يه خانه رسيدم كه نور داشت ولي تاريكي غبار آلودي جلوي روشنايي را گرفته بود بعد چند سال حالا محل اين خونه را پيدا كردم همچنين يه موجود عجيب و غريب فرا بعدي هم ميشناسم كه مياد بعضي اوقات سراغم كه ميشه گفت نوعي ارب هست<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1094" target="_blank">پاسخ</a></li>
    <ol id="AIxu">
      <li id="comment-1110"><strong>محمدرضا</strong>گفت:<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1110" target="_blank">16 دی 1400 در 4:25 ب.ظ</a>آیا ان موجود را بدون دیدن به صورت ۳ بعدی، به صورت ارتعاش و انرژی احساس میکنید؟<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1110" target="_blank">پاسخ</a></li>
    </ol>
    <li id="comment-1095"><strong>sh</strong>گفت:<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1095" target="_blank">9 آذر 1400 در 5:24 ب.ظ</a>سلام و روزبخیر برای باز شدن اصولی چشم سوم چگونه باید اقدام کرد؟<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1095" target="_blank">پاسخ</a></li>
    <ol id="4ZLO">
      <li id="comment-1099"><strong>ااااا</strong>گفت:<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1099" target="_blank">16 آذر 1400 در 9:36 ب.ظ</a>درود..کتاب “ماورا طبیعی شدن” دکتر دیسپنزا رو با دقت بخون و اجرا کن<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1099" target="_blank">پاسخ</a></li>
      <li id="comment-1109"><strong>محمدرضا</strong>گفت:<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1109" target="_blank">16 دی 1400 در 4:24 ب.ظ</a>درود، مدیتیشن های چشم سوم و تمرینات انگشت و… ممکن است خیلی طول بکشد، ولی اگر میخواهی باز کنی، باید همه چاکرا هایت باز باشن، پس از پایین ترین چاکرا شروع کن و مدیتیشن های مخصوص انجام بده(لزومی نداره که مدیتیشن های تخصصی انجام دهی، مثلا میتوانی چشم هایت را ببندی و مانند یک مدیتیشن عادی بشینی ولی به رنگ قرمز و محل قرار گیری چاکرای ریشه فکر کنی، و در ادامه میتونی چاکرای های بعدی را باز کنی) بهتر است که هم۶ چاکراها را بشناسی<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1109" target="_blank">پاسخ</a></li>
      <ol id="MBUt">
        <li id="comment-1144"><strong>محمد</strong>گفت:<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1144" target="_blank">20 اسفند 1400 در 7:30 ب.ظ</a>سلام ببخشید از کجا باید بفهمیم چاکرا های از پایین به بالا باز و تقویت شده که بعدش بریم سراغ چاکرای بعدی؟<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1144" target="_blank">پاسخ</a></li>
      </ol>
    </ol>
    <li id="comment-1096"><strong>دخترک</strong>گفت:<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1096" target="_blank">9 آذر 1400 در 5:24 ب.ظ</a>سلام من اسمم آیلین هست ۱۲ سالمه<br />من به طور اتفاقی یه چیزی توی اینستا راجع به چشم سوم دیدم و کنجکاو شدم و خواستم در موردش تحقیق کنم<br />من چند تا از این علائم رو دارم مثلا بیشتر موقع ها سردرد دارم و رنگها رو به شکل خاصی میبینم البته این چیز توی دوران خوردسالی بود و الان نیست دیگه و اینکه جدیدا به خوردن غذاهای سالم و زندگی سالم علاقه مند شدم<br />و تا حدی یعنی خیلی خیلی کم میتونم از طرز نگاه خانواده بفهمم چی میگن<br />و اینکه بعضی موقع ها که با هنذفری آهنگ گوش میدم صدای عطسه کردن یه نفر از اعضای خانواده رو میشنونم یا میشنونم که مامانم منو صدا کرده در حالی که هیچکدوم اینها اتفاق نیفتاده<br />یا جدیدا اینطوری شده که مثلا من برای درسم باید ساعت ۷ صبح بیدار شم<br />بدون اینکه کسی منو بیدار کنه خود به خود سر ساعت دقیقا ۷ صبح بیدار میشم و این موضوعات فکر منو حسابی درگیر کرده شما که اطلاعات دارین خواهشا راهنمایی کنید لطفا بگید که آیا چشم بصیرت من فعال شده یا نه<br />من جدیدا رویا پردازی و خیال پردازی و تصور منم خیلی قوی شده یعنی خیلی خیلی قوی شده<br />ولی هیچکدوم علائم های دیگه رو ندارم فقط همینا که گفتم رو دارم<br />خواهشا راهنمایی کنید لطفا<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1096" target="_blank">پاسخ</a></li>
    <ol id="uIpo">
      <li id="comment-1107"><strong>محمدرضا</strong>گفت:<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1107" target="_blank">16 دی 1400 در 4:17 ب.ظ</a>درود، شناخت خانواده به معنی باز بودن چاکرا نیست.<br />علائم باز بودن چاکرای چشم سوم ورای این هاست.<br />جنهایی که به صورت انرژی منفی پدیدار میشود، یک نمونه کوچک است.<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1107" target="_blank">پاسخ</a></li>
      <li id="comment-1108"><strong>محمدرضا</strong>گفت:<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1108" target="_blank">16 دی 1400 در 4:20 ب.ظ</a>خب اینکه میگید من بدون بیدار شدن توسط آلارم یا فردی، بیدار میشوم، مربوط به غده پینه آل هست با روزی ۲ بار، یعنی قبل بیدار شدن(صبح) و هنگام خوابیدن(شب) ترشح میشود. ولی این در همه افراد مشترک است که با برخورد نور مرئی به چشم، غده پینه آل باعث بیدار شدن میشود.<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1108" target="_blank">پاسخ</a></li>
      <li id="comment-1117"><strong>شهریار</strong>گفت:<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1117" target="_blank">8 بهمن 1400 در 2:03 ب.ظ</a>دخترم شما اضطراب زیادی دارید و احتمالا درون خانوادتون تنش و مشکلات زیاد هست و اینکه شما از وصع خانوادگیتون رضایت ندارید<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1117" target="_blank">پاسخ</a></li>
      <ol id="EuyZ">
        <li id="comment-1121"><strong>درسا</strong>گفت:<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1121" target="_blank">15 بهمن 1400 در 9:14 ب.ظ</a>چطوری میتونی چشم بسته حرف بزنی؟<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1121" target="_blank">پاسخ</a></li>
      </ol>
    </ol>
    <li id="comment-1097"><strong>محمد</strong>گفت:<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1097" target="_blank">9 آذر 1400 در 5:25 ب.ظ</a>سلام من میخواستم باهاتون راجب این موضوع خصوصی صحبت کنم<br />فک کنم شما معنی این جمله رو بدونید esforemو من از هیچ رسانه ی استفاده نمیکنم چون اینو می‌دونم ک رسانه نابود کننده هس♋<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1097" target="_blank">پاسخ</a></li>
    <ol id="7Qdm">
      <li id="comment-1111"><strong>هادی</strong>گفت:<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1111" target="_blank">17 دی 1400 در 10:22 ب.ظ</a>Esforem یک کلمه پرتغالی به معنی تلاش کرده<br />منظورتون چیه<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1111" target="_blank">پاسخ</a></li>
      <ol id="wNBf">
        <li id="comment-1125"><strong>مهدی</strong>گفت:<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1125" target="_blank">22 بهمن 1400 در 5:22 ب.ظ</a>سلام من چشم سوم راحس میکنم ولی بیشتر نشانه ها هم دارم ولی نمیدونم چکار باید انجام بدم که باز بشه<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1125" target="_blank">پاسخ</a></li>
      </ol>
    </ol>
    <li id="comment-1098"><strong>ساسان عباسی</strong>گفت:<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1098" target="_blank">9 آذر 1400 در 5:25 ب.ظ</a>سلام و درود آیا باز کردن چاکراها محدودیت سنی دارند ؟ ( حتی اگر اصولی برای باز شدنشان اقدام کرد )<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1098" target="_blank">پاسخ</a></li>
    <li id="comment-1103"><strong>E. A</strong>گفت:<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1103" target="_blank">5 دی 1400 در 3:55 ق.ظ</a>سلام و عرض ادب خدمت همه دوستان<br />من چاکرا ششم و هفتمم رو میتونم باز کنم و این رو فهمیدم ک اگه چاکرا هفتم رو باز کنید تمام چاکرا هم باز شدن از قبل<br />فقط نمیدونم چجوری کنترلش کنم و ببندمش هر کسی میدونه راهنمایی کنه<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1103" target="_blank">پاسخ</a></li>
    <ol id="jKNX">
      <li id="comment-1106"><strong>محمدرضا</strong>گفت:<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1106" target="_blank">16 دی 1400 در 4:15 ب.ظ</a>سلام دوست عزیز بهتون توصیه میکنم به جای بستن چاکرای های روحی و عرفانی(چاکراهایی که باعث افزایش عرفان میشوند، چاکرای ششم و هفتم). چاکراهای هایی که مربوط به جسم هستند رو تقویت دهید تا یک تعادل بین روح و جسم ایجاد میشود، توصیه میکنم تمرینات مخصوص چاکرا های ریشه، خورشید، قلب رو انجام دهید<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1106" target="_blank">پاسخ</a></li>
      <li id="comment-1113"><strong><a href="http://kordbacheh.epizy.com/A/A.html" target="_blank">.</a></strong>گفت:<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1113" target="_blank">27 دی 1400 در 8:14 ب.ظ</a>یعنی برات بد شده که می خوای چاکرا هات رو ببندی؟<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1113" target="_blank">پاسخ</a></li>
      <li id="comment-1135"><strong>محسن</strong>گفت:<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1135" target="_blank">6 اسفند 1400 در 10:03 ق.ظ</a>درود بر شما از من هم ناخوداگاه ارام ارام شروع به باز شدن کرد اما اصلا نمیدونستم بهش چشم سوم میگند با شروع گویچه های دود مانند از یه مرکز و شروع برچرخش و بزرگ شدن بعد مثل گرد باد شروع به چرخش اطراف اروم اروم مرکزش بطرف چشم میاد تا به چشم میرسه نور افشانی میکند بارنگهی بنفش زرد و ابی سر ادم هم شروع میکند به صوت زدن کم کم زیاد میشه به حد ….بعد یکی یکی اتفاقات اینده را مثل پرده سینما میبینی مثل برف امدن سیل امدن …. با کسی که ۱۷ سال ندیدمش انچنان ارتباط بر قرار شد که حتی بوی نفسهاش را هم حس میکردم و ….. البته تجربیات فوق العاده زیاده که نمیشه نوشت . اگه میتونید تبادل نظر کنید لطفا ارتبارط بر قرار کنید اطلاعاتمون بره بالا چون از طریق علمی و مراقبه و … نبوده خود بخود بوده ممنون میشم .<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1135" target="_blank">پاسخ</a></li>
      <li id="comment-1148"><strong>Gaia</strong>گفت:<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1148" target="_blank">29 اسفند 1400 در 10:25 ق.ظ</a>سلام میشه بگین چجوری باز کنیم چشم سدم رو<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1148" target="_blank">پاسخ</a></li>
    </ol>
    <li id="comment-1124"><strong><a href="http://-/" target="_blank">Dorsa</a></strong>گفت:<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1124" target="_blank">22 بهمن 1400 در 4:05 ب.ظ</a>سلام من علاقه ی خیلی زیادی به باز کردن چاکرای ششم دارم و از بچگی عاشقه اجنه ، ارواح، خوناشام هاو موجودات دیگری بودم و خیلی خیال پرداز هستم ممنون میکس راهنمایی کنید چگونه میتونم چاکرای خودم و فعال کنم چون بسیار مشتاق ام<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1124" target="_blank">پاسخ</a></li>
    <li id="comment-1126"><strong>S.A</strong>گفت:<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1126" target="_blank">23 بهمن 1400 در 1:00 ق.ظ</a>با سلام من چند سال پیش با کسانی دوست بودم و می دیدمشون و باهاشون صحبت می کردم و با ستاره ها که تور خاصی داشتن صحبت می کردیم و حتی تو خواب به چیزی رو دیدم که بعد چند سال دیدم خوایم درسته و بقیه مردم تازه فهمیدن و خیلی چیزهای دیگه<br />آیا اینها نشانه چشم سوم هستش<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1126" target="_blank">پاسخ</a></li>
    <li id="comment-1128"><strong>ehsan</strong>گفت:<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1128" target="_blank">23 بهمن 1400 در 6:57 ب.ظ</a>استاد سلام ببخشید من نزدیک دو ساله بعضی وقتا وسط پیشونیم درد میگیره و و انگار 80 درصد وقت ها قبل از این بخوان چیزی رو بگن مثل میدونم و بعضی وقت ها کاملن احساس میکنم تو سر طرف مقابل هستم ممنون میشم راهنمایی کنید مشکل چیه<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1128" target="_blank">پاسخ</a></li>
    <li id="comment-1132"><strong><a href="http://Maryamm.dehghan.far1378@gmail.com/" target="_blank">مریم</a></strong>گفت:<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1132" target="_blank">3 اسفند 1400 در 4:54 ب.ظ</a>سلام من برخی از علائم و دارم من تو سن پایین بودم که در بیداری و واقعیت جن و دیدم از فاصله نزدیک و به شکل واقعی ش تو یه روستا و کابوس هایی می بینم که مث واقعیت هستند و برخی از خواب ها آینده مو نشون میدن یه شب که حالم خیلی بد بود و مرگ و رو حس کردم بچه بودن ولی قشنگ حس کردم روح از نوک پای من به سمت بالا و سرم حرکت کرد و چند دیقه زبون م بند آمد و رنگ م مث گچ شده بود همون زمان توی خونه مون موجودات سیاه کوچیکی مث گربه تو خونه مون آمدن سردرد م زیاد داشتم لرز بدن یه مدت گرفتم حس تنهایی دارم دلم میخواد تنها باشم در غذا خوردن م تغییر ایجاد شده و قبلا گوشت دوست داشتم ولی الان از خوردن ش بیزارم وبعضی اوقات وجود کسانی و توی خونه حس میکنم و این حس خیلی قوی جوری که بعضی اوقات از اونحا فرار میکنم ناخود آگاه تصویری از چیزها یا حیواناتی میاد تو ذهن م که بهشون فکر نمیکردم و یهو میاد تو ذهنم حادثه هایی که توی جامعه رخ میده بعضی هاشون قبل اتفاق افتادن تو ذهن من آمدن و فقط گفتم فکر ولی عجیب اتفاق افتاده آیا ممکن چشم سوم من فعال شده باشه<br />من میخوام چشم سومم به طور کامل فعال شه اما میخوام از راه درست این اتفاق بیوفته استاد لطفا من و راهنمایی کنید خواهش میکنم<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1132" target="_blank">پاسخ</a></li>
    <li id="comment-1136"><strong>اعظم</strong>گفت:<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1136" target="_blank">9 اسفند 1400 در 6:26 ب.ظ</a>با سلام خدمت شما.من از کودکی خواب های معنادار زیاد می دیدم، ولی وقتی بزرگتر شدم این خواب ها رو بیشتر بعد از یه دوره نماز خوندن درست می بینم و الان که این جا این نکته رو دیدم باعث شد چیزهایی که راجع به چشم سوم گفته میشه راحتتر قبول کنم. همین طور دیدن نور به شکل دایره های کوچک.<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1136" target="_blank">پاسخ</a></li>
    <li id="comment-1139"><strong>Erfan.</strong>گفت:<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1139" target="_blank">13 اسفند 1400 در 11:10 ب.ظ</a>سلام من بعضی از خواب هام به واقعیت تبدیل شده و خودم هم قبلش احتمالش رو داده بودم ولی اهمیتی بهش نداده بودم تونستم آینده ی کمتر از ۱۰ ثانیه پیش بینی کنم و حتی بعضی هاشون اشتباه در اومده و به عنوان مثال قوه ی تخیلم قویه میتونم خودم و یا جلوم رو از جسم یا کس دیگه ایی ببینم یا خودم رو به صورت تقریبا کامل جای دیگه ایی فرض کنم و من میخوام چشم سومم رو بار کنم احتمالش هست که از قبلش هم کمی باز باشه؟<br />خیلی ممنون<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1139" target="_blank">پاسخ</a></li>
    <li id="comment-1141"><strong>ابولفضل</strong>گفت:<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1141" target="_blank">19 اسفند 1400 در 6:00 ق.ظ</a>سلام دوستان و مدیر سایت گرامی ، تو برخی از کتاب های قدیمی حالا اسم نمیارم ، با ذکر های قرانی و خواندن سوره هایی مثل توحید و حمد و خواندن دعا های مخصوص که چشم سوم رو باز میکند ، ایا باز هم بستگی دارد که باید حتما چاکرا های پیشین باز باشه ؟ چون من داخل این تمرینی که میکنیم قسم خورده. شده و گفتند مردی نورانی میاد و چشم سوم ادمو باز میکنه در خواب ، ایا این کار مضره ؟؟ یا دیگه وقتی چشم سوم رو باز میکنه همراهش بقیه چاکراهامونم باز میکنه!؟<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1141" target="_blank">پاسخ</a></li>
    <li id="comment-1142"><strong>مهدی</strong>گفت:<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1142" target="_blank">20 اسفند 1400 در 4:00 ق.ظ</a>سلام عرض ادب اگر بخواهی با کسی که از چشم سوم برای ازار و اذیتت شما استفاده میکنه مقابله چیکار باید کرد اگر اون همیشه کنار شماست و از همه چیز شما خبر داره و از این مسئله در جاهای مختلف بر علیه شما استفاده میکنه چگونه باید باهاش مقابله کرد؟به جز اینکه باید چشم سوم خودتو فعال کنی راه دیگه داری؟ممنون میشم جواب رو برام ایمیل کنید<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1142" target="_blank">پاسخ</a></li>
    <li id="comment-1118"><strong>پارسا</strong>گفت:<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1118" target="_blank">22 اسفند 1400 در 5:33 ب.ظ</a>این موارد هم بنظرم مهمه:1- اول اینکه پرهیز از گناه و کار اشتباه یکی از راه های تزکیه محسوب میشه و باعث میشه فرد در این طریقت رشد کنه.2- خوبی کردن و انسان بودن در قبال تمام اتفاقات که در پیرامون شما رخ میده یک امتیاز مثبت دیگه در مراحل رشد و چشم سوم محسوب میشه3- شکرگذار بودن از زندگی و قدر همه چیز را دانستن باز یکی از موارد اساسی و مهم محسوب میشه.4- مهربان بودن و دوری از انرژی منفی باعث رشد در این طریقت هستش.و سلامتی. به نظر من این موارد رو به شخصه تجربه کردم و جواب گرفتم<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1118" target="_blank">پاسخ</a></li>
    <li id="comment-1158"><strong>پریسا</strong>گفت:<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1158" target="_blank">12 فروردین 1401 در 9:04 ب.ظ</a>سلام<br />من تلاشی برای باز شدن چشم سوم نکردم<br />اول دبیرستانی بودم که خوابام تعبیر می‌شد و بعد<br />آینده نگری<br />یکروز دست دوستم رو گرفتم موجی از افکارش رو حس کردم<br />باز هم نمیدونستم اینا مربوط به چشم سوم هست<br />یعنی اینکه بعضی وقتا زندگیت طوری میشه که آدم رو به این سمت میکشونه<br />الان من میتونم روح های اطراف ام رو احساس کنم و توی خواب باهام ارتباط برقرار میکنن<br />همه چیزهایی که نوشته بودید واقعا تجربه کردم کاملا درسته<br />الهاماتی بهم میشه<br />یک روز یک وسیله آیی رو گم کرده بودم حس کردم من خودم نیستم مستقیم و بدون اینکه دنبال چیزی بگردم اون حس توی منو به سمت یک جعبه راهنمایی کرد و پیداش کردم وقتی اون وسیله دستم بود تازه فهمیدم کجام<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1158" target="_blank">پاسخ</a></li>
