آشنایی با فرادرمانی
فرادرمانی
فرادرماني شاخهای از درمانهاي مكمل میباشد و ماهيتي كاملاً عرفانی داشته، زير مجموعهای از عرفان کیهانی (حلقه) به شمار میآید (بنيانگذاري شده توسط استاد محمدعلي طاهری - منطبق بر عرفان ایران). در اين شاخهی درماني، بيمار توسط فرادرمانگر به شبكه شعور كيهانی (شبكه آگاهی و هوشمندی حاكم بر جهان هستي، روح القدس) متصل شده و ضمن ارايه اطلاعاتی از نحوه اتصال خود، از طريق گرم شدن، سرد شدن، درد گرفتن، تير كشيدن، ضربان زدن، تشنج و... اعضاي معيوب و تنشدار بدن او مشخص شده و با حذف علايم، روند درمان آغاز میشود.
نام فرادرماني از آنجا بر روي اين شاخه گذارده شده است كه از نوعی نگرش به نام فراكل نگري ناشي شده است. در اين نگرش به انسان، به وسعت و عظمت جهان هستي نگاه میشود نه صرفاً مشتي گوشت و پوست و استخوان.
جهان انسان شد و انسان جهاني از اين پـاكيــزه تـر نـبود كــلامــي
در این نگرش، انسان مجموعهای است از جسم، روان، ذهن و کالبدهای متعدد دیگر، مبدلهای انرژی مختلف (چاکراها) کانالهای محدود و مسدود انرژی (کانالهای مطروحه در طب سوزنی)، حوزههای مختلف انرژی پولاریتی بدن، حوزهی بیوپلاسما، شعور سلولی، فرکانس مولکولی... و بینهایت اجزای تشکیل دهندهی ناشناختهی دیگر.
در این مکتب عرفانی برای درمان انسان، به همهی اجزای وجودی او توجه شده و کل وجود، به طور همزمان در ارتباط با شبکه شعور کیهانی قرار میگیرد تا با صلاحدید و هوشمندی آن، نسبت به رفع اختلال در اجزای مختلف، کارهای فرادرمانی لازم، توسط شبکه روی بیمار صورت گرفته و مراحل درمان را طی کند.
بنابراین، از این دیدگاه، براي درمان همه نوع بيماري میتوان از اتصال به شبکه شعور کیهانی كمك گرفت و فرادرمانگر اجازه ندارد که هیچ نوع از انواع بیماریها را غیرقابل علاج بداند، زيرا برای شعور و هوشمندی کیهانی هر نوع اصلاح و رفع هر اختلالی در بدن امکانپذیر میباشد.
توضیح اینکه شبكه شعور كيهاني، مجموعه هوش و خرد و يا آگاهي حاكم بر جهان هستي است كه به آن آگاهي نيز گفته میشود و یکی از سه عنصر موجود در جهان هستی میباشد. نظر به اينكه آگاهي نه ماده است و نه انرژي، بنابراين بعد زمان و مكان بر آن نيز حاكم نبوده و درمان به كمك اين شبكه از راه دور و نزديك امكانپذير است. همچنين فاقد كميت بوده و قابل اندازهگيري نيست و همان گونه كه ذكر شد، فقط با ايجاد انگيزشهايي در بدن بيمار، نقطهی اثر آن آشكار میشود. بنابراين، درمانگر نمیتواند از بابت قدرت آن، چيزي را به خود نسبت دهد.
سه عنصر تشکیل دهنده جهان هستی عبارتند از: ماده، انرژی و آگاهی.
نکتهی مهم در این مکتب این است که بر خلاف خیلی از روشها، درمان توسط درمانگر انجام نشده بلکه از طریق اتصال به شبکه شعور کیهانی صورت میگیرد و درمانگر صرفاً نقش یک واسطه را بازی میکند تا حلقهای به نام حلقهی وحدت - حبل الله (که حلقهی بسیار هوشمندی میباشد؛) تشکیل شود. سعدی در مورد این حلقه چنین میگوید:
سلسلهی موی دوسـت، حلقهی دام بلاســت هرکه در این حلقه نیست، فارغ از این ماجراست
شرط اساسی برای نتیجه گرفتن از فرادرمانی، حضور بیطرفانه در این حلقه میباشد، درست مانند یک شاهد و نظارهگر و نیازی به داشتن اعتقاد و ایمان نیست و خارج بودن از این حلقه نیز، به معنی محروم بودن از فیض این حلقه میباشد.