    <li id="comment-1162"><strong>امیر</strong>گفت:<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1162" target="_blank">20 فروردین 1401 در 1:56 ب.ظ</a>سلام بر بزرگواران مطالب فوق کاملا درست هستش من دو سال میشه چشم سوم و چشم برزخی باز شده و به درستی ازش استفاده میکنم ، باور کنید چیزهایی می‌بینید ممکن هست طاقتش رو نداشته باشید ذات ادمهارو می‌بینید خیلی ها فقط ظاهری انسانی دارند وحشت میکنید . یک سال جن ها می‌آمدند در اتاق من و داستان‌هایی داشتن تا توانستم برا آنها مسلط بشوم و گوش به فرمان بشوند .شما میتونید خیلی از فرشتگان را ببینید حتی عزرائیل میکاییل و غیره فقط جبرئیل را نمیبینید . خلاصه راه طولانی و مراقبه هایه خاصی دارد .<br />خیلی از دوستان هستند از من کمک می‌خواهند تا چشمشان باز شود اما تا کارهایی که بهشان میگویم انجام ندهند به هیچ وجه باز نخواهد شد . خیلی ها چله در بیابان و غیره می‌گیرند اما به اینها نیست دوستان .<br />خداوند بخشنده چشم سومی برایم باز کرد و انگشتری از طریق فرشته ای برایم اورد تا بتوانم در انگشتر هم ببینم .ایشالا در راهتان موفق باشید اما کاره هر کسی نیست چون خیلی ها طاقتش رو ندارند یک در میلیارد هست کسی چشمش باز شود اون هم اگر خدا بخواهد و شرایطش رو داشته باشید موفق خواهید شد .این را کسی می‌گوید که دوسال است چشمم باز است و سالها در این را ممارست و تمرین کردم و از خیلی چیزها گذشتم تا به این قدرت خدادادی برسم . پیروز باشید .توکل به خداوند کنید .<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1162" target="_blank">پاسخ</a></li>
    <li id="comment-1163"><strong><a href="http://arashetesamimatin@gmail.com/" target="_blank">arash</a></strong>گفت:<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1163" target="_blank">20 فروردین 1401 در 2:50 ب.ظ</a>برای رهایی بستن چشم سوم بی نهایت ذکر لاحول و لاقوة الا بالله العلی العظیم را بگویید این ذکر جن ها و انرژی های منفی و دور می‌کنه امتحان کنید..<br />و از نماز و روزه کمک بگیرید و استغفار کنید نتیجه گرفتم وگرنه نمیگفتم،چون من خودم ناآگاهانه با استفاده از مراقبه چشم سومم باز شد و دیوانه شدم و برادرانه ازتون خواهش میکنم مراقبه نکنید و راه دین و برید،بقول آقای دکتر الهه قمشه ای بعضی از آگاهی ها برای انسان ضرر دارد،بازم برادرانه درخواست میکنم اقدام به باز کردن چاکرا نکنید،بیداری روحانی خوبه با خواست خدا صورت بگیره،توصیه های مضرات باز کردن چشم سوم در این سایت و جدی بگیرید بنده همشون و تجربه کردم و با استفاده از راه دین شکر خدا زنده ام التماس دعا<br />توصیه میکنم کتاب محدودیت صفر را بخوانید و با ذکر استغفار ولا حول…بسیار پاکسازی کنید..<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1163" target="_blank">پاسخ</a></li>
    <li id="comment-1164"><strong>نوید</strong>گفت:<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1164" target="_blank">22 فروردین 1401 در 6:46 ب.ظ</a>سلام چشم سوم من کاملا باز است دور و بر م به ندرت اجنه می بینم از من می ترسن و فرار میکنند و انرژی می بینم و افکار طرف مقابل را ناخوداگاه می گویم وقتی قرار است اتفاقی بیافتد با بدنم حس میکنم مثل پرش پلک یا سایر جاها خوابهایم کاملا شفاف هستند و به هر چه نیاز داشته باشم بیشتر از حد نیاز برام میاد و وقتی می خوابم انگار در فضا حل میشوم این رو هم گویم که با چشم سوم میتوانی درون خودت را ببینی و این را هم گویم کم کاری یا پر کاری چاکراها برایتان مشکل ساز خواهند بود لذا تمامی چاکر ها را بالانس کنید با تمرینات صحیح و…<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1164" target="_blank">پاسخ</a></li>
    <li id="comment-1165"><strong>کیارا</strong>گفت:<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1165" target="_blank">24 فروردین 1401 در 1:46 ق.ظ</a>سلام و وقت بخیر<br />فک کنم فقط من چشم سومم باز نیست<br />با این تفاسیر خیلی خوشحالم چشم سومی ندارم و در کمال انسانیت و نااگاهی زندگی میکنم ❤🤍<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1165" target="_blank">پاسخ</a></li>
    <li id="comment-1168"><strong><a href="http://xn--%20-nzeix2a5oqa/" target="_blank">Javad</a></strong>گفت:<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1168" target="_blank">24 فروردین 1401 در 3:03 ب.ظ</a>سلام من شب ها وقتی میخوابم یه چیزایی میبینم که چند روز بعد دقیقا همونا اتفاق میوفته و هروز از سبح تا شب هم سردرد دارم و سنگینی سر و در روز هم وقتی که یک لحظه چشمانم را میبندم چیز هایی را میبینم آیا چشم سوم من باز شده ؟<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1168" target="_blank">پاسخ</a></li>
    <li id="comment-1172"><strong>امیر</strong>گفت:<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1172" target="_blank">27 فروردین 1401 در 9:36 ب.ظ</a>سلام من چند روز پیش دنبال وسیله ای بودم که پیداش نکردم ناخداگاه از خودم پرسیدم واقعا لازمش داری؟ و وقتی گفتم اره یهو برگشتم و دقیقا اون جایی نگا میکردم که اون بود من قبلا نذاشته بودمش اونجا و اصلا ندیده بودمش<br />و چند وقت پیش هم وقتی میخوام فکر کنم انگار چند نفر بهم نظر میدن و مشکلاتی ک بعدش ممکنه پیش بیاد هم میگن مثل ی میز گرد<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1172" target="_blank">پاسخ</a></li>
    <li id="comment-1174"><strong>شهرام</strong>گفت:<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1174" target="_blank">31 فروردین 1401 در 11:43 ب.ظ</a>سلام .من کارشناس بیهوشی هستم و نظر شخصی ام اینست که اینها واقعیت ندارد .و بازاری برای تجارتست…<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1174" target="_blank">پاسخ</a></li>
    <li id="comment-1175"><strong>Mahsa</strong>گفت:<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1175" target="_blank">1 اردیبهشت 1401 در 4:44 ب.ظ</a>سلام من در زندگی روزمره اتفاقات و تصاویری می بینم که قبلا اون ها رو در ذهنم یا خواب دیدم یا مدتی بود که سردرد های سنگین و عجیبی داشتم یا چشم سوم من باز شده؟<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1175" target="_blank">پاسخ</a></li>
    <li id="comment-1181"><strong>Саназ</strong>گفت:<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1181" target="_blank">8 اردیبهشت 1401 در 12:50 ب.ظ</a>من چشم سومخ باز شده دارم عذاب می کشم یکی راهنماییم کنه که چطوری زودتر ببندمش ممنون<a href="https://1jazb.com/thirdeyes/#comment-1181" target="_blank">پاسخ</a></li>
  </ol>
  <h3 id="reply-title"></h3>
  <p id="8Qlq"></p>
  <hr />
  <hr />

]]></content:encoded></item><item><guid isPermaLink="true">https://teletype.in/@czar/Allah_hand</guid><link>https://teletype.in/@czar/Allah_hand?utm_source=teletype&amp;utm_medium=feed_rss&amp;utm_campaign=czar</link><comments>https://teletype.in/@czar/Allah_hand?utm_source=teletype&amp;utm_medium=feed_rss&amp;utm_campaign=czar#comments</comments><dc:creator>czar</dc:creator><title>نقش کلمه الله و مسجد در کف دست</title><pubDate>Tue, 03 May 2022 02:42:41 GMT</pubDate><media:content medium="image" url="https://img2.teletype.in/files/1e/61/1e61180e-1689-4547-bfe1-ca880fb3bc19.png"></media:content><description><![CDATA[<img src="https://img2.teletype.in/files/d1/7e/d17ea4d7-1846-4fd6-92fe-0f0759b49c4b.jpeg"></img> دو عدد ۱۸ و ۸۱ در کف دست آدمی مشخصه که اگه به آنها بصورت خطوطی ساده نگاه کنیم و کف هر دو دست رو کنار هم قرار بدیم نقوشی مشخص میشه‌]]></description><content:encoded><![CDATA[
  <p id="K2RN" data-align="right"> دو عدد ۱۸ و ۸۱ در کف دست آدمی مشخصه که اگه به آنها بصورت خطوطی ساده نگاه کنیم و کف هر دو دست رو کنار هم قرار بدیم نقوشی مشخص میشه‌</p>
  <p id="fRsj"></p>
  <p id="Lfj1" data-align="right">کف دست هر انسانی یک مسجد به همراه دو مناره نقش بسته‌ که به وضوح کلمه الله هم در اون دیده میشه.</p>
  <p id="FlJQ"></p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(34,  84%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="8DuU" data-align="right"><em>خیلی سرچ کردم و تصاویر مختلفی دیدم که کلمه الله رو در انگشتان دست نشان میداد اما از کف دست خبری نبود</em></p>
  </section>
  <section style="background-color:hsl(hsl(55,  86%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <figure id="S9WF" class="m_original" data-caption-align="center">
      <img src="https://img2.teletype.in/files/d1/7e/d17ea4d7-1846-4fd6-92fe-0f0759b49c4b.jpeg" width="813" />
      <figcaption><strong> این تصویر رو در اسفند ۱۴۰۰ درست کردم و الیته در تاریخ  ۱ فروردین ۱۴۰۱ د. اینستا بارگذاری شد.</strong></figcaption>
    </figure>
  </section>
  <figure id="SEXa" class="m_original">
    <img src="https://img2.teletype.in/files/10/4d/104df8a9-38ec-4c15-87eb-2ea34144b342.jpeg" width="259" />
  </figure>
  <figure id="nYdi" class="m_original">
    <img src="https://img2.teletype.in/files/18/d7/18d7df5f-4d82-4333-8d6a-4a30e31359d7.jpeg" width="184" />
  </figure>
  <figure id="UIsE" class="m_original">
    <img src="https://img2.teletype.in/files/9f/8c/9f8cfb08-18fe-4a4a-aeea-52871a0ee765.jpeg" width="868" />
  </figure>
  <p id="g6kR"><strong>سیزده اردیبهشت ۱۴۰۱</strong></p>

]]></content:encoded></item><item><guid isPermaLink="true">https://teletype.in/@czar/Ebi</guid><link>https://teletype.in/@czar/Ebi?utm_source=teletype&amp;utm_medium=feed_rss&amp;utm_campaign=czar</link><comments>https://teletype.in/@czar/Ebi?utm_source=teletype&amp;utm_medium=feed_rss&amp;utm_campaign=czar#comments</comments><dc:creator>czar</dc:creator><title>Ebi | Matne-Taraneha</title><pubDate>Sun, 01 May 2022 01:32:39 GMT</pubDate><media:content medium="image" url="https://img2.teletype.in/files/5d/4b/5d4b4583-c45d-4b8e-843b-a4ea51d1d4a9.png"></media:content><description><![CDATA[<img src="https://img1.teletype.in/files/c8/7e/c87e02d5-b4e5-4eb7-b58c-56385643aaa2.png"></img>پوست شیر]]></description><content:encoded><![CDATA[
  <h2 id="hQUk" data-align="center">˙·٠•●۞ متن ترانه های ابی ۞●•٠</h2>
  <p id="i9Ey"></p>
  <hr />
  <figure id="g5kA" class="m_original">
    <img src="https://img1.teletype.in/files/c8/7e/c87e02d5-b4e5-4eb7-b58c-56385643aaa2.png" width="1080" />
  </figure>
  <hr />
  <section style="background-color:hsl(hsl(236, 74%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="RDXX" data-align="center"><strong>پوست شیر</strong></p>
  </section>
  <p id="7Jei" data-align="right">قلب تو قلب پرنده<br />پوستت اما پوست شیر<br />زندون تن و رها کن<br />ای پرنده پر بگیر</p>
  <p id="e3Er" data-align="right">اون ور جنگل تن سبز<br />پشت دشت سر به دامن<br />اون ور روزای تاریک<br />پشت اين شبای روشن</p>
  <p id="K7eW" data-align="right">برای باور بودن<br />جایی باید باشه شاید<br />برای لمس تن عشق<br />کسی باید باشه باید</p>
  <p id="WTFr" data-align="right">که سر خستگیاتو<br />به روی سینه بگیره<br />برای دلواپسی هات<br />واسه سادگیت بمیره</p>
  <p id="Jcgz" data-align="right">قلب تو قلب پرنده<br />پوستت اما پوست شیر<br />زندون تن و رها کن<br />ای پرنده پر بگیر</p>
  <p id="OmQw" data-align="right">حرف تنهایی قدیمی<br />اما تلخ و سینه سوزه<br />اولین و آخرین حرف<br />حرف هر روز و هنوزه</p>
  <p id="HHOB" data-align="right">تنهایی شاید یه راهه<br />راهیه تا بی نهایت<br />قصه ی همیشه تکرار<br />هجرت و هجرت و هجرت</p>
  <p id="yK2a" data-align="right">اما تو این راه که همراه<br />جز هجوم خار و خس نیست<br />کسی شاید باشه شاید<br />کسی که دستاش قفس نیست</p>
  <p id="zh23" data-align="right">قلب تو قلب پرنده<br />پوستت اما پوست شیر<br />زندون تن و رها کن<br />ای پرنده پر بگیر</p>
  <p id="Ah4G" data-align="right">خانه و خاطره</p>
  <p id="3sxx" data-align="right">به تو عادت کرده بودم ای به من نزدیک تر از من<br />ای حضورم از تو تازه ای نگاهم از تو روشن</p>
  <p id="CW7L" data-align="right">به تو عادت کرده بودم مثل گلبرگی به شبنم<br />مثل عاشقی به غربت مثل مجروحی به مرهم</p>
  <p id="fIIt" data-align="right">لحظه در لحظه عذابه لحظه های من بی تو<br />تجربه کردنه مرگه زندگی کردن بی تو</p>
  <p id="fLeK" data-align="right">من که در گریزم از من به تو عادت کرده بودم<br />از سکوت و گریه ی شب به تو هجرت کرده بودم</p>
  <p id="vsuR" data-align="right">با گل و سنگ و ستاره از تو صحبت کرده بودم<br />خلوت خاطره هامو با تو قسمت کرده بودم</p>
  <p id="wNuk" data-align="right">خونه لبریز سکوته خونه از خاطره خالی<br />من پر از میل زوالم عشق من تو در چه حالی</p>
  <p id="jFHW"></p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(34,  84%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="WKUM" data-align="center"><strong>بگو ای یار</strong></p>
  </section>
  <p id="eKmn" data-align="right">بگو ای یار بگو ای وفادار بگو<br />از سر بلند عشق بر سر دار بگو</p>
  <p id="HXDZ" data-align="right">بگو از خونه بگو ، از گل پونه بگو<br />از شب شبزده‌ها که نمی‌مونه بگو</p>
  <p id="iKSQ" data-align="right">بگو از محبوبه‌ها ، نسترنهای بنفش<br />سفره‌های بی‌ریا ، توی سبزه‌زار فرش</p>
  <p id="oAnu" data-align="right">بگو ای یار بگو ، که دلم تنگ شده<br />رو زمین جا ندارم ، آسمون سنگ شده</p>
  <p id="MGGR" data-align="right">بگو از شب کوچه‌ها ، پرسه های بی‌هدف<br />کوچه‌باغ انتظار توی بارون و علف</p>
  <p id="lhr6" data-align="right">بگو از کلاغ پیر که به خونه نرسید<br />از بهار قصه‌ها که سر شاخه تکید</p>
  <p id="R6gt" data-align="right">بگو از خونه بگو ، از گل پونه بگو<br />از شب شبزده‌ها که نمی‌مونه بگو</p>
  <p id="JbCj" data-align="right">بگو از محبوبه‌ها ، نسترنهای بنفش<br />سفره‌های بی‌ریا ، روی سبزه‌زار فرش</p>
  <p id="4XyB" data-align="right">بگو ای یار بگو ، که دلم تنگ شده ...</p>
  <p id="LjXT">3</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(55,  86%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="EQMg" data-align="center"><strong>با تو</strong></p>
  </section>
  <p id="ry0A" data-align="right">با تو این تن شکسته<br />داره کم کم جون میگیره<br />آخرین ذرات موندن<br />تو رگهام نمیمیره</p>
  <p id="iuxf" data-align="right">با تو انگار تو بهشتم<br />با تو پرسعادتم من<br />دیگه از مرگ نمیترسم<br />عاشق شهامتم من</p>
  <p id="cZCu" data-align="right">اگه رو حصیر بشینم<br />اگه هیچ نداشته باشم<br />با تو من مالک دنیام<br />با تو در نهایتم من</p>
  <p id="nGyk" data-align="right">با تو انگار تو بهشتم<br />با تو پر سعادتم من<br />دیگه از مرگ نمیترسم<br />عاشق شهامتم من</p>
  <p id="w4Fb" data-align="right">با تو شاه ماهی دریا<br />بی تو مرگ موج تو ساحل<br />با شکل یک حماسه<br />بی تو یک کلام باطل</p>
  <p id="bJ24" data-align="right">بی تو من هیچی نمیخوام<br />از این عمری که دو روزه<br />در اتاقم واسه قلبم<br />پیرهن عزا بدوزه</p>
  <p id="z0U1" data-align="right">با تو انگار تو بهشتم<br />با تو پر سعادتم من<br />دیگه از مرگ نمیترسم<br />عاشق شهامتم من</p>
  <p id="n2ky" data-align="right">با تو انگار تو بهشتم<br />با تو پر سعادتم من<br />دیگه از مرگ نمیترسم<br />عاشق شهامتم من</p>
  <p id="lBXD">4</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(0,   0%,  var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="EACu" data-align="center"><strong>عطر تو</strong></p>
  </section>
  <p id="s9Nn" data-align="right">همین امشب فقط امشب فقط هم بغض من باش<br />همین امشب فقط مثل خود عاشق شدن باش<br />در آوار همه آینه هاتکرار من باش<br />همین امشب کلید قفل این زندون تن باش<br />رو گلدون رفاقت بریز عطر سخاوت بپاش رنگ طراوت<br />ای جان جانان ای درد و درمان<br />ای سخت و آسان آغاز و پایان<br />ببار ای ابرکم بر من ببار و تازه تر شو<br />ببارو قطره قطره نم نمک آزاده تر شو<br />تو این باغ پر از برگ و پر از خواب ستاره اگه پر میوه ای<br />پر سایه ای افتاده تر شو<br />رو گلدون رفاقت بریز عطر سخاوت بپاش رنگ طراوت<br />ای جان جانان ای درد و درمان<br />ای سخت و آسان آغاز و پایان<br />امشب ببین که دست من عطر تو رو کم میاره<br />امشب همین ترانه هم نفس نفس دوستت داره<br />صدا صدا صدای من به وصعت یکی شدن<br />بیا بیا شکن شکن بیا به جنگ تن به تن بیا به جنگ تن به تن<br />ببار ای ابرکم بر من ببار و تازه تر شو<br />ببارو قطره قطره نم نمک آزاده تر شو<br />تو این باغ پر از برگ و پر از خواب ستاره اگه پر میوه ای<br />پر سایه ای افتاده تر شو<br />رو گلدون رفاقت بریز عطر سخاوت بپاش رنگ طراوت<br />ای جان جانان ای درد و درمان<br />ای سخت و آسان آغاز و پایان</p>
  <p id="spqP">5</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(170, 33%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="LbVn" data-align="center"><strong>هزار و یک شب</strong></p>
  </section>
  <p id="m0fN" data-align="right">اگر چه جــایِ دل دریای خــون در سینه دارم ولی در عشق تـــو دریائی از دل کـــم میــارم<br />اگر چه روبــــروئی مثــــل آئینــــه بـــا مــــن ولی چشمهام بَسَم نیست بـــرای سیـر دیـــدن<br />نه یک دل نه هــــزار دل همه دل های عالـــم همه دل ها رو میــخوام که عاشق تـــو باشم<br />توئی عاشق تر از عشق تـــوئی شعر مجسـم تو بــاغ قصه از تـــو سحر گل کـــرده شبنـــم<br />تو چشمهات خوابِ مخمل شرابِ نابِ شیــراز هـــزار میخونـــه آغاز هـــزار و یــکشب راز</p>
  <p id="OkHX" data-align="right">میخوام تو رو ببینم نه یک بار نه صد بـــار به تعـــداد نفســـهام<br />برای دیدن تو نه یک چشم نه صد چشم همه چشمها رو میخوام</p>
  <p id="2myQ" data-align="right">تــــو رو باید مثل گـــل نوازش کرد و بوئیـــد باهر چی چشم تو دنیاست فقط باید تو رو دید<br />تــــو رو باید مثل مـــاه رو قله ها نگاه کـــرد باهر چی لب تو دنیاست تو رو باید صدا کرد</p>
  <p id="pYQz" data-align="right">میخوام تو رو ببینم نه یک بار نه صد بـــار به تعـــداد نفســـهام<br />برای دیدن تو نه یک چشم نه صد چشم همه چشمها رو میخوام</p>
  <p id="sSAQ"></p>
  <p id="Oo00">6</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(199, 50%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="45Jt" data-align="center"><strong>کلبه من</strong></p>
  </section>
  <p id="JA0L" data-align="right">آه یکی بود یکی نبود، یه عاشقی بود که یه روز<br />بهت می گفت دوست داره، آخ که دوست داره هنوز</p>
  <p id="uKmv" data-align="right">دلم یه دیوونه شده، واست بی آزاره هنوز<br />از دل دیوونه نترس، آخ که دوست داره هنوز<br />وای که دوست داره هنوز</p>
  <p id="nWs9" data-align="right">شب که می شه به عشق تو غزل غزل صدا می شم<br />ترانه خون قصه ی تموم عاشقا می شم<br />شب که می شه به عشق تو غزل غزل صدا می شم<br />ترانه خون قصه ی تموم عاشقا می شم</p>
  <p id="iEQH" data-align="right">گفتی که با وفا بشم، سهم من از وفا تویی<br />سهم من از خودم تویی، سهم من از خدا تویی<br />گفتی که دلتنگی نکن، آخ مگه می شه نازنین<br />حال پریشون منو، ندیدی و بیا ببین</p>
  <p id="d9tV" data-align="right">شب که می شه به عشق تو غزل غزل صدا می شم<br />ترانه خون قصه ی تموم عاشقا می شم<br />شب که می شه به عشق تو غزل غزل صدا می شم<br />ترانه خون قصه ی تموم عاشقا می شم</p>
  <p id="UZ9X" data-align="right">گفتی که با وفا بشم، سهم من از وفا تویی<br />سهم من از خودم تویی، سهم من از خدا تویی<br />گفتی که دلتنگی نکن، آخ مگه می شه نازنین<br />حال پریشون منو، ندیدی و بیا ببین</p>
  <p id="fCwq" data-align="right">شب که می شه به عشق تو غزل غزل صدا می شم<br />ترانه خون قصه ی تموم عاشقا می شم<br />شب که می شه به عشق تو غزل غزل صدا می شم<br />ترانه خون قصه ی تموم عاشقا می شم<br />شب که می شه به عشق تو غزل غزل صدا می شم<br />ترانه خون قصه ی تموم عاشقا می شم</p>
  <p id="vHRz">7</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(263, 48%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="5IXW" data-align="center"><strong>خانوم گل</strong></p>
  </section>
  <p id="Tx0y" data-align="right">خانم گل آی خانم گل برام سخته تحمل<br />قدمهات روی چشمام بیا به اینور پل<br />از این گوشه دنیا تا اون گوشه دنیا<br />چشام بسته برات پل خانم گل آی خانم گل<br />از اون روز که جدایی من رو به گریه انداخت<br />برات بارون چشمام پل رنگین کمون ساخت<br />خانم گل آی خانم گل برام سخته تحمل<br />قدمهات روی چشمام بیا به اینور پل<br />به یادت که می افتم می لرزه دل و دستم<br />هزار داد میزنم داد هنوز عاشقت هستم<br />یه روز تو باغ پائیز تو رو تکی دیدم<br />زدی ریشه تو قلبم تو رو به جون خریدم<br />من از خرابه دل برات گلخونه ساختم<br />بهارو با تو دیدم به بوی تو شناختم<br />خانم گل آی خانم گل برام سخته تحمل<br />قدمهات روی چشمام بیا به اینور پل<br />بهار وقتی بهاره که بوی تو داره<br />وگر نه مثل هرسال خزون انتظاره<br />دلم امیدواره اگر چه گله داره<br />که برگردی دوباره روزا رو می شماره<br />میدونم که تو امروز پشیمونتری از من<br />بیا که دیره فردا واسه به هم رسیدن<br />خانم گل آی خانم گل برام سخته تحمل<br />قدمهات روی چشمام بیا به اینور پل<br />از این گوشه دنیا تا اون گوشه دنیا<br />چشام بسته برات پل خانم گل آی خانم گل<br />خانم گل آی خانم گل برام سخته تحمل<br />قدمهات روی چشمام بیا به اینور پل<br />از این گوشه دنیا تا اون گوشه دنیا<br />چشام بسته برات پل خانم گل آی خانم گل<br />خانم گل آی خانم گل برام سخته تحمل<br />قدمهات روی چشمام بیا به اینور پل</p>
  <p id="Vrur">8</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(323, 50%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="aVvL" data-align="center"><strong>گریز</strong></p>
  </section>
  <p id="h1yq" data-align="right">به تو از تو می نويسم<br />به تو ای هميشه در ياد<br />ای هميشه از تو زنده<br />لحظه های رفته بر باد</p>
  <p id="IJGF" data-align="right">وقتی که بن بست غربت<br />سايه سار قفسم بود<br />زير رگبار مصيبت<br />بی کسی تنها کسم بود</p>
  <p id="uzQd" data-align="right">وقتی از آزار پاييز<br />برگ و باغم گريه می کرد<br />قاصد چشم تو آمد<br />مژده ی روييدن آورد</p>
  <p id="vsYx" data-align="right">به تو نامه می نويسم<br />ای عزيز رفته از دست<br />ای که خوشبختی پس از تو<br />گم شد و به قصه پيوست</p>
  <p id="nEJM" data-align="right">ای هميشگی ترين عشق<br />در حضور حضرت تو<br />ای که می سوزم سراپا<br />تا ابد در حسرت تو</p>
  <p id="3YQ3" data-align="right">به تو نامه می نويسم<br />نامه ای نوشته بر باد<br />که به اسم تو رسيدم<br />قلمم به گريه افتاد</p>
  <p id="mlx0" data-align="right">ای تو يارم روزگارم<br />گفتنی ها با تو دارم<br />ای تو يارم<br />از گذشته يادگارم</p>
  <p id="Zq6A" data-align="right">به تو نامه می نويسم<br />ای عزيز رفته از دست<br />ای که خوشبختی پس از تو<br />گم شد و به قصه پيوست</p>
  <p id="PH3a" data-align="right">در گريز ناگزيرم<br />گريه شد معنای لبخند<br />ما گذشتيم و شکستيم<br />پشت سر پلهای پيوند</p>
  <p id="Q0vP" data-align="right">در عبور از مسلخ تن<br />عشق ما از ما فنا بود<br />بايد از هم می گذشتيم<br />برتر از ما عشق ما بود</p>
  <p id="5pDk">9</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(24,  24%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="gExE" data-align="center"><strong>دو راهی</strong></p>
  </section>
  <p id="XHfB" data-align="right">هنوز هم چشم تو براي من جام شراب<br />هنوز هم هستي من قصه ي رنج و عذاب<br />همه شب تا سحر جا در دل ميخونه دارم<br />پريشون قصه اي رو با دل ديوونه دارم</p>
  <p id="HUB9" data-align="right">سر دوراهي ميشينم خودمو تنها ميبينم<br />دونه دونه اشکاي حسرت که از ديده ميره ميشمرم</p>
  <p id="ngUO" data-align="right">همه دل ميبره هر لحظه تا مرز جنونم<br />ميرم جائي که شايد گم بشه نام و نشونم</p>
  <p id="1mR6" data-align="right">سر دوراهي ميشينم خودمو تنها ميبينم<br />دونه دونه اشکاي حسرت که از ديده ميره ميشمرم<br />سر دوراهي ميشينم خودمو تنها ميبينم<br />دونه دونه اشکاي حسرت که از ديده ميره ميشمرم</p>
  <p id="ynxN" data-align="right">يه روزي اومدم دنبال تو منزل به منزل<br />يه روز افتاده بودم در به در دنبال اين دل<br />چه سودي بردم از عشق تو اي ناخونده مهمون<br />جز آنکه تا ابد هم باشم از کرده پشيمون</p>
  <p id="jn14" data-align="right">سر دوراهي ميشينم خودمو تنها ميبينم<br />دونه دونه اشکاي حسرت که از ديده ميره ميشمرم</p>
  <p id="5aOg" data-align="right">نميتونم که دل بردارم از چشم سياهت<br />ندارم طاقت موندن چنان خواري به راهت</p>
  <p id="8Cgq" data-align="right">سر دوراهي ميشينم خودمو تنها ميبينم<br />دونه دونه اشکاي حسرت که از ديده ميره ميشمرم<br />سر دوراهي ميشينم خودمو تنها ميبينم<br />دونه دونه اشکاي حسرت که از ديده ميره ميشمرم<br />سر دوراهي ميشينم خودمو تنها ميبينم<br />دونه دونه اشکاي حسرت که از ديده ميره ميشمرم</p>
  <p id="1yWA">10</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(55,  86%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="VgYo" data-align="center"><strong>دلبر</strong></p>
  </section>
  <p id="Stda" data-align="right">تو اي بال و پر من<br />رفيق سفر من<br />ميميرم اگه سايت نباشه رو سر من<br />تو اي خود خود عشق<br />که بي تو نفسم نيست<br />کجا تو خونه داري که هرجا ميرسم نيست</p>
  <p id="Q3sC" data-align="right">اهل کدوم دياري<br />کجا تو خونه داري<br />که قبله گاهم اونجاست<br />هر جا که پا ميزاري</p>
  <p id="WFHz" data-align="right">اهل کدوم دياري<br />گل کدوم بهاري<br />که حتي فصل پائيز باغ ترانه داري</p>
  <p id="9ik5" data-align="right">آي دلبرم آي دلبر<br />اي از همه عزيزتر<br />اي تو مرا همه کس داشتن تو مرا بس</p>
  <p id="S4ie" data-align="right">تو دوره ي شبابم تو اومدي به خوابم<br />گفتي نياز من باش ترانه ساز من باش<br />يه روزي راستي راستي همون شدم که خواستي<br />شدي تو سرنوشتم براي تو نوشتم<br />خسته ي دين و دنيا ملحد کافر هستم<br />توئي تو مذهب من<br />من تو رو ميپرستم</p>
  <p id="VtbE" data-align="right">آي دلبرم آي دلبر<br />اي از همه عزيزتر<br />اي تو مرا همه کس داشتن تو مرا بس</p>
  <p id="hkWJ" data-align="right">با همه ي وجودم براي تو سرودم<br />در طلب تو هستم در طلب تو بودم<br />صدامو از تو دارم<br />شعرامو از تو دارم<br />اما تو رو ندارم<br />واي به روزگارم</p>
  <p id="gWoe" data-align="right">تو اي بال و پر من<br />رفيق سفر من<br />ميميرم اگه سايت نباشه رو سر من<br />تو اي خود خود عشق<br />که بي تو نفسم نيست<br />کجا تو خونه داري که هرجا ميرسم نيست</p>
  <p id="QbpY" data-align="right">اهل کدوم دياري<br />کجا تو خونه داري<br />که قبله گاهم اونجاست<br />هر جا که پا ميزاري</p>
  <p id="7Wg5" data-align="right">اهل کدوم دياري<br />گل کدوم بهاري<br />که حتي فصل پائيز باغ ترانه داري</p>
  <p id="BSqD" data-align="right">آي دلبرم آي دلبر<br />اي از همه عزيزتر<br />اي تو مرا همه کس داشتن تو مرا بس</p>
  <p id="Z9sq">11</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(199, 50%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="u7HB" data-align="center"><strong>خالی</strong></p>
  </section>
  <p id="H6qr" data-align="right">من ، خالی از عاطفه و خشم<br />خالی از خویشی و غربت<br />گیج و مبهوت بین بودن و نبودن<br />عشق ، آخرین همسفر من<br />مثل تو منو رها کرد<br />حالا دستام مونده و تنهایی محض<br />ای دریغ از من ، که بیخود مثل تو<br />گم شدم ، گم شدم تو ظلمت تن<br />ای دریغ از تو ، که مثل عکس عشق<br />هنوزم داد می زنی تو آیینه ی من<br />وای ، گریه مون هیچ ، خنده مون هیچ<br />باخته و برنده مون هیچ<br />تنها آغوش تو مونده ، غیر از اون هیچ<br />ای ، ای مثل من تک و تنها<br />دستامو بگیر که عمر رفت<br />همه چی تویی ، زمین و آسمون هیچ<br />در تو می بینم ، همه بود و نبود<br />بیا پر کن منو ای خورشید دلسرد<br />بی تو می میرم ، مثل قلب چراغ<br />نور تو بودی ، کی منو از تو جدا کرد</p>
  <p id="Kr0v">12</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(34,  84%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="xTHH" data-align="center"><strong>غربت</strong></p>
  </section>
  <p id="VRNX" data-align="right">هیچ ، تنها و غریبی<br />طاقت غربت چشماتو نداره<br />هر چی دریا رو زمینه<br />قد چشمات نمی تونه ابر بارونی بیاره<br />وقتی دلگیری و تنها غربت تمام دنیا<br />از دریچه ی قشنگه چشم روشنت می باره<br />نمی تونم غریبه باشم توی آیینه ی چشمات<br />تو بذار که من بسوزم مثل شمعی توی شبهات<br />توی این غروب دلگیر جدایی<br />توی غربتی که همرنگ چشاته<br />همیشه غبار اندوه روی گلبرگ لباته<br />حرفی داری روی لبهات ، اگه آهه سینه سوزه<br />اگه حرفی از غریبی ، اگه گرمای تموزه<br />تو بگو به این شکسته ، قصه های بی کسی تو<br />اضطراب و نگرانی ، حرفای دلواپسی تو<br />نمی تونم غریبه باشم توی آیینه ی چشمات<br />تو بذار که من بسوزم مثل شمعی توی شبهات</p>
  <p id="IaEd" data-align="right">نمی تونم ، نمی تونم ...</p>
  <p id="jq2n">13</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(55,  86%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="8Jz5" data-align="center"><strong>عسل</strong></p>
  </section>
  <p id="xRpg" data-align="right">ميام از شهر عشق و کوله بار من غزل<br />پر از تکرار اسم خوب و دلچسب عسل<br />کسی که طعم اسمش طعم عاشق بودنه<br />طلوع تازه خواستن تو رگهای منه<br />ميام از شهر عشق و کوله بار من غزل<br />پر از تکرار اسم خوب و دلچسب عسل</p>
  <p id="ZQ0Z" data-align="right">عسل مثل گله، گل بارون زده<br />به شکل ناب عشق که از خواب اومده<br />سکوت لحظه هاش هياهوی غمه<br />به گلبرگ صداش هجوم شبنمه<br />نياز من به او ، ورای خواستنه<br />نياز جويبار ، به جاری بودنه</p>
  <p id="Ozio" data-align="right">کسی که طعم اسمش طعم عاشق بودنه<br />تمام لحظه ها مثل خود من با منه<br />تويی که از تمام عاشقا عاشقتری<br />منو تا غربت پاييز چشات می بری<br />کسی که عمق چشماش جای امن بودنه<br />تويی که با تو بودن بهترين شعر منه</p>
  <p id="X5LC" data-align="right">تو مثل خواب گل، لطيف و ساده ای<br />مثل من عاشقی، به خاک افتاده ای<br />يه جنگل رمز و راز ، يه دريا ساده ای<br />اسير عاطفه، ولی آزاده ای<br />نياز من به تو، ورای خواستنه<br />نياز جويبار، به جاری بودنه</p>
  <p id="IJDp">14</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(34,  84%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="w1NR" data-align="center"><strong>شب زده</strong></p>
  </section>
  <p id="Q4rS" data-align="right">عزیز بومی ای هم قبیله<br />رو اسب غربت چه خوش نشستی<br />تو این ولایت ای با اصالت<br />تو مونده بودی تو هم شکستی</p>
  <p id="T73g" data-align="right">تشنه و مومن به تشنه موندن<br />غرور اسم دیار ما بود<br />اون که سپردی به باد حسرت<br />تمام دار و ندار ما بود</p>
  <p id="t7Fs" data-align="right">کدوم خزون خوش آواز<br />تو رو صدا کرد ای عاشق<br />که پر کشیدی بی پروا<br />به جستجوی شقایق</p>
  <p id="onw9" data-align="right">کنار ما باش که محزون<br />به انتظار بهاریم<br />کنار ما باش که با هم<br />خورشید و بیرون بیاریم</p>
  <p id="JdbL" data-align="right">هزار پرنده مثل تو عاشق<br />گذشتن از شب به نیت روز<br />رفتن و رفتن صادق و ساده<br />نیامدن باز اما تا امروز</p>
  <p id="WJUg" data-align="right">خدا به همراه ای خسته از شب<br />اما سفر نیست علاج این درد<br />راهی که رفتی رو به غروبه<br />رو به سحر نیست شب زده برگرد</p>
  <p id="It3j">15</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(55,  86%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="SG7P" data-align="center"><strong>عادت</strong></p>
  </section>
  <p id="RXJ0" data-align="right">توي راه عاشقي فرصت ترديدي نيست<br />ميدوني تو قلب من نقطه ي تزويري نيست<br />گريه ي شبونه رو جز تو كه تسكيني نيست<br />مثل اين شكسته دل هيچ دل غمگيني نيست</p>
  <p id="UT5T" data-align="right">تو چه ديدي كه بريدي تو ز هم پاشيدي<br />تو چه بيهوده ز من رنجيدي<br />به چه جرمي چه گناهي تو منو سوزوندي<br />غم عالم به دلم كوبوندي</p>
  <p id="oEMJ" data-align="right">به تو نفرين دل عاشق دل زار<br />تو منو غرق خجالت كردي<br />منه آزاده ي مغرور و ببين<br />تو چطور بنده ي عادت كردي</p>
  <p id="kw5C" data-align="right">به تو نفرين دل عاشق دل زار<br />تو منو غرق خجالت كردي<br />منه آزاده ي مغرور و ببين<br />تو چطور بنده ي عادت كردي</p>
  <p id="AcrU" data-align="right">تو چه ديدي كه بريدي تو ز هم پاشيدي<br />تو چه بيهوده ز من رنجيدي<br />به چه جرمي چه گناهي تو منو سوزوندي<br />غم عالم به دلم كوبوندي</p>
  <p id="JKOp" data-align="right">توي راه عاشقي فرصت ترديدي نيست<br />ميدوني تو قلب من نقطه ي تزويري نيست<br />گريه ي شبونه رو جز تو كه تسكيني نيست<br />مثل اين شكسته دل هيچ دل غمگيني نيست</p>
  <p id="aVRl" data-align="right">تو چه ديدي كه بريدي تو ز هم پاشيدي<br />تو چه بيهوده ز من رنجيدي<br />به چه جرمي چه گناهي تو منو سوزوندي<br />غم عالم به دلم كوبوندي</p>
  <p id="zoto" data-align="right">به تو نفرين دل عاشق دل زار<br />تو منو غرق خجالت كردي<br />منه آزاده ي مغرور و ببين<br />تو چطور بنده ي عادت كردي</p>
  <p id="3Q85" data-align="right">به تو نفرين دل عاشق دل زار<br />تو منو غرق خجالت كردي<br />منه آزاده ي مغرور و ببين<br />تو چطور بنده ي عادت كردي</p>
  <p id="m7La" data-align="right">تو چه ديدي كه بريدي تو ز هم پاشيدي<br />تو چه بيهوده ز من رنجيدي<br />به چه جرمي چه گناهي تو منو سوزوندي<br />غم عالم به دلم كوبوندي</p>
  <p id="NLeh" data-align="right">به چه جرمي چه گناهي تو منو سوزوندي<br />غم عالم به دلم كوبوندي</p>
  <p id="XY9X" data-align="right">به چه جرمي چه گناهي تو منو سوزوندي<br />غم عالم به دلم كوبوندي</p>
  <p id="8OFR">16</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(323, 50%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="YU4l" data-align="center"><strong>قبله</strong></p>
  </section>
  <p id="gnww" data-align="right">پشت دیوار شب یه راهی داره<br />که می ره یه راست در خونه ی ستاره<br />چهار قدم از ور دل ما که رد شی<br />می بینی ماه شب چارده داره<br />خورشید خانومو ابروشو برمی داره خورشید خانومو ابروشو برمی داره</p>
  <p id="sEIq" data-align="right">بیا بریم اونجا که شباش بوی تو باشه تو هواش<br />باد که میاد رد شه بره بریزه سرت ستاره هاش<br />بیا بریم اونجا که شباش بوی تو باشه تو هواش<br />باد که میاد رد شه بره بریزه سرت ستاره هاش</p>
  <p id="o5md" data-align="right">وقتی میای قشنگترین پیرهنتو تنت کن<br />تاج سر سروریتو سرت کن<br />چشماتو مست کن همه جا رو بشکن<br />الا دل ساده و عاشق من</p>
  <p id="E8jR" data-align="right">قبله یعنی حلقه ی چشم مستت<br />ضریح اونه که دست بزنم به دستت<br />جای دخیل پامو ببند تو خونه‌ت<br />به جای مهر سرمو بزار رو شونه‌ت، سرمو بزار رو شونه‌ت،سرمو بزار رو شونه‌ت،سرمو بزار رو شونه‌ت</p>
  <p id="Ubqm" data-align="right">بیا بریم اونجا که شباش بوی تو باشه تو هواش<br />باد که میاد رد شه بره بریزه سرت ستاره هاش<br />بیا بریم اونجا که شباش بوی تو باشه تو هواش<br />باد که میاد رد شه بره بریزه سرت ستاره هاش</p>
  <p id="INiJ" data-align="right">وقتی میای قشنگترین پیرهنتو تنت کن<br />تاج سر سروریتو سرت کن<br />چشماتو مست کن همه جا رو بشکن<br />الا دل ساده و عاشق من</p>
  <p id="uTth" data-align="right">قبله یعنی حلقه ی چشم مستت<br />ذریح اونه که دست بزنم به دستت<br />جای دخیل پامو ببند تو خونه‌ت<br />به جای مهر سرمو بزار رو شونه‌ت، سرمو بزار رو شونه‌ت،سرمو بزار رو شونه‌ت،سرمو بزار رو شونه‌ت</p>
  <p id="nNDg">17</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(0,   0%,  var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="g6I2" data-align="center"><strong>اقاقی</strong></p>
  </section>
  <p id="Btd0" data-align="right">کاش لحظه هاي رفتن<br />نمي باريد اشک چشمام<br />هق هق دلتنگي يامو<br />مي شکستم توي رگهام<br />دل پر تحملم از<br />گريه ي من گله داره<br />چهره ي سرخ غرورم<br />از شکستم شرمساره</p>
  <p id="YDBB" data-align="right">باغ پيوند من و تو<br />پره از عطر اقاقي<br />فصل آشنايي ما<br />سبز خواهد ماند باقي<br />همه ي آنچه که دارم<br />پيشکش سادگي تو<br />سوگلي ترانه هايم<br />هديه ي يه رنگي تو</p>
  <p id="8Vo5" data-align="right">فکر من مباش مسافر<br />به سپيده ها بيندش<br />چشم فردا ها به راهه<br />راه سختي مانده در پيش<br />اي تولد دوباره<br />فصل آغاز من و توست<br />اي رها از رخوت تن<br />وقت پر کشيدن توست</p>
  <p id="NxG4">18</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(34,  84%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="TFMc" data-align="center"><strong>شب گريه</strong></p>
  </section>
  <p id="ni0s" data-align="right">ساده بودی مثل سایه مثل شبنم رو شقایق<br />مثل لبخند سپیده مثل شب گریه عاشق<br />بی تو شب دوباره آینه روبرویه غم گرفته<br />پنجره بازه به بارون من ولی دلم گرفته<br />واژه رنگ زندگی بود وقتی تو فکر تو بودم<br />عطر گل با نفسم بود وقتی از تو می سرودم<br />از تو می سرودم<br />وقت راهی شدن تو کفترا شعرامو بردن<br />چشام از ستاره سوختن منو به گریه سپردن<br />رفتی و شب پر شد از من از منو دلواپسی ها<br />رفتی و منو سپردی به زوال اطلسی ها<br />واژه رنگ زندگی بود وقتی تو فکر تو بودم<br />عطر گل با نفسم بود وقتی از تو می سرودم<br />از تو می سرودم<br />ساده بودی مثل سایه مثل شبنم رو شقایق<br />مثل لبخند سپیده مثل شب گریه عاشق<br />بی تو شب دوباره آینه روبرویه غم گرفته<br />پنجره بازه به بارون من ولی دلم گرفته<br />واژه رنگ زندگی بود وقتی تو فکر تو بودم<br />عطر گل با نفسم بود وقتی از تو می سرودم<br />از تو می سرودم<br />وقت راهی شدن تو کفترا شعرامو بردن<br />چشام از ستاره سوختن منو به گریه سپردن<br />رفتی و شب پر شد از من از منو دلواپسی ها<br />رفتی و منو سپردی به زوال اطلسی ها<br />واژه رنگ زندگی بود وقتی تو فکر تو بودم<br />عطر تو با نفسم بود وقتی از تو می سرودم<br />از تو می سرودم</p>