با توضیح فوق مشخص میشود که فرادرمانی به انرژی و مهارت درمانگر بستگی نداشته و نیازی به داشتن استعداد و قدرت و انرژی خاصی نمیباشد، بلکه درمان، توسط هوشی بسیار برتر هدایت میشود و قابلیتهای فردی تاثیری در انجام آن ندارد. در نتیجه، فرادرمانگر نیز دچار هیچ نوع عارضهای مانند خستگی و تحلیل جسمی نمیشود و نیازی به جبران انرژی از طبیعت و غیره را نخواهد داشت. در ضمن وجود لایهی محافظ فرادرمانگر را از خطر تشعشع شعور معیوب سلولی و سایر تشعشعات منفی بیمار و همچنین از تداخل موجودات غیر ارگانیک، محافظت میکند.
نکتهی مهم دیگر در این مکتب این است که شخص با سعی و کوشش و تلاش خود درمانگر نمیشود بلکه اجازهی درمانگری و تجهیز به لایهی محافظ، پس از مکتوب نمودن سوگندنامه به او تفویض میشود.
به سعی خود نتوان برد پی به گوهر مقصود خیــال بـود که این کــار، بی حـواله بـود
در این مکتب، فرد از تمام تواناییها و قابلیتهای فردی کاملاً خلع سلاح شده و بدون داشتن هیچ گونه وسیله و روشی که بتواند آن را به خود نسبت دهد، (پس از تفویض اتصال و لایه محافظ به درمانگر،) اقدام به درمانگری مینماید و در این راستا برای درمان و درمانگری از هیچ نوع تمرکز، تصور و تخیل، ذکر و مانترا، ترسیم سمبل، تلقین و روشهای خود
همچنین در این مکتب اعتقاد بر این است که انسان در این رابطه میتواند از توانمندیهای معنوی بسیار زیادی برخوردار باشد که توان فرادرمانگری یکی از آنها است و از این اتصال میتوان در شناخت گنجهای درونی بهره برداری نموده و به روشن بینی (که به معنای روشن دیدن و اشراق، رسیدن به وضوح، فهم و درک روشن از جهان هستی میباشد،) رسیده و زمینهی ارتقاء روح فردی و جمعی جامعه را فراهم نماید و این خود میتواند باعث اعتلای انسان شده و از درد و رنج او بکاهد. زیرا درد و بیماری شایستهی انسان، (همان اشرف مخلوقاتی که خداوند برای خلق او به خود تبریک گفت،) نیست و تلاش برای رهایی از درد و رنج و خفت و خواری، نه تنها کارمایی(عکس العمل منفی) برای او به وجود نمیآورد، بلکه جزء رسالت انسان نیز میباشد؛ خصوصاً این که علت برخی از دردها و بیماریها صرفاً ناشی از طرز
فکر و بینشهای غلط او میباشد
درمان به عنوان یک روش عرفانی، در راه رسانیدن درمانگر به اهداف زیر، مورد استفاده قرار میگیرد:
- شناسایی و آشنایی عملی با هوشمندی و شعور الهی،
- شناختن گنج درون و رسیدن به دانش کمال،
- رهایی از گرفتاری در خویشتن،
- خدمت به خلق و آشنایی با عبادت عملی و امکان تحقق بخشیدن به آن.
فرادرمانی برای بیمار نیز به عنوان یک حرکت عرفانی برای متحول نمودن او به کار گرفته میشود. زیرا، در این مکتب شفای جسم بدون تحولات مثبت درونی، فاقد ارزشهای لازم میباشد و اتصال بیمار به شبکه شعور الهی، توجه او را به منبعی هوشمند جلب نموده و او را به حقیقتی شگرف آشنا میکند که به دنبال آن، زمینهی ایجاد تحولات درونی او را فراهم میسازد.
ساقیا بده جامـی، زان شراب روحانـی تا دمی بیاسایم، زین حجاب جسمانی
نکتهی خیلی مهم: سن، جنسیت، ملیت، میزان تحصیلات، مطالعات، تعالیم و تجارب عرفانی و فکری، استعداد و لیاقتهای فردی و... همچنین نحوه و نوع تغذیه، ورزش، ریاضت و... در کار با شبکه شعور کیهانی هیچ گونه تاثیری ندارند. زیرا، این اتصال و برخورداری از مدد آن، فیض و رحمت ع��م الهی بوده که بدون استثنا شامل حال همهی انسانها
بیا که دوش به مستی، سروش عالم غیب نویـد داد که عـام است، فیــض رحـمــت او