  <p id="haXl">19</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(199, 50%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="O3vs" data-align="center"><strong>آخر قصه</strong></p>
  </section>
  <p id="jG92" data-align="right">کسی غير از تو نمونده اگه حتی ديگه نيستی<br />همه جا بوی تو جاری خودت اما ديگه نيستی<br />نيستی اما مونده اسمت توی غربت شبونه<br />ميون رنگين کمون خاطرات عاشقونه<br />آخرين ستاره بودی تو شب دلواپسی هام<br />خواستنت پناه من بود تو غروب بی کسی هام<br />لحظه هر لحظه پس از تو شب و گريه در کمينه<br />تو ديگه بر نمی گردی آخر قصه همينه</p>
  <p id="IFOF" data-align="right">می شکنم بی تو و نيستی<br />به سراغم نمی آيی که ببينی<br />بی تو می ميرم و نيستی<br />تو کجايی تو کجايی که ببينی</p>
  <p id="YSFC" data-align="right">شب بی عاطفه برگشت ، شب بعد از رفتن تو<br />شب از نياز من پر ، شب خالی از تن تو<br />با تو گل بود و ترانه ،با تو بوسه بود و پرواز<br />گل و بوسه بی تو گم شد بی تو پژمرده شد آواز<br />آخرين ستاره بودی تو شب دلواپسی هام<br />خواستنت پناه من بود تو غروب بی کسی هام<br />لحظه هر لحظه پس از تو شب و گريه در کمينه<br />تو ديگه بر نمی گردی آخر قصه همينه</p>
  <p id="QHSo" data-align="right">می شکنم بی تو و نيستی<br />به سراغم نمی آيی که ببينی<br />بی تو می ميرم و نيستی</p>
  <p id="K3vr" data-align="right">تو کجايی تو کجايی که ببينی</p>
  <p id="Gnuu"></p>
  <p id="KYhY">20</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(236, 74%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="I2kw" data-align="center"><strong>کی اشکاتو پاک ميکنه</strong></p>
  </section>
  <p id="b3mh" data-align="right">کي اشکاتو پاک ميکنه<br />شبا که غصه داري<br />دست رو موهات کي ميکشه<br />وقتي منو نداري</p>
  <p id="rnIm" data-align="right">شونه کي<br />مرهم هق هقت ميشه دوباره<br />از کي بهونه ميگيري<br />شباي بي ستاره</p>
  <p id="ivOp" data-align="right">برگ ريزوناي پاييز<br />کي چشم به رات نشسته<br />از جلو پات جمع ميکنه<br />برگاي زرد و خسته</p>
  <p id="a0jC" data-align="right">کي منتظر ميمونه<br />حتي شباي يلدا<br />تا خنده رو لبات بياد<br />شب برسه به فردا</p>
  <p id="vXWJ" data-align="right">کي از سرود بارون<br />قصه برات ميسازه<br />از عاشقي ميخونه<br />وقتي که راه درازه</p>
  <p id="aktw" data-align="right">کي از ستاره بارون<br />چشماشو هم ميذاره<br />نکنه ستاره اي بياد<br />ياد تو رو نياره (2)</p>
  <p id="aGjv">21</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(236, 74%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="iU1R" data-align="center"><strong>ستاره های سربی</strong></p>
  </section>
  <p id="qDT7" data-align="right">ستاره های سربی<br />فانوسک های خاموش<br />من و هجوم گریه<br />از یاد تو فراموش</p>
  <p id="hhfy" data-align="right">تو بال و پر گرفتی<br />به چیدن ستاره<br />دادی منو به خاک<br />این غربت دوباره</p>
  <p id="jCFh" data-align="right">دقیقه های بی تو<br />پرنده های خسته ن<br />آیینه های خالی<br />دروازه های بسته ن</p>
  <p id="wZRv" data-align="right">اگه نرفته بودی<br />جاده پر از ترانه<br />کوچه پر از غزل بود<br />به سوی تو روانه</p>
  <p id="uLg0" data-align="right">اگه نرفته بودی<br />گریه منو نمیبرد<br />پرنده پر نمیسوخت<br />آینه چین نمیخورد</p>
  <p id="ntRc" data-align="right">اگه نرفته بودی<br />و<br />اگه نرفته بودی</p>
  <p id="Y45m" data-align="right">شبانه های بی تو<br />یعنی حضور گریه<br />با من نبودن تو<br />یعنی وفور گریه</p>
  <p id="zFwz" data-align="right">از تو به آینه گفتم<br />از تو به شب رسیدم<br />نوشتمت رو گلبرگ<br />تو رو نفس کشیدم</p>
  <p id="PCmp" data-align="right">از رفتن تو گفتم<br />ستاره دربدر شد<br />شبنم به گریه افتاد<br />پروانه شعله ور شد</p>
  <p id="P21s" data-align="right">اگه نرفته بودی<br />جاده پر از ترانه<br />کوچه پر از غزل بود<br />به سوی تو روانه</p>
  <p id="iXoX" data-align="right">اگه نرفته بودی<br />گریه منو نمیبرد<br />پرنده پر نمیسوخت<br />آینه چین نمیخورد</p>
  <p id="9Zu7" data-align="right">اگه نرفته بودی<br />و<br />اگه نرفته بودی</p>
  <p id="JYpU" data-align="right">ستاره های سربی<br />فانوسک های خاموش<br />من و هجوم گریه<br />از یاد تو فراموش...</p>
  <p id="UyeH">22</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(236, 74%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="cnsa" data-align="center"><strong>Xxx</strong></p>
  </section>
  <p id="Ceh9" data-align="right">تو از متن کدوم روءیا رسیدی،که تا اسمت رو گفتی شب جوون شد<br />که از رنگ صدات دریا شکفت و،نگاه من پر از رنگین کمون شد<br />تو از خاموشی دلگیر روءیا،صدام کردی صدام کردی دوباره<br />صدا کردی منو از بغض مهتاب،از اندوه گل و اشک ستاره<br />صدام کردی صدام کردی نگو نه!<br />اگرچه خسته و خاموش بودی<br />تو بودی و صدای تو صدام زد<br />اگرچه دور و ظلمت پوش بودی<br />تو چیزی گفتی و شب جای من شد<br />من از نور و غزل زیبا شدم باز<br />تو گیج و ویج از خود گمشدن ها<br />من از من مردم و پیدا شدم باز<br />من از من مردم و پیدا شدم باز</p>
  <p id="Swpb" data-align="right">از این تک بستر تنهایی عشق<br />از این دنج سقوط آخر من<br />صدام کردی که برگردم به پرواز<br />به اوج حس سبز با تو بودن<br />صدام کردی که رو خاموشی من<br />یه دامن یاس نورانی بپاشی<br />برهنه از هراس و تازه از عشق<br />توی آغوش جان من رهاشی</p>
  <p id="ZQYb" data-align="right">صدام کردی صدام کردی نگو نه!<br />اگرچه خسته و خاموش بودی<br />تو بودی و صدای تو صدام زد<br />اگرچه دور و ظلمت پوش بودی<br />تو چیزی گفتی و شب جای من شد<br />من از نور و غزل زیبا شدم باز<br />تو گیج و ویج از خود گمشدن ها<br />من از من مردم و پیدا شدم باز</p>
  <p id="Qn05" data-align="right">صدام کردی صدام کردی نگو نه!<br />اگرچه خسته و خاموش بودی<br />تو بودی و صدای تو صدام زد<br />اگرچه دور و ظلمت پوش بودی<br />تو چیزی گفتی و شب جای من شد<br />من از نور و غزل زیبا شدم باز<br />تو گیج و ویج از خود گمشدن ها<br />من از من مردم و پیدا شدم باز<br />من از من مردم و پیدا شدم باز<br />من از من مردم و پیدا شدم باز</p>
  <p id="1vjp">23</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(236, 74%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="bHIB" data-align="center">XXx</p>
  </section>
  <p id="akJK" data-align="right">همین امشب فقط امشب فقط هم بغض من باش<br />همین امشب فقط مثل خود عاشق شدن باش<br />در آوار همه آینه هاتکرار من باش<br />همین امشب کلید قفل این زندون تن باش<br />رو گلدون رفاقت بریز عطر سخاوت بپاش رنگ طراوت</p>
  <p id="UyCt" data-align="right">ای جان جانان ای درد و درمان<br />ای سخت و آسان آغاز و پایان<br />ببار ای ابرکم بر من ببار و تازه تر شو<br />ببارو قطره قطره نم نمک آزاده تر شو<br />تو این باغ پر از برگ و پر از خواب ستاره اگه پر میوه ای</p>
  <p id="qtfN" data-align="right">پر سایه ای افتاده تر شو<br />رو گلدون رفاقت بریز عطر سخاوت بپاش رنگ طراوت<br />ای جان جانان ای درد و درمان<br />ای سخت و آسان آغاز و پایان</p>
  <p id="RMg6" data-align="right">امشب ببین که دست من عطر تو رو کم میاره<br />امشب همین ترانه هم نفس نفس دوستت داره<br />صدا صدا صدای من به وصعت یکی شدن<br />بیا بیا شکن شکن بیا به جنگ تن به تن بیا به جنگ تن به تن<br />ببار ای ابرکم بر من ببار و تازه تر شو<br />ببارو قطره قطره نم نمک آزاده تر شو</p>
  <p id="33fx" data-align="right">تو این باغ پر از برگ و پر از خواب ستاره اگه پر میوه ای<br />پر سایه ای افتاده تر شو<br />رو گلدون رفاقت بریز عطر سخاوت بپاش رنگ طراوت<br />ای جان جانان ای درد و درمان<br />ای سخت و آسان آغاز و پایان</p>
  <p id="njeP">24</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(236, 74%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="3pJ4" data-align="center">XXx</p>
  </section>
  <p id="lqJh" data-align="right">تو که دستت به نوشتن آشناست<br />دلت از جنس دل خسته ی ماست<br />دل دریا رو نوشتی همه دنیا رو نوشتی<br />دل ما رو بنویس<br />دل ما رو بنویس</p>
  <p id="RfLo" data-align="right">تو که دستت به نوشتن آشناست<br />دلت از جنس دل خسته ی ماست<br />دل دریا رو نوشتی همه دنیا رو نوشتی<br />دل ما رو بنویس<br />بنویس هر چه که ما رو به سر اومد<br />بد قصه ها گذشت و بدتر اومد<br />بگو از ما که به زندگی دچاریم<br />لحظه ها رو میکشیم نمی شماریم<br />بنویس از ما که در حال فراریم<br />توی این پائیز بد فکر بهاریم</p>
  <p id="EE9F" data-align="right">دل دریا رو نوشتی همه دنیا رو نوشتی<br />دل دریا رو نوشتی همه دنیا رو نوشتی<br />دل ما رو بنویس<br />دل ما رو بنویس</p>
  <p id="XKke" data-align="right">دست من خسته شد از بس که نوشتم<br />پای من آبله زد بسکه دویدم<br />تو اگر رسیده ای ما رو خبر کن<br />چرا اونجا که توئی من نرسیدم<br />تو که از شکنجه زار شب گذشتی<br />از غبار بی سوار شب گذشتی<br />تو که عشقو با نگاه تازه دیدی<br />بادبان به سینه ی دریا کشیدی</p>
  <p id="ZeMP" data-align="right">دل دریا رو نوشتی همه دنیا رو نوشتی<br />دل دریا رو نوشتی همه دنیا رو نوشتی<br />دل ما رو بنویس<br />دل ما رو بنویس</p>
  <p id="RypI" data-align="right">بنویس از ما که عشقو نشناختیم<br />حرف خالی زدیم و قافیه باختیم<br />بگو از ما که تو خونمون غریبیم<br />لحظه لحظه در فرار و در فریبیم</p>
  <p id="FzVk" data-align="right">بگو از ما که به زندگی دچاریم<br />لحظه ها رو میکشیم نمی شماریم</p>
  <p id="KOhb" data-align="right">دل دریا رو نوشتی همه دنیا رو نوشتی<br />دل دریا رو نوشتی همه دنیا رو نوشتی<br />دل ما رو بنویس<br />دل ما رو بنویس</p>
  <p id="BFkp">25</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(263, 48%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="h0nP" data-align="center"><strong>ستاره های سربی</strong> </p>
  </section>
  <p id="bAVw" data-align="right">ستاره های سربی<br />فانوسک های خاموش<br />من و هجوم گریه<br />از یاد تو فراموش</p>
  <p id="stUf" data-align="right">تو بال و پر گرفتی<br />به چیدن ستاره<br />دادی منو به خاک<br />این غربت دوباره</p>
  <p id="RC5V" data-align="right">دقیقه های بی تو<br />پرنده های خسته ن<br />آیینه های خالی<br />دروازه های بسته ن</p>
  <p id="SFv8" data-align="right">اگه نرفته بودی<br />جاده پر از ترانه<br />کوچه پر از غزل بود<br />به سوی تو روانه</p>
  <p id="5jDl" data-align="right">اگه نرفته بودی<br />گریه منو نمیبرد<br />پرنده پر نمیسوخت<br />آینه چین نمیخورد</p>
  <p id="sWcy" data-align="right">اگه نرفته بودی<br />و<br />اگه نرفته بودی</p>
  <p id="1alO" data-align="right">شبانه های بی تو<br />یعنی حضور گریه<br />با من نبودن تو<br />یعنی وفور گریه</p>
  <p id="wRs5" data-align="right">از تو به آینه گفتم<br />از تو به شب رسیدم<br />نوشتمت رو گلبرگ<br />تو رو نفس کشیدم</p>
  <p id="kt0r" data-align="right">از رفتن تو گفتم<br />ستاره دربدر شد<br />شبنم به گریه افتاد<br />پروانه شعله ور شد</p>
  <p id="XCds" data-align="right">اگه نرفته بودی<br />جاده پر از ترانه<br />کوچه پر از غزل بود<br />به سوی تو روانه</p>
  <p id="RZPy" data-align="right">اگه نرفته بودی<br />گریه منو نمیبرد<br />پرنده پر نمیسوخت<br />آینه چین نمیخورد</p>
  <p id="A1E3" data-align="right">اگه نرفته بودی<br />و<br />اگه نرفته بودی</p>
  <p id="d1yo" data-align="right">ستاره های سربی<br />فانوسک های خاموش<br />من و هجوم گریه<br />از یاد تو فراموش...</p>
  <p id="4jkZ" data-align="right">اون دوتا مست چشات<br />منو خوابم میکنه<br />ذره ذره اون نگات<br />داره آبم میکنه</p>
  <p id="VbFo" data-align="right">اون دوتا مست چشات<br />منو خوابم میکنه<br />ذره ذره اون نگات<br />داره آبم میکنه</p>
  <p id="bq6H" data-align="right">داره میمیره دلم<br />واسه مخمل نگات<br />همه رنگی رو شناختم<br />من با اون رنگ چشات</p>
  <p id="k4T7" data-align="right">مثل یک رویای خوش<br />پا گرفتی تو شبام<br />از یه دنیای دیگه<br />قصه ها گفتی برام</p>
  <p id="6PTN" data-align="right">هنوز از هرم تنت<br />داره می سوزه تنم<br />از تو سبزه زار شده<br />خاک خشک بدنم</p>
  <p id="53V8" data-align="right">دستای عاشق تو<br />منو از نو تازه ساخت<br />دل نا باور من<br />جز تو عشقی نشناخت</p>
  <p id="jasg" data-align="right">داره میمیره دلم<br />واسه مخمل نگات<br />همه رنگی رو شناختم<br />من با اون رنگ چشات<br />همه رنگی رو شناختم</p>
  <p id="s5yc">26</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(34,  84%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="9uhP" data-align="center"><strong>خالی</strong></p>
  </section>
  <p id="g7vG" data-align="right">من خالی از عاطفه و خشم</p>
  <p id="Amtx" data-align="right">خالی از خویشی و غربت</p>
  <p id="tnRE" data-align="right">گیج و مبهوت بین بودن و نبودن</p>
  <p id="EX6h" data-align="right">عشق آخرین همسفر من ، مثل تو منو رها کرد</p>
  <p id="DQvo" data-align="right">حالا دستا مونده و تنهایی من</p>
  <p id="DcLM" data-align="right">ای دریغ از من! که بیخود مثل تو گم شدم</p>
  <p id="Y62b" data-align="right">… گم شدم تو ظلمت تن</p>
  <p id="pnTV" data-align="right">ای دریغ از تو! که مثل عکس عشق… </p>
  <p id="wEkn" data-align="right">هنوزم داد می زنی تو آینه ی من</p>
  <p id="eCEf" data-align="right">آه گریه مون هیچ .. خنده مون هیچ</p>
  <p id="Jt9y" data-align="right">باخته و برنده امون هیچ…</p>
  <p id="nig1" data-align="right">تنها آغوش تو مونده…غیر از اون هیچ…</p>
  <p id="g7nC" data-align="right">ای…ای مثل من تک و تنها !</p>
  <p id="kYpZ" data-align="right">دستامو بگیر که عمر رفت</p>
  <p id="vBjV" data-align="right">همه چی تویی ، زمین و آسمون هیچ…</p>
  <p id="wGMf" data-align="right">در تو می بینم همه بود و نبود</p>
  <p id="Pjf1" data-align="right">بیا پر کن منو ای خورشیر دلسرد</p>
  <p id="PJjf" data-align="right">بی تو می میرم مثل قلبت چراغ</p>
  <p id="EUGa" data-align="right">نور تو بودی .. کی منو از تو جدا کرد…</p>
  <p id="tmNL"></p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(236, 74%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <h3 id="pex0" data-align="center"> [<em>۱۴۰۱ /</em>از <strong>ویکی پدیا</strong> اضافه شدند [<em> ۹/خرداد</em></h3>
  </section>
  <p id="Adtw" data-align="center"><strong>فول/ متن تمامی آهنگ های ابی</strong></p>
  <figure id="y3bd" class="m_original">
    <img src="http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/d/d6/Ebi_Live_In_Montreal_02.jpg/250px-Ebi_Live_In_Montreal_02.jpg" width="250" />
  </figure>
  <p id="Nb2t">تکراری</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(34,  84%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="ixjo" data-align="center"><strong>ستاره های سربی</strong></p>
  </section>
  <p id="oRvU" data-align="right">ستاره های سربی<br />فانوسک های خاموش<br />من و هجوم گریه<br />از یاد تو فراموش</p>
  <p id="2zNq" data-align="right">تو بال و پر گرفتی<br />به چیدن ستاره<br />دادی منو به خاک<br />این غربت دوباره</p>
  <p id="NAMW" data-align="right">دقیقه های بی تو<br />پرنده های خسته ن<br />آیینه های خالی<br />دروازه های بسته ن</p>
  <p id="xleE" data-align="right">اگه نرفته بودی<br />جاده پر از ترانه<br />کوچه پر از غزل بود<br />به سوی تو روانه</p>
  <p id="stHc" data-align="right">اگه نرفته بودی<br />گریه منو نمیبرد<br />پرنده پر نمیسوخت<br />آینه چین نمیخورد</p>
  <p id="wgqN" data-align="right">اگه نرفته بودی<br />و<br />اگه نرفته بودی</p>
  <p id="Jt8E" data-align="right">شبانه های بی تو<br />یعنی حضور گریه<br />با من نبودن تو<br />یعنی وفور گریه</p>
  <p id="qstW" data-align="right">از تو به آینه گفتم<br />از تو به شب رسیدم<br />نوشتمت رو گلبرگ<br />تو رو نفس کشیدم</p>
  <p id="l20W" data-align="right">از رفتن تو گفتم<br />ستاره دربدر شد<br />شبنم به گریه افتاد<br />پروانه شعله ور شد</p>
  <p id="tyo7" data-align="right">اگه نرفته بودی<br />جاده پر از ترانه<br />کوچه پر از غزل بود<br />به سوی تو روانه</p>
  <p id="smp4" data-align="right">اگه نرفته بودی<br />گریه منو نمیبرد<br />پرنده پر نمیسوخت<br />آینه چین نمیخورد</p>
  <p id="9MQy" data-align="right">اگه نرفته بودی<br />و<br />اگه نرفته بودی</p>
  <p id="Dqd6" data-align="right">ستاره های سربی<br />فانوسک های خاموش<br />من و هجوم گریه<br />از یاد تو فراموش...</p>
  <p id="bfTk">27</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(0,   0%,  var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="Xa9F" data-align="center"><strong>کی اشکاتو پاک میکنه</strong></p>
  </section>
  <p id="ArlV" data-align="right">کی اشکاتو پاک میکنه<br />شبا که غصه داری<br />دست رو موهات کی میکشه<br />وقتی منو نداری</p>
  <p id="67wv" data-align="right">شونه کی<br />مرهم هق هقت میشه دوباره<br />از کی بهونه میگیری<br />شبای بی ستاره</p>
  <p id="IOJS" data-align="right">برگ ریزونای پاییز<br />کی چشم به رات نشسته<br />از جلو پات جمع میکنه<br />برگای زرد و خسته</p>
  <p id="KIB2" data-align="right">کی منتظر میمونه<br />حتی شبای یلدا<br />تا خنده رو لبات بیاد<br />شب برسه به فردا</p>
  <p id="ZGOO" data-align="right">کی از سرود بارون<br />قصه برات میسازه<br />از عاشقی میخونه<br />وقتی که راه درازه</p>
  <p id="Oaro" data-align="right">کی از ستاره بارون<br />چشماشو هم میذاره<br />نکنه ستاره ای بیاد<br />یاد تو رو نیاره (2)</p>
  <p id="ky0E">28</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(55,  86%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="Bfkp" data-align="center"><strong>آخر قصه</strong></p>
  </section>
  <p id="hTER" data-align="right">کسی غیر از تو نمونده اگه حتی دیگه نیستی<br />همه جا بوی تو جاری خودت اما دیگه نیستی<br />نیستی اما مونده اسمت توی غربت شبونه<br />میون رنگین کمون خاطرات عاشقونه<br />آخرین ستاره بودی تو شب دلواپسی هام<br />خواستنت پناه من بود تو غروب بی کسی هام<br />لحظه هر لحظه پس از تو شب و گریه در کمینه<br />تو دیگه بر نمی گردی آخر قصه همینه</p>
  <p id="7Fbb" data-align="right">می شکنم بی تو و نیستی<br />به سراغم نمی آیی که ببینی<br />بی تو می میرم و نیستی<br />تو کجایی تو کجایی که ببینی</p>
  <p id="tKAy" data-align="right">شب بی عاطفه برگشت ، شب بعد از رفتن تو<br />شب از نیاز من پر ، شب خالی از تن تو<br />با تو گل بود و ترانه ،با تو بوسه بود و پرواز<br />گل و بوسه بی تو گم شد بی تو پژمرده شد آواز<br />آخرین ستاره بودی تو شب دلواپسی هام<br />خواستنت پناه من بود تو غروب بی کسی هام<br />لحظه هر لحظه پس از تو شب و گریه در کمینه<br />تو دیگه بر نمی گردی آخر قصه همینه</p>
  <p id="Y0xD" data-align="right">می شکنم بی تو و نیستی<br />به سراغم نمی آیی که ببینی<br />بی تو می میرم و نیستی<br />تو کجایی تو کجایی که ببینی</p>
  <p id="jNxo">29</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(0,   0%,  var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="4iBB" data-align="center"><strong>شب گریه</strong></p>
  </section>
  <p id="as0A" data-align="right">ساده بودی مثل سایه مثل شبنم رو شقایق<br />مثل لبخند سپیده مثل شب گریه عاشق<br />بی تو شب دوباره آینه روبرویه غم گرفته<br />پنجره بازه به بارون من ولی دلم گرفته<br />واژه رنگ زندگی بود وقتی تو فکر تو بودم<br />عطر گل با نفسم بود وقتی از تو می سرودم<br />از تو می سرودم<br />وقت راهی شدن تو کفترا شعرامو بردن<br />چشام از ستاره سوختن منو به گریه سپردن<br />رفتی و شب پر شد از من از منو دلواپسی ها<br />رفتی و منو سپردی به زوال اطلسی ها<br />واژه رنگ زندگی بود وقتی تو فکر تو بودم<br />عطر گل با نفسم بود وقتی از تو می سرودم<br />از تو می سرودم<br />ساده بودی مثل سایه مثل شبنم رو شقایق<br />مثل لبخند سپیده مثل شب گریه عاشق<br />بی تو شب دوباره آینه روبرویه غم گرفته<br />پنجره بازه به بارون من ولی دلم گرفته<br />واژه رنگ زندگی بود وقتی تو فکر تو بودم<br />عطر گل با نفسم بود وقتی از تو می سرودم<br />از تو می سرودم<br />وقت راهی شدن تو کفترا شعرامو بردن<br />چشام از ستاره سوختن منو به گریه سپردن<br />رفتی و شب پر شد از من از منو دلواپسی ها<br />رفتی و منو سپردی به زوال اطلسی ها<br />واژه رنگ زندگی بود وقتی تو فکر تو بودم<br />عطر تو با نفسم بود وقتی از تو می سرودم<br />از تو می سرودم</p>
  <p id="xfpY">30</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(34,  84%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="zMXE" data-align="center"><strong>اقاقی</strong></p>
  </section>
  <p id="sByE" data-align="right">کاش لحظه های رفتن<br />نمی بارید اشک چشمام<br />هق هق دلتنگی یامو<br />می شکستم توی رگهام<br />دل پر تحملم از<br />گریه ی من گله داره<br />چهره ی سرخ غرورم<br />از شکستم شرمساره</p>
  <p id="5A27" data-align="right">باغ پیوند من و تو<br />پره از عطر اقاقی<br />فصل آشنایی ما<br />سبز خواهد ماند باقی<br />همه ی آنچه که دارم<br />پیشکش سادگی تو<br />سوگلی ترانه هایم<br />هدیه ی یه رنگی تو</p>
  <p id="xWDU" data-align="right">فکر من مباش مسافر<br />به سپیده ها بیندش<br />چشم فردا ها به راهه<br />راه سختی مانده در پیش<br />ای تولد دوباره<br />فصل آغاز من و توست<br />ای رها از رخوت تن<br />وقت پر کشیدن توست</p>
  <p id="qoNV">31</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(236, 74%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="KQqb" data-align="center"><strong>قبله</strong></p>
  </section>
  <p id="D7x6" data-align="right">پشت دیوار شب یه راهی داره<br />که می ره یه راست در خونه ی ستاره<br />چهار قدم از ور دل ما که رد شی<br />می بینی ماه شب چارده داره<br />خورشید خانومو ابروشو برمی داره خورشید خانومو ابروشو برمی داره</p>
  <p id="Sd9N" data-align="right">بیا بریم اونجا که شباش بوی تو باشه تو هواش<br />باد که میاد رد شه بره بریزه سرت ستاره هاش<br />بیا بریم اونجا که شباش بوی تو باشه تو هواش<br />باد که میاد رد شه بره بریزه سرت ستاره هاش</p>
  <p id="Bns9" data-align="right">وقتی میای قشنگترین پیرهنتو تنت کن<br />تاج سر سروریتو سرت کن<br />چشماتو مست کن همه جا رو بشکن<br />الا دل ساده و عاشق من</p>
  <p id="KajU" data-align="right">قبله یعنی حلقه ی چشم مستت<br />ضریح اونه که دست بزنم به دستت<br />جای دخیل پامو ببند تو خونه‌ت<br />به جای مهر سرمو بزار رو شونه‌ت، سرمو بزار رو شونه‌ت،سرمو بزار رو شونه‌ت،سرمو بزار رو شونه‌ت</p>
  <p id="1CNb" data-align="right">بیا بریم اونجا که شباش بوی تو باشه تو هواش<br />باد که میاد رد شه بره بریزه سرت ستاره هاش<br />بیا بریم اونجا که شباش بوی تو باشه تو هواش<br />باد که میاد رد شه بره بریزه سرت ستاره هاش</p>
  <p id="F1pr" data-align="right">وقتی میای قشنگترین پیرهنتو تنت کن<br />تاج سر سروریتو سرت کن<br />چشماتو مست کن همه جا رو بشکن<br />الا دل ساده و عاشق من</p>
  <p id="wlZy" data-align="right">قبله یعنی حلقه ی چشم مستت<br />ذریح اونه که دست بزنم به دستت<br />جای دخیل پامو ببند تو خونه‌ت<br />به جای مهر سرمو بزار رو شونه‌ت، سرمو بزار رو شونه‌ت،سرمو بزار رو شونه‌ت،سرمو بزار رو شونه‌ت</p>
  <p id="9mpu">32</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(34,  84%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="7Zdi" data-align="center"><strong>عادت</strong></p>
  </section>
  <p id="b2IS" data-align="right">توی راه عاشقی فرصت تردیدی نیست<br />میدونی تو قلب من نقطه ی تزویری نیست<br />گریه ی شبونه رو جز تو که تسکینی نیست<br />مثل این شکسته دل هیچ دل غمگینی نیست</p>
  <p id="EC77" data-align="right">تو چه دیدی که بریدی تو ز هم پاشیدی<br />تو چه بیهوده ز من رنجیدی<br />به چه جرمی چه گناهی تو منو سوزوندی<br />غم عالم به دلم کوبوندی</p>
  <p id="w3xY" data-align="right">به تو نفرین دل عاشق دل زار<br />تو منو غرق خجالت کردی<br />منه آزاده ی مغرور و ببین<br />تو چطور بنده ی عادت کردی</p>
  <p id="DVPJ" data-align="right">به تو نفرین دل عاشق دل زار<br />تو منو غرق خجالت کردی<br />منه آزاده ی مغرور و ببین<br />تو چطور بنده ی عادت کردی</p>
  <p id="E4Jy" data-align="right">تو چه دیدی که بریدی تو ز هم پاشیدی<br />تو چه بیهوده ز من رنجیدی<br />به چه جرمی چه گناهی تو منو سوزوندی<br />غم عالم به دلم کوبوندی</p>
  <p id="3W5Z" data-align="right">توی راه عاشقی فرصت تردیدی نیست<br />میدونی تو قلب من نقطه ی تزویری نیست<br />گریه ی شبونه رو جز تو که تسکینی نیست<br />مثل این شکسته دل هیچ دل غمگینی نیست</p>
  <p id="DmeI" data-align="right">تو چه دیدی که بریدی تو ز هم پاشیدی<br />تو چه بیهوده ز من رنجیدی<br />به چه جرمی چه گناهی تو منو سوزوندی<br />غم عالم به دلم کوبوندی</p>
  <p id="Tv9T" data-align="right">به تو نفرین دل عاشق دل زار<br />تو منو غرق خجالت کردی<br />منه آزاده ی مغرور و ببین<br />تو چطور بنده ی عادت کردی</p>
  <p id="IVOb" data-align="right">به تو نفرین دل عاشق دل زار<br />تو منو غرق خجالت کردی<br />منه آزاده ی مغرور و ببین<br />تو چطور بنده ی عادت کردی</p>
  <p id="SMI0" data-align="right">تو چه دیدی که بریدی تو ز هم پاشیدی<br />تو چه بیهوده ز من رنجیدی<br />به چه جرمی چه گناهی تو منو سوزوندی<br />غم عالم به دلم کوبوندی</p>
  <p id="yzPV" data-align="right">به چه جرمی چه گناهی تو منو سوزوندی<br />غم عالم به دلم کوبوندی</p>
  <p id="RM2e" data-align="right">به چه جرمی چه گناهی تو منو سوزوندی<br />غم عالم به دلم کوبوندی</p>
  <p id="ztMz">33</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(199, 50%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="BbzP" data-align="center"><strong>شب زده</strong></p>
  </section>
  <p id="ooX7" data-align="right">عزیز بومی ای هم قبیله<br />رو اسب غربت چه خوش نشستی<br />تو این ولایت ای با اصالت<br />تو مونده بودی تو هم شکستی</p>
  <p id="jgXQ" data-align="right">تشنه و مومن به تشنه موندن<br />غرور اسم دیار ما بود<br />اون که سپردی به باد حسرت<br />تمام دار و ندار ما بود</p>
  <p id="SYn7" data-align="right">کدوم خزون خوش آواز<br />تو رو صدا کرد ای عاشق<br />که پر کشیدی بی پروا<br />به جستجوی شقایق</p>
  <p id="Sa6b" data-align="right">کنار ما باش که محزون<br />به انتظار بهاریم<br />کنار ما باش که با هم<br />خورشید و بیرون بیاریم</p>
  <p id="MT3e" data-align="right">هزار پرنده مثل تو عاشق<br />گذشتن از شب به نیت روز<br />رفتن و رفتن صادق و ساده<br />نیامدن باز اما تا امروز</p>
  <p id="luC4" data-align="right">خدا به همراه ای خسته از شب<br />اما سفر نیست علاج این درد<br />راهی که رفتی رو به غروبه<br />رو به سحر نیست شب زده برگرد</p>
  <p id="8S2g">34</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(55,  86%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="olZF" data-align="center"><strong>عسل</strong></p>
  </section>
  <p id="IFYp" data-align="right">میام از شهر عشق و کوله بار من غزل<br />پر از تکرار اسم خوب و دلچسب عسل<br />کسی که طعم اسمش طعم عاشق بودنه<br />طلوع تازه خواستن تو رگهای منه<br />میام از شهر عشق و کوله بار من غزل<br />پر از تکرار اسم خوب و دلچسب عسل</p>
  <p id="NFam" data-align="right">عسل مثل گله، گل بارون زده<br />به شکل ناب عشق که از خواب اومده<br />سکوت لحظه هاش هیاهوی غمه<br />به گلبرگ صداش هجوم شبنمه<br />نیاز من به او ، ورای خواستنه<br />نیاز جویبار ، به جاری بودنه</p>
  <p id="WnZx" data-align="right">کسی که طعم اسمش طعم عاشق بودنه<br />تمام لحظه ها مثل خود من با منه<br />تویی که از تمام عاشقا عاشقتری<br />منو تا غربت پاییز چشات می بری<br />کسی که عمق چشماش جای امن بودنه<br />تویی که با تو بودن بهترین شعر منه</p>
  <p id="eKdY" data-align="right">تو مثل خواب گل، لطیف و ساده ای<br />مثل من عاشقی، به خاک افتاده ای<br />یه جنگل رمز و راز ، یه دریا ساده ای<br />اسیر عاطفه، ولی آزاده ای<br />نیاز من به تو، ورای خواستنه<br />نیاز جویبار، به جاری بودنه</p>
  <p id="P3eo">35</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(55,  86%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="BIYD" data-align="center"><strong>پیچک</strong></p>
  </section>
  <p id="heem" data-align="right">حالا دیگه تو رو داشتن خیاله<br />دل اسیر آرزوهای محاله<br />غبار پشت شیشه میگه رفتی<br />ولی هنوز دلم باور نداره</p>
  <p id="yEmQ" data-align="right">حالا راه تو دوره<br />دل من چه صبوره<br />کاشکی بودی و می دیدی<br />زندگیم چه سوت و کوره</p>
  <p id="Hb7a" data-align="right">آسمون از غم دوریت<br />حالا روز و شب می باره<br />دیگه تو ذهن خیا بون<br />منو تنها جا می ذاره</p>
  <p id="N03l" data-align="right">خاطره مثل یه پیچک<br />می پیچه رو تن خسته م<br />دیگه حرفی که ندارم<br />دل به خلوت تو بستم</p>
  <p id="bcQA">36</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(263, 48%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="SQsu" data-align="center"><strong>خورجین</strong></p>
  </section>
  <p id="bdNW" data-align="right">ببین ای بانوی شرقی ای مثل گریه صمیمی<br />همه هر چی دارم اینجاست، تو این خورجین قدیمی<br />خورجینی که حتی تو خواب ، از تنم جدا نمی شه<br />مثل اسم و سرنوشتم دنبالم بوده همیشه<br />بانوی شرقی من ، ای غنی تر از شقایق<br />مال تو ارزونی تو ، خورجین قلب این عاشق</p>
  <p id="c2sZ" data-align="right">توی این خورجین کهنه شعر عاشقانه دارم<br />برای تو و به اسمت یک کتاب ترانه دارم<br />یه سبد گل دارم اما ، گل شرم و گل خواهش<br />تنی از عاطفه سیراب ، تنی تشنه ی نوازش<br />بانوی شرقی من ، ای غنی تر از شقایق<br />مال تو ارزونی تو ، خورجین قلب این عاشق</p>
  <p id="XXfv" data-align="right">این بوی غریب راه نیست ، بوی آشنای عشقه<br />تپش قلب زمین نیست ، این صدا صدای عشقه<br />اسم تو داغی شرمه ، تو فضای سرد خورجین<br />خواستن تو یه ستاره ست پشت این ابرای سنگین<br />خورجینم اگه قدیمی ، اگه بی رنگه و پاره<br />برای تو اگه حتی ارزش بردن نداره<br />واسه من بود و نبوده ، هر چی که دارم همینه<br />خورجینی که قلب این عاشقترین مرد زمینه<br />بانوی شرقی من ، ای غنی تر از شقایق<br />مال تو ارزونی تو ، خورجین قلب این عاشق</p>
  <p id="9QdP">37</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(236, 74%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="YRli" data-align="center"><strong>غربت</strong></p>
  </section>
  <p id="AIVy" data-align="right">هیچ ، تنها و غریبی<br />طاقت غربت چشماتو نداره<br />هر چی دریا رو زمینه<br />قد چشمات نمی تونه ابر بارونی بیاره<br />وقتی دلگیری و تنها غربت تمام دنیا<br />از دریچه ی قشنگه چشم روشنت می باره<br />نمی تونم غریبه باشم توی آیینه ی چشمات<br />تو بذار که من بسوزم مثل شمعی توی شبهات<br />توی این غروب دلگیر جدایی<br />توی غربتی که همرنگ چشاته<br />همیشه غبار اندوه روی گلبرگ لباته<br />حرفی داری روی لبهات ، اگه آهه سینه سوزه<br />اگه حرفی از غریبی ، اگه گرمای تموزه<br />تو بگو به این شکسته ، قصه های بی کسی تو<br />اضطراب و نگرانی ، حرفای دلواپسی تو<br />نمی تونم غریبه باشم توی آیینه ی چشمات<br />تو بذار که من بسوزم مثل شمعی توی شبهات</p>
  <p id="zzqQ" data-align="right">نمی تونم ، نمی تونم ...</p>
  <p id="f4IQ">38</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(34,  84%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="KYs4" data-align="center"><strong>خاتون</strong></p>
  </section>
  <p id="5AV0" data-align="right">کدوم شاعر کدوم عاشق کدوم مرد<br />تو رو دید و به یاد من نیفتاد<br />به یاد هق هق بی وقفه من<br />توی آغوش معصومانه باد</p>
  <p id="d7nL" data-align="right">تو اسمت معنی ایثار آبه<br />برای خاک داغ خستگی ها<br />تو معنای پناه آخرینی<br />واسه این زخمی دلبستگی ها</p>
  <p id="Drav" data-align="right">نجیب و با شکوه و حیرت آور<br />تو خاتون تمام قصه هایی<br />تو بانوی ترانه هامی اما<br />مثل شکستن من بی صدایی</p>
  <p id="JrSs" data-align="right">تو باور می کنی اندوه ماهو<br />تو می فهمی سکوت بیشه ها رو<br />هجوم تند رگبار تگرگ‍‍ی<br />که می شناسی غرور شیشه ها رو</p>
  <p id="1edL" data-align="right">تو معصومی مثل تنهایی من<br />شریک غصه های شبنم و نور<br />تو تنهایی مثل معصومی من<br />رفیق قله های پاک و مغرور</p>
  <p id="I3oM" data-align="right">نجیب و باشکوه و حیرت آور<br />تو خاتون تمام قصه هایی<br />تو بانوی ترانه هامی اما<br />مثل شکستن من بی صدایی</p>
  <p id="ij8x" data-align="right">ببین من آخرین برگ درختم<br />درخت زخمی از تیغ زمستون<br />منو راحت کن از تنهایی من<br />منو پاکیزه کن با غسل بارون</p>
  <p id="tYD8" data-align="center"></p>
  <p id="IVlA" data-align="right">تو تنها حادثه تنها امیدی</p>
  <p id="c47W" data-align="right">برای قلب من این قلب مسموم</p>
  <p id="PS8R" data-align="right">ردای روشن آمرزشی تو</p>
  <p id="Q8FK" data-align="right">برای این تن محکوم محزون</p>
  <p id="skWu">39</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(170, 33%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="nPJl" data-align="center"><strong>سبد</strong></p>
  </section>
  <p id="xlV0" data-align="right">تن تو کو ، تن صمیمی تو کو<br />تنی که جون پناه من نبود<br />عطوفت تن تکیده تو کو<br />تنی که تکیه گاه من نبود</p>
  <p id="3EMu" data-align="right">سبد سبد گلای تازه ی تنت<br />برای باغ دست من نبود<br />افسانه ظهور دستهای تو<br />جز قصه شکست من نبود</p>
  <p id="crWW" data-align="right">صندوقچه ی عزیز خاطراتمو<br />ببین ببین که موریانه خورد<br />ببین که بی کبوتر صدای تو<br />گلای رازقیمو باد برد</p>
  <p id="vLHJ" data-align="right">تن تو کو ، تن صمیمی تو کو<br />تنی که جون پناه من نبود<br />عطوفت تن تکیده ی تو کو<br />تنی که تکیه گاه من نبود</p>
  <p id="VfOr" data-align="right">درخت تن سپرده دست بادم و<br />پر از جوانه ی شکستنم<br />ببین چه سوگوار و سرد و بی رمق<br />در آستانه ی شکستنم</p>
  <p id="SlaR" data-align="right">رفتن تو افول خاکستریه<br />ستاره ی دل بستن من بود<br />شعر نجیب اسم تو غزل نبود<br />حماسه شکستن من بود</p>
  <p id="p2TU" data-align="right">مفسر محبت رسول عشق<br />بگو بگو که معبدت کجاست<br />مهاجر همیشه با سفر رفیق<br />بگو بگو که مقصدت کجاست</p>
  <p id="zt12" data-align="right">آه ای مسافر تمام جاده ها<br />چرا شبانه کوچ می کنی<br />دلم گرفت از این سفردلم گرفت<br />چه غمگنانه کوچ می کنی</p>
  <p id="cIT8" data-align="right">تن تو کو، تن صمیمی تو کو<br />تنی که جون پناه من نبود<br />عطوفت تن تکیده تو کو<br />تنی که تکیه گاه من نبود</p>
  <p id="yaja">40</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(236, 74%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="yr5W" data-align="center"><strong>خالی</strong></p>
  </section>
  <p id="Fodi" data-align="right">من ، خالی از عاطفه و خشم<br />خالی از خویشی و غربت<br />گیج و مبهوت بین بودن و نبودن<br />عشق ، آخرین همسفر من<br />مثل تو منو رها کرد<br />حالا دستام مونده و تنهایی محض<br />ای دریغ از من ، که بیخود مثل تو<br />گم شدم ، گم شدم تو ظلمت تن<br />ای دریغ از تو ، که مثل عکس عشق<br />هنوزم داد می زنی تو آیینه ی من<br />وای ، گریه مون هیچ ، خنده مون هیچ<br />باخته و برنده مون هیچ<br />تنها آغوش تو مونده ، غیر از اون هیچ<br />ای ، ای مثل من تک و تنها<br />دستامو بگیر که عمر رفت<br />همه چی تویی ، زمین و آسمون هیچ<br />در تو می بینم ، همه بود و نبود<br />بیا پر کن منو ای خورشید دلسرد<br />بی تو می میرم ، مثل قلب چراغ<br />نور تو بودی ، کی منو از تو جدا کرد</p>
  <p id="QdZu">41</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(0,   0%,  var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="fLos" data-align="center"><strong>راز همیشگی</strong></p>
  </section>
  <p id="k5F3" data-align="right">حس همیشه داشتنه<br />نه عشق و دلبستگیه<br />نه قصه گسستنه<br />نه حرف پیوستگیه</p>
  <p id="W93j" data-align="right">عادت و عشق و عاطفه<br />هر چه لغت تو عالمه<br />برای حس من و تو<br />یه اسم گنگ و مبهمه</p>
  <p id="NqmB" data-align="right">تو این روزای بی کسی<br />اگه به دادم نرسی<br />یه روز می یای که دیر شده<br />نمونده از من نفسی</p>
  <p id="1Kg8" data-align="right">خواستن تو برای من<br />فراتر از روح و تنه<br />راز همیشگی شدن<br />همیشه از تو گفتنه</p>
  <p id="IrNO" data-align="right">اگر تو مهلتم بدی<br />مهلت مرگو نمی خوام<br />با تو به قصه می رسم<br />همراه لحظه ها می یام</p>
  <p id="jJaZ" data-align="right">همیشه عاجز کلام<br />از گفتن معنی نام<br />هیچ عاشقی عاشقی رو<br />یاد نگرفته از کتاب</p>
  <p id="uCJx">42</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(34,  84%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="xDhx" data-align="center"><strong>مولای سبزپوش</strong></p>
  </section>
  <p id="dDQk" data-align="right">مولای سبز پوش ای اعتبار عشق<br />شاعرتر از بهار ای تکسوار عشق<br />در اشکریز باغ وقتی که گل شکست<br />وقتی که آفتاب در من به شب نشست</p>
  <p id="QPzz" data-align="right">نام عزیز تو فریاد باغ بود<br />یاد تو در خسوف تنها چراغ بود<br />شب بی دریغ بود<br />من تلخ و ناامید<br />تو می رسیدی و خورشید می رسید</p>
  <p id="jyuy" data-align="right">وقتی پرنده ها دلتنگ می شدند<br />دلتنگ می شدی<br />وقتی شکوفه ها بی رنگ می شدند<br />بی رنگ می شدی<br />وقتی که عاشقی از عشق می سرود<br />خرسند می شدی<br />وقتی ترانه ای از کوچه می گذشت<br />لبخند می شدی</p>
  <p id="uxnv" data-align="right">اعجاز تو به من<br />جان دوباره داد<br />مولای سبزپوش<br />یادت به خیر باد</p>
  <p id="Svv1" data-align="right">من مثل یک درخت<br />تنها و سوگوار<br />در فصل برف و یخ<br />مأیوس از بهار<br />تو آمدی و باز پیدا شد آفتاب<br />شولای برفیم شد قطره قطره آب</p>
  <p id="kfUC" data-align="right">مولای عاطفه<br />هم قلب تو اگر عاشق نبوده ام<br />جز با تو این چنین<br />با قلب خویش هم صادق نبوده ام</p>
  <p id="3QUe" data-align="right">من مثل یک درخت<br />گل پوش می شوم<br />در بطن هر بهار<br />تا یک درخت سبز<br />از تو به یادگار<br />باشد در این دیار</p>
  <p id="KvV6" data-align="right">اعجاز تو به من<br />جان دوباره داد<br />مولای سبزپوش<br />یادت به خیر باد</p>
  <p id="MJQC">43</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(199, 50%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="VYQV" data-align="center"><strong>دلبر</strong></p>
  </section>
  <p id="Qqon" data-align="right">تو ای بال و پر من<br />رفیق سفر من<br />میمیرم اگه سایت نباشه رو سر من<br />تو ای خود خود عشق<br />که بی تو نفسم نیست<br />کجا تو خونه داری که هرجا میرسم نیست</p>
  <p id="r5Ak" data-align="right">اهل کدوم دیاری<br />کجا تو خونه داری<br />که قبله گاهم اونجاست<br />هر جا که پا میزاری</p>
  <p id="Xf92" data-align="right">اهل کدوم دیاری<br />گل کدوم بهاری<br />که حتی فصل پائیز باغ ترانه داری</p>
  <p id="AN38" data-align="right">آی دلبرم آی دلبر<br />ای از همه عزیزتر<br />ای تو مرا همه کس داشتن تو مرا بس</p>
  <p id="T4VK" data-align="right">تو دوره ی شبابم تو اومدی به خوابم<br />گفتی نیاز من باش ترانه ساز من باش<br />یه روزی راستی راستی همون شدم که خواستی<br />شدی تو سرنوشتم برای تو نوشتم<br />خسته ی دین و دنیا ملحد کافر هستم<br />توئی تو مذهب من<br />من تو رو میپرستم</p>
  <p id="oOB5" data-align="right">آی دلبرم آی دلبر<br />ای از همه عزیزتر<br />ای تو مرا همه کس داشتن تو مرا بس</p>
  <p id="jgVL" data-align="right">با همه ی وجودم برای تو سرودم<br />در طلب تو هستم در طلب تو بودم<br />صدامو از تو دارم<br />شعرامو از تو دارم<br />اما تو رو ندارم<br />وای به روزگارم</p>
  <p id="2gqz" data-align="right">تو ای بال و پر من<br />رفیق سفر من<br />میمیرم اگه سایت نباشه رو سر من<br />تو ای خود خود عشق<br />که بی تو نفسم نیست<br />کجا تو خونه داری که هرجا میرسم نیست</p>
  <p id="sFCF" data-align="right">اهل کدوم دیاری<br />کجا تو خونه داری<br />که قبله گاهم اونجاست<br />هر جا که پا میزاری</p>
  <p id="W3ox" data-align="right">اهل کدوم دیاری<br />گل کدوم بهاری<br />که حتی فصل پائیز باغ ترانه داری</p>
  <p id="hz3C" data-align="right">آی دلبرم آی دلبر<br />ای از همه عزیزتر<br />ای تو مرا همه کس داشتن تو مرا بس</p>
  <p id="nnWo">44</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(55,  86%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="LowD" data-align="center"><strong>دو راهی</strong></p>
  </section>
  <p id="45Jd" data-align="right">هنوز هم چشم تو برای من جام شراب<br />هنوز هم هستی من قصه ی رنج و عذاب<br />همه شب تا سحر جا در دل میخونه دارم<br />پریشون قصه ای رو با دل دیوونه دارم</p>
  <p id="ciKJ" data-align="right">سر دوراهی میشینم خودمو تنها میبینم<br />دونه دونه اشکای حسرت که از دیده میره میشمرم</p>
  <p id="mz6t" data-align="right">همه دل میبره هر لحظه تا مرز جنونم<br />میرم جائی که شاید گم بشه نام و نشونم</p>
  <p id="G4Zo" data-align="right">سر دوراهی میشینم خودمو تنها میبینم<br />دونه دونه اشکای حسرت که از دیده میره میشمرم<br />سر دوراهی میشینم خودمو تنها میبینم<br />دونه دونه اشکای حسرت که از دیده میره میشمرم</p>
  <p id="3SzU" data-align="right">یه روزی اومدم دنبال تو منزل به منزل<br />یه روز افتاده بودم در به در دنبال این دل<br />چه سودی بردم از عشق تو ای ناخونده مهمون<br />جز آنکه تا ابد هم باشم از کرده پشیمون</p>
  <p id="CjVP" data-align="right">سر دوراهی میشینم خودمو تنها میبینم<br />دونه دونه اشکای حسرت که از دیده میره میشمرم</p>
  <p id="4c7U" data-align="right">نمیتونم که دل بردارم از چشم سیاهت<br />ندارم طاقت موندن چنان خواری به راهت</p>
  <p id="da8k" data-align="right">سر دوراهی میشینم خودمو تنها میبینم<br />دونه دونه اشکای حسرت که از دیده میره میشمرم<br />سر دوراهی میشینم خودمو تنها میبینم<br />دونه دونه اشکای حسرت که از دیده میره میشمرم<br />سر دوراهی میشینم خودمو تنها میبینم<br />دونه دونه اشکای حسرت که از دیده میره میشمرم</p>
  <p id="dFi0">45</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(323, 50%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="Nozn" data-align="center"><strong>گریز</strong></p>
  </section>
  <p id="6MMF" data-align="right">به تو از تو می نویسم<br />به تو ای همیشه در یاد<br />ای همیشه از تو زنده<br />لحظه های رفته بر باد</p>
  <p id="OsAy" data-align="right">وقتی که بن بست غربت<br />سایه سار قفسم بود<br />زیر رگبار مصیبت<br />بی کسی تنها کسم بود</p>
  <p id="X7t5" data-align="right">وقتی از آزار پاییز<br />برگ و باغم گریه می کرد<br />قاصد چشم تو آمد<br />مژده ی روییدن آورد</p>
  <p id="Ya5J" data-align="right">به تو نامه می نویسم<br />ای عزیز رفته از دست<br />ای که خوشبختی پس از تو<br />گم شد و به قصه پیوست</p>
  <p id="0oZA" data-align="right">ای همیشگی ترین عشق<br />در حضور حضرت تو<br />ای که می سوزم سراپا<br />تا ابد در حسرت تو</p>
  <p id="Hr7M" data-align="right">به تو نامه می نویسم<br />نامه ای نوشته بر باد<br />که به اسم تو رسیدم<br />قلمم به گریه افتاد</p>
  <p id="CmVm" data-align="right">ای تو یارم روزگارم<br />گفتنی ها با تو دارم<br />ای تو یارم<br />از گذشته یادگارم</p>
  <p id="BeDM" data-align="right">به تو نامه می نویسم<br />ای عزیز رفته از دست<br />ای که خوشبختی پس از تو<br />گم شد و به قصه پیوست</p>
  <p id="UBPV" data-align="right">در گریز ناگزیرم<br />گریه شد معنای لبخند<br />ما گذشتیم و شکستیم<br />پشت سر پلهای پیوند</p>
  <p id="laAZ" data-align="right">در عبور از مسلخ تن<br />عشق ما از ما فنا بود<br />باید از هم می گذشتیم<br />برتر از ما عشق ما بود</p>
  <p id="Awww">46</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(236, 74%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="EbZB" data-align="center"><strong>خانوم گل</strong></p>
  </section>
  <p id="4qjz" data-align="right">خانم گل آی خانم گل برام سخته تحمل<br />قدمهات روی چشمام بیا به اینور پل<br />از این گوشه دنیا تا اون گوشه دنیا<br />چشام بسته برات پل خانم گل آی خانم گل<br />از اون روز که جدایی من رو به گریه انداخت<br />برات بارون چشمام پل رنگین کمون ساخت<br />خانم گل آی خانم گل برام سخته تحمل<br />قدمهات روی چشمام بیا به اینور پل<br />به یادت که می افتم می لرزه دل و دستم<br />هزار داد میزنم داد هنوز عاشقت هستم<br />یه روز تو باغ پائیز تو رو تکی دیدم<br />زدی ریشه تو قلبم تو رو به جون خریدم<br />من از خرابه دل برات گلخونه ساختم<br />بهارو با تو دیدم به بوی تو شناختم<br />خانم گل آی خانم گل برام سخته تحمل<br />قدمهات روی چشمام بیا به اینور پل<br />بهار وقتی بهاره که بوی تو داره<br />وگر نه مثل هرسال خزون انتظاره<br />دلم امیدواره اگر چه گله داره<br />که برگردی دوباره روزا رو می شماره<br />میدونم که تو امروز پشیمونتری از من<br />بیا که دیره فردا واسه به هم رسیدن<br />خانم گل آی خانم گل برام سخته تحمل<br />قدمهات روی چشمام بیا به اینور پل<br />از این گوشه دنیا تا اون گوشه دنیا<br />چشام بسته برات پل خانم گل آی خانم گل<br />خانم گل آی خانم گل برام سخته تحمل<br />قدمهات روی چشمام بیا به اینور پل<br />از این گوشه دنیا تا اون گوشه دنیا<br />چشام بسته برات پل خانم گل آی خانم گل<br />خانم گل آی خانم گل برام سخته تحمل<br />قدمهات روی چشمام بیا به اینور پل</p>
  <p id="Ihl5" data-align="right"><strong>کلبه من</strong>آه یکی بود یکی نبود، یه عاشقی بود که یه روز<br />بهت می گفت دوست داره، آخ که دوست داره هنوز</p>
  <p id="ymnW" data-align="right">دلم یه دیوونه شده، واست بی آزاره هنوز<br />از دل دیوونه نترس، آخ که دوست داره هنوز<br />وای که دوست داره هنوز</p>
  <p id="x0fK" data-align="right">شب که می شه به عشق تو غزل غزل صدا می شم<br />ترانه خون قصه ی تموم عاشقا می شم<br />شب که می شه به عشق تو غزل غزل صدا می شم<br />ترانه خون قصه ی تموم عاشقا می شم</p>
  <p id="58H6" data-align="right">گفتی که با وفا بشم، سهم من از وفا تویی<br />سهم من از خودم تویی، سهم من از خدا تویی<br />گفتی که دلتنگی نکن، آخ مگه می شه نازنین<br />حال پریشون منو، ندیدی و بیا ببین</p>
  <p id="14FM" data-align="right">شب که می شه به عشق تو غزل غزل صدا می شم<br />ترانه خون قصه ی تموم عاشقا می شم<br />شب که می شه به عشق تو غزل غزل صدا می شم<br />ترانه خون قصه ی تموم عاشقا می شم</p>
  <p id="Fy38" data-align="right">گفتی که با وفا بشم، سهم من از وفا تویی<br />سهم من از خودم تویی، سهم من از خدا تویی<br />گفتی که دلتنگی نکن، آخ مگه می شه نازنین<br />حال پریشون منو، ندیدی و بیا ببین</p>
  <p id="HhIJ" data-align="right">شب که می شه به عشق تو غزل غزل صدا می شم<br />ترانه خون قصه ی تموم عاشقا می شم<br />شب که می شه به عشق تو غزل غزل صدا می شم<br />ترانه خون قصه ی تموم عاشقا می شم<br />شب که می شه به عشق تو غزل غزل صدا می شم<br />ترانه خون قصه ی تموم عاشقا می شم</p>
  <p id="IzaN">47</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(236, 74%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="Bs6x" data-align="center"><strong>همدم</strong></p>
  </section>
  <p id="128t" data-align="right">دست تو یاس نوازش<br />در سحرگاه بهاری<br />ای همه آرامش از تو<br />در سر انگشتت چه داری<br />در کتاب قصه ی من<br />معنی هر دل سپردن<br />خود شکستن بود و مردن<br />در غم خود سوگواری</p>
  <p id="rJQE" data-align="right">ای همدم ای مرهم<br />ای خط سرنوشتم<br />ای همدم ای مرهم<br />بی تو چه می نوشتم</p>
  <p id="DmL6" data-align="right">من چه بودم نقش باطل<br />قایقی گم کرده ساحل<br />باهزاران زخم بر دل<br />از عزیزان یادگاری<br />بی نیاز از هر نیازی<br />بی خبر از حیله سازی<br />باگناه پاکبازی<br />باختم در هر قماری</p>
  <p id="6eLO" data-align="right">ای همدم ای مرهم<br />ای خط سرنوشتم<br />ای همدم ای مرهم<br />بی تو چه می نوشتم</p>
  <p id="DTWK" data-align="right">من چه بودم شعله ی درد<br />قصه ی خاکستر سرد<br />زخمی دنیای نامرد<br />قصه ی چشم انتظاری<br />با من ویرانه از درد<br />دست تو اما چه ها کرد<br />ای که با معنای دیگر<br />عشق را آموزگاری</p>
  <p id="2OMh" data-align="right">ای همدم ای مرهم<br />ای خط سرنوشتم<br />ای همدم ای مرهم<br />بی تو چه می نوشتم</p>
  <p id="KV3v" data-align="right"><strong>شکار</strong>ه وقتی رسید آهو هنوز نفس داشت<br />داشت هنوزم بره هاشو می لیسید<br />وقتی رسید قلبی هنوز تپش داشت<br />اما اونم چشمه ای بود که خشکید<br />وقتی رسید آهو هنوز نفس داشت<br />داشت هنوزم بره هاشو می لیسید</p>
  <p id="tWeP" data-align="right">دلتنگم دلتنگم دلتنگ از این بیداد<br />دلتنگم دلتنگم دلتنگ از این صیاد</p>
  <p id="OuPO" data-align="right">گدار بالای کوه پناه جون قوچه<br />تفنگ تو میغره که زندگی چه پوچه<br />گدار بالای کوه پناه جون قوچه<br />تفنگ تو میغره که زندگی چه پوچه</p>
  <p id="IDx9" data-align="right">دلتنگم دلتنگم دلتنگ از این بیداد<br />دلتنگم دلتنگم دلتنگ از این صیاد</p>
  <p id="mdBF" data-align="right">اینو میگن جنگ بدون اعلان<br />جنگی که هیچ قاعده ای نداره<br />اینو میگن جدال نابرابر<br />جدالی که فایده ای نداره<br />یک نفر از دشت بدون آهو<br />میگفت تو غم روی دلم گذاشتی<br />من نمیخوام دشتارو خشک و خالی<br />عاشق اون آهو بودم که کشتی</p>
  <p id="pCQx" data-align="right">دلتنگم دلتنگم دلتنگ از این بیداد<br />دلتنگم دلتنگم دلتنگ از این صیاد<br />دلتنگم دلتنگم دلتنگ از این بیداد</p>
  <p id="iMbL">48</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(24,  24%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="b6gx" data-align="center"><strong>شب زخمی</strong></p>
  </section>
  <p id="S4Yp" data-align="right">من و تو با لب تشنه تن خسته<br />لب یک چشمه رسیدیم<br />پیش رومون آب زمزم<br />سوختیم اما قطره ای هم نچشیدیم</p>
  <p id="qgye" data-align="right">من همیشه با تو از روزای آفتابی می گفتم<br />بهترین ترانه رو با صدای تو می شنفتم<br />تک سوار تو رسیده<br />در بیا از کوه سپیده<br />کی به جز من<br />برات از عاشقی گفته<br />کی به جز من<br />همه حرفاتو شنفته<br />دلتو بزن به دریا<br />بگذر از طلوع فردا<br />سفر ما از غروب تا به غروبه<br />اولین همسفرم اهل جنوبه</p>
  <p id="i4pX" data-align="right">من و تو با لب تشنه تن خسته<br />لب یک چشمه رسیدیم<br />پیش رومون آب زمزم<br />سوختیم اما قطره ای هم نچشیدیم ..</p>
  <p id="AQIb" data-align="right">عاشقیم ما عاشق<br />تنهایی تلخ شبونه<br />عاشقیم ما عاشق<br />اشکای گرم عاشقونه</p>
  <p id="kjIE" data-align="right">من و تو با لب تشنه تن خسته<br />لب یک چشمه رسیدیم<br />پیش رومون آب زمزم<br />سوختیم اما قطره ای هم نچشیدیم</p>
  <p id="JPsB" data-align="right">شبم از حادثه زخمی<br />رنگ لاله صبح صادق<br />همه ی آدمای دنیا بسیجن<br />دشمنانه واسه فتح قلب عاشق<br />رنگ آفتاب هم پریده<br />آخرین لحظه رسیده<br />سهم ما همینه که جدا بمونیم<br />پر فریاد اما بی صدا بمونیم</p>
  <p id="SYmZ">49</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(0,   0%,  var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="TEMs" data-align="center"><strong>قصه عشق</strong></p>
  </section>
  <p id="hwQA" data-align="right">شب به اون چشمات خواب نرسه<br />به تو می‌خوام مهتاب نرسه<br />بریم اونجا، اونجا که دیگه<br />به تو دست آفتاب نرسه</p>
  <p id="8ekO" data-align="right">عاشقت بودن عشق منه<br />اینو قلبم فریاد می‌زنه<br />گریه‌ی مستی داره صدام<br />این صدای عاشق شدنه</p>
  <p id="6jDK" data-align="right">قصه‌ی عشقت باز تو صدامه<br />یه شب مستی باز سر رامه<br />یه نفس بیشتر فاصلمون نیست<br />چه تب و تابی باز تو شبامه</p>
  <p id="tJK4" data-align="right">تو که مهتابی تو شب من<br />تو که آوازی رو لب من<br />اومدی موندی شکل دعا<br />توی هر یارب یارب من</p>
  <p id="V5UC" data-align="right">شب به اون چشمات خواب نرسه<br />به تو می‌خوام مهتاب نرسه<br />بریم اونجا، اونجا که دیگه<br />به تو دست آفتاب نرسه</p>
  <p id="1N2B" data-align="right">شب به اون چشمات خواب نرسه<br />به تو می‌خوام مهتاب نرسه<br />بریم اونجا، اونجا که دیگه<br />به تو دست آفتاب نرسه</p>
  <p id="JW3W" data-align="right">قصه‌ی عشقت باز تو صدامه<br />یه شب مستی باز سر رامه<br />یه نفس بیشتر فاصلمون نیست<br />چه تب و تابی باز تو شبامه</p>
  <p id="NCML" data-align="right">تو که مهتابی تو شب من<br />تو که آوازی رو لب من<br />اومدی موندی شکل دعا<br />توی هر یارب یارب من</p>
  <p id="e6cs" data-align="right">شب به اون چشمات خواب نرسه<br />به تو می‌خوام مهتاب نرسه<br />بریم اونجا، اونجا که دیگه<br />به تو دست آفتاب نرسه</p>
  <p id="NWZF" data-align="right">شب به اون چشمات خواب نرسه<br />به تو می‌خوام مهتاب نرسه<br />بریم اونجا، اونجا که دیگه<br />به تو دست آفتاب نرسه</p>
  <p id="r8a8">50</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(236, 74%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="sh0i" data-align="center"><strong>کوه یخ</strong></p>
  </section>
  <p id="uvFH" data-align="right">تو سرزمین یخها پر از سکوت غمناک<br />همیشه باد قطبی همیشه برف و کولاک<br />رو سردی لب من ملال غم نشسته<br />توفان وحشی شب کوه یخ و شکسته<br />کوه یخم من که رو آب شدم شناور<br />داغ حوادث می کنه آبم سراسر<br />کوه یخم من که رو آب شدم شناور<br />داغ حوادث می کنه آبم سراسر</p>
  <p id="USsR" data-align="right">نه جنگل سبز نه باغ گل ها<br />نه کوه سنگی نه دشت و صحرا<br />همیشه اینجا کولاک و باده<br />نه کلبه پیداست نه ختم جاده<br />بهارو اینجا کسی ندیده<br />زمین قطبی همش سپیده<br />بهارو اینجا کسی ندیده<br />زمین قطبی همش سپیده</p>
  <p id="lg91" data-align="right">نه جنگل سبز نه باغ گل ها<br />نه کوه سنگی نه دشت و صحرا<br />همیشه اینجا کولاک و باده<br />نه کلبه پیداست نه ختم جاده<br />بهارو اینجا کسی ندیده<br />زمین قطبی همش سپیده<br />بهارو اینجا کسی ندیده<br />زمین قطبی همش سپیده</p>
  <p id="4dh1">51</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(24,  24%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="ryfy" data-align="center"><strong>برج</strong></p>
  </section>
  <p id="VsNt" data-align="right">زیر این گنبد نیلی ، زیر این چرخ کبود<br />توی یک صحرای دور، یه برج پیر و کهنه بود<br />یه روزی زیر هجوم وحشی بارون و باد<br />از افق، کبوتری تا برج کهنه پر گشود<br />برج تنها سرپناه خستگی شد<br />مهربونیش مرهم شکستگی شد<br />اما این حادثه ی برج و کبوتر<br />قصه ی فاجعه ی دلبستگی شد<br />اول قصه مونو تو می دونی تو می دونستی<br />من نمی تونم برم تو می تونی تو می تونستی</p>
  <p id="2WIe" data-align="right">باد و بارون که تموم شد، اون پرنده پر کشید<br />التماس و اشتیاقو ته چشم برج ندید<br />عمر بارون عمر خوشبختی برج کهنه بود<br />بعد از اون حتی تو خوابم اون پرنده رو ندید<br />ای پرنده من، ای مسافر من<br />من همون پوسیده ی تنها نشینم<br />هجرت تو هر چه بود معراج تو بود<br />اما من اسیر مرداب زمینم<br />راز پرواز و فقط تو می دونی تو می دونستی<br />نمی تونم برم تو می تونی تو می تونستی<br />آخر قصه مونو تو می دونی تو می دونستی<br />من نمی تونم برم تو می تونی تو می تونستی</p>
  <p id="74NH">52</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(34,  84%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="v9ui" data-align="center"><strong>رحم کن</strong></p>
  </section>
  <p id="qDKS" data-align="right">ای تو هم بغض هنوز از من و ما عاشقتر<br />ای تو از خاصیت عاطفه پیغام آور<br />همدم دور به من مثل تن من نزدیک<br />صاحب قصه ی میلاد و هنوز و آخر</p>
  <p id="mknV" data-align="right">رحم کن دست تو پرپر شدنو می فهمه<br />رحم کن چشم تو ایثار منو می فهمه</p>
  <p id="3eCV" data-align="right">با چه ترسی بی تو دور از چشم تو می زیستم<br />من حریف جذبه ی چشم تو هرگز نیستم<br />رحم کن تا شب بی جنبش بی حوصلگی<br />پشت این پنجره ی خالی قابم نکنه<br />دارم از فکر رسیدن به تو آباد می شم<br />تو بیا که باد ولگرد خرابم نکنه</p>
  <p id="S87V" data-align="right">رحم کن دست تو پر پر شدنو می فهمه<br />رحم کن چشم تو ایثار منو می فهمه</p>
  <p id="GKxW" data-align="right">ای مراقب چراغ نفس من در باد<br />نفست به شعر من جرأت عریانی داد<br />بال پرواز من در به در عاشق باش<br />چون که در من کسی از اوج پریدن افتاد</p>
  <p id="MtYT" data-align="right">رحم کن دست تو پر پر شدنو می فهمه<br />رحم کن چشم تو ایثار منو می فهمه</p>
  <p id="N3rz">53</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(199, 50%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="I3c6" data-align="center"><strong>گل واژه</strong></p>
  </section>
  <p id="FBt5" data-align="right">وقتی که من عاشق می شم<br />دنیا برام رنگ دیگه س<br />صبح خروس خونش برام<br />انگار یه آهنگ دیگه س</p>
  <p id="qP78" data-align="right">وقتی که من عاشق می شم<br />ترانه هام عاشق ترن<br />گل واژه های شعر من<br />رنگ گلا رو می برن</p>
  <p id="XVSm" data-align="right">عشق واسه من یه معجزه س<br />تو لحظه های بی امید<br />تو صبح سردم مثل طلوع خورشید<br />فصل شکوفایی شعر تو باغ احساس منه<br />ناجی قلبم ، عشقه بدون تردید</p>
  <p id="wLhr" data-align="right">وقتی که من عاشق می شم<br />عاشقتر از من دیگه نیست<br />تو جون سپردن واسه عشق<br />هیچ کی سر از من دیگه نیست</p>
  <p id="NGUq" data-align="right">دار و ندارمو می خوام به پای عشقم ببازم<br />می خوام که یک تنه برم به لشکر غم بتازم</p>
  <p id="aGro" data-align="right">وقتی که من عاشق می شم<br />فصل دوباره موندنه<br />فصل رباعی و غزل<br />وقت ترانه خوندنه<br />وقت تو بیداری شبو<br />به مرز صبح رسوندنه</p>
  <p id="5Ppr">54</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(55,  86%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="PHQr" data-align="center"><strong>سفر</strong></p>
  </section>
  <p id="OYfb" data-align="right">تو ای تنهای معصومم<br />چه درد آور سفر کردی<br />چنان در خود فرو مردی<br />که من دیدم خود دردی</p>
  <p id="SmUR" data-align="right">در آن سوی پل پیوند<br />تویی با خنجری در مشت<br />در این سو مانده پا در گل<br />منم با خنجری در پشت</p>
  <p id="TJjp" data-align="right">تو ای با دشمن من دوست<br />صداقت را سپر کردی<br />چه آسان گم شدی در خود<br />چه درد آور سفر کردی</p>
  <p id="VjLQ" data-align="right">خدا این راه گم کرده<br />که از شیطان تهی تر بود<br />تورا خواند و تو هم رفتی<br />که حرفش حرف آخر بود</p>
  <p id="BREE" data-align="right">خدای تو به سحر خواب<br />به تو بیگانگی آموخت<br />غم دور از تو پوسیدن<br />مرا در خویشتن می سوخت</p>
  <p id="UrCt" data-align="right">تو ساده دل ندانستی<br />خدای تو دروغین بود<br />تنی خاکی و درمانده<br />خدای تو فقط این بود</p>
  <p id="HfnY" data-align="right">تو ای با دشمن من دوست<br />صداقت را سپر کردی<br />چه آسان گم شدی در خود<br />چه درد آور سفر کردی</p>
  <p id="olyV" data-align="right">چنین زخمی که من خوردم<br />نه از بیگانه از خویش است<br />هراسم نیست از مردن<br />ولی مرگ تو در پیش است</p>
  <p id="bKG7" data-align="right">شب رفتن تو را دیدم<br />ولی انگار در کابوس<br />فقط تصویری از تو بود<br />تو را نشناختم افسوس</p>
  <p id="d6mn" data-align="right">کسی هرگز به فکر ما<br />نبود و نیست ای هم درد<br />برای مرگ این قصه<br />کسی گریه نخواهد کرد</p>
  <p id="cqwp">55</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(236, 74%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="ZiVl" data-align="center"><strong>غریبه</strong></p>
  </section>
  <p id="1s3o" data-align="right">غریبه نمی‌ دونم توکی هستی<br />غریبه تو سکوتمو شکستی<br />کبوتروار در باغ سکوتم<br />از این شاخه به اون شاخه نشستی</p>
  <p id="e2YD" data-align="right">از غصه نترسیدی<br />برام زدی و رقصیدی<br />از غصه دلم خون بود<br />برام خوندی و خندیدی</p>
  <p id="xxVQ" data-align="right">تو باغ سکوت من<br />برام هزارتا گل دادی<br />از غصه رهام کردی<br />گفتی دیگه آزادی</p>
  <p id="izTl" data-align="right">ازدنیا دلم خون بود<br />که اون چشم تو پیدا شد<br />همون دنیای بی ارزش<br />برام یک دفعه دنیا شد</p>
  <p id="2jCo" data-align="right">تو رنگ صدات جونه<br />پر از دوا ودرمونه<br />آهنگشو می شناسم<br />دلم همیشه می خونه ..</p>
  <p id="cbRM">56</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(323, 50%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="4V0w" data-align="center"><strong>منو ببخش</strong></p>
  </section>
  <p id="16np" data-align="right">منو ببخش عزیزم که از تو می گریزم<br />می سوزم و خاموشم تو خودم اشک می ریزم<br />از لحظه تولد سفر تقدیر من بود<br />تنم اسیر جاده دلم اسیر تن بود</p>
  <p id="MqWG" data-align="right">یه قصه ی تازه نیست خونه به دوشی من<br />هراس دل سپردن عذاب دل بریدن<br />اگه یه دست عاشق یه شب پناه من شد<br />فردا عذاب جاده شکنجه گاه من شد</p>
  <p id="NKei" data-align="right">لحظه ی رفتنه دستاتو می بوسم<br />باید برم حتی اگه اونجا بپوسم<br />منو ببخش منو ببخش که ناگزیرم<br />باید برم حتی اگه بی تو بمیرم</p>
  <p id="zXsh" data-align="right">دریایی از مصیبت پشت سرم گذاشتم<br />وقتی به تو رسیدم دیگه نفس نداشتم<br />من مرده بودم اما دوباره جونم دادی<br />هم گریه ی من شدی عشقو نشونم دادی</p>
  <p id="PwIo" data-align="right">اگه یه شب تو عمرم چشمای من آسوده<br />همون یه خواب کوتاه زیر سقف تو بوده<br />اگه یه دست عاشق یه شب پناه من شد<br />فردا عذاب جاده شکنجه گاه من شد</p>
  <p id="IYTH" data-align="right">لحظه ی رفتنه دستاتو می بوسم<br />باید برم حتی اگه اونجا بپوسم<br />منو ببخش منو ببخش که ناگزیرم<br />باید برم حتی اگه بی تو بمیرم</p>
  <p id="s4JV">57</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(236, 74%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="YDvP" data-align="center"><strong>خاکستری</strong></p>
  </section>
  <p id="2b4a" data-align="right">روح بزرگوار من<br />دلگیرم از حجاب تو<br />شکل کدوم حقیقته<br />چهره بی نقاب تو</p>
  <p id="gQ9A" data-align="right">وقتی تن حقیرمو<br />به مسلخ تو می برم<br />مغلوب قلب من نشو<br />ستیزه کن با پیکرم<br />اسم منو از من بگیر<br />تشنه ی معنی منم<br />سنگینه بار تن برام<br />ببین چه خسته می شکنم</p>
  <p id="KXLg" data-align="right">به انتظار فصل تو<br />تمام فصلها گذشت<br />چه یأس بی نهایتی<br />ندیم من بود<br />فصل بد خاکستری<br />تسلیم و بی صدا گذشت<br />چه قلب بی سخاوتی<br />حریم من بود</p>
  <p id="nj00" data-align="right">دژخیم بی رحم تنم<br />به فکر تاراج منه<br />روح بزرگوار من<br />لحظه ی معراج منه<br />فکر نجات من نباش<br />مرگ منو ترانه کن<br />هر شعرمو به پیکرم<br />رشته تازیانه کن</p>
  <p id="v4GJ" data-align="right"><strong>با تو</strong>با تو این تن شکسته<br />داره کم کم جون میگیره<br />آخرین ذرات موندن<br />توی رگهام نمیمیره</p>
  <p id="lWRx" data-align="right">با تو انگار تو بهشتم<br />با تو پرسعادتم من<br />دیگه از مرگ نمیترسم<br />عاشق شهامتم من</p>
  <p id="WLR8" data-align="right">اگه رو حصیر بشینم<br />اگه هیچ نداشته باشم<br />با تو من مالک دنیام<br />با تو در نهایتم من</p>
  <p id="q5CV" data-align="right">با تو انگار تو بهشتم<br />با تو پر سعادتم من<br />دیگه از مرگ نمیترسم<br />عاشق شهامتم من</p>
  <p id="OFoQ" data-align="right">با تو شاه ماهی دریا<br />بی تو مرگ موج تو ساحل<br />با تو شکل یک حماسه<br />بی تو یک کلام باطل</p>
  <p id="tbf1" data-align="right">بی تو من هیچی نمیخوام<br />از این عمری که دو روزه<br />در اتاقم واسه قلبم<br />پیرهن عزا بدوزه</p>
  <p id="t0oB" data-align="right">با تو انگار تو بهشتم<br />با تو پر سعادتم من<br />دیگه از مرگ نمیترسم<br />عاشق شهامتم من</p>
  <p id="UHpB" data-align="right">با تو انگار تو بهشتم<br />با تو پر سعادتم من<br />دیگه از مرگ نمیترسم<br />عاشق شهامتم من</p>
  <p id="N7OA">58</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(55,  86%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="Lqkl" data-align="center"><strong>خونه</strong></p>
  </section>
  <p id="Wxcc" data-align="right">می خوام برم به خونه به جایی که صفا هس<br />تو گوشه و کنارش یه عالمه وفا هس<br />توی نگاه مادر یه عالمه دعا هس<br />اگه تنها بمونی یه دنیا تکیه گاه هس</p>
  <p id="rMuZ" data-align="right">می خوام برم به خونه جایی که مال منه<br />دلیل زنده بودن از عشق زنده بودنه</p>
  <p id="I7Gi" data-align="right">می خوام برم به خونه که سقفش یه پناهه<br />تمام گفتنی ها جاشون توی نگاهه</p>
  <p id="aSde" data-align="right">می خوام برم به خونه به جایی که صفا هس<br />تو گوشه و کنارش یه عالمه وفا هس<br />توی نگاه مادر یه عالمه دعا هس<br />اگه تنها بمونی یه دنیا تکیه گاه هس</p>
  <p id="C1LT" data-align="right">دعای خیر مادر باشه پشت وپناهم<br />بگم عزیزترینه نه با حرف ، با نگاهم<br />دم مغرب تو خونه سر سفره بشینیم<br />محبت رو بشه تو چشم مادر ببینیم</p>
  <p id="XaHy" data-align="right">می خوام برم به خونه به جایی که صفا هس<br />تو گوشه و کنارش یه عالمه وفا هس<br />توی نگاه مادر یه عالمه دعا هس<br />اگه تنها بمونی یه دنیا تکیه گاه هس</p>
  <p id="JhEq" data-align="right">هدف رفتن به خونه س پیاده یا سواره<br />خستگی تو جاده ها دیگه معنی نداره<br />همه دوریم می دونم ، دور از گهواره هامون<br />الهی من بمیرم واسه درد دلامون</p>
  <p id="P2iE" data-align="right">می خوام برم به خونه به جایی که صفا هس<br />تو گوشه و کنارش یه عالمه وفا هس<br />توی نگاه مادر یه عالمه دعا هس<br />اگه تنها بمونی یه دنیا تکیه گاه هس ...</p>
  <p id="9YxF">59</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(263, 48%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="QsqL" data-align="center"><strong>منزل به منزل</strong></p>
  </section>
  <p id="1sir" data-align="right">به دنبال توام منزل به منزل<br />پریشان میروم ساحل به ساحل<br />به خوابت دیده ام رویا به رویا<br />به یادت بوده ام فردا به فردا<br />پس از تو روح سرگردان موجم<br />هنوزم تشنه ام دریا به دریا<br />تو را تنهای تنها میشناسم<br />تو را هر جای دنیا میشناسم</p>
  <p id="bYVA" data-align="right">به دنبال توام منزل به منزل<br />پریشان میروم ساحل به ساحل<br />به خوابت دیده ام رویا به رویا<br />به یادت بوده ام فردا به فردا</p>
  <p id="MX7j" data-align="right">در به در دربه در تو بی تو و هم سفر تو<br />هر چه گفتم تا به امروز از تصدق سر تو<br />از همین روز تا به فردا حتی تا آخر دنیا<br />هر چه هستم یا که باشم از تو ام تنهای تنها<br />خاکم و خاک در تو سایه ی پشت سر تو<br />همه ی زندگی من یک غزل از دفتر تو</p>
  <p id="VnGu" data-align="right">به دنبال توام منزل به منزل<br />پریشان میروم ساحل به ساحل<br />به خوابت دیده ام رویا به رویا<br />به یادت بوده ام فردا به فردا<br />پس از تو روح سرگردان موجم<br />هنوزم تشنه ام دریا به دریا<br />تو را تنهای تنها میشناسم<br />تو را هر جای دنیا میشناسم</p>
  <p id="5hK8" data-align="right">به دنبال توام منزل به منزل<br />پریشان میروم ساحل به ساحل<br />به خوابت دیده ام رویا به رویا<br />به یادت بوده ام فردا به فردا</p>
  <p id="ai2z">60</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(170, 33%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="rE6F" data-align="center"><strong>بگو ای یار بگو</strong></p>
  </section>
  <p id="NhQm" data-align="right">بگو ای یار بگو ای وفادار بگو<br />از سر بلند عشق بر سر دار بگو</p>
  <p id="rjAm" data-align="right">بگو از خونه بگو ، از گل پونه بگو<br />از شب شبزده‌ها که نمی‌مونه بگو</p>
  <p id="Forf" data-align="right">بگو از محبوبه‌ها ، نسترنهای بنفش<br />سفره‌های بی‌ریا ، توی سبزه‌زار فرش</p>
  <p id="xQc9" data-align="right">بگو ای یار بگو ، که دلم تنگ شده<br />رو زمین جا ندارم ، آسمون سنگ شده</p>
  <p id="aZTH" data-align="right">بگو از شب کوچه‌ها ، پرسه های بی‌هدف<br />کوچه‌باغ انتظار توی بارون و علف</p>
  <p id="Xjxu" data-align="right">بگو از کلاغ پیر که به خونه نرسید<br />از بهار قصه‌ها که سر شاخه تکید</p>
  <p id="WpPN" data-align="right">بگو از خونه بگو ، از گل پونه بگو<br />از شب شبزده‌ها که نمی‌مونه بگو</p>
  <p id="aveu" data-align="right">بگو از محبوبه‌ها ، نسترنهای بنفش<br />سفره‌های بی‌ریا ، روی سبزه‌زار فرش</p>
  <p id="uCJp" data-align="right">بگو ای یار بگو ، که دلم تنگ شده ...</p>
  <p id="fyFt">61</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(236, 74%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="IfDJ" data-align="center"><strong>هموطن</strong></p>
  </section>
  <p id="esKc" data-align="right">دلم گرفته هموطن<br />هوای موندن ندارم<br />نشسته غصه تو قلب من<br />نوای خوندن ندارم<br />گذشت وقت جوونی<br />سفر رفت مهربونی<br />شدم زندونی غم<br />تو با من همزبونی<br />ز غربت خیلی خسته م<br />تو دردمو میدونی</p>
  <p id="fB5G" data-align="right">تویی همخون و جون من<br />تو با غم آشنایی<br />وطن خون و غرور من<br />برام مرگه جدایی<br />ای وای بر دل من<br />طلسم مشکل من<br />اگه وطن نباشه<br />کجا آب و گل من<br />از این بهار پر گل<br />خزون شد حاصل من</p>
  <p id="jCqs" data-align="right">اگه یه روزی غم بره<br />خنده بیاد ماتم بره<br />دوباره این دل پر می گیره<br />زندگی رو از سر می گیره<br />اگه تنم رها بشه<br />درای بسته وا بشه<br />دوباره این دل پر می گیره<br />زندگی رو از سر می گیره</p>
  <p id="Vae4">62</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(0,   0%,  var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="TdRh" data-align="center"><strong>غریبه</strong></p>
  </section>
  <p id="52l6" data-align="right">آبی آبی مهتابی<br />آبی تر از هر آبی<br />از چشمای تو میگم این آیه ها ی آبی<br />دریاهای بی تابی</p>
  <p id="lucT" data-align="right">آبی آبی مهتابی<br />آبی تر از هر آبی<br />از چشمای تو میگم این آیه ها ی آبی<br />دریاهای بی تابی</p>
  <p id="zHg1" data-align="right">آبی یعنی دل من<br />دریایی که اسیره این چهره ی تقدیره که رنگ از تو میگیره</p>
  <p id="mGba" data-align="right">وقتی که خیره میشم به عمق حوض کاشی<br />حس میکنم تو هستم حتی اگه نباشی<br />من رنگ گنبدا رو چشمای تو میبینم<br />سجدم به جانب توست اینه معنای دینم</p>
  <p id="THbm" data-align="right">آبی آبی مهتابی<br />آبی تر از هر آبی<br />از چشمای تو میگم این آیه ها ی آبی<br />دریاهای بی تابی</p>
  <p id="gkOV" data-align="right">دل خسته ام از اینجا از آدمای دنیا<br />همین امروز و فردا دل میزنم به دریا<br />دل میزنم به دریا<br />رنگ تو رو میپوشم<br />از عمق آبی عشق چشم تو رو مینوشم</p>
  <p id="FJGU" data-align="right">آبی آبی مهتابی<br />آبی تر از هر آبی<br />از چشمای تو میگم این آیه ها ی آبی<br />دریاهای بی تابی</p>
  <p id="qh6h" data-align="right">آبی آبی مهتابی<br />آبی تر از هر آبی<br />از چشمای تو میگم این آیه ها ی آبی<br />دریاهای بی تابی</p>
  <p id="rvuG">63</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(55,  86%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="gjje" data-align="center"><strong>بر فراز آسمان ها</strong></p>
  </section>
  <p id="oarN" data-align="right">بروم شادان به فلک دور از غم ها دور از همه کس<br />ندهم من ره به کسی در بزم یار من باشم و بس<br />شاد و بی باک<br />با عشقی پاک<br />بر این آب و خاک<br />بپرم ز جهان<br />چو عقاب به دل آسمان</p>
  <p id="RGH8" data-align="right">تپش قلب پر از امید من تپش زندگیه<br />دل من دیده ی من دنیای من همه تابندگیه<br />شور من<br />چشمه ی<br />نور من</p>
  <p id="uM5A" data-align="right">بروم شادان به فلک دور از غم ها دور از همه کس<br />ندهم من ره به کسی در بزم یار من باشم و بس<br />شاد و بی باک<br />با عشقی پاک<br />بر این آب و خاک<br />بپرم ز جهان<br />چو عقاب به دل آسمان</p>
  <p id="Jb5J">64</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(24,  24%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="i4nL" data-align="center"><strong>تصمیم</strong></p>
  </section>
  <p id="TXY8" data-align="right">از این تصمیم می ترسم ، در افکارم غم نام هست<br />دلم در کاغذی مرموز ، در این صندوق پنهان است<br />از این تصمیم می ترسم که مار از آستین روید<br />و دست معرکه گیری ، کلید جعبه را جوید<br />از آزادی اگر گفتند ، بدان دریا سرابی هست<br />بگو بین بد و بدتر ، چه حق انتخابی هست<br />از آزادی اگر گفتند ، بدان دریا سرابی هست<br />بگو بین بد و بدتر ، چه حق انتخابی هست</p>
  <p id="w9wg" data-align="right">به انسان رای خواهی داد ، به عنوان ، عکس یا تبلیغ<br />به اسم بهتر از هیچ دموکراسی در تعلیق<br />کسی که فکر کرده است بد ، نمادی خوب پیدا کرد<br />به جای دیدن یک فیلم ، میان پرده تماشا کرد<br />از آزادی اگر گفتند ، بدان دریا سرابی هست<br />بگو بین بد و بدتر ، چه حق انتخابی هست<br />از آزادی اگر گفتند ، بدان دریا سرابی هست<br />بگو بین بد و بدتر ، چه حق انتخابی هست</p>
  <p id="umvw" data-align="right">خبرهای خوش فردا به دست کولیان افتاد<br />بهای فال خوشبختی برای ما گران افتاد<br />اگر روباه جای شیر ، نصیبش تاج زرین شد<br />بدان که سرنوشت ما ، همه از پیش تعیین شد<br />از آزادی اگر گفتند ، بدان دریا سرابی هست<br />بگو بین بد و بدتر ، چه حق انتخابی هست<br />از آزادی اگر گفتند ، بدان دریا سرابی هست<br />بگو بین بد و بدتر ، چه حق انتخابی هست<br />بگو بین بد و بدتر ، چه حق انتخابی هست<br />بگو بین بد و بدتر ، چه حق انتخابی هست...</p>
  <p id="UGY1"></p>
  <p id="nA9s">65</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(34,  84%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="mUGE" data-align="center"><strong>درخت</strong></p>
  </section>
  <p id="rfPs" data-align="right">توی تنهایی یک دشت بزرگ<br />که مثل غربت شب بی انتهاست<br />یه درخت تن سیاه سربلند<br />آخرین درخت سبز سرپاست<br />رو تنش زخمه ولی زخم تبر<br />نه یه قلب تیر خورده نه یه اسم<br />شاخه هاش پر از پر پرنده هاست<br />کندوی پاک دخیل و طلسم<br />چه پرنده ها که تو جاده کوچ<br />مهمون سفره ی سبز اون شدن<br />چه مسافرا که زیر چتر اون به تن خستگیشون تبر زدن<br />تا یه روز تو اومدی بی خستگی<br />با یه خورجین قدیمیه قشنگ<br />با تو نه سبزه نه آینه بود نه آب<br />یه تبر بود با تو با اهرم سنگ<br />اون درخت سربلند پرغرور که سرش داره به خورشید میرسه منم منم<br />اون درخت تن سپرده به تبر که واسه پرنده ها دلواپسه منم منم<br />من صدای سبز خاک سربی ام<br />صدایی که خنجرش رو بخداست<br />صدایی که تو ی بهت شب دشت<br />نعره ای نیست ولی اوج یک صداست<br />رقص دست نرمت ای تبر بدست<br />با هجوم تبر گشنه و سخت<br />آخرین تصویر تلخ بودنه<br />توی ذهن سبز آخرین درخت<br />حالا تو شمارش ثانیه هام<br />کوبه های بی امونه تبره<br />تبری که دشمنه همیشه ی<br />این درخت محکم و تناوره</p>
  <p id="CMhE" data-align="right">من به فکر خستگی های پر پرنده هام<br />تو بزن، تبر بزن<br />من به فکر غربت مسافرام<br />آخرین ضربه رو محکمتر بزن</p>
  <p id="0fxd">66</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(236, 74%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="5Aly" data-align="center"><strong>طلوع کن</strong></p>
  </section>
  <p id="dMOg" data-align="right">اشاره کن که بشکفم<br />حتی در این یخ بستگی در این ترانه سوزی و<br />در این غزل شکستگی<br />طلوع کن طلوع کن<br />بر این ستاره مردگی<br />که از تو تازه می شود<br />این خلوت سر خوردگی<br />طلوع کن طلوع کن</p>
  <p id="Kxos" data-align="right">طلوع کن طلوع کن<br />که بودنم تازه کنی<br />دست مرا بگیریو<br />با بوسه اندازه کنی<br />طلوع کن طلوع کن</p>
  <p id="RhV2" data-align="right">ایینه پر می شود<br />از جوانیه خواطره ها<br />تن تو و شرم منو<br />خاموشیه پنجره ها</p>
  <p id="Ok9x" data-align="right">طلوع کن طلوع کن<br />بر این ستاره مردگی<br />که از تو تازه می شود<br />این خلوت سر خوردگی<br />طلوع کن طلوع کن</p>
  <p id="i6gA" data-align="right">اشاره کن که من به تو<br />به یک اشاره می رسم<br />رنگین کمون من تویی<br />که به ستاره می رسم</p>
  <p id="VVae" data-align="right">من به تو شک نمی کنم<br />طلوع کن طلوع کن<br />از تو به پایان می رسم<br />شروع کن شروع کن<br />طلوع کن طلوع کن<br />بر این ستاره مردگی<br />که از تو مرده می شود<br />این خلوت سر خوردگی<br />طلوع کن طلوع کن</p>
  <p id="3OGn">67</p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(323, 50%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="PEr5" data-align="center"><strong>هلا</strong></p>
  </section>
  <p id="FCyd" data-align="right">هلّا توان همه عاشقان در میهن ..<br />هلّا توان همه عاشقان در تبعید</p>
  <p id="VmSJ" data-align="right">دوباره زاغه نشینان به زاغه برگشتند<br />دوباره طاهره ها از گرسنگی مردند<br />دوباره راضیه بر فقر خویش راضی شد<br />بجای کشت کشاورز را درو کردند<br />بجای نان به تساوی گلوله قسمت شد</p>
  <p id="kYpt" data-align="right">هلّا توان همه عاشقان در میهن<br />هلّا توان همه عاشقان در تبعید</p>
  <p id="9JVH" data-align="right">دوباره نفیر دیو کشت عاشقان آزادی<br />دوباره ساده ترین حرف تیرباران شد<br />دوباره هر چه که رشتیم پنبه شد در باد<br />دوباره هر چه زمین بود گور یاران شد</p>
  <p id="MctK" data-align="right">هلّا توان همه عاشقان در میهن<br />هلّا توان همه عاشقان در تبعید</p>
  <p id="0anI" data-align="right">دوباره می شود آری به باغ گل رویاند<br />دوباره می شود آری به دشت سبزه نشاند<br />دوباره می شود از خانه های شاد گذشت<br />دوباره می شود از کودکان ترانه شنید<br />دوباره می شود آری اگر بپیوندیم<br />به دیدگان پر از انتظار شب زدگان<br />دوباره می شود آری اگر شکسته شود<br />شب سکوت و شب ترس و یاس ما یاران</p>
  <p id="iMz2" data-align="right">هلّا توان همه عاشقان در میهن<br />هلّا توان همه عاشقان در تبعید<br />هلّا توان همه عاشقان در میهن<br />هلّا توان همه عاشقان در ایران</p>
  <p id="VrkL"></p>
  <p id="DdRl"></p>
  <p id="67km"></p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(34,  84%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="WNQy" data-align="center">☆☆☆☆☆☆☆★☆☆☆☆☆☆☆</p>
  </section>
  <section style="background-color:hsl(hsl(236, 74%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <p id="s2Hj" data-align="center">•▪︎■□○●●○□■▪︎•</p>
  </section>
  <hr />
  <p id="k9aL"></p>
  <hr />
  <hr />
  <hr />
  <p id="yUsw" data-align="right">======================</p>
  <p id="xqEH" data-align="right">هيچکي يادمون نداده/ خنده ي همو ببينيم<br />اين فقط درد &quot;وطن&quot; نيست/ ما تو غربتم همينيم!</p>
  <p id="9dCs" data-align="right">اينور و اونورِ ديوار/ درد ما هنوز همونه<br />آي &quot;شقايق&quot;! ما جماعت دردمون از خودمونه!</p>
  <p id="eLwt" data-align="right">تو همه خاطره هامون/ حق دشمن &quot;مُرده باد&quot;ه<br />حتي راه دشمني رو هيچکي يادمون نداده<br />=================</p>
  <p id="75SP" data-align="right">موندم از کجا شروع شد که تورو دوباره ديدم</p>
  <p id="KNfl" data-align="right">هنوز ار راه نرسيدم به آخر قصه مون رسيدم</p>
  <p id="tr2w" data-align="right">يکي جز من تو دلت بود واسه اين بود برنگشتم</p>
  <p id="WtE9" data-align="right">وقتي لبخندتو ديدم حتي از خودم گذشتم</p>
  <p id="40T9" data-align="right">اين فداکاري من رو ديگه جز من کي ميدونه</p>
  <p id="tavM" data-align="right">جز تويي که خوبيامو ديگه يادت نميمونه</p>
  <p id="iDZX" data-align="right">شايد اصلا ديگه يادت بره که مثله قديم جون مني</p>
  <p id="f2jG" data-align="right">ولي يادت نره خوشبختي الانتو مديون مني</p>
  <p id="7dLp" data-align="right">شايد اصلا ديگه يادت بره که مثله قديم جون مني</p>
  <p id="lwLW" data-align="right">ولي يادت نره خوشبختي الانتو مديون مني</p>
  <p id="TM58" data-align="right">=====================<br />درد يک پنجره را پنجره‌ها مي‌فهمند<br />معني کورشدن را گره‌ها مي‌فهمند</p>
  <p id="EGxa" data-align="right">سخت بالا بروي، ساده بيايي پايين<br />قصّه‌ي تلخ مرا سُرسُره‌ها مي‌فهمند</p>
  <p id="G5bb" data-align="right">يک نگاهت به من آموخت که در حرف‌زدن<br />چشم‌ها بيش‌تر از حنجره‌ها مي‌فهمند</p>
  <p id="F2XE" data-align="right">آن چه از رفتنت آمد به سرم را فردا<br />مردم از خواندن اين تذکره‌ها مي‌فهمند</p>
  <p id="MFZy" data-align="right">نه! نفهميد کسي منزلت شمس مرا<br />قرن‌ها بعد در آن کنگره‌ها مي‌فهمند<br />====================</p>
  <p id="s7qn"></p>
  <section style="background-color:hsl(hsl(55,  86%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <blockquote id="1lMa" data-align="center">جستجوی کلمات</blockquote>
    <p id="xYMI" data-align="center"> <strong>چشم، چشم روشن، خورشید، ستاره و آیینه</strong></p>
  </section>

]]></content:encoded></item><item><guid isPermaLink="true">https://teletype.in/@czar/Didar_dar_shab</guid><link>https://teletype.in/@czar/Didar_dar_shab?utm_source=teletype&amp;utm_medium=feed_rss&amp;utm_campaign=czar</link><comments>https://teletype.in/@czar/Didar_dar_shab?utm_source=teletype&amp;utm_medium=feed_rss&amp;utm_campaign=czar#comments</comments><dc:creator>czar</dc:creator><title>دیدار در شب</title><pubDate>Wed, 13 Apr 2022 22:06:02 GMT</pubDate><description><![CDATA[دیدار در شب]]></description><content:encoded><![CDATA[
  <section style="background-color:hsl(hsl(34,  84%, var(--autocolor-background-lightness, 95%)), 85%, 85%);">
    <h1 id="firstHeading" data-align="center">تولدی دیگر/دیدار در شب</h1>
  </section>
  <p id="language-selector"></p>
  <p id="oUje"></p>
  <section>
    <p id="Ipe4" data-align="right"><strong>دیدار در شب</strong></p>
    <p id="uyRH" data-align="right">و چهرۀ شگفت</p>
    <p id="bLYs" data-align="right">از آنسوی دریچه به من گفت</p>
    <p id="sa2H" data-align="right">«حق با کسیست که می بیند</p>
    <p id="hiEx" data-align="right">«من مثل حس گمشدگی وحشت آورم</p>
    <p id="3Zzo" data-align="right">«اما خدای من</p>
    <p id="QHfg" data-align="right">«آیا چگونه میشود از من ترسید؟</p>
    <p id="Ipb4" data-align="right">«من، منکه هیچگاه،</p>
    <p id="X7Zp" data-align="right">«جز بادبادکی سبک و ولگرد</p>
    <p id="mf2E" data-align="right">«بر پشت بامهای مه آلود آسمان</p>
    <p id="he9x" data-align="right">«چیزی نبوده‌ام</p>
    <p id="mSMD" data-align="right">«و عشق و میل و نفرت و دردم را</p>
    <p id="5QKl" data-align="right">«در غربت شبانهٔ قبرستان</p>
    <p id="P6Ui" data-align="right">«موشی بنام مرگ جویده‌ست.»</p>
    <p id="EOmZ" data-align="right">و چهرهٔ شگفت</p>
    <p id="VcFK" data-align="right">با آن خطوط نازک دنباله‌دار سست</p>
    <p id="HJoo" data-align="right">که باد، طرح جاریشان را</p>
    <p id="eUDU" data-align="right">لحظه به لحظه محو و دگرگون می‌کرد</p>
    <p id="Vbly" data-align="right">و گیسوان نرم و درازش</p>
    <p id="6YLr" data-align="right">که جنبش نهانی شب میربودشان</p>
    <p id="0d6j" data-align="right">و بر تمام پهنهٔ شب میگشودشان</p>
    <p id="8j1Q" data-align="right">همچون گیاههای ته دریا</p>
    <p id="l75F" data-align="right">در آنسوی دریچه روان بود</p>
    <p id="VrRp" data-align="right">و داد زد</p>
    <p id="ozXl" data-align="right">«باور کنید</p>
    <p id="POXC" data-align="right">«من زنده نیستم»</p>
    <p id="xBOJ" data-align="right">من از ورای او تراکم تاریکی را</p>
    <p id="oBkP" data-align="right">و میوه‌های نقره‌ای کاج را هنوز،</p>
    <p id="aumD" data-align="right">میدیدم، آه، ولی او...</p>
    <p id="3tNd" data-align="right">او بر تمام اینهمه میلغزید</p>
    <p id="TY95" data-align="right">و قلب بینهایت او اوج می‌گرفت</p>
    <p id="8afo" data-align="right">گوئی که حس سبز درختان بود</p>
    <p id="eUs4" data-align="right">و چشمهایش تا ابدیت ادامه داشت.</p>
    <p id="yPOG" data-align="right">* *</p>
    <p id="o8fB" data-align="right">«حق با شماست</p>
    <p id="5Q6h" data-align="right">«من هیچگاه پس از مرگم</p>
    <p id="Pn5E" data-align="right">«جرئت نکرده‌ام که در آئینه بنگرم</p>
    <p id="GRKo" data-align="right">«و آنقدر مرده‌ام</p>
    <p id="MSEj" data-align="right">«که هیچ چیز مرگ مرا دیگر</p>
    <p id="SISN" data-align="right">«ثابت نمی‌کند</p>
    <p id="wAom" data-align="right">«آه</p>
    <p id="1OBF" data-align="right">«آیا صدای زنجره‌ای را</p>
    <p id="XkOq" data-align="right">«که در پناه شب، بسوی ماه می‌گریخت</p>
    <p id="OcyS" data-align="right">«از انتهای باغ شنیدید؟</p>
    <p id="srcJ" data-align="right">«من فکر میکنم که تمام ستاره‌ها</p>
    <p id="bK2K" data-align="right">«به آسمان گمشده‌ای کوچ کرده‌اند</p>
    <p id="LKVs" data-align="right">«و شهر، شهر چه ساکت بود</p>
    <p id="GJhV" data-align="right">«من در سراسر طول مسیر خود</p>
    <p id="YY1T" data-align="right">«جز با گروهی از مجسمه‌های پریده رنگ</p>
    <p id="RUch" data-align="right">«و چند رفتگر</p>
    <p id="Nywy" data-align="right">«که بوی خاکروبه و توتون میدادند</p>
    <p id="Wxf1" data-align="right">«و گشتیان خستهٔ خواب‌آلود</p>
    <p id="A6sm" data-align="right">«با هیچ چیز روبرو نشدم</p>
    <p id="IF1W" data-align="right">«افسوس</p>
    <p id="zzOk" data-align="right">«من مرده‌ام</p>
    <p id="ZYji" data-align="right">«و شب هنوز هم</p>
    <p id="j5Hg" data-align="right">«گوئی ادامهٔ همان شب بیهوده‌ست.»</p>
    <p id="5UCl" data-align="right">خاموش شد</p>
    <p id="RtwR" data-align="right">و پهنهٔ وسیع دو چشمش را</p>
    <p id="frsj" data-align="right">احساس گریه تلخ و کدر کرد</p>
    <p id="zpHr" data-align="right">«آیا شما که صورتتان را</p>
    <p id="AcyU" data-align="right">«در سایهٔ نقاب غم‌انگیز زندگی</p>
    <p id="G6vx" data-align="right">«مخفی نموده‌اید</p>
    <p id="Ptrn" data-align="right">«گاهی به این حقیقت یأس‌آور</p>
    <p id="bou3" data-align="right">«اندیشه می‌کنید</p>
    <p id="QyVW" data-align="right">«که زنده‌های امروزی</p>
    <p id="IZ0j" data-align="right">«چیزی بجز تفالۀ یک زنده نیستند؟</p>
    <p id="7xqs" data-align="right">«گوئی که کودکی</p>
    <p id="vSfj" data-align="right">«در اولین تبسم خود پیر گشته است</p>
    <p id="4APZ" data-align="right">«و قلب — این کتیبهٔ مخدوش</p>
    <p id="HBeq" data-align="right">«که در خطوط اصلی آن دست برده‌اند —</p>
    <p id="FRLu" data-align="right">«به اعتبار سنگی خود دیگر</p>
    <p id="iD0T" data-align="right">«احساس اعتماد نخواهد کرد</p>
    <p id="yv40" data-align="right">«شاید که اعتیاد به <strong>بودن</strong></p>
    <p id="MX0z" data-align="right">«و مصرف مدام مسکن‌ها</p>
    <p id="Vogc" data-align="right">«امیال پاک و ساده و انسانی را</p>
    <p id="xZbW" data-align="right">«به ورطهٔ زوال کشانده‌ست</p>
    <p id="eeKN" data-align="right">«شاید که روح را</p>
    <p id="66hk" data-align="right">«به انزوای یک جزیرهٔ نامسکون</p>
    <p id="ZdBD" data-align="right">«تبعید کرده‌اند</p>
    <p id="AKoa" data-align="right">«شاید که من صدای زنجره را خواب دیده‌ام.</p>
    <p id="GCQh" data-align="right">«پس این پیادگان که صبورانه</p>
    <p id="3pZL" data-align="right">«بر نیزه‌های چوبی خود تکیه داده‌اند</p>
    <p id="Kziu" data-align="right">«آن بادپا سوارانند؟</p>
    <p id="2zfu" data-align="right">«و این خمیدگان لاغر افیونی</p>
    <p id="JQgB" data-align="right">«آن عارفان پاک بلنداندیش؟</p>
    <p id="KSi7" data-align="right">«پس راست است، راست، که انسان</p>
    <p id="j2nP" data-align="right">«دیگر در انتظار ظهوری نیست</p>
    <p id="NxEq" data-align="right">«و دختران عاشق</p>
    <p id="u1Ba" data-align="right">«با سوزن دراز برودری دوزی</p>
    <p id="CQSs" data-align="right">«چشمان زود باور خود را دریده‌اند؟</p>
    <p id="BwBw" data-align="right">«اکنون طنین جیغ کلاغان</p>
    <p id="lUzQ" data-align="right">«در عمق خوابهای سحرگاهی</p>
    <p id="U412" data-align="right">«احساس میشود</p>
    <p id="62bw" data-align="right">«آئینه‌ها به هوش میآیند</p>
    <p id="Sygr" data-align="right">«و شکل‌های منفرد و تنها</p>
    <p id="Gvpu" data-align="right">«خود را به اولین کشالهٔ بیداری</p>
    <p id="EJeM" data-align="right">«و به هجوم مخفی کابوس‌های شوم</p>
    <p id="hnSo" data-align="right">«تسلیم می‌کنند.</p>
    <p id="2ySV" data-align="right">«افسوس</p>
    <p id="8QdL" data-align="right">«من با تمام خاطره‌هایم</p>
    <p id="lmeT" data-align="right">«از خون، که جز حماسهٔ خونین نمی‌سرود</p>
    <p id="hgIV" data-align="right">«و از غرور، غروری که هیچگاه</p>
    <p id="pLtt" data-align="right">«خود را چنین حقیر نمی‌زیست</p>
    <p id="5rLN" data-align="right">«در انتهای فرصت خود ایستاده‌ام</p>
    <p id="tl1c" data-align="right">«و گوش می کنم: نه صدائی</p>
    <p id="8M5Z" data-align="right">«و خیره می‌شوم: نه ز یک برگ جنبشی</p>
    <p id="QHx8" data-align="right">«و نام من نفس آنهمه پاکی بود</p>
    <p id="wT49" data-align="right">«دیگر غبار مقبره‌ها را هم</p>
    <p id="LDwR" data-align="right">«بر هم نمیزند»</p>
    <p id="yTEw" data-align="right">لرزید</p>
    <p id="AmML" data-align="right">و برد و سوی خویش فرو ریخت</p>
    <p id="h6Wk" data-align="right">و دستهای ملتمسش از شکافها</p>
    <p id="s9no" data-align="right">مانند آههای طویلی، بسوی من</p>
    <p id="pUnq" data-align="right">پیش آمدند</p>
    <p id="YZ7u" data-align="right">«سرد است</p>
    <p id="Gf5Y" data-align="right">«و بادها خطوط مرا قطع میکنند</p>
    <p id="FUr9" data-align="right">«آیا در این دیار کسی هست که هنوز</p>
    <p id="rSNt" data-align="right">«از آشنا شدن</p>
    <p id="Hrvw" data-align="right">«با چهرهٔ فنا شدهٔ خویش</p>
    <p id="IBix" data-align="right">«وحشت نداشته باشد؟</p>
    <p id="lCdO" data-align="right">«آیا زمان آن نرسیده‌ست</p>
    <p id="AvUf" data-align="right">«که این دریچه باز شود باز باز باز</p>
    <p id="uuft" data-align="right">«که آسمان ببارد</p>
    <p id="k2iw" data-align="right">«و مرد، بر جنازهٔ مرد خویش</p>
    <p id="wVlG" data-align="right">«زاری‌کنان نماز گزارد؟»</p>
    <p id="2eK1" data-align="right">شاید پرنده بود که نالید</p>
    <p id="B6e9" data-align="right">یا باد، در میان درختان</p>
    <p id="Me1L" data-align="right">یا من، که در برابر بن‌بست قلب خود</p>
    <p id="EUOG" data-align="right">چون موجی از تأسف و شرم و درد</p>
    <p id="kxuR" data-align="right">بالا میآمدم</p>
    <p id="4Rbw" data-align="right">و از میان پنجره می‌دیدم</p>
    <p id="tzSf" data-align="right">که آن دو دست، آن سرزنش تلخ</p>
    <p id="tMxm" data-align="right">باز، همچنان دراز بسوی دو دست من</p>
    <p id="5lW2" data-align="right">در روشنائی سپیده دمی کاذب</p>
    <p id="zjJB" data-align="right">تحلیل میروند</p>
    <p id="DBr2" data-align="right">و یک صدا که در افق سرد</p>
    <p id="4O7Z" data-align="right">فریاد زد:</p>
    <p id="Aw3l" data-align="right">«خداحافظ»</p>
  </section>
  <p id="1DDi"></p>
  <ul id="3miB"></ul>

]]></content:encoded></item></channel></rss>